بیتردید افزایش فعالیت صنعتی، تولید و سرمایهگذاری برای استانی که بخش مهمی از هویت اقتصادی خود را بر صنعت بنا کرده، اتفاقی قابل توجه است؛ اما درست در همین نقطه، یک پرسش جدی شکل میگیرد:
این رشد صنعتی، چه اندازه به رشد کیفیت زندگی مردم تبدیل شده است؟
البته میان «استان کارخانهای» و «استان صنعتی» تفاوت جدی وجود دارد. کارخانه داشتن، لزوماً به معنای صنعتی بودن نیست. صنعت، زنجیرهای از دانش، فناوری، نوآوری، بهرهوری، زنجیره تأمین، ارزش افزوده و سرمایه انسانی است.
اما فعلاً همان «صنعتی» مینامیم؛ شاید چون سالهاست به این ادبیات عادت کردهایم و گاهی عادت، جای تعریف دقیق مفاهیم را گرفته است.
اقتصاد، علم تولید عدد نیست؛ علم تبدیل منابع به رفاه، فرصت و کیفیت زندگی است.
کارخانه، سرمایه، تولید و اشتغال، زمانی «توسعه» نام میگیرند که آثارشان از دیوار کارخانه عبور کند و در زندگی انسانها دیده شود.
اگر شاخصهای صنعتی بالا بروند، اما سهم مردم از آب، هوای سالم، درآمد پایدار، اشتغال باکیفیت، زیرساخت و امید به آینده متناسب با آن افزایش پیدا نکند، باید میان «رشد» و «توسعه» تفاوت قائل شد.
رتبهها میتوانند ویترین اقتصاد باشند؛ اما زندگی مردم، آینه حقیقت آن اقتصاد است.
یزد سالهاست هزینه صنعتیشدن را نیز میپردازد؛ از فشار بر منابع محدود آب و انرژی گرفته تا پیامدهای زیستمحیطی و افزایش تقاضا برای زیرساختهای شهری و اجتماعی.
بنابراین منطقی نیست هنگام اعلام موفقیتهای صنعتی، فقط تعداد واحدها و رتبهها را ببینیم و هزینههای توسعه را به حاشیه برانیم.
هر کارخانه فقط یک واحد تولیدی نیست؛ بخشی از یک زنجیره بزرگ اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و انسانی است.
توسعه پایدار دقیقاً از همینجا معنا پیدا میکند: توسعه باید همزمان ثروت تولید کند، سرمایه انسانی را حفظ کند، منابع طبیعی را فرسوده نکند و کیفیت زندگی نسل امروز و فردا را ارتقا دهد.
اگر یکی از این حلقهها شکسته شود، چرخ توسعه هرچقدر هم سریع بچرخد، ممکن است سرزمین را به مقصد نرساند.
یزد سالهاست نامهای بزرگی برای آینده خود انتخاب کرده است. یک دوره گفتیم «یزد نوین» و امروز از «یزد پایدار» سخن میگوییم.
نامها زیبا هستند؛ اما نام توسعه زمانی معنا پیدا میکند که از روی جلد سندها پایین بیاید و روی سفره، در کوچه، در هوای شهر، در آب خانه و در آینده جوان یزدی دیده شود.
یزد نوین باید در زندگی مردم دیده میشد و یزد پایدار باید در زندگی مردم احساس شود.
اگر «یزد نوین» فقط در صفحات سندهای دوره قبل مانده باشد و «یزد پایدار» نیز فقط در ادبیات مدیریتی امروز باقی بماند، میان «نامگذاری توسعه» و «تحقق توسعه» فاصلهای به اندازه یک نسل ایجاد خواهد شد.
پایداری را نمیتوان فقط در همایشها، گزارشها و اسناد جستوجو کرد. پایداری زمانی واقعی است که مردم بتوانند فردای خود را در سرزمینشان تصور کنند.
اینجاست که نقد مدیریت استان نیز معنا پیدا میکند.
استاندار و مجموعه مدیریتی استان نباید صرفاً راوی موفقیتهای آماری باشند؛ بلکه باید پاسخگوی نسبت میان «عدد» و «زندگی» نیز باشند.
اعلام اینکه یزد از رتبه چهارم به رتبه دوم رسیده، پایان یک گزارش نیست؛ آغاز یک پرسش است:
این دو پله صعود، مردم را چند پله بالا برده است؟
اگر پاسخ این سؤال در سفره مردم، کیفیت آب، هوای شهر، اشتغال جوانان، قدرت خرید خانوارها، سلامت، زیرساختها و امید اجتماعی دیده نشود، نباید پشت نمودارها پنهان شد.
نمودار، هرچقدر زیبا باشد، نمیتواند جای زندگی مردم را بگیرد.
یزد نباید تنها به دنبال شکستن رکوردهای صنعتی باشد؛ باید رکوردهای دیگری را نیز هدف بگیرد:
افزایش درآمد واقعی خانوارها، کاهش فشار معیشتی، افزایش اشتغال تخصصی، ارتقای بهرهوری آب، توسعه فناوری و شرکتهای دانشبنیان، بهبود محیطزیست، ارتقای سلامت و افزایش رضایت و امید اجتماعی.
مسئله این نیست که صنعت یزد زیاد شده است؛ مسئله این است که:
آیا سهم مردم یزد از این صنعت، به اندازه سهم صنعت از منابع یزد افزایش یافته است؟
اگر پاسخ مثبت باشد، میتوان به این رتبه افتخار کرد؛ اما اگر نه، باید شجاعانه پرسید چرا میان «یزد صنعتی» و «یزد برخوردار» هنوز فاصله وجود دارد؟
تاریخ توسعه را با تعداد کارخانهها نمینویسند؛ با انسانهایی مینویسند که پس از توسعه، بهتر، آرامتر، امیدوارتر و شرافتمندانهتر زندگی میکنند.
یزد شایسته آن نیست که فقط در جدولهای صنعتی بدرخشد؛ یزد باید در زندگی مردمش بدرخشد.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری وقت آن رسیده است که استاندار و مدیران استان، «یزد نوین» و «یزد پایدار» را نه صرفاً بهعنوان دو عنوان زیبا برای دو دوره مدیریتی، بلکه بهعنوان دو پیمان با مردم ببینند؛ پیمانی که معیار سنجش آن نه تعداد صفحات سند است و نه تعداد خبرهای موفقیت، بلکه حال و آینده مردم یزد است.
زیرا در نهایت، مردم نمیپرسند یزد چند کارخانه دارد؛ میپرسند:
این کارخانهها چه چیزی به زندگی ما اضافه کردهاند؟
و این دقیقاً تفاوت میان «رتبه گرفتن» و «توسعه یافتن» است.
∎