شناسهٔ خبر: 79678968 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

‌«مظنون»؛ وقتی خیانت از دل نزدیک‌ترین آدم‌ها سر برمی‌آورد

اپیزود «مظنون» از مجموعه «سرو، سپید و سرخ» با قرار دادن مفهوم نفوذ در بطن یک رابطه خانوادگی، از خیانتی می‌گوید که پیش از آنکه امنیت یک روستا را نشانه بگیرد،... اپیزود «مظنون» از مجموعه «سرو، سپید و سرخ» با قرار دادن مفهوم نفوذ در بطن یک رابطه خانوادگی، از خیانتی می‌گوید که پیش از آنکه امنیت یک روستا را نشانه بگیرد، اعتماد میان آدم‌ها را هدف قرار داده است؛ روایتی از اینکه دشمن، آنجا که به اعتماد نزدیک‌تر می‌شود، خطرناک‌تر است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، اپیزود «مظنون» از مجموعه «سرو، سپید و سرخ» است که به نویسندگی و کارگردانی امیر ابیلی از شبکه یک سیما پخش شد تا پروند فصل دوم این مجموعه نیز خاتمه پیدا کند.

«مظنون» تلاش می‌کند در قالب یک داستان خانوادگی و معمایی، مفهوم نفوذ و همکاری با دشمن را به زندگی روزمره مردم پیوند بزند. امیر ابیلی در مقام نویسنده و کارگردان، قصه را از جایی آغاز می‌کند که یک مجرم اقتصادی به نام پیمان، در میانه جنگ و برای مدتی کوتاه از زندان آزاد می‌شود؛ اما خیلی زود خودش را در موقعیتی می‌بیند که نه‌تنها جامعه او را مجرم می‌داند، بلکه هر حادثه‌ای نیز می‌تواند اتهام تازه‌ای را متوجه او کند.

نقطه قوت «مظنون» در همین بازی با مفهوم اتهام و قضاوت است. پیمان که پیش‌تر به دلیل فروش علوفه مسموم و تلف شدن دام‌های مردم روانه زندان شده، همچنان اصرار دارد که بی‌گناه است؛ اما هیچ مدرکی برای اثبات ادعای خود ندارد. از سوی دیگر، مردم روستا نیز آزادی او را برنمی‌تابند و نگاهشان به او از پیش شکل گرفته است؛ بنابراین مخاطب از همان ابتدا با شخصیتی مواجه می‌شود که باید میان «آنچه درباره او گفته می‌شود» و «آنچه واقعاً اتفاق افتاده» تفاوت بگذارد.

وقتی سوءظن جای حقیقت را می‌گیرد

فیلم در بخش دیگری از داستان، مسئله سوءظن را به روابط خانوادگی وارد می‌کند. پیمان تصور می‌کند سمیرا در دوران زندان او را فراموش کرده است، اما بعد مشخص می‌شود که سمیرا ۱۰ نامه برای او نوشته و همه را به بهزاد، برادر پیمان، سپرده است. نرسیدن نامه‌ها، یک سوءتفاهم ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از دخالت فردی است که ظاهراً نزدیک‌ترین آدم به پیمان است.

اینجاست که «مظنون» از یک داستان صرفاً جنایی فاصله می‌گیرد و به مسئله اعتماد می‌پردازد. پیمان از یک سو در میان مردم بی‌اعتماد قرار دارد و از سوی دیگر، به نزدیک‌ترین عضو خانواده خود نیز نمی‌تواند اعتماد کند. انتخاب این موقعیت برای داستان، به فیلم اجازه می‌دهد مفهوم نفوذ را نه به شکل مستقیم و شعاری، بلکه از مسیر فروپاشی اعتماد میان آدم‌ها روایت کند.

ماجرای زخمی شدن ایوب، پدر سمیرا، نیز بر دامنه سوءظن‌ها اضافه می‌کند. پای او بر اثر اصابت گلوله مجروح شده و همه تصور می‌کنند پیمان عامل این اتفاق است؛ اتهامی که پیمان آن را انکار می‌کند. با این حال، سمیرا برخلاف دیگران حاضر نیست صرفاً بر اساس شواهد ظاهری درباره پیمان قضاوت کند. همین تفاوت نگاه، او را به یکی از شخصیت‌های مهم در مسیر کشف حقیقت تبدیل می‌کند.

جنگ، مظنون تازه‌ای به نام نفوذ را معرفی می‌کند

با انفجار پدافند روستا، داستان وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. پیمان بار دیگر به دلیل سابقه‌ای که دارد، مظنون اصلی ماجراست و دوباره به زندان بازمی‌گردد. این اتفاق نشان می‌دهد چگونه سابقه یک فرد می‌تواند نگاه جامعه و حتی روند کشف حقیقت را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که هر حادثه جدید، پیش از آنکه بررسی شود، به حساب همان متهم قبلی گذاشته می‌شود.

نقطه عطف داستان زمانی شکل می‌گیرد که سمیرا با مشاهده رفتار بهزاد نسبت به زندانی شدن پیمان، به او مشکوک می‌شود. جمله او که بهزاد ظاهراً بدش نمی‌آید پیمان در زندان بماند، مسیر پرونده را تغییر می‌دهد. مراجعه سمیرا به افسر پرونده نیز زمینه‌ای فراهم می‌کند تا با توجه به حسن نیت پیمان، تحقیقات جدی‌تری درباره اتهامات مطرح‌شده انجام شود.

در نهایت، دوربین‌های مداربسته پرده از حقیقت برمی‌دارند و مشخص می‌شود بهزاد، علوفه‌هایی را که پیمان در روستا توزیع می‌کرد، مسموم کرده بود تا با تلف شدن دام‌ها، فروش خود را افزایش دهد. همچنین مشخص می‌شود او با ارتباط با دشمن، محل استقرار پدافند روستا را لو داده است. به این ترتیب، کسی که در تمام این مدت در جایگاه برادر و فردی مورد اعتماد قرار داشت، عامل اصلی اتفاقاتی معرفی می‌شود که پیمان به خاطر آنها متهم شده بود.

«مظنون»؛ روایتی از خیانت در لباس اعتماد

یکی از نکات قابل توجه قسمت پایانی «سرو، سپید و سرخ»، قرار دادن مفهوم خیانت در نزدیک‌ترین نقطه به شخصیت اصلی است. دشمن در این روایت فقط یک نیروی بیرونی نیست؛ بلکه کسی است که می‌تواند از اعتماد خانوادگی و ضعف‌های انسانی برای رسیدن به هدف خود استفاده کند. بهزاد ابتدا با حذف نامه‌های سمیرا رابطه عاطفی برادرش را هدف می‌گیرد و سپس با مسموم کردن علوفه و انتقال اطلاعات نظامی، عملاً زندگی اجتماعی و امنیتی محیط اطراف خود را به خطر می‌اندازد.

این انتخاب، به‌ویژه در شرایط جنگی، ظرفیت مناسبی برای پرداختن به مفهوم نفوذ دارد؛ چراکه نشان می‌دهد جنگ تنها در میدان نظامی اتفاق نمی‌افتد و دشمن می‌تواند از شکاف‌های موجود در روابط اجتماعی و انسانی نیز استفاده کند.

با این حال، «مظنون» در روایت معمای خود بیش از آنکه بر پیچیدگی معما تکیه کند، بر مفهوم قضاوت و اعتماد استوار است. مخاطب در طول داستان بار‌ها با این پرسش مواجه می‌شود که آیا آنچه درباره یک انسان می‌دانیم، واقعاً حقیقت است یا تصویری است که دیگران از او ساخته‌اند؟

در مجموع، اپیزود «مظنون» مجموعه «سرو، سپید و سرخ» تلاش می‌کند جنگ را از سطح موشک و پدافند به لایه‌ای انسانی‌تر بکشاند. اگرچه برخی گره‌های داستان می‌توانست با ظرافت و پیچیدگی بیشتری پرداخت شود، اما ایده مرکزی اثر درباره اینکه گاهی «مظنون واقعی» درست در میان نزدیک‌ترین آدم‌ها قرار دارد، ظرفیت قابل توجهی برای یک درام جنگی و اجتماعی ایجاد کرده است.

انتهای پیام/