شناسهٔ خبر: 79793002 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: صراط‌نیوز | لینک خبر

دفاع از خسارت‌بارترین بند توافقی که خود خسارت محض بود

مقاومت؛ اما در برابر فهمیدن

صاحب‌خبر -

به گزارش صراط به نقل از عصر ایرانیان، زیاد شنیدیم که افراد مرگ عزیزانشان را سخت باور می‌کنند. هر چقدر دلبستگی بیشتر باشد، باور مرگ سخت‌تر است. این واقعیت را می‌توان در تیتر دیروز روزنامه سازندگی دید. «برجام هنوز کار می‌کند»؟! . برجامی که از ۹۷ و با خروج آمریکا و بازگشت تحریم‌ها مُرد از نظر آنها هنوز کار می‌کند. اولین نفری که مرگ برجام را باور نکرد حسن روحانی بود و روز خروج آمریکا از برجام گفت :« خوشحالم که شرّ یک موجود مزاحم از برجام‌ کم شد». مرگ برجام آنقدر برای غرب‌گراها سخت بود که آن را باور نکردند و اگر قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» نبود کشور تا سال‌ها در گور برجام مانده بود. نه تنها مرگش را باور ندارند بلکه استفاده چین و روسیه از حق وتو را در حمایت از ایران به برجام مُرده منتسب می‌کنند. رویدادی که اتفاقا در پارادایم مقابل پارادایم برجام رخ داده است.

سه روز پیش روسیه و چین در ادامه حمایت‌هایشان از ایران به قطعنامه‌ای که به دنبال احیای ساختار تحریمی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل بود، رای منفی دادند و اصطلاحا از حق وتو برای رد کردن این قطعنامه استفاده کردند. پیش‌نویس این قطعنامه را آمریکا ارایه داده بود. همان که طرف حساب اصلی توافق برجام بود.

دوباره مرور کنیم. چین و روسیه که در توافق برجام جایگاهی شبیه ناظر داشتند قطعنامه‌ پیشنهادی آمریکا را که طرف حساب اصلی توافق برجام بود، وتو کردند. بعد غرب‌گرایان در ایران تیتر زده‌اند «برجام هنوز کار می‌کند.» نکته جالب دیگر حمایت تمام کشورهای اروپایی از پیش‌نویس ارایه شده از سوی آمریکا بود.

آرایش بازیگران در نسبت با این پیش‌نویس به خوبی روشن می‌کند که وتو شدن این قطعنامه به برجام ربطی ندارد. ایران در برجام محدودیت‌های بسیار و بازرسی‌های بی‌سابقه‌ای را به امید عادی شدن وضعیت برنامه هسته‌ای خود پذیرفت. غرب‌گراها در ایران امید کاذب داشتند که با امضا و اجرای توافق برجام دشمنی دیرینه و عمیق غرب با ایران به پایان می‌رسد و آنگاه ایران وارد مدار اقمار غرب می‌شود.

همین نگاه غلط که چندین سال بر کشور حاکم بود سبب شده بود که روابط ایران با چین و روسیه علی‌رغم مهیا بودن فضای محیطی، ضعیف بماند. رفتار بسیار اشتباه دولت روحانی با چین پس از نهایی شدن برجام را نباید فراموش کرد. آنها به امید واهی غربی‌ها، با چینی‌ها که در زمان تحریم کنار ایران بودند، بد رفتاری کردند. اعترافی که ظریف در آخرین گزارش خود به مجلس شورای اسلامی درباره برجام به صراحت انجام داد و تاکید کرد که این رویکرد غلط سبب ایجاد دلخوری در طرف چینی گردید.
برای درک بهتر از دلایل استفاده از حق وتو توسط چین و روسیه کافیست رفتار چند سال اخیر این دو بازیگر مهم در صحنه روابط بین‌الملل را مرور کنیم. چین و روسیه دو بازیگری هستند که در سطح راهبردی در برابر هژمونی آمریکا ایستاده‌اند و در این سطح منافع مشترک با ایران مشاهده می‌کنند. آنها ایران را نیز بخشی از جبهه مقابله با هژمونی آمریکا می‌دانند. این نگاه هرگاه ایران سیاست‌های اصولی در برابر آمریکا و متحدانش اخذ می‌کند، تقویت می‌شود و هرگاه رفتار متفاوت انجام می‌دهد، تضعیف می‌شود، چیزی که برجام انجام داد. ایستادگی ایران و کسب پیروزی در دو جنگ تحمیلی اخیر نگاه مذکور را به شدت تقویت کرده است. روسیه و چین تردیدی در اراده ایران برای حفظ استقلال و مقابله با هژمونی آمریکا در منطقه غرب آسیا ندارند. به همین دلیل است که ما شاهد وتوی قطعنامه‌ پیشنهادی بحرین درباره تنگه هرمز و چند اقدام راهبردی حمایتی دیگر از سوی این دو بازیگر بودیم.

به عبارت دیگر آرایش دو کشور چین و روسیه به تغییر معادلات قدرت در جهان و موضوع تغییر نظم بازمی‌گردد و خاستگاهی اساسا متضاد با برجام دارد. چین و روسیه ایران را یک بازیگر موثر در مقابله با هژمونی آمریکا می‌بینند و حمایت از ایران در مجامع بین‌المللی را در راستای منافع راهبردی خود می‌بینند. کسی که فهمی از واقعیت روابط بین‌الملل نداشته باشد، رفتار این دو بازیگر را به برجام منتسب می‌کند. غرب گرایان نسبتی با واقعیت ندارند و تنها در اوهام خود گذران عمر می‌کنند. البته این اوهام برای مردم ایران پرهزینه بوده است. تحمیل دو جنگ در میانه مذاکره و از دست دادن رهبر انقلاب و کودکان معصوم میناب تنها بخشی از این هزینه‌ها بوده است.

غرب‌گرایان عاشق آمریکا می‌خواهند بار دیگر هزینه‌ای گزاف به مردم ایران تحمیل کنند. آنها تفاهم‌نامه اسلام آباد را که دیگر به یک مُرده تبدیل شده، می‌خواهند در ذهن مردم زنده نگه دارند به امید اینکه مسیر بهبود رابطه با آمریکا از بین نرود. ولی مردم ایران می‌دانند که امثال برجام یا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که اساسش بر اعتماد و امید به دشمن بنا شده است، صرفا تجربه تاریکی است که باید از آن‌ها عبور کرد.