با توجه به این جنگ روایتها و مشکلاتی که در این حوزه با آن دست به گریبان هستیم، عملا راهی جز ارتقای سطح سواد رسانهای باقی نمیماند.
در این میان، اصطلاح «رسانه مقاومت» در عصر حاضر پدید آمده است که از دو جهت معنای مقاومت میگیرد: نخست، از جهت ایستادگی در برابر خبرهایی که راستیآزمایی نشدهاند و واقعیت درستی ندارند و دوم، از حیث کسانی که این رسانهها را اداره میکنند؛ چراکه آنها در مقابل هژمونی استکبار ایستادهاند. به نظر میرسد هم از جهت موضوع خبر و هم از نظر مدیریت این رسانهها، آنها در یک جبهه مقاومت صحیح در مقابل یک هژمونی بزرگ که در برابرشان قرار گرفته، صفآرایی کردهاند.
در این جنگ روایتها، بهترین راهکاری که باید به مخاطبان پیشنهاد بدهیم، شبیه به همان چیزی است که در مشاجرات میان زوجین توصیه میکنیم؛ از آنجا که بیشتر مشاجرهها ناشی از «نفهمیدن کلام طرف مقابل» است، ما یک قاعده چنددقیقهای را به آنها یادآوری میکنیم. مثلا میگوییم ۱۰ یا ۱۵ دقیقه صبر کنید و همان لحظه وارد چالش نشوید؛ چراکه یک مکث کوتاه ممکن است کمک کند دریابید موضوع آنگونه که فکر میکردید نبوده است. در بحث رسانهها نیز دقیقا همین قاعده اجرا میشود؛ یعنی «قانون مکث و توقف». به این معنا که هر خبری را نباید سریعا فوروارد کرد. اجرای این قانون باعث میشود از بازنشر محتواهایی که راستیآزمایی نشدهاند و حامل پیامهایی هستند که انحراف ذهنی و فکری ایجاد میکنند، جلوگیری شود.
بحث دیگر، منبعی است که باید از همانجا اصل خبر را بررسی و رصد کنیم. مدیریت این بخش قدری سخت است؛ زیرا برخی میگویند باید روایتگر اول باشیم و عدهای دیگر بر روایت متقن تأکید دارند. این درواقع یک بندبازی برای رسانههای مقاومت است که باید در کوتاهترین زمان ممکن، راستیآزمایی را انجام دهند و سپس خبر را بهعنوان روایت اول بازنشر کنند. بنابراین در رسانه مقاومت با دو پارادوکس کنار هم مواجه هستیم؛ دو عنصری که هر دو اهمیت دارند و یکی از آنها اقتضا میکند که حتما باید روایتگر اول باشید تا خبر و روایت را به طرف مقابل نبازید.
این، نقطه بسیار سنگینی است که ما در آن گرفتار شدهایم. حتی در رسانهملی، تلاش میکنیم اخبار را دقیق و متقن ارائه دهیم اما از آن سو دچار این مشکل هستیم که روایتگر اول نیستیم. یاد پیام شهید والامقام کشورمان به یکی از همایشهای صداوسیما افتادم که فرموده بودند: «روایتگر اول بودن بسیار مهم است». این مسأله باید از همان منشأ و همان صفحهای که خبر منتقل شده، سریعا بازبینی و متن کامل منشأ اولیه خبر بررسی شود؛ چراکه مدام در معرض گزینشهای خبری هستیم.
نکته بعدی این است که باید دنبال پوشش بهتر و مستقلی باشیم. یک منبع همسو یا حتی منبعی رسمی بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه در موضوعات مناقشهبرانگیز، دستکم باید منابع مستقل را هم با رویکردهای متفاوت و اسناد اولیه کارشناسی مرتبط، کنار یکدیگر داشته باشیم تا آنها را مقایسه کنیم. یعنی هم منبعی که به آن نگاه میکنیم و هم منابع مستقل را در کنار هم داشته باشیم تا خبری که به مخاطب میدهیم، حس اطمینان را از دست ندهد. ما باید بین منبع اولیه بودن، متقن بودن و راستیآزمایی، سرعتعملی داشته باشیم که من اسمش را میانبرهای راستیآزمایی میگذارم.
موضوع تاسفبرانگیز دیگر اینکه ما هوش مصنوعی را داور نهایی میدانیم. مثلا اگر من بگویم: «ما سوخو ۳۵ داریم»، شما سریع میگویید: «نه نداریم، بگذار ببینم هوش مصنوعی چه میگوید!». میبینید که اولین منبع برای پیگیری حقیقت را هوش مصنوعی قرار میدهند و آن را داور نهایی میدانند؛ در حالی که نباید اینگونه باشد، چون هوش مصنوعی صرفا یک «پیشنویس» است. همین مسأله را اکنون در پایاننامهها و رسالههای دانشجویان نیز مشاهده میکنیم.
اگر بخواهم رسانه مقاومت را برای شما ترسیم کنم، باید بگویم که رسانهای روایتگر است و تلاش میکند مستقل و دقیق، عمل کند. این رسانه نباید واکنشی، بلکه باید خود بر اخبار و دادههای روز جامعه تأثیرگذار باشد. شاخص اصلیاش این است که حقیقت را محور خود قرار میدهد و در راستیآزمایی پیش از انتشار، بسیار دقیق عمل میکند. سعی دارد در کنار شفافیت، عینی و دقیق باشد، نه انتزاعی که موجب کذب شدن اخبار و بروز مشکل شود. این رسانه، مخاطبشناسی را در نظر میگیرد و به اصطلاح، اقتضای فهم مخاطب را لحاظ کرده، پیام را بهدرستی منتقل میکند.
بنابراین، رسانه مقاومت رسانهای موفق است که سعی میکند روی ارزشها ثابت بماند و در عین حال در روش، دقیق، شفاف، اخلاقی و قابل راستیآزمایی باشد و این کارها را در کنار یکدیگر پیش ببرد.
رسانه مقاومت از پیدایش تا کارکرد
ما در حال حاضر با پدیدهای به نام جنگ روایتها مواجه هستیم؛ وضعیتی که در آن مجموعههای رسانهای تلاش میکنند تا رویدادها را دقیقا مطابق با خواست و منافع خود روایت کنند. در این میان، مسأله تنها بحث خبر نیست، بلکه موضوع اصلی، روایتسازیهایی است که در دل آن انجام میشود؛ آنها علت رویدادها را آنگونه که برایشان مطلوب است مطرح میکنند، مقصر را آنطور که میخواهند جلوه میدهند و افکار عمومی را به سمتی که در نظر دارند هدایت میکنند.
ما در حال حاضر با پدیدهای به نام جنگ روایتها مواجه هستیم؛ وضعیتی که در آن مجموعههای رسانهای تلاش میکنند تا رویدادها را دقیقا مطابق با خواست و منافع خود...
صاحبخبر -