به گزارش تابناک به نقل از؛ حقیقت این است که بار سنگین این روزها را نباید و نمیتوان به تنهایی بر دوش کشید. هیچ مادری در خلأ بهبود پیدا نمیکند و حلقه اطرافیان، بهویژه همسر و خانواده، نقشی حیاتی در این مسیر دارند.
«نسترن ایگدر»، روانشناس بالینی و رواندرمانگر فردی، در بخش پایانی این گفتوگو به سراغ مسئولیت پنهان اطرافیان و اشتباهات رایجی رفته است که میتواند ناخواسته بار روانی تازهمادران را سنگینتر کند.
ایگدر در ابتدای صحبتهایش با یادآوری حساسیت این برهه از زندگی میگوید: «تولد یک نوزاد آغاز یک دوره تازه در زندگی مادر است؛ دورهای که میتواند با عشق و هیجان همراه باشد، اما در کنار اینها، خستگی، اضطراب، تغییرات بدنی و فشارهای روانی هم ممکن است وجود داشته باشند. برای برخی از مادران، این فشارها یک دوره گذرا نیستند و ممکن است ادامهدار شوند و به افسردگی پس از زایمان تبدیل شوند. در چنین شرایطی، مهمترین نکتهای که بهتر است مادر بداند این است که افسردگی پس از زایمان نه نشانه ضعف است و نه به این معناست که مادر در ایفای نقش مادری ناتوان است. این وضعیت با سلامت روان مرتبط است و مانند بسیاری از مسائل روانشناختی، کاملاً قابل درمان است.»
وقتی هورمونها علیه آرامش مادر دستبهیکی میکنند.
اما اگر مادری متوجه دگرگونی احوالش شد، نخستین اقدام چه باید باشد؟ این روانشناس بالینی پاسخ میدهد: «اگر مادر احساس میکند حالش خوب نیست، اولین قدم این است که علائمی را که تجربه میکند نادیده نگیرد. گاهی مادر به دلیل ترس از قضاوت شدن، احساس گناه و این تصور که یک مادر همیشه باید شاد و خوشحال باشد، ناراحتیهایش را پنهان میکند. ممکن است با خودش بگوید: خب، چه اشکالی دارد؟ همه مادرها خسته میشوند؛ من باید خودم را خیلی زود جمعوجور کنم. اما اگر احساس غم، بیانگیزگی، ناامیدی، اضطراب و بیانرژی بودن ادامه پیدا کند و در عملکرد روزمره مادر، مراقبت از خودش، مراقبت از نوزاد و ارتباطش با نوزاد و اطرافیان اختلال ایجاد کند، حتماً باید موضوع جدی گرفته شود.»
جملاتی که به یک تازهمادر نباید گفت!
در روزهایی که خستگی، اضطراب و تغییرات پس از زایمان میتواند سلامت روان مادر را تحتتأثیر قرار دهد، یک جمله نادرست از سوی اطرافیان ممکن است احساس گناه و بیکفایتی او را بیشتر کند. اما چه حرفهایی را نباید به یک تازهمادر گفت و در مقابل، چطور میتوان واقعاً حامی او بود؟
گروه زندگی: در دو بخش قبلی این پرونده (اینجا و اینجا بخوانید)، ابتدا از چهره پنهان و زنگ خطرهای افسردگی پس از زایمان گفتیم و سپس جعبهابزار خودمراقبتی را باز کردیم تا ببینیم یک تازهمادر چطور میتواند در روزهای طوفانی مراقب روان و جسم خود باشد. اما حقیقت این است که بار سنگین این روزها را نباید و نمیتوان به تنهایی بر دوش کشید. هیچ مادری در خلأ بهبود پیدا نمیکند و حلقه اطرافیان، بهویژه همسر و خانواده، نقشی حیاتی در این مسیر دارند.
«نسترن ایگدر»، روانشناس بالینی و رواندرمانگر فردی، در بخش پایانی این گفتوگو به سراغ مسئولیت پنهان اطرافیان و اشتباهات رایجی رفته است که میتواند ناخواسته بار روانی تازهمادران را سنگینتر کند.
ایگدر در ابتدای صحبتهایش با یادآوری حساسیت این برهه از زندگی میگوید: «تولد یک نوزاد آغاز یک دوره تازه در زندگی مادر است؛ دورهای که میتواند با عشق و هیجان همراه باشد، اما در کنار اینها، خستگی، اضطراب، تغییرات بدنی و فشارهای روانی هم ممکن است وجود داشته باشند. برای برخی از مادران، این فشارها یک دوره گذرا نیستند و ممکن است ادامهدار شوند و به افسردگی پس از زایمان تبدیل شوند. در چنین شرایطی، مهمترین نکتهای که بهتر است مادر بداند این است که افسردگی پس از زایمان نه نشانه ضعف است و نه به این معناست که مادر در ایفای نقش مادری ناتوان است. این وضعیت با سلامت روان مرتبط است و مانند بسیاری از مسائل روانشناختی، کاملاً قابل درمان است.»
وقتی هورمونها علیه آرامش مادر دستبهیکی میکنند.
اما اگر مادری متوجه دگرگونی احوالش شد، نخستین اقدام چه باید باشد؟ این روانشناس بالینی پاسخ میدهد: «اگر مادر احساس میکند حالش خوب نیست، اولین قدم این است که علائمی را که تجربه میکند نادیده نگیرد. گاهی مادر به دلیل ترس از قضاوت شدن، احساس گناه و این تصور که یک مادر همیشه باید شاد و خوشحال باشد، ناراحتیهایش را پنهان میکند. ممکن است با خودش بگوید: خب، چه اشکالی دارد؟ همه مادرها خسته میشوند؛ من باید خودم را خیلی زود جمعوجور کنم. اما اگر احساس غم، بیانگیزگی، ناامیدی، اضطراب و بیانرژی بودن ادامه پیدا کند و در عملکرد روزمره مادر، مراقبت از خودش، مراقبت از نوزاد و ارتباطش با نوزاد و اطرافیان اختلال ایجاد کند، حتماً باید موضوع جدی گرفته شود.»
چند نقش همزمان و ضرورت پایان تکروی
یکی از چالشهای بزرگ پس از زایمان، هجوم انبوهی از وظایف است که مادر را آچمز میکند. ایگدر در پاسخ به این پرسش که آیا مادر باید همه چیز را خودش مدیریت کند، تأکید میکند: «یکی از مشکلات مهم مادران در این دوره، فشار برای انجام همزمان چند نقش است؛ مراقبت از نوزاد، رسیدگی به کارهای خانه، پاسخگویی به انتظارات خانواده و در بعضی موارد، ادامه تحصیل یا کار. در چنین شرایطی، حمایت اجتماعی اهمیت بسیار زیادی دارد و میتواند بخش مهمی از روند بهبودی باشد. همسر و خانواده بهتر است مسئولیتهای روزمره را تقسیم کنند و فرصت استراحت را برای مادر فراهم کنند.»
نصیحتهای سمی را متوقف کنید!
اطرافیان گاهی با نیت خیرخواهانه دست به دامن جملاتی میشوند که اثر معکوس دارد و بر حس بیکفایتی مادر دامن میزند. این رواندرمانگر در اینباره هشدار میدهد: «گاهی به جای جملاتی مثل مثبت فکر کن یا به خاطر بچهات قوی باش، بهتر است فقط به حرفهای مادر گوش بدهیم، بدون اینکه او را قضاوت کنیم. باید به او یادآوری کنیم که تنها نیست و اصلاً لازم نیست همه کارها را به تنهایی انجام دهد.»
مراقبت از مادر، بخشی از مراقبت از نوزاد است
ایگدر در جمعبندی نهایی این پرونده، پیوند ناگسستنی میان حالِ مادر و آینده نوزاد را یادآور میشود و میگوید: «به عنوان حرف آخر، مراقبت از مادر بخش مهمی از مراقبت از نوزاد است. گاهی در ماههای نخست تولد نوزاد، تمام توجه خانواده به سمت سلامت و نیازهای کودک میرود و حال مادر به حاشیه رانده میشود. اما سلامت نوزاد و سلامت مادر دو موضوع جدا از هم نیستند. مادری که از نظر جسمی و روانی حمایت میشود، فرصت بیشتری برای استراحت کردن دارد و به تبع آن، میتواند ارتباط عاطفی بهتری نیز با نوزاد برقرار کند. بنابراین، وقتی از مراقبت از نوزاد صحبت میکنیم، نباید مادر را فراموش کنیم. مادر هم نیاز به مراقبت دارد و گاهی حتی بهترین کاری که میتوانیم برای یک نوزاد انجام دهیم، این است که حال مادرش را جدی بگیریم.»