مخالفان بشار اسد و رسانههای عربی و غربی مدعی بودند سقوط بشار اسد در سال ۲۰۲۴ قرار است نقطه آغاز فصل تازهای در تاریخ سوریه باشد؛ فصلی که در آن جنگ پایان یابد، تحریمها برداشته شود،سوریه به جامعه جهانی بازگردد، سرمایه خارجی وارد این کشور شود و مردم پس از سالها بحران، طعم امنیت و رفاه را بچشند!
احمد الشرع، همان ابومحمد الجولانی رهبر سابق جبههالنصره، نیز در مدت کوتاهی از چهرهای که سالها در ادبیات امنیتی غرب با عنوان عضو گروههای تکفیری شناخته میشد به رئیس دولت سوریه و شریک گفتوگو با آمریکا تبدیل شد. دیدار او با دونالد ترامپ و روند رفع تحریمهای سوریه به پروژه رسانههای غربی در تبلیغ «سوریه جدید» مبدل شد؛ سوریهای که قرار بود با خروج از انزوای بینالمللی مسیر بازسازی را آغاز کند!
اما نزدیک به دو سال پس از سقوط اسد، پرسش مهم دیگر این نیست که چه کسی در دمشق حکومت میکند پرسش این است که زندگی مردم سوریه چه تغییری کرده است؟
و پاسخ به این پرسش، دستکم بر اساس تحولات همین روزهای سوریه، بسیار ناامیدکننده است.
در روزهای اخیر سوریه شاهد یکی از گستردهترین موجهای اعتراضات از زمان سقوط بشار اسد است. افزایش قیمت سوخت به جرقه اعتراضات تبدیل شد، دولت قیمت گازوئیل را ۴۰ درصد افزایش داد و قیمت بنزین ۹۰ و ۹۵ اکتان نیز به ترتیب حدود ۲۶ و ۲۸ درصد بالا رفت. معترضان در مناطق مختلف از جمله حلب، رقه، حسکه و مناطق روستایی ادلب و حلب به خیابان آمدند، لاستیک آتش زدند، جادهها را بستند و حتی مسیرهای انتقال سوخت را مختل کردند. برخی معترضان خواستار استعفای وزیر انرژی شدند و بسیاری عکسهای جولانی را آتش زدند!
این البته فقط اعتراض به قیمت بنزین نیست، سوخت در اقتصادی مانند سوریه مستقیماً به قیمت حملونقل، نان، مواد غذایی، کشاورزی، برق و تمام کالاهای اساسی متصل است.
گزارش رویترز میگوید قیمت بنزین ۹۵ اکتان از فوریه تاکنون ۸۶ درصد افزایش یافته و قیمت گازوئیل بیش از دو برابر شده است در حالی که برآورد برنامه توسعه سازمان ملل نشان میدهد حدود ۹۰ درصد مردم سوریه زیر خط فقر زندگی میکنند!
نان؛ آزمون ساده وعدههای اقتصادی
این ارقام حالا تصویر متفاوتی از عبارت «سوریه آزادشده» مورد تاکید در رسانههای غربی ارائه میکنند.
شاید هیچ کالایی به اندازه نان نتواند وضعیت اقتصادی سوریه را توضیح دهد.
بر اساس گزارش BTI، پس از کاهش یارانهها، قیمت نان در سوریه حدود ۱۰ برابر افزایش یافته است. یک گزارش دیگر که بر دادههای مرکز تحقیقات سیاست سوریه تکیه دارد، قیمت یک کیلوگرم نان را از حدود ۲۶۷ لیره پیش از سقوط دولت اسد به حدود ۴ هزار لیره در سال ۲۰۲۶ رسانده یعنی افزایشی حدود ۱۴ برابر.
بنابراین اگر سؤال این باشد که «رفع تحریمها چه زمانی باید خودش را در زندگی مردم نشان دهد؟»، پاسخ روشن است:در نهایت باید در قدرت خرید، قیمت نان، سوخت، دارو، اشتغال و خدمات عمومی دیده شود!
چرا مردم فقیرترند میشوند؟
اینجا یکی از تناقضهای مهم روایت اقتصادی سوریه آشکار میشود.
برخی آمارهای رسمی و بینالمللی از کاهش نرخ تورم سخن میگویند برای نمونه، یک گزارش دولت انگلستان نرخ تورم سال ۲۰۲۵ را حدود ۱۱.۵ درصد در برابر ۷۲.۱ درصد در سال ۲۰۲۴ برآورد کرده است اما همین گزارش میگوید سبد حداقل هزینه خانوار تا پایان ۲۰۲۵ همچنان حدود سه برابر حداقل دستمزد بوده و نزدیک به ۹۰ درصد خانوارها برای تأمین نیازهای اساسی مشکل داشتهاند.
از سوی دیگر، مرکز تحقیقات سیاست سوریه برای سال ۲۰۲۶ نرخ تورم سالانه ۲۷.۵ درصد را گزارش کرده است.
بنابراین حتی اگر سرعت افزایش قیمتها در مقطعی کاهش یافته باشد، این به معنی ارزان شدن زندگی نیست.
قیمتهایی که طی سالها چند برابر شدهاند همچنان بالا باقی ماندهاند.
و این همان چیزی است که مردم با پوست و گوشت خود احساس میکنند.
سوریهای که هنوز بیمار است
اما بحران سوریه پس از اسد فقط اقتصادی نیست.
سازمان جهانی بهداشت میگوید در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۶.۵ میلیون نفر در سوریه به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و بیماریهایی مانند وبا و سرخک همچنان در کنار بیماریهای مزمن و مشکلات ناشی از تخریب زیرساختهای درمانی وجود دارند. چهارده سال جنگ، آوارگی، فروپاشی اقتصادی و کمبود سرمایهگذاری، نظام سلامت سوریه را بهشدت تضعیف کرده است.
یعنی پس از تغییر حکومت، سوریه هنوز نتوانسته از مرحله «بحران انسانی» عبور کند.
در زمان حکومت بشار درمان بسیاری از بیماریها رایگان بود اما حالا نظام بهداشت و سلامتی وجود ندارد!
امنیت و تمامیت ارضی سوریه چه شد؟
اگر مخالفان مدعی بودند سقوط اسد پایان جنگ سوریه بود، انتظار داشتند این کشور به سمت یکپارچگی امنیتی حرکت کند اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.
در شمال سوریه، دولت مرکزی همچنان درگیر مسئله کردها و ادغام ساختارهای نظامی و اداری تحت کنترل نیروهای کرد است و بخشی از کنترل مناطق را از دست داده، همین روزها در کوبانی یک شورش در زندان به آتشسوزی و کشته شدن دستکم هفت نفر انجامید؛ حادثهای که در بستر تنشهای قومی و سیاسی میان کردها و عربها و تلاش دمشق برای گسترش کنترل خود بر مناطق کردنشین رخ داد.
در جنوب نیز وضعیت عادی نشده است. در سویدا، تلاش برای بازگرداندن ثبات و ادغام منطقه در ساختار دولت مرکزی عملاً متوقف شده است. سازمان ملل اعلام کرده است که نقشه راهی که پس از درگیریهای خونین ۲۰۲۵ برای بازگرداندن ثبات به این منطقه طراحی شده بود، پیشرفت محسوسی نداشته است. تحقیقات سازمان ملل شمار کشتهشدگان درگیریهای سال ۲۰۲۵ را بیش از ۱۷۰۰ نفر اعلام کرده و احتمال وقوع جنایات جنگی را مطرح کرده است.
این یعنی سوریه جدید هنوز نتوانسته مسئله مهم انحصار قدرت و سلاح در دست دولت مرکزی را حل کند.
یکی از مهمترین تناقضهای وضعیت جدید سوریه در جنوب است.
حکومتی که سقوط اسد را پایان دوران اشغال و جنگ معرفی میکند همچنان با حضور نظامی اسرائیل در جنوب مواجه است.
کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود درباره فعالیتهای اسرائیل در جنوب سوریه هشدار داده و برخی اقدامات اسرائیل را بالقوه مصداق جنایت جنگی دانسته است. این کمیسیون از ورود نیروهای اسرائیلی ایجاد زیرساخت نظامی و بازداشت شهروندان سوری سخن گفته و وضعیت را «اشغال خصمانه» توصیف کرده است.
گزارشهای میدانی نیز از پیشروی نیروهای اسرائیلی در مناطقی از استان قنیطره و ادامه حملات و عملیات نظامی خبر دادهاند.
سؤال این است که آیا سوریه پس از اسد امروز واقعاً حاکم بر تمام سرزمین خود است؟ و پاسخ قطعا منفی است.
و اینجا باید درباره خود جولانی سؤال کرد. احمد الشرع امروز کتوشلوار میپوشد، با رؤسای جمهور ملاقات میکند، در مجامع بینالمللی سخنرانی میکند و از دولت، قانون اساسی و سرمایهگذاری خارجی حرف میزند.
اما تغییر لباس، گذشته سیاسی و نظامی او را پاک نمیکند.
الشرع پیش از آنکه رئیس دولت سوریه شود، ابومحمد الجولانی، بنیانگذار و رهبر جبههالنصره بود؛ گروهی که ارتباط خود را با القاعده اعلام کرده بود و تحت رهبری او در جنگ سوریه فعالیت میکرد. او پیشتر نیز در عراق به القاعده پیوسته بود. بعدها از القاعده فاصله گرفت، نام جبههالنصره را تغییر داد و در نهایت به رهبری هیئت تحریرالشام رسید.
مسئله این است که جامعه جهانی با چه سرعتی گذشته یک رهبر سابق تکفیری را فراموش کرد؟
اگر یک سیاستمدار اروپایی سابقه عضویت در یک سازمان تروریستی داشت، آیا صرفاً با پوشیدن کتوشلوار و ملاقات با رئیسجمهور آمریکا گذشته او از پرونده سیاسیاش حذف میشد؟
چگونه رهبر سابق یک شاخه وابسته به القاعده، در فاصلهای کوتاه از فهرست تهدیدهای امنیتی به شریک سیاسی غرب تبدیل شد؟
آیا مردم از رفتن اسد پشیمانند؟
اعتراضات اخیر یک چیز را بهوضوح نشان میدهد.
حکومت جدید با نارضایتی اجتماعی جدی مواجه است.
وقتی قیمت سوخت افزایش پیدا میکند، مردم به خیابان میآیند، لاستیک میسوزانند، جادهها را میبندند و خواستار استعفای مقامهای اقتصادی میشوند سرانجام دموکراسی و آزادی غربی روشن میشود.
دولت جدید بیش از یک سال و نیم است که قدرت را در دست دارد و اکنون باید مسئولیت وضعیت موجود را بپذیرد.
تحریمها دیگر نمیتوانند توضیح کاملی برای مشکلات باشند؛ زیرا بخش بزرگی از تحریمهای اقتصادی برداشته شده است.
جنگ نیز نمیتواند برای همیشه پاسخ همه مشکلات باشد؛ زیرا اگر دولت جدید وعده بازسازی و ثبات داده، باید بتواند نشان دهد این وعده چگونه در زندگی مردم تحقق پیدا میکند.
امروز اما تصویر سوریه پس از اسد چنین است:
نان گرانتر ، سوخت گرانتر ، فقر گسترده، نظام درمانی فرسوده ، بیماریهای واگیردار، اعتراضات خیابانی، اختلافات قومی و مذهبی، ناامنی، بحران سویدا ، تنش در مناطق کردنشین، حضور نظامی اسرائیل در جنوب و دولتی که بزرگترین دستاوردش عکس یادگاری با ترامپ و وصل شدن کارتهای بانکی بینالمللی مثل ویزا و مسترکارد است.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش درباره سوریه امروز این باشد که بعد از سقوط اسد، سوریها دقیقاً چه چیزی به دست آوردند؟
آیا مردم سوریه از براندازی حکومت اسد با این حال و روز پشیمان شدهاند؟
سراب سوریه آزاد دو سال پس از سقوط دولت بشار نمایان شده است
شورش نان علیه دولت تکفیری
صاحبخبر -
∎