شناسهٔ خبر: 79755486 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: دیپلماسی‌ایرانی | لینک خبر

«رولت ایرانی» در واشنگتن

صاحب‌خبر -

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، بحران‌های بین‌المللی و چالش‌های داخلی از جمله افزایش قیمت سوخت و تورم ناشی از تنش‌های نظامی در خاورمیانه به ویژه در رابطه با ایران موجب نارضایتی‌های عمومی شده و به‌طور فزاینده‌ای بر نظرات رای‌دهندگان تاثیر می‌گذارد، در این شرایط استراتژی‌های ترامپ باید هم از لحاظ نظامی و دیپلماتیک و هم از منظر پیامدهایش بر وضعیت داخلی و آینده سیاسی آمریکا بررسی شوند.

به گزارش ایسنا، فرض کلاسیک در دولت آمریکا بر این پایه تاریخی محکمی استوار است که «همه سیاست‌ها داخلی بوده» و رأی‌دهنده آمریکایی در انتخابات میان‌دوره‌ای به دلیل نگرانی‌ها در خصوص مالیات، مراقبت‌های بهداشتی و نرخ بیکاری به پای صندوق‌های رای می‌رود و مسائل سیاست خارجی را به کارشناسان اندیشکده‌ها واگذار می‌کند.

اما در دوره انتخاباتی استثنایی پاییز سال جاری، مرزهای میان سیاست داخلی و بین‌المللی از بین رفته است، گلوله‌ای که در آب‌های خلیج فارس شلیک می‌شود و موشکی که در جنوب لبنان فرود می‌آید، به صورت مستقیم قیمت یک گالن سوخت را در پمپ بنزین‌های پنسیلوانیا، اوهایو و میشیگان تعیین می‌کند.

به گزارش سایت النشره، در واقع ما با یک انتخابات میان‌دوره‌ای معمولی روبه‌رو نیستیم، این مبارزات انتخاباتی آمریکا عملا در تنگه هرمز انجام می‌شود.

توهم فضای داخلی انتخابات

بررسی داده‌های آماری کنگره، چشم‌اندازی بسیار شکننده را نشان می‌دهد. حزب جمهوری‌خواه از اکثریت بسیار ضعیفی در مجلس نمایندگان دفاع می‌کند، در سنا، با وجود نقشه نسبتا راحت جمهوری‌خواهان، حاشیه‌های باریک آرا، نقش مهمی در تصویب انتصاب‌های فدرالی و تصویب قراردادها ایفا می‌کنند.

داده‌های آماری عمیق و مستقل که به دور از نظرسنجی‌های حزبی و با دقت بررسی شدند، نشان می‌دهند که ۷۴ درصد از رای‌دهندگان مستقل، تورم را تنها عامل تعیین‌کننده در رأی خود می‌دانند، که به خودی خود این فرضیه را که «جنگ آمریکا علیه ایران، هیچ نگرانی برای رای‌دهنده آمریکایی ندارد» رد می‌کند.

رویارویی نظامی آشکار با تهران و جنگ فرسایشی مداوم در ۶ ماه گذشته، دیگر فقط خبر تلویزیونی نبوده بلکه به یک "مالیات جنگی" اعلام نشده تبدیل شده که شهروند آمریکایی هزینه روزانه آنها را پرداخت می‌کند.

افزایش هزینه‌های بیمه‌های دریایی، اختلال در زنجیره‌های تامین در سراسر دریای سرخ به دلیل حملات انصارالله و خطر مستمر بسته شدن آبراه‌ها همگی عواملی هستند که منجر به شوک تورمی در بازارهای جهانی انرژی شده؛ دست احزاب فدرال آمریکا را بسته و کاری کرده که قادر به کاهش نرخ بهره به گونه‌ای که بازارهای املاک و مستغلات و مصرف‌کننده را پیش از نوامبر احیا کند، نباشند.

اقتصاد، سلاح ایران 

این یک خطای استراتژیک بزرگ است که فرض کنیم سران ایران با یک طرز فکر نظامی کلاسیک در غرق کردن ناوگان‌های آمریکایی یا دستیابی به یک پیروزی نظامی قاطع بر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) وارد این رویارویی می‌شود.

تهران که به مدت ۴۷ سال با تحریم‌های فلج‌کننده با قدرت مقابله کرده، در یک مداخله غیرمستقیم از جغرافیا و اقتصاد به عنوان سلاح‌های سیاسی استفاده می‌کند. ایران به خوبی می‌داند که نقطه ضعف مهلک دولت ترامپ نه در ناوهای هواپیمابر بلکه در شاخص‌های بازار سهام وال استریت و میزان رضایت رأی‌دهندگان نهفته است. استراتژی ایران برای طولانی کردن درگیری، تشدید حملات تجاری در دریای سرخ و مطرح کردن تهدید بستن تنگه هرمز به گونه‌ای طراحی شده که بازارهای نفت را در حالت وحشت دائمی نگه دارد.

هدف ایران نه اهداف نظامی که بالا نگه داشتن نرخ تورم در آمریکا تا سه‌شنبه ۳ نوامبر است. تهران روی این مساله حساب باز کرده که این خفقان ژئواقتصادی، رأی‌دهندگان خشمگین آمریکایی را به سمت تنبیه حزب رئیس‌جمهور در صندوق‌های رأی سوق خواهد داد و در نتیجه، کنگره‌ای چند دسته، شکل خواهد گرفت که مانع از آن می‌شود ترامپ بودجه‌های نظامی هنگفت را تصویب کرده و یا تحریم‌ها را سخت‌تر کند و در ادامه او را مجبور می‌کند با شرایط ایران پای میز مذاکره بنشیند.

قمار اکتبر

در برابر این تله ایران که با دقت چیده شده، رئیس جمهور آمریکا خود را در مقابل ۲ گزینه نامطلوب می‌بیند که نظریه تاریخی «سورپرایز اکتبر» را احیا می‌کند.

برخی از تحلیلگران احتمال می‌دهند که ترامپ برای کسب آراء مردم آمریکا، به طور بی‌سابقه‌ای به تشدید اقدامات نظامی روی آورد اما در این تحلیل عمل‌گرایی اقتصادی حاکم بر تفکر رئیس جمهور آمریکا نادیده گرفته شده است. اقدام به نابودی کامل تاسیسات نفتی ایران، ناگزیر واکنش ویرانگر ایران را خواهد داشت اگر تهران زیرساخت‌های خلیج فارس را به آتش بکشد، قیمت هر بشکه نفت به سطوح بسیار بالایی خواهد رسید و هرگونه شانس جمهوری‌خواهان برای حفظ اکثریت کنگره از بین خواهد برد.

گزینه جایگزین و از نظر سیاسی گزینه زیرکانه‌تر، استفاده از دیپلماسی پشت پرده، به ویژه «یادداشت تفاهم اسلام آباد» یا کانال‌های عمانی برای دستیابی به یک آتش‌بس تاکتیکی و موقت در اواخر اکتبر است. اعلام ناگهانی توقف عملیات نظامی و حفاظت از آبراه‌ها از سوی کاخ سفید بلافاصله باعث سقوط قیمت نفت، رونق بازارهای سهام و یک پیروزی سیاسی برای ترامپ خواهد شد و به عنوان مصداقی از توانایی او در خاموش کردن آتش‌هایی که رئیس جمهور قبلی برافروخته، به رأی‌دهندگان آمریکایی ارائه می‌شود. این قماری میان تشدید همه‌جانبه و کاهش تاکتیکی تنش است که نه تنها شکل کنگره بعدی بلکه مسیر کل نظم جهانی را تعیین خواهد کرد.

پیامدهای یک منطقه ملتهب

تحولات انتخاباتی آمریکا را نمی‌توان از عرصه ملتهب خاورمیانه به ویژه در اراضی اشغالی و لبنان جدا کرد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی با نگرانی زیادی نظرسنجی‌های آمریکا را دنبال می‌کند. او می‌داند که پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان می‌تواند محدودیت‌های قانونی فلج‌کننده‌ای را بر بسته‌های کمک نظامی آتی به این رژیم اعمال کند و کمیته‌های تحقیق پارلمانی را ایجاد کند که برای توقف ماشین جنگی فشار بیاورند.

بر این اساس، سران نظامی رژیم صهیونیستی سعی دارند پیش از اینکه محاسبات سیاسی در واشنگتن تغییر کرده و این رژیم را وادار کند تحت فشار داخلی آمریکا و درخواست برای پایان دادن به دخالت‌هایش در جنگ‌های خاورمیانه، به جنگ پایان دهد، از هفته‌های باقی‌مانده قبل از انتخابات آمریکا برای تشدید تخریب سیستماتیک خود در جنوب لبنان و تحمیل «مناطق آزمایشی» با قدرت اسلحه استفاده کنند.

در این معادله سخت، لبنان بهای سنگینی را به دلیل همزمانی دوره‌های انتخابات آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌پردازد. تل‌آویو عجله دارد قبل از اینکه حمایت اکثریت جمهوری خواهان خود را از دست بدهد، به یک راه‌حل جغرافیایی برسد. مقاومت میدانی‌ حزب‌الله تا ماه نوامبر و هرگونه تغییر در موازنه سیاسی قدرت در واشنگتن فشارهای بین‌المللی را به دنبال دارد که تل‌آویو را مجبور به عقب‌نشینی می‌کند.

تغییرات در موازنه قوا

مهم‌ترین پیامد پیوند جنگ با نتیجه انتخابات آمریکا، اقدامات ژئوپلیتیکی پیشگیرانه، نظیر «توافق مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان را توجیه می‌کند. این پایتخت‌ها منتظر نتایج نوامبر برای تعیین اینکه چه کسی واشنگتن را اداره خواهد کرد، نمانده‌ و تصمیم گرفتند یک معماری امنیتی مستقل ایجاد کنند که در برابر نوسانات انتخابات آمریکا مصون بماند.

کشورهای منطقه متوجه شده‌اند که استراتژی انتظار برای یک «ناجی آمریکایی» یک توهم استراتژیک بوده و واشنگتن چه توسط دموکرات‌ها اداره شود و چه جمهوری‌خواهان، برای تحمیل اراده خود به صورت یکجانبه بسیار ضعیف شده و برای محافظت بی‌قید و شرط از متحدان خود بیش از حد دچار تفرقه شده است.

در نهایت انتخابات نوامبر ۲۰۲۶ را نباید به عنوان یک رویداد داخلی صرف تحلیل و بررسی کرد بلکه باید آن را به عنوان یک همه‌پرسی جهانی در مورد شکل و میزان قدرت آمریکا در نظر گرفت. در حالی که رای‌دهندگان آمریکایی منتظر نتیجه انتخاب‌های خود در برگه‌های رای هستند، کل خاورمیانه در حالت آماده‌باش بوده و منتظر است تا ببیند چگونه یک رای در یک ایالت می‌تواند کشتاری را در بیروت متوقف کرده و یا جنگی تمام‌عیار را در خلیج فارس به راه بیندازد.

اکنون سوالی که در ذهن‌ها ایجاد می‌شود این است که اگر قیمت سوخت حلقه اتصال میان جنگ‌های خاورمیانه و جیب رأی‌دهندگان آمریکایی باشد، واشنگتن تا کجا حاضر است برای مهار رکود اقتصادی و حفظ شانس سیاسی در انتخابات بعدی، بر سر مسائل امنیتی حساس (مانند برنامه هسته‌ای ایران) کوتاه بیاید؟