باشگاه فیلم سوره طی بیش از یک دهه فعالیت تلاش کرده این مسیر را از فیلم کوتاه تا فیلم بلند برای بخشی از این استعدادها هموار کند؛ از فیلمسازانی که با ساخت چند اثر کوتاه، امکان تجربه و رشد پیدا کردهاند تا رسیدن به آثاری مانند «۲۱ روز بعد»، «تاکسیدرمی»، «مصلحت» و «باغ کیانوش».
حامد یامینپور، مدیر باشگاه فیلم سوره و عضو هیات انتخاب جشنواره فیلم ۱۰۰ که اکنون درحال برگزاری است، در گفتوگو با «جامجم» از معیارهای باشگاه و اعضای هیات انتخاب جشنواره ۱۰۰ برای شناسایی استعدادها، ضرورت حمایت مستمر از فیلمسازان جوان و دشواری عبور از فیلم کوتاه به سینمای بلند میگوید. او معتقد است سرمایه اصلی سینمای ایران، نیروی انسانی است و اگر مسیر تربیت و حمایت از نسل تازه جدی گرفته نشود، سینما بهتدریج بخشی از سرمایه خود را از دست میدهد. یامینپور همچنین از تلاش باشگاه برای تجربه قالبهای تازه مانند میکرودراما و وبسری و تولید آثاری درباره جنگ رمضان صحبت میکند که قرار نیست پاسخی مناسبتی باشند بلکه با وسواس و دغدغههای هنری ساخته میشوند.
باشگاه فیلم سوره چه تعریفی از جوانان مستعد دارد و هنگام انتخاب یک فیلمساز جوان، بهدنبال چه ویژگیهایی میگردد؟
ما در جذب فیلمساز، یک آییننامه نانوشته داریم که صرفا علاقهمندان به سینما و کارگردانی را جذب نمیکنیم؛ یعنی صرفا کسی را که بگوید «من دوست دارم فیلمساز شوم» یا «میخواهم کارگردانی کنم»، جذب نمیکنیم. امروز در شرایطی هستیم که هر فردی میتواند با یک گوشی موبایل، یا با قرضگرفتن یک دوربین از دوستش، حتی یک قصه دوسهدقیقهای را در پارک، خانه یا لوکیشنهای ساده روایت کند. بنابراین، دیگر کسی نمیتواند بگوید «من تاکنون فیلم نساختهام و چیزی ندارم که به شما نشان بدهم تا ببینید چهنوع فیلمی میتوانم بسازم یا چگونه قصه روایت کنم، اما شما از من حمایت کنید.» از نظر ما، جوان مستعد کسی است که دوربین را بهدست گرفته و بخشی از این مسیر را آغاز کرده باشد. در همان شروع مسیر و در اثر کوچکی که جوان میسازد، میتوان دید چه میزان استعداد و توانایی دارد.
بسیاری از فیلمسازان جوان بعد از ساخت یکیدو فیلم کوتاه، در ادامه مسیر رها میشوند. مدل باشگاه برای اینکه یک استعداد را از همان مرحله فیلم کوتاه تا فیلم بلند همراهی کند، چگونه طراحی شده است؟
باشگاه فیلم سوره برای حل همین مساله شکل گرفته است؛ اینکه فیلمسازان جوانی که فیلم کوتاه میسازند، پس از ساخت یک یا دو اثر، رها نشوند. سابقه فعالیت ۱۲، ۱۳ ساله باشگاه فیلم سوره و فیلمسازانی که با باشگاه همکاری کردهاند، نشان میدهد بسیاری از افرادی که امروز از فیلمسازان باسابقه باشگاه هستند، کار خود را با ساخت یک، دو، سه و حتی چهار اثر آغاز کردهاند و بهتدریج مسیرشان را تا ساخت سریال یا فیلم سینمایی ادامه دادهاند. بهنظرم امروز بیش از آنکه بخواهیم این ادعا را صرفا در قالب یک حرف یا نوشته روی کاغذ بپذیریم، میتوانیم نمونههای آن را در واقعیت و در کارنامه فیلمسازان ببینیم. برای مثال، آقایان خردمندان، دارابی، پایدار، کشاورز، زهتابچیان و ربیعی، همگی بخشی از مسیر فیلم کوتاه خود را در باشگاه طی کردهاند. بهجز آقای ربیعی، سایر افرادی که نام بردم، مسیر خود را در باشگاه فیلم سوره تا ساخت آثار بلند و فیلم سینمایی ادامه دادهاند.
در کارنامه باشگاه، آثاری مانند «۲۱ روز بعد»، «تاکسیدرمی»، «مصلحت»، «دیدن این فیلم جرم است» و «باغ کیانوش» دیده میشود. چه نسبتی میان تجربه فیلم کوتاه فیلمسازان و موفقیتشان در ساخت فیلم بلند وجود داشته است؟
در معرفی آثاری که بهعنوان فیلم سینمایی از باشگاه شناخته میشوند، تنوع و گوناگونی آثار خواسته ماست. ما بهطور کامل درک میکنیم که فیلمسازان ذائقههای متفاوتی دارند و تلاش میکنیم علاقه آنها به ژانر یا گونهای از سینما را که مطلوبشان است، محترم بشماریم و در تحقق آن تسهیلگر باشیم؛ نه اینکه بهعنوان سفارشدهنده، موضوعی را که برایمان اهمیت دارد به آنها سفارش دهیم و بخواهیم فیلمساز براساس آن فیلم بسازد. در مجموع، همه این آثار در فضای سینمای سالم و سینمای انقلاب تعریف میشوند، اما هرکدام رنگوبو و ویژگیهای خاص خود را دارند. برای مثال، «۲۱ روز بعد» اثری نوجوانانه است، «تاکسیدرمی» به تاریخ معاصر میپردازد، «مصلحت» رویکردی سیاسی دارد، «دیدن این فیلم جرم است» نیز اثری سیاسی است و «باغ کیانوش» در حوزه سینمای نوجوان قرار میگیرد. بنابراین، این آثار براساس سلیقه و ذائقه فیلمسازان، تنوع قابل توجهی دارند. ما تلاش کردهایم این تفاوت سلیقهها را محترم بشماریم و البته فیلمسازانی که این آثار را ساختهاند، علاقه و توانایی خود را در ساخت چنین فیلمهایی نشان داده بودند.
چرا با وجود حجم بالای تولید فیلم کوتاه در ایران، تعداد کمی از فیلمسازان کوتاه میتوانند به سینمای بلند راه پیدا کنند؟ مشکل را بیشتر در ساختار سینما میبینید یا در نظام تربیت و حمایت از فیلمساز؟
فیلم کوتاه ساختن، با وجود هزینهبر بودن، در مقایسه با ساخت فیلم بلند سینمایی هزینه کمتری دارد. ساخت فیلم بلند پیش از این هم گران بود، اما در شرایط فعلی هزینه تولید آن بسیار افزایش یافته است. البته پیشتر نیز نسبت هزینهها بههمین شکل بود، اما با تدابیری امکان این وجود داشت که این مساله را مدیریت کنیم و فیلم بلند بسازیم. امروز این کار دشوارتر شده است. بخشی از فاصله ایجادشده میان فیلمسازی کوتاه و رسیدن به مرحله ساخت فیلم بلند سینمایی، به میزان ریسکپذیری تهیهکنندگانی برمیگردد که میتوانند از این فضا حمایت کنند. این کار دشواری است. البته تهیهکنندگانی مانند آقایان ملکان و سعدی هم بودهاند که با موفقیت از آثار اول فیلمسازان حمایت کردهاند و اتفاقات خوبی نیز برایشان رقم خورده است. این کار همت و زمان میخواهد. تهیهکنندگان بهطور معمول بهدلیل مشغله زیاد و فشار ناشی از پروژههای مختلف، فرصت و انرژی کافی ندارند که بهسراغ استعدادهای جوان بروند، آثارشان را ببینند و آنها را کشف کنند. بههمین دلیل فاصله ایجاد میشود. برای مثال، چه تعداد از تهیهکنندگان معتبر ما به تماشای فیلمهای جشنواره فیلم کوتاه میآیند؟ بههرحال، این مساله میتواند یکی از چالشهای اصلی در مسیر کشف استعدادها و رسیدن فیلمسازان جوان از فیلم کوتاه به سینمای بلند باشد.
نسل جدید فیلمسازان چه تفاوتی با نسلهای قبلی دارد و این تفاوت چقدر در انتخاب سوژه، زبان روایت و فرم فیلمهای کوتاه دیده میشود؟
بههرحال، نسل جدید در دورانی زندگی میکند که فناوریهای تصویری در دسترس همه قرار گرفته است. بسیاری از افراد دوربینهای باکیفیتی در اختیار دارند؛ بعضی از آنها فعالیتهای بلاگری انجام میدهند و نرمافزارهای تدوین و امکانات مرتبط با تولید محتوا نیز بسیار گسترده و در دسترس شدهاند. از سوی دیگر، دسترسی به محتوای خارجی و متنوع نیز آسانتر شده است. بنابراین، رقابت برای این نسل، دشوار است، اما بهنظرم فیلمسازانی که امروز مشغول فعالیت هستند، بهاندازه کافی از دشواری کار خود آگاهی دارند و متناسب با آن تلاش میکنند.
فیلمسازانی که امروز در حال ساخت اثر هستند، متعلق به همان نسلیاند که این ویژگیها را دارد. آنها هم آثار خوب و متنوع میبینند و هم خودشان را در معرض رقابتهای جدی قرار میدهند. همین امروز یکی از فیلمسازان ما متن یک فیلم سینمایی را برای من میفرستد تا بخوانم و در کنار آن، چهارپنج فیلم سینمایی مهم و جدی را پیشنهاد میدهد و میگوید: «میخواهم این فیلم را با این شیوه اجرا کنم.» این اتفاق ارزشمندی است؛ یعنی او خودش را در افقی بلند از نظر تواناییهای تکنیکی، فنی و فرمی میبیند و خود را در یک رقابت جدی قرار میدهد. چنین نگاهی باعث میشود تلاش بیشتری کند تا به آن سطح از توانایی، قدرت اجرایی و مهارت در قصهگویی برسد.
آیا باشگاه در انتخاب فیلمسازان جوان، به این نکته هم توجه میکند که آنها بتوانند با مخاطب امروز و تغییرات ناشی از شبکههای اجتماعی و پلتفرمها ارتباط برقرار کنند؟
همانگونه که گفتم، درباره بچههایی که اکنون با ما کار میکنند، این پیشفرض وجود دارد که باید بتوانند متاثر از شرایط متفاوت مصرف محتوا در دنیای امروز، خودشان را ارتقا دهند. تلاشهایی نیز در این زمینه درحال انجام است. ما سعی میکنیم نسبت به قالبهای جدید، مانند میکرودراما، وبسری و قالبهای مشابه، بیتفاوت نباشیم و در حال طراحی پروژههایی در این حوزهها نیز هستیم. البته نمیتوان گفت که این مسیر راحت است. راه پرپیچوخمی پیشروی ما قرار دارد، اما خوشحالیم که، چون با رفقای جوان کار میکنیم، انجام کارهای جدید برای ما راحتتر است. انشاءالله بتوانیم در این مسیر، تجربههای تازهای داشته باشیم و خودمان را با تغییرات حوزه تولید و مصرف محتوا هماهنگ کنیم.
از ابتدای سال ۱۴۰۵، باشگاه هفت فیلم کوتاه، هشت تیزر داستانی و دو تیزر نماهنگ با محوریت جنگ رمضان و تشییع رهبر تولید کرده است. چه شد که امسال این حجم تولید شکل گرفت و چه ضرورتی پشت این تولیدات وجود داشت؟
جنگ رمضان و شهادت رهبر معظم انقلاب، موضوعی است که با توجه به دلبستگی فیلمسازان باشگاه فیلم سوره به انقلاب اسلامی و خاستگاه فعالیت این فیلمسازان در حوزه هنری، بهصورت طبیعی دنبال میشود. فیلمسازان ما نیز نسبت به این اتفاق احساس مسئولیت میکنند. حوزه هنری بهتعبیر رهبر شهید انقلاب، مرکز هنر انقلاب است و بچههای ما نیز نسبت به چنین موضوعاتی احساس و دغدغه دارند و خودشان را مکلف میدانستند که واکنشی به این اتفاق نشان دهند. با وجود اینکه روزهای شهادت رهبر انقلاب، بسیار سخت، تلخ و عجیبوغریب بود، بچههای ما احساس کردند که میتوانند با ساخت آثار داستانی، بخشی از آن اتفاقات را روایت کنند. شاید در گنجینه ارزشمندی که از آثار مختلف درباره این دوره شکل خواهد گرفت، این آثار نیز در کنار آثار دیگر فیلمسازان قرار گیرند و بخشی از تصویر ماندگاری را که در آینده از آن اتفاقات بهجا خواهد ماند، شکل دهند. ما و دوستانمان هم خوشحالیم که بتوانیم سهم کوچکی در ثبت و روایت این اتفاق داشته باشیم.
بخش قابل توجهی از تولیدات امسال به جنگ رمضان و تشییع رهبر اختصاص داشته است. چطور تلاش میکنید در چنین موضوعات مناسبتمحوری، از شعارزدگی فاصله بگیرید و به زبان سینمایی و روایت انسانی برسید؟
باشگاه فیلم سوره در سالهای مختلف نسبت به مسائل روز واکنش نشان داده است. ما ادعا و رویکرد مشخصی داریم و آن این است که بهدلیل اهمیتی که روایت هنری، فرم و مسائل فنی سینما برایمان دارد، تلاش میکنیم آثار مناسبتی یا آندسته کارهایی را که قرار است در یک بازه زمانی مشخص ساخته شوند، با وسواس و دقت تولید کنیم. در این زمینه میتوانم مخاطبان این گفتوگو را به تاریخچه باشگاه فیلم سوره ارجاع بدهم؛ آثاری که قرار بوده در یک بازه زمانی مشخص نقشآفرینی کنند یا واکنشی به یک اتفاق روز باشند، با چهکیفیتی ساخته شدهاند و در زمان خود با چه استقبالی مواجه شدهاند.
تلاش ما این است که برای رسیدن به ایده در این نوع آثار، به خودمان سخت بگیریم. خوشبختانه نتیجه این رویکرد، آثاری بوده که بهنظر قابل قبول و قابل دفاع هستند. ما ساخت آثار درباره این موضوعات را صرفا یک پروژه یا نوعی رفع تکلیف نمیدانیم؛ همآنقدر که برای سایر آثار در مرحله ایدهپردازی، تولید و اجرا به خودمان سخت میگیریم، برای طراحی و تولید این نوع پروژهها نیز سختگیری میکنیم.
در هفتهای که شروعش با روز ملی سینما بود، اگر قرار باشد درباره آینده سینمای ایران صحبت کنیم؛ بهنظر شما مهمترین سرمایه این سینما فیلمهای امروز است یا فیلمسازان جوانی که هنوز فیلم بلندشان را نساختهاند؟
بهنظرم سرمایه همواره نیروی انسانی است. اگر جریان تولید و تربیت نیروی انسانی را جدی نگیریم، یک روز به خودمان میآییم و میبینیم دیگر آن چیزی را که زمانی بهعنوان سرمایه سینمای ایران به آن افتخار میکردیم، در اختیار نداریم. این مساله در آثار حاضر در جشنواره فجر در سالهای مختلف نیز بهطور کامل قابل مشاهده است. در مقاطعی، جشنواره فجر دچار افت میشود و این دقیقا در همان دورههایی است که طی سالهای متمادی نسبت به حمایت از فیلمسازان جوان و کشف استعدادهای جدید بیتوجهی شده است. تهیهکنندگانی که زمانی حمایت از فیلمسازان جوان را جدی میگرفتند، امروز جای خالیشان در سینما احساس میشود. بهنظرم ساختن و کشف پدیدهها کار دشواری است و شاید این مساله نگرانکننده باشد، اما سرمایه اصلی سینما، انسانها هستند. مهمترین مطالبهای که امروز باید از بزرگان سینما داشته باشیم، این است که حضور، همراهی و محبت خود را در کنار فیلمسازان جوان و نسل جدیدی که در حال فعالیت هستند، بیشتر کنند تا بتوان از تجربه آنها و انرژی نسل جوان در کنار یکدیگر بهره گرفت. این همراهی میتواند به همافزایی و پیشرفت سینمای ایران و تقویت اتفاقات مثبت در آن منجر شود. بهنظرم این اتفاق بهطور کامل امکانپذیر است، اما به اهتمام ویژه همه نیاز دارد. این همنشینی و انتقال تجربه، یک نیاز جدی و ضروری برای امروز سینمای ایران و فضای فرهنگوهنر کشور است.