نوستالژی سینما هنوز برای بسیای مثل گذشته است، آن هم در دنیایی که امروز با یک لمس ساده روی صفحه کوچک موبایل یا تماشا از قاب نمایش خانگی به روزترین فیلم ها را می شود دید. شاید بپرسید چرا هنوز برای دیدن یک داستان به سالنهای بزرگ سینما می رویم؟ پاسخ در همان لذت ملموس نشستن در تاریکی، خیره شدن به پرده پهناور نقرهای و همراه شدن با غریبهها در میان خندهها و اشکهای جمعی نهفته است.
این یعنی بازگشت به جادویی که هیچ فناوری دیجیتالی نمیتواند جایگزین طعم شیرین آن شود، صدای ممتد و ریتمیک چرخش دستگاه پروژکتور که بخشی از هویت صوتی سینما بود، آپاراتچی که قهرمان پشتپرده به شمار میرفت، فردی که با ظرافت فیلم را در دستگاه میگذاشت و نوار فیلم را تنظیم و در صورت گیر کردن فیلم با مهارت آن را اصلاح میکرد. صندلیهای مخملی نزدیک به هم که وقتی در آن می نشستی، دل کندن از آن دشوار بود، یا آن بوی جگر و پاپ کورن خارج از سینما که بدون خوردنش، انگار لذت فیلم کامل نمیشد.
با فرارسیدن ۲۱ شهریورماه روز ملی سینمای ایران، اگر نگاهی به گذشته این هنر پرزرق و برق بیندازیم، فراتر از پرده نقرهای با روایتهایی از لذت، هیجان و تغییرات اجتماعی روبهرو میشویم. از دوران سینماهای قدیمی و آپاراتچیها تا سالهای اخیر که سینماها به قلب مجتمعهای تجاری مدرن کوچیدهاند، لذت تماشای فیلم همواره یکی از زیباترین تجربههای زیسته ایرانیان بوده است. اما در این میان مشهد همواره نقشی فراتر از یک تماشاگر ساده داشته و به کانون پرورش ستارههای درخشان این عرصه تبدیل شده است.
آری، تجربه سینما در دهههای گذشته، رنگ و بویی متفاوت داشت. هنوز خیابانهای مرکزی شهر مشهد نشان از سینماهای قدیمی دارد، سینما آفریقا هنوز مثل گذشته است سینما هویزه در خیابان ارگ قدیم هم با وجود بازسازی از گذشته جایگاه خود را در مشهد حفظ کرده اما با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی، سینماها از محلههای قدیمی و ساختمانهای کلاسیک به دل مجتمعهای تجاری و مراکز تفریحی مدرن کوچید کرده اند.
هرچند فضای نوستالژیک سالهای دور جای خود را به امکانات رفاهی و تکنولوژیهای روز داده است اما آن لذت غرق شدن در تاریکی سالن و همراه شدن با تماشاگران دیگر همچنان پابرجاست. سینمای امروز، ترکیبی از مدرنیته و همان اشتیاق همیشگی برای تماشای داستانهای انسانی است.
اما اگر بخواهیم درباره ریشههای درخشش سینمای ایران صحبت کنیم، نمیتوان از نقش پررنگ شهر مشهد گذشت. مشهد، فراتر از یک قطب فرهنگی و مذهبی، همواره یکی از خاستگاههای اصلی استعدادهای درخشان سینمایی ایران بوده است. این شهر گویی با هنر عجین شده و همواره نخبگانی را در آغوش کشیده که نامشان امروز در فهرست بزرگان سینمای معاصر کشور میدرخشد.
وقتی از چهرههای شاخص سینما صحبت میکنیم، نامهای پرآوازهای چون رضا کیانیان با آن بازیهای درخشان و متفاوت، به چشم میآید که از دل این خاک برخاسته یا برادران ارجمند که با توانمندیهای خود جایگاه بازیگری را در ایران ارتقا دادهاند آنها تنها بخشی از فهرست بیپایان استعدادهایی هستند که از مشهد به عرصه ملی و بین المللی رسیده اند.
در میان بازیگران حضور چهره هایی چون حامد بهداد با قدرت حضور در نقشهای مختلف و ساره بیات و میترا حجار با ظرافتهای بازیگری منحصربهفرد گواهی بر این واقعیت است که مشهد، مدرسهای بیصدا برای تربیت بازیگران خوب بوده است. این چهرهها نه تنها برای خود بلکه برای اعتبار سینمای ایران در سطح جهان موثر بودهاند.
این درخشش تنها به بازیگران محدود نمیشود؛ کارگردانان مطرح و صاحبسبک بسیاری که امروز در جشنوارههای معتبر جهانی جایزه دریافت میکنند، ریشههای هنری خود را در فضای فرهنگی مشهد پرورش دادهاند. خلاقیت و نگاه متفاوت این هنرمندان از پویایی فرهنگی این شهر نشات گرفته است که باعث شده مشهد را به یکی از قطبهای تولید محتوای هنری تبدیل کند.
در روز ملی سینما باید قدردان تمامی کسانی بود که از دوران سینماهای قدیمی تا امروز این مسیر پر فراز و نشیب را طی کردهاند. از آپاراتچیهای دوران قدیم که با عشق فیلم را میچرخاندند تا تکنسینهای مدرن امروز که کیفیت تصویر را به اوج میرسانند؛ همگی در مسیر حفظ این هنر سهیم بودهاند. یاد و تلاش هنرمندانی را پاس بداریم مانند انوشیروان ارجمند، شهاب ملتخواه، مهدی صباغی و ... که از بین ما رفتهاند و هنرمندانی مانند علی آزادنیا، محمد الهی، رضا صابری و ... که هنوز در بین ما هستند.
در نهایت، سینما بیش از آنکه یک صنعت باشد، یک ضرورت برای زنده نگه داشتن رویاهاست. در سالهایی که با چالشهای مختلفی روبرو هستیم، بازگشت به سینما و حمایت از هنرمندان بهویژه استعدادهای جوانی که از شهرهایی چون مشهد برمیخیزند، وظیفهای است که بر عهده همه ما قرار دارد.