مرتضی جوهری: انصارالله یمن که اکنون کنترل بیشتر غرب این کشور جنوب شبه جزیره عربستان را در دست دارند، روز جمعه گذشته ۲۰ شهریور در یک پیشروی سریع علیه نیروهای دولتی این کشور که وابسته به عربستان هستند، شهرهای ساحلی را تصرف کردند و تمامی ساحل دریای سرخ یمن را به کنترل خود درآوردند. آنها ابتدا در سپیده دم روز پنجشنبه ۱۹ شهریور به شهر ساحلی «مُخا» رسیدند و موفق شدند با پیشروی، بیشتر جزایر اطراف تنگه راهبردی باب المندب را نیز به تصرفات خود بیفزایند.
بدین ترتیب با استیلای کامل بر تنگه باب المندب، اهرم فشار قدرتمند خود را بر تردد کشتی ها در دریای سرخ اعمال می کنند. از سوی دیگر، ایران مدتی است با بستن کامل تنگه هرمز پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، به عامل تعیین کننده میزان صادرات انرژی در دنیا به ویژه نفت و نرخ جهانی آن تبدیل شده است. مهم تر اینکه توانسته است ایالات متحده را که سناریوی واهی کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز را برای خود چیده بود، زیر منگه اقتصادی بگذارد.
چالش جدی برای عربستان
آبراهه باب المندب که خلیج عدن را به دریای سرخ متصل می کند، گذرگاهی است که محروم ماندن از تردد در تنگه هرمز را برای سعودی ها جبران می کرد؛ تنگه ای که پیش از تجاوز ایالات متحده به
ایران، یک پنجم محموله های انرژی جهانی از طریق آن جابجا می شد.
قرار گرفتن عربستان سعودی بین دو کریدور مهم انرژی دنیا، یعنی تنگه هرمز در شرق این کشور و تنگه باب المندب در غرب آن، برایش یک موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک استثنایی فراهم آورده است وبسته شدن هر دو این مسیرها نه فقط عربستان را با چالشی جدی روبرو کرده، بلکه اقتصاد جهانی را نیز به ورطه ناامنی و تزلزل کشانده است.
چیرگی انصارالله بر باب المندب، امید عربستان را به ناامیدی بدل کرد. با این حال هنوز همه درها به روی عربستان بسته نشده است، چون زیرساختهای انرژی این کشور به طور کامل وابسته به خلیج فارس نیست و می تواند مقادیر قابل توجهی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب این کشور که یک مزیت استراتژیک برایش محسوب می شود ،به پایانههای واقع در دریای سرخ منتقل کند. این مزیت شاید بتواند جایگزینی برای تنگه هرمز باشد، اما هیچ تضمینی نمیدهد که عربستان در نقاط دیگر دریای سرخ از جمله در حوالی تنگه باب المندب با ناامنی روبرو نشود.
یکه تازی انصارالله
سقوط مُخا نشاندهنده اوج عملیات تهاجمی انصارالله در بحبوحه درگیری با نیروهای دولتی یمنی تحت حمایت عربستان و نیز ضدحملات ایران به نفتکش های آمریکایی قانون شکن در تنگه هرمز است که به تازگی صید زیرسطحی هوشمند آمریکایی «Dive-LD» درآب های خلیج فارس را به افتخارات خود اضافه کرد. نیروهای انصارالله از سه محور «تعز»، «الحدیده» و مخا که به تصرفشان درآمده است، به مواضع دفاعی دولت فشار آورده اند. عامل اصلی که به پیشروی آنها کمک کرد، عقب نشینی نیروهای موسوم به «مقاومت ملی یمن» از ادامه مبارزه بود.
به عقیده کارشناسان، شکاف های داخلی در ارتش یمن و به موازات آن فشار عربستان بر دولت تحت حمایتش در یمن، جبهه ای متلاشی بر جا گذاشته که فاقد انسجام و یکپارچگی لازم برای مقابله با گروهی به چابکی و سازگارپذیری نیروهای انصارالله است.انصارالله که پیشتر در سال جاری در پاسخ به جنگ آمریکا علیه ایران، حملات خود را به کشتیرانی دریای سرخ و دولت یمنی حامی عربستان از سر گرفت، اکنون همچنان که به حملات خود در یمن و اطراف سواحل غربی شدت بخشیده، نقاط استراتژیک شهرهای عربستان ازجمله «ابها»، «خمیس مشیط»، «جیزان» و «نجران» را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده و تأسیسات انرژی عربستان را به آتش کشیده و از کار انداخته است.
این گروه شبه نظامی که همواره حامی ایران بوده و یکی از خطوط مقدم در محور مقاومت است، ترکیبی از موشک های بالستیک، کروز و پهپادهای بسیار پیشرفته را در اختیار دارد. حتی وقتی که بسیاری از موشک هایش رهگیری میشوند، همچنان با سامانههای ارزان قیمتی که در دسترس دارد هزینههای دفاعی قابل توجهی را به سعودیها تحمیل می کند و نوعی بلاتکلیفی را در اطراف فرودگاه ها، تأسیسات صنعتی، شهرهای مرزی و زیرساختارهای انرژی عربستان پدید آورده است. این بدان معنا ست که عربستان نمی تواند صرفاً به رهگیری آتشی که به سویش روانه می شود بسنده کند؛ هیچ پدافندی قادر نیست به طور صد در صد نقش یک سپر موشکی را ایفا کند.
احتمال تشدید تنش در سراسر منطقه
شعلهورشدن هر چه بیشتر درگیری ها در یمن، پتانسیل تشدید این تنش ها در سراسر منطقه را بالفعل می کند. در چنین شرایطی، عربستان با دو تهدید روبرو است: یکی حملاتی که به نقاط استراتژیک سرزمینی اش می شود و دیگری اقدامات یمنی ها در بستن مسیرهایی که تجارت دریایی منطقهای و بین المللی به آنها وابسته هستند.
طبیعی است که اقتصاد عربستان به دلیل محدودیت در صدور نفت آسیب می بیند، زیرا هم تنگه هرمز و هم تنگه باب المندب به رویش بسته شده است. این موارد، ریاض را با یک معادله استراتژیک دشوار روبرو کرده است. تنش های جدید در یمن دیگر صرفاً به توسعه میدان نبرد در خود یمن محدود نمی شود.
عربستان به شدت تحت الشعاع یکه تازی انصارالله قرار گرفته است و جنگ داخلی یمن برایش حکم آزمون و محک امنیت ملی، تاب آوری اقتصادی و توانایی جلوگیری از گسترش درگیری به مرزهایش را دارد. پادشاهی سعودی برای ایجاد تحول در اقتصاد خود نیازمند ثبات است و دوام منافع ژئوپلیتیک آن منوط به برخورداری از مرزهای ایمن، صادرات بی وقفه نفت و کشتیرانی آزاد خواهد بود.
بی ثباتی منطقه ای، بهای نفت را بالا می برد و درآمد نفتی عربستان را به طور موقت افزایش میدهد، اما دریافت درآمد بالا از فروش نفت که جنگ دلیل آن است را نباید با سود اقتصادی اشتباه گرفت. عربستان یکی از بزرگترین کشورهای صادرکننده انرژی جهان است و همین جایگاه سبب می شود حملات به زیرساخت های نفتی اش برای دنیا بسیار مهم باشد؛ حتی اگر خسارات ناچیزی به آنها وارد آمده باشد. تهاجم اخیر انصارالله تأسیسات انرژی عربستان را به میزان ناباورانه ای تخریب کرده و چشمهای نگران بازارهای نفت جهان را که چند ماه است با مدیریت بلامنازع و مشروع ایران بر تنگه هرمز به تلاطم افتادهاند، بیش از پیش به غرب آسیا معطوف کرده است.
راه حل دیپلماسی همراه با بازدارندگی
عربستان سعودی در چند سال اخیر سعی کرده است از درگیری نظامی مستقیم در یمن دوری کند و با دیپلماسی، کاهش تنش ها و با تکیه بر توافق سیاسی جلو برود. بازگشت به جنگی که پایان نامعلومی دارد، با این استراتژی سعودی ها تناقض دارد و هزینه های اقتصادی و سیاسی غیرضروری به آنها تحمیل کرده است. بزرگ ترین خطر انصارالله برای عربستان بیشتر سیاسی است تا نظامی. نیروهای انصارالله می توانند ریاض را به یک درگیری گسترده و ادامه دار بکشانند و آن را به جنگی بین یمن و یک قدرت خارجی تبدیل کنند، نه یک کشمکش داخلی که یمنی ها در میان خود بر سر آینده کشورشان دارند.
اکنون عربستان انگیزه بازدارندگی در برابر یمن را دارد، بازدارندگی همراه با نگرانی از این که مبادا یمن به یک جبهه دائمی دیگر در هنگامه منازعات منطقه ای گسترده تر فعلی تبدیل شود. عربستان با توجه به اینکه نیروهای انصارالله حتی با وجود رهگیری قابل توجه موشک هایشان همچنان یک گام جلوتر هستند و نظر به اینکه قادر نیست با جت های جنگنده و سامانه های پدافندی خود تمامی حملات آنها را دفع و مواضعشان را تضعیف کند، ناگزیر است راهکار استراتژیک بازدارندگی را پیش بگیرد.
عربستان بارها نشان داده است که در مورد یمن مذاکره را به راهکار نظامی ترجیح می دهد، اما مذاکره زمانی معنا دارد که هر دو طرف قبول کنند بالارفتن تنشها پیامدهای ناخوشایندی دارد و بهای گزافی را باید بابتش بپردازند.
تاب آوری سخت عربستان اکنون راهکار اجرای یک عملیات نظامی گسترده دیگر یا شروع یک جنگ منطقه ای جواب نمیدهد، بلکه عربستان باید دولت تحت حمایت خود در یمن را از بهکارگیری قدرت نظامی که با هدف تغییر معادلات منطقهای است، منصرف کند؛ بنابراین، به نظر می رسد راهکار عاقلانه برای سعودی ها دیپلماسی چندجانبه باشد.
این اقدام به ویژه در ساحل غربی این کشور اهمیت زیادی دارد. اگر حوثیها موقعیت نظامی خود را پیرامون مناطق استراتژیکی که مشرف به دریای سرخ و تنگه باب المندب است محکم کنند، پیامدهایش به جایی فراتر از یمن خواهد رسید.
به نظر می رسدبه دلیل بازی هوشمندانه حوثیها، راه نجات و تاب آوری عربستان با مشکل مواجه شده است.از سوی دیگر ،برخی کارشناسان معتقدند اگر حملات انصارالله به شهرها و زیرساخت های انرژی سعودی ادامه پیدا کند، ریاض دیگر به تحرکات خود به چشم مداخله در جنگ داخلی یمن نگاه نمیکند، بلکه آن را دفاع از سرزمین قلمداد خواهد کرد و ممکن است جنگی را شروع کند که کل منطقه در آن فرو برود.
مرتضی جوهری: انصارالله یمن که اکنون کنترل بیشتر غرب این کشور جنوب شبه جزیره عربستان را در دست دارند، روز جمعه گذشته ۲۰ شهریور در یک پیشروی سریع علیه نیروهای دولتی این کشور که وابسته به عربستان هستند، شهرهای ساحلی را تصرف کردند و تمامی ساحل دریای سرخ یمن را به کنترل خود درآوردند. آنها ابتدا در سپیده دم روز پنجشنبه ۱۹ شهریور به شهر ساحلی «مُخا» رسیدند و موفق شدند با پیشروی، بیشتر جزایر اطراف تنگه راهبردی باب المندب را نیز به تصرفات خود بیفزایند.
بدین ترتیب با استیلای کامل بر تنگه باب المندب، اهرم فشار قدرتمند خود را بر تردد کشتی ها در دریای سرخ اعمال می کنند. از سوی دیگر، ایران مدتی است با بستن کامل تنگه هرمز پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، به عامل تعیین کننده میزان صادرات انرژی در دنیا به ویژه نفت و نرخ جهانی آن تبدیل شده است. مهم تر اینکه توانسته است ایالات متحده را که سناریوی واهی کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز را برای خود چیده بود، زیر منگه اقتصادی بگذارد.
چالش جدی برای عربستان
آبراهه باب المندب که خلیج عدن را به دریای سرخ متصل می کند، گذرگاهی است که محروم ماندن از تردد در تنگه هرمز را برای سعودی ها جبران می کرد؛ تنگه ای که پیش از تجاوز ایالات متحده به
ایران، یک پنجم محموله های انرژی جهانی از طریق آن جابجا می شد.
قرار گرفتن عربستان سعودی بین دو کریدور مهم انرژی دنیا، یعنی تنگه هرمز در شرق این کشور و تنگه باب المندب در غرب آن، برایش یک موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک استثنایی فراهم آورده است وبسته شدن هر دو این مسیرها نه فقط عربستان را با چالشی جدی روبرو کرده، بلکه اقتصاد جهانی را نیز به ورطه ناامنی و تزلزل کشانده است.
چیرگی انصارالله بر باب المندب، امید عربستان را به ناامیدی بدل کرد. با این حال هنوز همه درها به روی عربستان بسته نشده است، چون زیرساختهای انرژی این کشور به طور کامل وابسته به خلیج فارس نیست و می تواند مقادیر قابل توجهی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب این کشور که یک مزیت استراتژیک برایش محسوب می شود ،به پایانههای واقع در دریای سرخ منتقل کند. این مزیت شاید بتواند جایگزینی برای تنگه هرمز باشد، اما هیچ تضمینی نمیدهد که عربستان در نقاط دیگر دریای سرخ از جمله در حوالی تنگه باب المندب با ناامنی روبرو نشود.
یکه تازی انصارالله
سقوط مُخا نشاندهنده اوج عملیات تهاجمی انصارالله در بحبوحه درگیری با نیروهای دولتی یمنی تحت حمایت عربستان و نیز ضدحملات ایران به نفتکش های آمریکایی قانون شکن در تنگه هرمز است که به تازگی صید زیرسطحی هوشمند آمریکایی «Dive-LD» درآب های خلیج فارس را به افتخارات خود اضافه کرد. نیروهای انصارالله از سه محور «تعز»، «الحدیده» و مخا که به تصرفشان درآمده است، به مواضع دفاعی دولت فشار آورده اند. عامل اصلی که به پیشروی آنها کمک کرد، عقب نشینی نیروهای موسوم به «مقاومت ملی یمن» از ادامه مبارزه بود.
به عقیده کارشناسان، شکاف های داخلی در ارتش یمن و به موازات آن فشار عربستان بر دولت تحت حمایتش در یمن، جبهه ای متلاشی بر جا گذاشته که فاقد انسجام و یکپارچگی لازم برای مقابله با گروهی به چابکی و سازگارپذیری نیروهای انصارالله است.انصارالله که پیشتر در سال جاری در پاسخ به جنگ آمریکا علیه ایران، حملات خود را به کشتیرانی دریای سرخ و دولت یمنی حامی عربستان از سر گرفت، اکنون همچنان که به حملات خود در یمن و اطراف سواحل غربی شدت بخشیده، نقاط استراتژیک شهرهای عربستان ازجمله «ابها»، «خمیس مشیط»، «جیزان» و «نجران» را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده و تأسیسات انرژی عربستان را به آتش کشیده و از کار انداخته است.
این گروه شبه نظامی که همواره حامی ایران بوده و یکی از خطوط مقدم در محور مقاومت است، ترکیبی از موشک های بالستیک، کروز و پهپادهای بسیار پیشرفته را در اختیار دارد. حتی وقتی که بسیاری از موشک هایش رهگیری میشوند، همچنان با سامانههای ارزان قیمتی که در دسترس دارد هزینههای دفاعی قابل توجهی را به سعودیها تحمیل می کند و نوعی بلاتکلیفی را در اطراف فرودگاه ها، تأسیسات صنعتی، شهرهای مرزی و زیرساختارهای انرژی عربستان پدید آورده است. این بدان معنا ست که عربستان نمی تواند صرفاً به رهگیری آتشی که به سویش روانه می شود بسنده کند؛ هیچ پدافندی قادر نیست به طور صد در صد نقش یک سپر موشکی را ایفا کند.
احتمال تشدید تنش در سراسر منطقه
شعلهورشدن هر چه بیشتر درگیری ها در یمن، پتانسیل تشدید این تنش ها در سراسر منطقه را بالفعل می کند. در چنین شرایطی، عربستان با دو تهدید روبرو است: یکی حملاتی که به نقاط استراتژیک سرزمینی اش می شود و دیگری اقدامات یمنی ها در بستن مسیرهایی که تجارت دریایی منطقهای و بین المللی به آنها وابسته هستند.
طبیعی است که اقتصاد عربستان به دلیل محدودیت در صدور نفت آسیب می بیند، زیرا هم تنگه هرمز و هم تنگه باب المندب به رویش بسته شده است. این موارد، ریاض را با یک معادله استراتژیک دشوار روبرو کرده است. تنش های جدید در یمن دیگر صرفاً به توسعه میدان نبرد در خود یمن محدود نمی شود.
عربستان به شدت تحت الشعاع یکه تازی انصارالله قرار گرفته است و جنگ داخلی یمن برایش حکم آزمون و محک امنیت ملی، تاب آوری اقتصادی و توانایی جلوگیری از گسترش درگیری به مرزهایش را دارد. پادشاهی سعودی برای ایجاد تحول در اقتصاد خود نیازمند ثبات است و دوام منافع ژئوپلیتیک آن منوط به برخورداری از مرزهای ایمن، صادرات بی وقفه نفت و کشتیرانی آزاد خواهد بود.
بی ثباتی منطقه ای، بهای نفت را بالا می برد و درآمد نفتی عربستان را به طور موقت افزایش میدهد، اما دریافت درآمد بالا از فروش نفت که جنگ دلیل آن است را نباید با سود اقتصادی اشتباه گرفت. عربستان یکی از بزرگترین کشورهای صادرکننده انرژی جهان است و همین جایگاه سبب می شود حملات به زیرساخت های نفتی اش برای دنیا بسیار مهم باشد؛ حتی اگر خسارات ناچیزی به آنها وارد آمده باشد. تهاجم اخیر انصارالله تأسیسات انرژی عربستان را به میزان ناباورانه ای تخریب کرده و چشمهای نگران بازارهای نفت جهان را که چند ماه است با مدیریت بلامنازع و مشروع ایران بر تنگه هرمز به تلاطم افتادهاند، بیش از پیش به غرب آسیا معطوف کرده است.
راه حل دیپلماسی همراه با بازدارندگی
عربستان سعودی در چند سال اخیر سعی کرده است از درگیری نظامی مستقیم در یمن دوری کند و با دیپلماسی، کاهش تنش ها و با تکیه بر توافق سیاسی جلو برود. بازگشت به جنگی که پایان نامعلومی دارد، با این استراتژی سعودی ها تناقض دارد و هزینه های اقتصادی و سیاسی غیرضروری به آنها تحمیل کرده است. بزرگ ترین خطر انصارالله برای عربستان بیشتر سیاسی است تا نظامی. نیروهای انصارالله می توانند ریاض را به یک درگیری گسترده و ادامه دار بکشانند و آن را به جنگی بین یمن و یک قدرت خارجی تبدیل کنند، نه یک کشمکش داخلی که یمنی ها در میان خود بر سر آینده کشورشان دارند.
اکنون عربستان انگیزه بازدارندگی در برابر یمن را دارد، بازدارندگی همراه با نگرانی از این که مبادا یمن به یک جبهه دائمی دیگر در هنگامه منازعات منطقه ای گسترده تر فعلی تبدیل شود. عربستان با توجه به اینکه نیروهای انصارالله حتی با وجود رهگیری قابل توجه موشک هایشان همچنان یک گام جلوتر هستند و نظر به اینکه قادر نیست با جت های جنگنده و سامانه های پدافندی خود تمامی حملات آنها را دفع و مواضعشان را تضعیف کند، ناگزیر است راهکار استراتژیک بازدارندگی را پیش بگیرد.
عربستان بارها نشان داده است که در مورد یمن مذاکره را به راهکار نظامی ترجیح می دهد، اما مذاکره زمانی معنا دارد که هر دو طرف قبول کنند بالارفتن تنشها پیامدهای ناخوشایندی دارد و بهای گزافی را باید بابتش بپردازند.
تاب آوری سخت عربستان اکنون راهکار اجرای یک عملیات نظامی گسترده دیگر یا شروع یک جنگ منطقه ای جواب نمیدهد، بلکه عربستان باید دولت تحت حمایت خود در یمن را از بهکارگیری قدرت نظامی که با هدف تغییر معادلات منطقهای است، منصرف کند؛ بنابراین، به نظر می رسد راهکار عاقلانه برای سعودی ها دیپلماسی چندجانبه باشد.
این اقدام به ویژه در ساحل غربی این کشور اهمیت زیادی دارد. اگر حوثیها موقعیت نظامی خود را پیرامون مناطق استراتژیکی که مشرف به دریای سرخ و تنگه باب المندب است محکم کنند، پیامدهایش به جایی فراتر از یمن خواهد رسید.
به نظر می رسدبه دلیل بازی هوشمندانه حوثیها، راه نجات و تاب آوری عربستان با مشکل مواجه شده است.از سوی دیگر ،برخی کارشناسان معتقدند اگر حملات انصارالله به شهرها و زیرساخت های انرژی سعودی ادامه پیدا کند، ریاض دیگر به تحرکات خود به چشم مداخله در جنگ داخلی یمن نگاه نمیکند، بلکه آن را دفاع از سرزمین قلمداد خواهد کرد و ممکن است جنگی را شروع کند که کل منطقه در آن فرو برود.