خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: از آن جا که مسئله زندگی پس از مرگ و دادگاه عظیم رستاخیز برای انسانی که در محدوده این جهان زندانی است مطلب تازه ای به نظر می رسد. خداوند نمونه کوچکی از آن دادگاه را در همین دنیا به ما ارائه داده است که نامش دادگاه وجدان است. ولی فراموش نکنیم که گفتیم نمونه کوچکی از آن است.
بگذارید این مطلب را روشن تر بیان کنیم:
انسان در برابر اعمالی که انجام می دهد در چند دادگاه محاکمه می شود.
نخستین دادگاه همان دادگاه های معمولی بشری است، با تمام ضعف ها و نارسائی ها و کمبودهایش.
گرچه وجود همین دادگاه های معمولی اثر قابل ملاحظه ای در تخفیف جرائم دارد، ولی اساس و پایه این دادگاه ها چنان است که هرگز نمی توان از آنها انتظار اجرای عدالت کامل داشت.
دومین دادگاه که از این حساب شده تر و دقیق تر است دادگاه «مکافات عمل» است.
اعمال ما آثاری دارد که در کوتاه مدّت یا دراز مدّت دامان ما را خواهد گرفت.
تنها نارسائی این دادگاه این است که عمومی و کلّی و همگانی نیست، و به همین دلیل ما را از دادگاه بزرگ رستاخیز بی نیاز نمی کند.
سوّمین دادگاه که از این هم دقیق تر و حساب شده تر است دادگاه «وجدان» است.
در حقیقت همان گونه که منظومه شمسی با آن نظام شگرفش به صورت بسیار کوچکی در دل یک اتم خلاصه شده، می توان گفت که دادگاه قیامت نیز ماکت کوچکش در درون جان ماست.
زیرا در درون وجود انسان نیروی مرموزی است که فلاسفه آن را «عقل عملی» می نامند و قرآن مجید «نفس لوامه اش» می خواند و امروز از آن به «وجدان» تعبیر می کنند.
همین که کار خوب یا بدی از انسان سر بزند به سرعت این دادگاه تشکیل می شود و بدون سر و صدا، امّا کاملا جدّی و اصولی، محاکمه را شروع می کند، و نتیجه حکمش را به صورت مجازات ها یا تشویق های روانی به اجرا درمی آورد.
گاه آنچنان مجرمان را از درون شلاق می زند و تحت شکنجه روحی قرار می دهد که مرگ را با آغوش باز استقبال می کنند و آن را بر زندگی ترجیح می دهند، و در وصیّت نامه خود می نویسند اگر ما دست به خودکشی زدیم برای نجات از ناراحتی وجدان بود!
گاه در مقابل یک کار خوب انسان را آنچنان تشویق می کند که او را به وجد و سرور وا می دارد، آرامشی عمیق در درون جان احساس می کند، آرامشی بسیار دل انگیز و توصیف ناکردنی که لذت و شکوه آن در هیچ بیانی نمی گنجد.
این دادگاه عجایب و ویژگی ها دارد:
۱- در این دادگاه قاضی، شاهد و مجری حکم و تماشاچی همه یکی است، همان نیروی وجدان است که شهادت می دهد قضاوت می کند و سپس آستین بالا می زند و حکم خود را اجرا می کند!
۲- بر خلاف دادگاه های پر سر و صدای عادی که گاه یک محاکمه چندین سال به طول می انجامد، محاکمه این دادگاه برق آساست و معمولا نیاز به وقت و زمان ندارد، البته گاه برای ثابت شدن مدارک جرم و کنار رفتن پرده های غفلت از مقابل چشم دل نیازمند به زمانی هست، ولی بعد از ارائه مدارک، صدور حکم فوری و قطعی است.
۳- حکم این دادگاه یک مرحله ای است و از دادگاه استیناف و تجدید نظر و دیوان عالی و مانند آن در این جا خبری نیست.
۴- این محکمه فقط کیفر نمی دهد، بلکه به وظیفه شناسان نیز پاداش می دهد، بنابراین دادگاهی است که هم نیکان و هم بدان در آن جا محاکمه می شوند و به تناسب اعمالشان پاداش و کیفر می بینند.
۵- کیفرهای این دادگاه هیچ شباهتی با کیفرهای معمولی ندارد، در ظاهر، نه زندانی و نه شلاّق، و نه چوبه داری، و یا جوخه آتشی، امّا گاه چنان از درون می سوزاند و به زندان می افکند که دنیا با تمام وسعتش برای انسان تنگ می شود، تنگ تر از سلّول انفرادی یک زندان مخوف و وحشتناک.
خلاصه، این دادگاه از نوع دادگاه های این جهان نیست که از نوع دادگاه رستاخیز است.
عظمت این دادگاه به اندازه ای است که قرآن به نام آن سوگند یاد کرده و در کنار دادگاه رستاخیزش نهاده، می گوید:
«لا اقسم بیوم القیامة و لا اقسم بالنفس اللوامة ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین علی ان نسوی بنانه».(۱)
(سوگند به روز رستاخیز و سوگند به وجدان بیدار و سرزنش کننده، آیا انسان چنین می پندارد که استخوان های پراکنده او را جمع آوری نمی کنیم، (چنین نیست)، قادریم که حتی انگشان او (حتّی خطوط سرانگشتانش را که معرِّف شخص است) همچون روز نخست بسازیم۹.(۲)
پی نوشت:
(۲). گرد آوری از کتاب: پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۳۷۶ ه. ش، ص ۳۴۳.