نور گاهی تغییر میکند و صحنه در تاریکی فرو میرود. موسیقی به فضا اضافه میشود و در ادامه، نور آبی دوباره بر صحنه غلبه میکند. همه چیز در فضایی میان واقعیت و خیال پیش میرود، جایی که سکوت، حرکت، تکرار و حتی مکثها بخشی از روایت هستند.
در گوشهای از صحنه تختی قرار گرفته است و مردی که روی آن حضور دارد، پیوسته غذا میخورد. در سوی دیگر، پنج ساعت قرار گرفتهاند، ساعتهایی که در کنار تخت، نور و حضور شخصیتها، تصویری نامتعارف از جهان نمایش میسازند. در اینجا زمان تنها چیزی نیست که از طریق ساعتها اندازهگیری میشود، بلکه گویی خود زمان به یکی از شخصیتهای خاموش نمایش تبدیل شده است، زمانی که میگذرد، تکرار میشود و شخصیتها را در موقعیتی نامعلوم نگه میدارد.
در چنین فضایی، مخاطب ممکن است در نگاه نخست با پرسشهای زیادی مواجه شود؛ چرا شخصیتها اینگونه رفتار میکنند؟ چرا جملات همیشه ارتباط مستقیم و قابل پیشبینی با یکدیگر ندارند؟ چرا بعضی موقعیتها تکرار میشوند و چرا میان دیالوگها و اتفاقات، تضادهایی شکل میگیرد؟
این سردرگمی، اما بخشی از جهان نمایش است. نمایشی که در قالب ژانر ابزورد، تلاش میکند مخاطب را از عادت همیشگیاش به دنبال کردن یک داستان خطی و قابل پیشبینی فاصله دهد و او را در برابر موقعیتهایی قرار دهد که بیشتر باید آنها را احساس و تجربه کند تا اینکه صرفاً به دنبال پاسخ منطقی برایشان باشد.
در یکی از احساسیترین بخشهای اجرا، شخصیت با کودکی خود مواجه میشود، صحنهای که برای نگین خلیلی تنها یک موقعیت نمایشی نبوده و از نظر احساسی نیز تجربهای سنگین محسوب میشده است. او این بخش را دردناکترین قسمت اجرا میداند، لحظهای که گذشته و حال شخصیت در برابر یکدیگر قرار میگیرند و آنچه تا پیش از این در لایههای پنهان شخصیت باقی مانده، امکان بروز پیدا میکند.
ایده نمایش «دستگیره» از دغدغه روابط میان فرزندان و والدین شکل گرفت
مجید محسنی، کارگردان نمایش «دستگیره» در گفتوگو با ایسنا درباره ایده شکلگیری نمایش اظهار کرد: حدود پنج ماه پیش، دغدغهای که به دلیل شغلم به عنوان معلم و خدمت در یک روستا ذهنم را بسیار درگیر کرده بود، روابط میان فرزندان، دانشآموزان و والدین بود. این موضوع برایم اهمیت زیادی داشت و میخواستم آن را در قالب یک نمایش به تصویر بکشم. برای اینکه بتوانم به کار رنگ و لعاب بیشتری بدهم، به سمت ژانر ابزورد رفتم و نمایش را در این قالب نوشتم. برای من مهم بود که روابط میان اعضای یک خانواده را به تصویر بکشم و به همین دلیل ایده «دستگیره» از فضای آموزشگاه و مدرسه در ذهنم شکل گرفت.
وی ادامه داد: حدود دو ماه برای نویسندگی این اثر زمان گذاشتم و تقریباً از اوایل اردیبهشت تمرینهای عملی نمایش را آغاز کردیم. در نهایت نیز طی حدود سه ماه توانستیم این پروژه را به مرحله نهایی برسانیم و آن را برای اجرا آماده کنیم. همچنین مهمترین چالش من در تولید این نمایش، مسائل اقتصادی بود. برای این کار اسپانسر یا تهیهکنندهای نداشتم و هزینههای تولید از ابتدا تا انتها بر عهده خودم بود.

تلاش برای تقویت روابط خانوادگی
این بازیگر تئاتر درباره پیامی که از طریق این نمایش دنبال میکند، ادامه داد: امیدوارم بتوانیم به استحکام روابط میان اعضای خانواده، بهویژه رابطه میان فرزندان و والدین، کمک کنیم. برای من مهم بود که در کنار پرداختن به یک موضوع روانشناختی، فرهنگ تئاتر دیدن را نیز در میان خانوادهها تقویت کنیم. امیدوارم مخاطبان ضمن تماشای تئاتر بتوانند درباره روابط خود در خانواده نیز فکر کنند و در جهت محکمتر کردن این روابط قدم بردارند. هدف ما این است که بتوانیم به نوعی فرهنگسازی کنیم و صمیمیت را میان اعضای خانواده افزایش دهیم.
محسنی درباره انتخاب بازیگران نمایش بیان کرد: انتخاب نگین خلیلی به عنوان بازگیر اصلی برای این نمایش بر اساس شناختی بود که از تواناییهای او در همکاری قبلی داشتم. همچنین نفس حقیخواه یکی از هنرمندان توانمند شهرستان خواف است که پیش از این در تجمعات و گردهماییهای شبانه تواناییهای خود را نشان داده بود و من نیز مدتی او را زیر نظر داشتم. حدود یک ماه به دنبال بازیگر کودک مناسب برای این نقش بودم تا اینکه با او آشنا شدم و تواناییهای او را دیدم و تصمیم گرفتم با او همکاری کنم.
تئاتر مشهد توانمند است؛ هنرمندان شهرستانی بیشتر دیده شوند
این نویسنده درباره وضعیت تئاتر مشهد، اضافه کرد: تئاتر مشهد از نظر من بسیار ارزشمند است و هنرمندان توانمند و والامقامی در این حوزه فعالیت میکنند که تلاشهایشان قابل ستایش است. همچنین متأسفانه یکی از دغدغههایی که در حوزه تئاتر مشهد شاهد هستیم، کمرنگ بودن حضور مخاطبان در مواجهه با تئاترهای شهرستان است. در حالی که خود تئاتر مشهد ظرفیتها و توانمندیهای بسیار ارزشمندی دارد.
محسنی افزود: اینکه نگاه کمرنگی نسبت به هنرمندان شهرستان و آثار شهرستانی وجود داشته باشد، باعث آزردگی خاطر میشود. امیدوارم با نگاه مهربانانهتر و صمیمانهتری به این موضوع نگاه کنیم تا این گره نیز باز شود. تئاتر شهرستان ظرفیتهای زیادی دارد و اگر فرصت دیده شدن بیشتری در اختیار این هنرمندان قرار بگیرد، میتوان شاهد اتفاقات ارزشمندی بود.
روی صحنه، کودکیام دوباره مقابلم ایستاد
در ادامه نگین خلیلی درباره دلیل حضورش در این نمایش و ویژگیهایی که در متن برایش جذاب بود، اظهار کرد: پیش از این تجربه کار در ژانر ابزورد را نداشتم و این نخستین تجربهام در این زمینه بود. زمانی که برای نخستینبار متن را خواندم، ابتدا برایم سؤال بود که چرا جملات به یکدیگر ارتباط ندارند و چرا بعضی از اتفاقات و دیالوگها به این شکل بیان شدهاند. در ابتدا برخی از این ویژگیها برایم چندان جذاب نبود، اما با آغاز تمرینها و توضیحاتی که استاد اسدیان درباره ویژگیهای ژانر ابزورد به من دادند، متوجه شدم که بیارتباط بودن ظاهری جملهها، وجود تضاد و تکرار، بخشی از ویژگیهای این نوع نمایش است.

این بازیگر تئاتر با بیان اینکه پس از آغاز تمرینها ارتباط بیشتری با متن و نقش پیدا کرده است، اضافه کرد: بعد از شروع تمرینها، به نمایش علاقهمند شدم و توانستم با نقشم ارتباط برقرار کنم. حتی میتوانم بگویم این نمایش به یکی از بهترین نمایشهایی تبدیل شد که تا امروز دوستش داشتهام و در آن بازی کردهام. شخصیتی که در نمایش بازی میکنم، دختری بسیار لاغر است که سالها غذا نخورده و به او آب و غذا نرسیده است. بنابراین علاوه بر ویژگیهای روحی و حسی، از نظر بدنی نیز باید شرایطی را ایجاد میکردم که بتوانم این شخصیت را برای مخاطب باورپذیر کنم.
وی خاطرنشان کرد: اینکه بخواهم وضعیت جسمانی و احساسات فردی را که سالها غذا نخورده و شرایط سختی را پشت سر گذاشته است، در بدن و بازی خود نشان دهم، در ابتدا برایم کمی سخت بود، اما به مرور توانستم با نقش ارتباط بیشتری برقرار کنم و به ویژگیهای شخصیتی او نزدیک شوم.
وی درباره احساسیترین و دشوارترین صحنهای که در این نمایش اجرا کرده است، بیان کرد: برای من صحنهای که با کودکی خودم روبهرو میشوم، احساسیترین و البته دردناکترین بخش نمایش بود. این صحنه را با تمام وجود و با تکتک سلولهای بدنم احساس کردم و اجرای آن برایم تجربه بسیار سنگینی بود.
این بازیگر تئاتر درباره وضعیت تئاتر مشهد، خاطرنشان کرد: تئاتر مشهد ظرفیت و استعدادهای بسیار خوبی دارد، اما مسئله حمایت از آثار شهرستان همچنان وجود دارد. احساس میکنم آنطور که باید از کارهای شهرستانی استقبال نمیشود و گاهی نمیدانیم برای این وضعیت باید چه کسی را مقصر بدانیم.
خلیلی با اشاره به استعدادهای موجود در میان هنرمندان شهرستانی، ادامه داد: بسیاری از هنرمندان بااستعداد در شهرستان فعالیت میکنند، اما صرفاً به دلیل اینکه کارشان شهرستانی است، کمتر دیده میشوند. برای مثال، نفس حقیخواه که نقش کودکی من را در این نمایش بازی میکند، واقعاً استعداد ناب و ارزشمندی دارد، اما متأسفانه آنطور که باید دیده نمیشود.
وی اضافه کرد: این مسئله تنها درباره یک نفر نیست و بسیاری از بچههای تئاتر شهرستان با چنین شرایطی مواجه هستند. ممکن است هنرمندی استعداد بسیار زیادی داشته باشد، اما به دلیل قرار گرفتن در فضای تئاتر شهرستان، فرصت دیده شدن و معرفی تواناییهایش را به دست نیاورد.

این بازیگر تئاتر درباره تأثیر واکنش تماشاگران بر بازی خود، تصریح کرد: زمانی که بازی میکنم، کاملاً در حس و حال و فضای شخصیت خودم قرار دارم و تلاش میکنم تمرکزم را حفظ کنم. معمولاً سعی میکنم خیلی به مخاطبان نگاه نکنم، تا واکنش آنها تأثیری بر روند بازی و فضای ذهنی من نداشته باشد. همچنین برای من مهم است که در زمان اجرا ارتباطم با شخصیت و فضای نمایش حفظ شود و اجازه ندهم واکنشهای بیرونی تمرکزم را از بین ببرد.
وقتی نور آبی دوباره روی صحنه مینشیند و صداها در فضای نمایش آرام میگیرند، آنچه باقی میماند تنها تصویری از چند شخصیت و چند شیء روی صحنه نیست، مخاطب با پرسشهایی درباره خانواده، روابط میان والدین و فرزندان و فاصلههایی که گاهی میان آدمها شکل میگیرد، سالن را ترک میکند. «دستگیره» تلاش میکند این روابط را نه در قالب یک روایت مستقیم و معمول، بلکه با زبانی ابزورد و متفاوت پیش روی تماشاگر بگذارد، زبانی که شاید در ابتدا غریب به نظر برسد، اما در ادامه مخاطب را به مکث و دوباره نگاه کردن دعوت میکند.
انتهای پیام