شناسهٔ خبر: 79733140 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

نوآورِ سنت‌نقد و معمار نقد ادبی مدرن در ایران

ایرج پارسی‌نژاد می‌گوید: زرین‌کوب در مقام منتقد ادبی کوشید تا سنت را نقد کند و جامعه ادبی ایران را به سوی تجدد جهان مدرن سوق دهد. اگر استاد صرفاً توان خود را بر نقد ادبی متمرکز می‌ساخت و از پژوهش در حوزه‌های تاریخ، عرفان و تصوف صرف‌نظر می‌کرد، چه بسا ساختار نقد ادبی معاصر ایران به شکلی بنیان‌افکن‌تر دگرگون می‌شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، ایرج پارسی‌نژاد - نویسنده و منتقد ادبی - که کتاب‌های «روشنگران ایرانی و نقد ادبی»، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، «احسان‌ طبری و نقد ادبی»، «نیما یوشیج و نقد ادبی»، «خانلری و نقد ادبی»، «علی دشتی و نقد ادبی»، «ملک‌الشعرای بهار و نقد ادبی» و «زرین‌کوب و نقد ادبی» را در کارنامه خود دارد، درباره عبدالحسین زرین‌کوب، نویسنده و منتقد که ۲۴ شهریور سال ۱۳۷۸ از دنیا رفته، گفته است: «قلمرو تحقیق و پژوهش استاد فقید عبدالحسین زرین‌کوب چنان وسیع و متنوّع است که بی‌تردید می‌توان او را با تألیف بیش از ۵۰ جلد کتاب و نگارش ۴۰۰ مقاله، جامع‌ترین پژوهشگر در نظام آموزش علوم انسانی ایران دانست. حوزه تحقیقات ایشان از تاریخ ادیان، تاریخ ایران و تاریخ تطورهای ادبی جهان گرفته تا تاریخ نهضت‌ها، نظام‌های اجتماعی، عرفان و تصوف و شعر و ادبیات فارسی را به‌تمامی در بر می‌گیرد. 

نخستین طلیعه قلم زرین‌کوب، رساله‌ای اندک‌حجم اما بس پربار با عنوان «فلسفه شعر» (یا «تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران») در هشتاد صفحه بود که وی در تیرماه ۱۳۲۳، در حالی که جوانی ۲۲ ساله بود، در زادگاه خویش بروجرد منتشر ساخت. این اثر به سبب نگاه تازه و نوآورانه‌اش بلافاصله مورد توجه صاحب‌نظرانی چون استاد دکتر پرویز ناتل‌خانلری قرار گرفت؛ چنان‌که او در مجله «سخن» ضمن معرفی این اثر یادآور شد که نویسنده جوان کوشیده است برخی از اصول و موازین ادبی اروپایی را بر شعر فارسی منطبق سازد.

پس از آن، استاد زرین‌کوب مطالعات خویش را در حوزه نقد ادبی با جدیت دنبال کرد و در سال ۱۳۳۴، رساله دکترای خود را در موضوع نقد و شعر و تاریخ و اصول آن، تحت راهنمایی استاد بدیع‌الزمان فروزانفر به پایان رساند. وی در اواخر دهه ۱۳۳۰ شاهکار خود، کتاب «نقد ادبی» را منتشر کرد. زرین‌کوب در این اثر ارزشمند به بررسی سنت و سابقه تاریخ نقد ادبی در ایران پرداخت و به درستی نشان داد که نقد ادبی در مفهوم علمی و اروپایی آن در گذشته ما وجود نداشته و آنچه تحت عنوان سنت نقد شناخته می‌شده، بیشتر جنبه تذکره‌نویسی، نکته‌گیری‌های لفظی توأم با شوخی و ظرافت و توجه به ساخت و صورت شعر داشته است و در آن کمتر نشانی از تحلیل موضوع و داوری در ارزش ذاتی ادبیات به چشم می‌خورد. او در این کتاب، احاطه حیرت‌انگیز خود را بر ادبیات گذشته ایران، مآخذ ادب و فرهنگ عربی، میراث فرهنگ ایرانی و اسلامی و نیز مبانی تفکر ادبی اروپایی به وضوح نشان داد.

استاد زرین‌کوب بر این باور بود که اگر امروز بخواهیم در نقد ادبی به آرای امثال عبدالقاهر جرجانی، رشید وطواط، شمس قیس رازی و تفتازانی بسنده کنیم، ناچاریم در همان میراث سنتی و قواعد خلیل بن احمد و ابویعقوب سکاکی محصور بمانیم. وی در فصلی از کتاب با عنوان «ایران بین نوجویی و سنت‌گرایی»، آرای محققان سنت‌گرای ما را در زمینه تصحیح متون ادبی منعکس ساخت. از نگاه زرین‌کوب، نقد پیش از اسلام ما نقدی ذوقی بود و با آمدن اسلام، نقد اخلاقی و دینی نیز بر آن افزوده شد و در همین حد باقی ماند، تا آنکه نقد به مفهوم علمی و اروپایی‌اش برای اولین بار با میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۲۸۳ قمری (۱۸۶۶ میلادی) و در مقاله انتقادی او بر قصیده سروش اصفهانی پدیدار شد.

ارزش کار زرین‌کوب زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم هنگام انتشار کتاب «نقد ادبی»، به جز مقالات پیشرو استاد پرویز ناتل خانلری در مجله «سخن» (از سال ۱۳۲۲ به بعد)، هیچ اثر قابل توجهی در توضیح نقد ادبی به مفهوم علمی و اروپایی آن در اختیار نداشتیم. تصور ادیبان سنتی ما از نقد، منحصر به علوم بلاغت قدیم و کتاب‌هایی چون «حدائق السحر فی دقائق الشعر» و «المعجم فی معاییر اشعار العجم» بود که تنها به فنون صوری و ظاهری می‌پرداختند. کتاب «سخن» نوشته لطفعلی صورتگر نیز که در سال ۱۳۳۲ منتشر شد، در واقع ترجمه‌ای از تاریخ ادبیات انگلیس بود که مباحثی درباره مذاهب و عقاید یونانی و اروپایی همراه با بخش‌هایی درباره شاهنامه فردوسی و داستان‌های نظامی بر آن افزوده شده بود و اصالت چندانی نداشت. در چنین فقر منابعی، زرین‌کوب به دلیل آشنایی عمیقش با ادبیات فرانسه این خلاء بزرگ را جبران کرد. او در «نقد ادبی»، علاوه بر مبانی نقد از کهن‌ترین دوران در مصر و یونان تا دوره‌های متأخر، ملاحظاتی بس دقیق درباره گذشته نقد در فرهنگ اسلامی مطرح ساخت و توانست با رهایی از پیش‌فرض‌ها و ذهنیات سنتی، نظرگاهی فلسفی و بنیانی استوار برای طرح مباحث نظری نقد ادبی فراهم آورد.

کتاب «نقد ادبی» زرین‌کوب در دو بخش تنظیم شده بود: بخش اول به مبادی، اصول، روش‌ها و تاریخ تحول شیوه نقد در یونان، روم، ایران و عرب می‌پرداخت و بخش دوم به تاریخ نقد ادبی در اروپا و تبیین مذاهب و مکاتب ادبی اختصاص داشت. استاد در مقدمه همین اثر، شجاعانه از اوضاع نابه سامان و بیمارگونه نقد ادبی روزگار خود شکایت کرد و آشکارا هشدار داد که آیین روزنامه‌نویسی رنگی از سبک‌سری و شتابزدگی به نقد بخشیده است و برخی گمان می‌برند شرط توفیق در نقادی تنها گستاخی، دلیری و بی‌اصولی است.

در این اثر، ناباوری زرین‌کوب به نقد صرفاً ذوقی یا نقد محضِ اجتماعی هویداست؛ او با درایتی تمام بر نقدی علمی تأکید ورزید که بر تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و زیبایی‌شناسی مبتنی باشد. برخلاف ادیبان قدیم که ملاک نقد را سلیقه شخصی می‌دانستند، زرین‌کوب نشان داد که نقد ادبی دارای اصول و قواعد علمی مدون است. ایشان همچنین الفاظ مبهم و توخالی رایج میان ادیبان گذشته نظیر «فصاحت»، «بلاغت»، «جزالت»، «عذوبت»، «وحدت» و «انسجام» را نقد کرد و به درستی نتیجه گرفت که این صفات بیشتر ریشه در تعارف و تملق مشرق‌زمین دارد و در نقد مدرن، «مضمون» و «طرز بیان» هر دو باید هم‌پای یکدیگر سنجیده شوند.

نوآورِ سنت‌نقد و معمار نقد ادبی مدرن در ایران از راست: علی فاضل، ایرج پارسی‌نژاد، صفدر تقی‌زاده، رحیم ذوالنور، کیکاووس جهانداری، محمدرضا شفیعی کدکنی، احمد تفضلی
نشسته: مهدی محقق، عباس زریتاب خویی، عبالحسین زرین کوب و سید محمد دبیر سیاقی

بنده بر این باورم که زرین‌کوب در مقام منتقد ادبی کوشید تا سنت را نقد کند و جامعه ادبی ایران را به سوی تجدد جهان مدرن سوق دهد. اگر استاد صرفاً توان خود را بر نقد ادبی متمرکز می‌ساخت و از پژوهش در حوزه‌های تاریخ، عرفان و تصوف صرف‌نظر می‌کرد، چه بسا ساختار نقد ادبی معاصر ایران به شکلی بنیان‌افکن‌تر دگرگون می‌شد. با این حال، کتاب «نقد ادبی» او بیشتر بر «تاریخ نقد» متکی بود و جنبه‌ای دائرةالمعارف‌گونه داشت. اما آثار بعدی او در نقد شعر، مانند «با کاروان حله» و «شعر بی‌دروغ، شعر بی‌نقاب»، تأثیری بس عمیق‌تر بر محافل ادبی و دانشگاهی بر جای گذاشت؛ زیرا زرین‌کوب در این آثار به شایستگی از جنبه‌های پویا و مدرن نقد ادبی غرب بهره جست و راه خانم دکتر فاطمه سیاح را ادامه داد.

همان‌طور که می‌دانیم، شادروان فاطمه سیاح بانوی فرزانه‌ای بود که با تحصیل ادبیات روز در روسیه و حضور در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، بنیاد نقد ادبی دانشگاهی و ادبیات تطبیقی را در ایران نهاد. استاد زرین‌کوب نیز با الهام از مبانی ادبیات غرب و ادبیات تطبیقی، ترجمه‌ها و پژوهش‌های گران‌سنگی عرضه کرد؛ از جمله ترجمه «ادبیات فرانسه در قرون وسطا»، «ادبیات فرانسه در دوره رنسانس»، و کتاب «متافیزیک» فلیسین شاله در سال ۱۳۲۸، و ترجمه ماندگار «فن شعر» (پوئتیکا) ارسطو در سال ۱۳۳۷. او همچنین مقالات متعددی درباره گوته، لرمونتوف، سروانتس و بالزاک نگاشت و به مقایسه ایلیاد و ادیسه با شاهنامه فردوسی و تحلیل رستم و سهراب متیو آرنولد پرداخت.

در نهایت، کارنامه استاد عبدالحسین زرین‌کوب در عرصه نقد ادبی ایران - همچون آثار جاودانه‌اش در تاریخ، عرفان و شعر فارسی - پربرگ‌بار، فخیم و ماندگار است و راهنمایی روشن برای نسل‌های امروز و فردای پژوهشگران خواهد بود.»

نوآورِ سنت‌نقد و معمار نقد ادبی مدرن در ایران ایرج پارسی‌نژاد

انتهای پیام