به گزارش خبرنگار ایسنا، این روزها مرکز اسناد و موزههای جمعیت هلال احمر در خیابان ولیعصر تهران میزبان نمایشگاهی از آثار تجسمی شامل مجسمههای چوبی و طراحیهایی است که میخواهند روایتی از نقش و حضور امدادگران هلال احمر در جنگهای تحمیلی اخیر باشند؛ نمایشگاهی که در محل موزه هلالاحمر، بخشی از تاریخ امدادرسانی و فعالیتهای بشردوستانه این جمعیت را از خلال اسناد، تجهیزات و اشیاء بهجامانده روایت میکند.
محمدعلی نادعلیزاده و مهرداد آگاهی، مدیرعامل و معاون ایسنا
در بازدید ایسنا از این نمایشگاه، علی صارمیان - مدیرکل مرکز اسناد و موزههای جمعیت هلال احمر - توضیحاتی درباره بخشهای مختلف موزه ارائه کرد و گفت: بخشی از آثاری که امروز در معرض دید قرار گرفتهاند، پیش از این بیشتر در انبار نگهداری میشدند و پس از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، روند احیا و ساماندهی آنها جدیتر شده است. از تجهیزات ارتباطی قدیمی برای برقراری ارتباط با مناطق دورافتاده تا وسایل مربوط به فعالیتهای امدادی، هرکدام بخشی از تجربه تاریخی جمعیت را پیش چشم مخاطب میگذارند.
در میان این آثار، اسناد و نشانههای مربوط به «شیر و خورشید سرخ» جایگاه ویژهای داشت؛ موضوعی که صارمیان تأکید داشت نباید این نماد را صرفا به دوره پهلوی نسبت داد. به گفته او، اسناد موجود از سابقه این نشان پیش از تأسیس حکومت پهلوی و روایتهایی درباره استفاده از آن در دوره صفویه هم حکایت دارد؛ از طرفی به گفته او، «جمعیت شیر و خورشید سرخ» در سال ۱۳۰۱ تأسیس شده است (سه سال قبل از انحلال سلسله قاجار)، بنابراین نمیتوان نشان شیر و خورشید را به حکومت پهلوی نسبت داد.
در روایت صارمیان، شیر و خورشید تنها یک نشان اداری یا سیاسی نیست، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی ایران است که بخشهایی از آن میتواند با مفاهیمی چون فتوت، جوانمردی و دستگیری از دیگران پیوند داشته باشد.

او همچنین با اشاره به تاریخ نهضت بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر، از سه نشان صلیب سرخ، هلال احمر و شیر و خورشید سرخ به عنوان بخشی از این تاریخ یاد کرد و بر ضرورت بازخوانی اسناد مربوط به این نماد تأکید داشت.
بخش دیگری از بازدید به روایت امدادرسانی در دوران جنگ اختصاص داشت؛ جایی که تجهیزات و اسناد، از نقش «جمعیت» در جبههها و بمباران شهرها تا تجربههای کمتر شنیدهشدهای مانند قطار امدادی را روایت میکردند. قطاری که از اهواز به سمت مشهد حرکت میکرد، مجروحان را از مناطق جنگی منتقل میکرد و در طول مسیر نیز خدمات درمانی به آنان ارائه میشد. کشتی امدادی «فارو» در خلیج فارس و فعالیت امدادگران موسوم به «کلاهسفیدها» نیز از دیگر روایتهایی بود که صارمیان در جریان بازدید مطرح کرد.
در کنار اینها، اسناد تاریخی «جمعیت» نیز بخشی از موزهای را شکل دادهاند که نمایشگاه مذکور در کنار آن دایر است. بخش اسناد تاریخی که با کمترین تعداد نیرو کار مهم حفظ، نگهداری و طبقهبندی اسناد را انجام میدهند.
تأکید صارمیان بر ضرورت ثبت و حفظ اسناد، تنها به گذشته محدود نبود. او از تلاش جمعیت برای مستندسازی حوادث جنگهای اخیر و تطبیق اسناد و گزارشهای ۳۱ استان با کنوانسیونهای بینالمللی و قوانین بشردوستانه گفت؛ تلاشی که به گفته او از تجربه جنگ تحمیلی هشتساله و خلأهای موجود در ثبت اسناد آن دوره ناشی شده است.
روایت این بازدید در نهایت تصویری از هلال احمر به دست میدهد که تاریخش فقط در عملیاتهای امدادی خلاصه نمیشود؛ مجموعهای از نشانها، آدمها، اسناد، تجهیزات و تجربههایی که از بیش از یک قرن فعالیت بشردوستانه در ایران باقی مانده و حالا تلاش میشود از انبارها بیرون بیاید و به نمایش عمومی گذاشته شود.

در این میان روایت شکلگیری نمایشگاه «روایت جانفشانیهای امدادگران جمعیت هلال احمر در جنگهای تحمیلی اخیر» نیز مهم است.
نمایشگاه چگونه شکل گرفت؟
در این زمینه تیرداد محمدی، هنرمند و برگزارکننده این نمایشگاه در گفتوگو با ایسنا، درباره شکلگیری ایده این نمایشگاه توضیح داد: با توجه به پیشینهای که در طراحی، نقاشی و مجسمهسازی داشتم، همیشه دوست داشتم این روزها در این زمینه فعالیتی انجام دهم؛ اما این بار با همراهی مدیریت موزه میخواستم این فعالیت در لباس هلال احمر شکل بگیرد.
او با اشاره به اینکه همهچیز به جنگ ۱۲ روزه برمیگردد، اظهار کرد: در جریان آن درگیریها، تعطیلیها و انفجارهایی که اتفاق افتاد، خودم در محل انفجار فراجا حضور داشتم. بعد از آن، با امدادگران و همکاران هلال احمر به محل حادثه رفتم. ما به دلیل ماهیت کارمان میتوانیم وارد فضاهایی شویم که شاید دیگران امکان حضور در آنها را نداشته باشند و همین موضوع باعث میشود تجربههای متفاوتی به دست بیاوریم که در آن لحظه شاید فقط یک امدادگر هلال احمر، آتشنشان یا نیروی انتظامی بتواند از نزدیک لمس کند.

این هنرمند با بیان اینکه همین تجربیات دلیل شکلگیری نمایشگاه فعلی است، گفت: آقای صارمیان (مدیرکل مرکز اسناد و موزه ملی جمعیت هلال احمر) این ایده را مطرح کردند که نمایشگاهی درباره فعالیتهای هلال احمر برگزار کنیم و در این مسیر چراغ راهم بودند. آن زمان، گالری و موزه صلح را با یکسری تغییرات بهروز کرده بودیم و موزه هلال احمر از یک واحد به یک اداره کل با بخشهای تخصصی تبدیل شد و این ایده شکل گرفت که فعالیت این گالری را با نمایشگاهی درباره جنگهای تحمیلی آغاز کنیم.
او درباره روند شکلگیری آثار این نمایشگاه اظهار کرد: علاوهبر تجربیات میدانی، عکسها و ویدیوهای جنگ ۱۲ روزه را دیدم و روند طراحی را آغاز کردم. بخش ابتدایی کار مربوط به جنگ ۱۲ روزه بود و بعد، تعداد محدودی اثر نیز با توجه به جنگ ۴۰ روزه به آن اضافه شد. در نهایت، عنوان کلی نمایشگاه را از «جنگ ۱۲ روزه» به «جنگهای تحمیلی اخیر» تغییر دادیم.
این هنرمند که کارمند مجموعه موزه نیز هست، ادامه داد: در محل کار، روزانه چند ساعت بیشتر میماندم و روی آثار کار میکردم و شبها هم در خانه ادامه میدادم. ابتدا روی رول، کاغذ و مقوا طراحی کردم و بعد مجسمهها را به این مجموعه اضافه کردم. ۱۳ مجسمه چوبی در نمایشگاه وجود دارد که ۱۰ مورد از آنها در همین دوره ساخته شده و سه اثر هم مربوط به زمانهای گذشته است که در آرشیو شخصیام نگهداری میکردم. این سه اثر قدیمی به دلیل قرابتی که با مفهوم «پرنده سرخ» داشتند، دوباره مورد استفاده قرار گرفتند و با اضافه و کم کردن برخی عناصر و مفهومسازی، در مجموعه جدید قرار گرفتند.

اینجا پرندهها سخن میگویند
او درباره انتخاب چوب به عنوان متریال اصلی آثار توضیح داد: ماده اصلی را چوب انتخاب کردم و در کنار آن از فلز، پلاستیک و هر چیز دورریختنی دیگری که میتوانست به اثر کمک کند استفاده کردم. مواد اولیه این آثار شامل چوب نخل، نخ، پیچ و مهره، قیچی، فلز، پلاستیک و تکههای مختلف مواد دیگر است. چوب نخلها هم مربوط به نخلستانهای شهرستان فراشبند در استان فارس است چراکه من زاده این شهرستان هستم.
محمدی درباره مفاهیم نهفته در پرندههای چوبی نمایشگاه گفت: پرندهها هرکدام صاحب تیپ و نشانههای امدادگران یا قربانیان در موقعیت آن روزهای خاص هستند. یکی از این پرندهها تلفیقی از خمپاره و خروس است؛ درواقع تلاش کردم گلبانگ یا آوای خروس در لحظه شروع جنگ را تصویرسازی کنم. جنگ ۱۲ روزه ساعت سه و نیم صبح آغاز شد و بانگ خروس در تلفیق با خمپاره، برای من تداعیکننده همان صداهایی بود که در تهران شنیدیم و همه را دچار وحشت کرد. یا مثلا یکی دیگر از پرندههای چوبی با پوست درخت ساخته شده است و این پوست، نمادی از پوست قربانیانی است که امدادگران در ساختمانهای آسیبدیده از جنگ با آنها مواجه میشدند.
محمدی درباره بخش طراحی و نقاشی نمایشگاه نیز گفت: در این بخش، از شروع جنگ و حضور امدادگران را تا مرحله امدادرسانی و اتفاقاتی که بعد از آن رخ میدهد، با استفاده از تصاویر موجود و ایدههای ذهنی روایت کردم.

میخواهم مخاطب خطر را لمس کند
او در ادامه به بخش چیدمان هنری یا «اینستالیشن» نمایشگاه اشاره کرد و گفت: یکی از ترکشهایی که از ساختمانی در نزدیکی ما به دست آمده بود، باعث شد به فکر اضافه کردن بخش چیدمان به نمایشگاه بیفتم. وقتی این ترکش را دیدم، متوجه شدم چه جرم سنگینی دارد و لبههای آن تا چه اندازه تیز است. آن را در خانه امتحان کردم و با یک پرتاب کاملا معمولی، یک قوطی فلزی را سوراخ کرد. همان تجربه باعث شد این ایده به ذهنم برسد که بخش چیدمان را به نمایشگاه اضافه کنم؛ با این هدف که بتوانم بخشی از تجربه خودم را به بازدیدکننده منتقل کنم. میخواستم مخاطب وارد فضای هنر چیدمان شود و خطرناکی یک انفجار را، نه فقط در قالب یک موج انفجار اولیه، بلکه از طریق ترکشهایی که بعد از آن به اطراف پرتاب میشوند، لمس و درک کند.
محمدی ادامه داد: اساسا هنر چیدمان این هدف را دارد که اثر از قاب کاغذی یا بوم بیرون بیاید و بیننده را بیشتر درگیر کند. ما در اینجا تلاش کردیم همین اتفاق بیفتد و مخاطب را از فاصلهای که معمولا میان او و یک اثر روی کاغذ یا بوم وجود دارد، بیرون بیاوریم و به فضای خود اثر وارد کنیم. به همین دلیل آثار طراحی را هم قاب نکردیم و همان کاغذ را به وسیله میخ بر دیوار زدیم.
دنبال کار انتزاعی نبودم
او درباره شیوه ارائه آثار طراحی و ارتباط آن با هنر معاصر اظهار کرد: هنر پستمدرن و هنر امروز علاقه دارد از قاب بیرون بیاید و بیننده را بیشتر درگیر کند. به همین دلیل در بعضی آثار بنابر محتوا، کاغذ را پاره کردم یا پارچههایی را که روی آنها طراحی شده بود، برش دادم و پاره کردم تا مخاطب بیشتر با خود اثر مواجه و با آن درگیر شود.
این هنرمند همچنین درباره رویکرد خود در طراحی و نقاشی آثار این نمایشگاه توضیح داد: در مورد آثار نقاشی، تلاش کردم کارها تا حدی مستند باشند. آثاری که از اتفاقات جنگ تهیه میشود، گاهی به سمت آثار کاملا انتزاعی میرود و مفاهیمی مانند رنگ و خون را به شکل نمادین نشان میدهد، اما من میخواستم کارم کمی مستندتر باشد. از آنجا که هلال احمر با مردم عادی و عموم جامعه ارتباط دارد، میخواستم نمایشگاه هم حالت واقعی و رئال بودن اتفاقات را به بازدیدکننده منتقل کند.
او درباره تجربه حضور در محل انفجار و شکلگیری این آثار اظهار کرد: وقتی ساختمانی منفجر میشود، تا ۳۰۰ یا ۴۰۰ متر اطراف آن ممکن است هیچ انسانی دیده نشود. این سکوت وهمانگیز، در دل یک شهر شلوغ، واقعا عجیب و غریب است. در آنجا بدنهای تکهتکهشده و انسانهایی که زیر آوار ماندهاند وجود دارند و امدادگر در نهایت سکوت و با احتیاط بسیار مشغول کار است. تلاش کردم همین فضا را در آثار القا کنم؛ فضایی که برای خود من هم تجربهای تازه بود.

اِلِمان «کودک» در طراحیها چه میگوید؟
محمدی درباره استفاده از اِلِمان کودک در اکثر آثار طراحیِ خود، بیان کرد: این کودک در واقع بخشی از زندگی هنری من است. بعد از زلزله بم، ایدهای در ذهنم شکل گرفت و پسربچهای متولد بم را کشیدم که روی تپهای ایستاده و به شهر ویرانشده از زلزله نگاه میکند و در حباب فکرش، عروسکش را میبیند که زیر آوار مانده است. با توجه به اینکه کودکان در جنگ بسیار درگیر میشوند از این اِلِمان تصویری در طراحیها استفاده کردم. از سوی دیگر همه ما، اگر کودکی در خانوادهمان باشد، در زمان انفجار و جنگ نگران صداها و وحشت او هستیم. این کودک در اثر من، ناظر اتفاق است؛ ناظر انفجار و ناظر تکهتکه شدن انسانهای بیگناه.
روایت رنج با صد میلیون تومان
این هنرمند با اشاره به محدودیتهای مالی در اجرای نمایشگاه گفت: امکانات ما هم اجازه نمیداد که خیلی از ایدهها را با هزینههای بالا اجرا کنیم. ما حدود ۱۰۰ میلیون تومان بودجه داشتیم که بخش قابل توجهی از آن صرف خرید کاغذ، وسایل، تهیه مواد اولیه و رفتوآمد به جنوب شد و تقریبا همین میزان هزینه درگیر کار بود. بنابراین در بعضی جاها از خود عناصر موجود در نمایشگاه استفاده کردم. مثلا میخ، خودش تبدیل به یک عنصر خشن شد؛ عنصری که روی کاغذ خراش ایجاد میکند. یا در یکی از پارچههایی که روی آن طراحی شده، پارگی ایجاد کردم تا بتوانم مفهوم تکهپارگی ساختمانها و انسانها را منتقل کنم. در نهایت، هدف اصلی این بود که بیننده فقط تماشاگر اثر نباشد، بلکه تا حد امکان درگیر آن شود و بخشی از فضای اثر را تجربه کند.
محمدی درباره زمان برگزاری نمایشگاه «روایت جانفشانیهای امدادگران در جنگهای تحمیلی» به ایسنا گفت: آثار این نمایشگاه از شهریورماه سال گذشته در اینجا قرار گرفت و درِ نمایشگاه نیز به روی بازدیدکنندگان باز بود، اما افتتاح رسمی نداشتیم. افتتاح رسمی را میتوان تقریبا مربوط به سه ماه پیش دانست؛ زمانی که این مجموعه به ادارهکل تبدیل شد و به صورت رسمی اعلام کردیم که نمایشگاه افتتاح شده است و در این زمینه نامهنگاری هم انجام شد.
او افزود: فعلا این نمایشگاه به یکی از سالنهای موزه هلال احمر تبدیل شده و بازدید از آن از شنبه تا چهارشنبه هر هفته در ساعتهای اداری، رایگان است. بسیاری از افرادی که برای بازدید از موزه مراجعه میکنند، در ادامه وارد سالن نمایشگاه هم میشوند. دوست دارم اقشار بیشتری از هنرمندان، فرهنگدوستان و مردم عادی این نمایشگاه را ببینند تا زحمتی که برای آن کشیده شده، دیده شود.

دربارۀ موزهای که چیز زیادی از آن نمیدانیم
این هنرمند که به عنوان کارشناس مرکز اسناد و موزههای جمعیت هلال احمر نیز فعالیت میکند، درباره پیشینه این موزه گفت: موزه در اوایل دهه ۸۰ تأسیس شد و معماری این ساختمان هم بر عهده آقای فریدون کسرایی بوده است.
او با اشاره به اینکه در این موزه حدود صد سال از تاریخ جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران که امروزه آن را با عنوان «هلال احمر» میشناسیم گردآوری شده است، توضیح داد: بخشی از این آثار به نمایش درآمده در موزه، هدایای بینالمللی هستند که در اجلاسها و مناسبات بینالمللی، از سوی کشورهای مختلف به ایران اهدا شدهاند. در واقع وقتی به عنوان یک بازدیدکننده وارد اینجا میشوید، یکی از جذابیتهای موزه این است که علاوه بر تاریخ هلال احمر، با فرهنگ کشورهای مختلف هم آشنا میشوید و نمادهای فرهنگی آنها را میبینید.
او افزود: وسایل ارتباطی، بخش شهدای امدادگر که خودش دنیای بزرگی دارد و اشیاء مختلفی که از نقاط گوناگون به موزه اهدا شدهاند، از دیگر بخشهای این مجموعه هستند. برای مثال ممکن است وسیله پزشکی خاصی به موزه اهدا شده باشد و پزشکی تشخیص داده باشد که قدمت آن به حدود صد سال میرسد و صاحب آن هم خواسته باشد این شیء در موزه نگهداری شود.
محمدی با اشاره به بخشهای مختلف موزه گفت: بخش اعظم سالن اصلی موزه به هدایا و اشیاء تاریخی اختصاص دارد. یک بخش نیز مربوط به اسناد تاریخی شیر و خورشید و هلال احمر است و بخش دیگری که در همین مجموعه دیده میشود، مرکز اسناد و گالری موزه است. بنابراین اینجا فقط یک فضای نمایشگاهی نیست و مجموعهای از اشیاء، اسناد و آثار تاریخی را در خود جای داده است.
او با اشاره به محدودیتهای موجود در فعالیت این مجموعه اظهار کرد: ما با تعداد نیروی کم و بدون بودجه قابل توجه، فعالیت زیادی انجام میدهیم. بیشتر این فعالیتها از روی علاقه شکل گرفته است. بودجهای که داریم، عمدتا صرف امور روزانه میشود. البته مسئله اصلی توجه بیشتر به ظرفیتهای این مجموعه، بهویژه در حوزه اسناد، است که اهمیت زیادی دارند.

روایت اسناد تاریخی؛ از انباری تا ویترین
این کارشناس مرکز اسناد هلال احمر تأکید کرد: اسناد ارزشمندی در این مجموعه وجود دارد که بخشی از آنها به صورت بستهبندیشده در انباری نگهداری میشد. طی این چهار سال تلاش کردیم آنها را از انبار خارج کنیم، به مرکز اسناد بیاوریم، در ویترینها قرار دهیم، شرایط نگهداریشان را بهتر کنیم و آنها را مورد بررسی و کارشناسی قرار دهیم. بخش دیگری از اشیائی که جمعآوری کردیم، از داخل خود سازمان هلال احمر و بخشهای زیرمجموعه آن بود؛ از سازمان جوانان و سازمان توانبخشی گرفته تا امداد و نجات، داوطلبان و ساختمان صلح ستاد. در تمام این مجموعهها اسناد و اشیائی وجود داشت که گاهی در یک کتابخانه یا داخل کمد گذاشته شده بود، بدون اینکه افراد بدانند این اشیاء ارزش تاریخی دارند.
او افزود: بهتدریج که موضوع موزه جدیتر شد، خود مجموعهها هم متوجه اهمیت آن شدند. برای مثال، از یک دفتر تماس میگرفتند و میگفتند سند یا دفتری مربوط به ۶۰ سال پیش از فعالیتهای عمرانی و ساختمانهای شیر و خورشید داریم و میخواستند آن را برای بررسی در اختیار موزه قرار دهند. یا بخش امداد و نجات اعلام میکرد که اشیاء قدیمی دیگری در اختیار دارد و میتواند آنها را به موزه تحویل دهد.
محمدی با اشاره به حساسیت جمعآوری و نگهداری این آثار گفت: در بعضی موارد به کارشناسیهای تخصصیتر نیاز داشتیم و با کارشناسان وزارت میراث فرهنگی ارتباط گرفتیم. البته خود من دورههای مرمت را گذراندهام و در کنار فعالیتهای هنری، در حوزه نگهداری و مرمت آثار هم فعالیت میکنم. در طول چهار سالی که مسئولیت این کار را داشتم، افرادی که برای این کار در نظر گرفته شده بودند، با دستور مشخص فعالیت میکردند و پروتکلی را برای تفکیک و نگهداری اسناد مشخص کرده بودم. اسناد بر اساس شرایطشان تفکیک میشدند و در ویترین یا کتابخانه قرار میگرفتند و برای نگهداری بهتر بستهبندی میشدند. بخش قابل توجهی از این اسناد نیز میکروفیلم شده و نسخه میکروفیلم آنها در سازمان اسناد و کتابخانه ملی نگهداری میشود.
او درباره شرایط بازدید از گالری اسناد این مرکز، افزود: با توجه به ضوابط و پروسه تکمیل این بخش، معمولا امکان ورود عادی به این بخش وجود ندارد و پژوهشگران و متخصصان با هماهنگی وارد مرکز اسناد میشوند. حتی در این مرحله، عکاسی و فیلمبرداری از اسناد نیز ضوابط خاص خودش را دارد.

اسنادی به قدمت بیش از یک قرن
محمدی با اشاره به قدمت اسناد موجود در این مجموعه گفت: اسنادی از دوره قاجار هم در مجموعه وجود دارد، اما این اسناد به صورت پراکنده هستند و بخشی از آنها ارزش رسمی و اداری بالایی ندارند؛ برای مثال ممکن است نوشتهای مربوط به فردی باشد که در جایی فعالیت میکرده، اما چهره شناختهشدهای نبوده است. البته با این حال، ما همین اسناد را نیز نگهداری میکنیم، چون هرکدام بخشی از تاریخ این مجموعه را روایت میکنند. اما عمده اسناد موجود مربوط به پس از سال ۱۳۰۲ است.
او با اشاره به ضرورت توجه بیشتر به بخش اسناد موزه گفت: چیزی که امروز میبینید، با وجود همه محدودیتها، نتیجه تلاشهایی است که با نیروی محدود و بودجه کم انجام شده است؛ شرایط میتوانست بسیار بغرنجتر باشد. ما در کشوری زندگی میکنیم که همیشه باید تلاش کنیم داشتههای تاریخی و فرهنگی خودمان را حفظ کنیم و نگذاریم از بین بروند.
انتهای پیام