صاحبخبر - گروه سیاسی- سید مجید حسینی : رئیسجمهور در دیدار با روسای دانشگاههای برتر کشور، با تأکید بر اینکه دولت برای حل مسائل کشور از افراد با هر گرایش سیاسی کمک میگیرد، گفت حتی به سعید جلیلی نیز گفته است «برای حل مشکلات به دولت کمک کند» و تأکید کرد: «هرکجا که میتواند اختیار میدهم که مشکلات را حل کند.» اما بخش کلیدی سخنان پزشکیان جای دیگری بود، آنجا که گفت: «پیشنهاد نمیخواهم، مشکل ما نبود راهحل نیست، مشکل ما وجود افرادی است که بدانند، بخواهند و بتوانند مشکلات را حل کنند.»
این سخن را میتوان بیش از یک دعوت به همکاری سیاسی خواند. پزشکیان در واقع میان ارائه پیشنهاد و حل مسئله مرزی روشن مشخص کرد، مرزی که در فضای سیاسی ایران گاه بهسادگی نادیده گرفته میشود. اینکه چه کسی بهتر حرف میزند، چه کسی نقدهای تندتری مطرح میکند یا چه کسی برای مشکلات کشور نسخههای کلی ارائه میدهد، یک مسئله است و اینکه همان فرد بتواند در میدان اجرا مسئولیت بپذیرد و نتیجه کار خود را نشان دهد، مسئلهای دیگر.
دعوتی که فقط برای جلیلی نیست
البته نباید سخنان پزشکیان را صرفاً به عنوان حملهای به جلیلی یا جریان سیاسی نزدیک به او تفسیر کرد. رئیسجمهور در همان سخنان تصریح کرده که با چپ و راست دعوا ندارد و هر فردی با هر دیدگاه سیاسی را که بتواند به حل مشکلات کمک کند، خواهد پذیرفت. او حتی تأکید کرده است که حل مسئله ارتباطی با باور و گرایش سیاسی افراد ندارد.
پزشکیان همواره معتقد بوده است که دولت با مجموعهای از مشکلات پیچیده اقتصادی، انرژی، تولید، بودجه، سیاست خارجی و معیشت مردم مواجه است و در چنین شرایطی، تقسیم نیروهای سیاسی به خودی و غیرخودی یا اصلاحطلب و اصولگرا کمکی به حل مسائل نمیکند. او تاکید دارد کسی که مدعی توانایی است، فارغ از اینکه در کدام اردوگاه سیاسی قرار دارد، باید امکان آزمودن توانایی خود را داشته باشد.
در واقع پیشنهاد پزشکیان به جلیلی یک آزمون است، آزمونی برای اینکه مشخص شود تفاوت میان منتقد دولت بودن و توان اداره کردن دقیقاً چیست. در واقع با پیشنها پزشکیان وقت آن رسیده است که سایه نشینان از سایه به در شوند.
از نقد تا اجرا
سعید جلیلی سالهاست با ایده دولت در سایه در فضای سیاسی ایران حضور دارد. این ایده قرار بود امکان ارائه برنامه، نقد عملکرد دولت مستقر و ارائه راهکار را فراهم کند. گزارشهای مربوط به فعالیت این جریان نیز نشان میدهد که دولت در سایه در دورههای مختلف خود را مجموعهای برای ارائه برنامه و مشورت به دولت معرفی کرده است.
اما مسلما سیاستورزی نمیتواند برای همیشه در مرحله نقد باقی بماند. در میدان سیاست، نقد کردن البته ضروری است. دولتها باید نقد شوند، تصمیمهایشان باید زیر ذرهبین باشد و هیچ جریانی نباید خود را از پاسخگویی معاف بداند. اما منتقدی که خود را صاحب نسخه بهتر میداند، در نهایت باید جایی مسئولیت اجرای همان نسخه را نیز بپذیرد.
و پیشنهاد پزشکیان به جلیلی و همفکران همیشه مخالف و منتقد او این است که به جایی انتقاد و ساز مخالف، به میدان بیاید و عمل کنید.
حتی پیش از این نیز چنین پیشنهادی مطرح شده بود. در سال گذشته، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور گفته بود پزشکیان در جلسهای به جلیلی پیشنهاد داده است اختیار اداره یک بخش بزرگ از کشور را به او واگذار کند تا آنچه را میگوید در عمل اجرا کند. در همان روایت نیز گفته شده بود که جلیلی این پیشنهاد را نپذیرفته است.
بنابراین پیشنهاد اخیر پزشکیان را نمیتوان صرفاً یک کنایه لحظهای دانست. گویی رئیسجمهور همچنان بر یک ایده مشخص اصرار دارد که اگر کسی معتقد است راه دیگری برای اداره کشور وجود دارد، او امکان اجرای آن را نیز به او خواهد تا به جای نقد عملکرد دیگران و مخالف خوانی در میدان عمل مشکلات را برطرف کند.
مسئلهای فراتر از جلیلی
اما ماجرا فقط درباره سعید جلیلی نیست. مسئله این است که گروهی در کشور مخالفت کردن و شعار دادن را آسان ترین راه یافته اند. آنها با مذاکره مخالفند، با توافق مخالفند، منتقد دولتند، به اطلاح طلبان حمله می کنند، بر علیه اصولگرایان شعار می دهند و همواره نگران نفوذ هستند و به هر کسی که سخنانش به مذاقشان خوش نیاید اهانت می کنند.
به عنوان مثال اشکالی ندارد که یک جریان سیاسی اساساً با مذاکره یا توافقی خاص مخالف باشد. اما بگویند که اگر مذاکره راهحل نیست، راهحل دقیق چیست؟
اگر توافق راهحل نیست، جایگزین آن چیست؟ اگر فشار خارجی باید با افزایش تابآوری اقتصادی پاسخ داده شود، برنامه دقیق برای اقتصاد چیست؟ اگر ظرفیتهای داخلی و منطقهای میتواند تحریمها را بیاثر کند، این ظرفیتها چگونه، با چه زمانبندی و با چه هزینهای فعال خواهد شد؟
اینجاست که با پیشنهاد پزشکیان سیاست از شعار فاصله گرفته و وارد حوزه دشوار اجرا میشود.
مخالفت راه حل نیست
کشورداری با مخالفت با تصمیم دیگران تفاوت دارد. برای مخالفت میتوان دهها استدلال سیاسی، ایدئولوژیک یا رسانهای مطرح کرد، اما اداره کشور به عدد، بودجه، منابع، مدیر، زمانبندی و پاسخگویی نیاز دارد.
ممکن است یک سیاستمدار با مذاکره مخالف باشد، اما اگر قرار است مسئولیت اجرایی بپذیرد، باید توضیح دهد چگونه آثار اقتصادی این تصمیم را مدیریت میکند. ممکن است فردی با سیاستهای اقتصادی دولت مخالف باشد، اما باید برنامه جایگزین خود را ارائه کند و بگوید منابع اجرای آن از کجا تأمین خواهد شد. ممکن است کسی معتقد باشد دولت در مسیر اشتباه حرکت میکند، اما در نهایت باید نشان دهد اگر اختیار در دست خودش بود، دقیقاً چه میکرد و این درست همان موضوعی است که در پیشنهاد پزشکیان نهفته است.
وقت نسخههای اجرایی رسیده است
پزشکیان با این پیشنهاد حرف روشنی زده است: دولت برای حل مشکلات حاضر است از نیروهایی با گرایشهای مختلف استفاده کند، حتی از رقیب انتخاباتی رئیسجمهور. او حتی گفته است اگر جایی لازم باشد اختیار بیشتری به افراد داده شود، دولت این کار را دنبال خواهد کرد.
اکنون توپ در زمین گروه همیشه منتقدان است. اگر آنها معتقدند دولت مسیر غلطی را طی میکند، جامعه حق دارد بداند مسیر درست از نظر آنها چیست؟ اگر معتقدند مذاکره اشتباه است، راه جایگزین چیست؟ اگر معتقدند سیاست اقتصادی دولت ناکارآمد است، برنامه آنها برای معیشت مردم چیست؟ اگر معتقدند دولت توان اداره کشور را ندارد، چه کسانی و با چه برنامهای باید کشور را اداره کنند؟ خلاصه کلام دولت پیشنهاد نمی خواهد بیاید اختیار بگیرید و عمل کنید.
در روزهای سختی که کشور در آن قرار دارد جامعه بیش از همیشه به سیاستمدارانی نیاز دارد که علاوه بر توانایی مخالفت، توانایی ساختن و اداره کردن نیز داشته باشند. در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی بر کشور بالاست، کسی که خود را صاحب راه درست میداند، باید بتواند مسیر را نشان دهد و از آن مهمتر مسئولیت رسیدن به مقصد را نیز بپذیرد.
∎