شناسهٔ خبر: 79559246 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

تبریز به روایت محمد علی موحد؛ از مذهب و مدرسه تا کتاب (۱)

تبریز- کودکی محمدعلی موحد در تبریزِ سال‌های پایانی قاجار و آغاز سلطنت رضاشاه، میان مسجد و مدرسه، کتاب‌های قدیمی، حجره‌های بازار و خانه‌ای آکنده از آداب مذهبی گذشت؛ محیطی که به گفته خودش، بیش از هر عامل دیگری در شکل‌گیری ذهن و نگاه او به دین، فرهنگ، تاریخ و جامعه اثر گذاشت و بعدها زمینه‌ساز ورودش به عرصه ادبیات، پژوهش و اندیشه شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، محمدعلی موحد، نویسنده، پژوهشگر، حقوق‌دان و مولوی‌شناس، در خاطرات خود در کتاب «آنچه نامد در کتاب و در خطاب» از تبریزِ دوران کودکی و نوجوانی‌اش تصویری زنده ارائه کرده است؛ شهری که در آن، مذهب حضوری پررنگ در زندگی مردم داشت و در عین حال، مدرسه‌های جدید آرام‌آرام در برابر مکتب‌خانه‌های سنتی قد علم می‌کردند.

کودکی در خانه‌ای مذهبی

موحد در خاطراتش تاریخ تولد خود را دوم خرداد ۱۳۰۲ خورشیدی ذکر می‌کند و می‌نویسد پدرش در حاشیه قرآن، در کنار تاریخ تولد او، تاریخ دیگری را نیز ثبت کرده بود؛ تاریخی که قرار بود از آن زمان نماز بر فرزندش واجب شود.

او محیط تبریز را در سال‌های کودکی، محیطی مذهبی توصیف می‌کند و از نخستین مدرسه‌ای که در آن تحصیل کرد، یعنی مدرسه «اتحاد نوبر»، یاد می‌کند؛ مدرسه‌ای که دانش‌آموزان بعد از ظهرها برای نماز به مسجد کوچکی در بازار شیشه‌گرخانه برده می‌شدند.

مدیر مدرسه، حاجی میرزا احمد اتحاد نوبر، روحانی‌ای با عمامه «شیر و شکری» بود و گاه برای دانش‌آموزان سخنرانی می‌کرد. موحد به یاد می‌آورد که یکی از موضوعات سخنان او «اتحاد اسلام» بود؛ مفهومی که در آن سن، معنای چندانی برای کودکان نداشت اما بعدها در ذهن او جای خود را باز کرد.

پدر؛ تاجر بزرگی که خانه‌نشین شد

پدر موحد، حاج یوسف دیلمقانی، از بازرگانان شناخته‌شده آذربایجان بود و با روسیه و عثمانی تجارت می‌کرد، اما حوادث جنگ جهانی اول و سپس انقلاب بلشویکی بخش بزرگی از سرمایه او را از میان برد.

موحد از صندوق‌های بزرگی در خانه یاد می‌کند که در آنها اسناد و مکاتبات تجاری، کتاب‌های ناقص و روزنامه‌های قدیمی نگهداری می‌شد؛ مجموعه‌ای که برای یک کودک کنجکاو، به گنجینه‌ای ناشناخته تبدیل شده بود.

در میان این آثار، کتاب‌ها و رساله‌هایی چون «یک کلمه» مستشارالدوله، «سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ»، آثار طالبوف، برخی تفاسیر و کتاب‌های تاریخی و ادبی قرار داشت. همین بقایای کتابخانه پدر، یکی از نخستین پنجره‌های موحد به جهان گسترده‌تر فرهنگ و اندیشه بود.

کتابخانه‌ای پراکنده در دل خانه

موحد می‌نویسد در بالاخانه خانه، دو سه صندوق یا «یخدان» پر از کتاب و روزنامه وجود داشت و او با شوق در میان اوراق پراکنده جست‌وجو می‌کرد؛ چنان‌که مادرش گاه از این‌که کودک ساعت‌ها از آن اتاق بیرون نمی‌آمد، گلایه داشت.

گلستان سعدی، دیوان حافظ، تذکره‌الشعرا، روضه‌الصفا، تاریخ جهانگشای نادری، ناسخ‌التواریخ و مرآةالبلدان از جمله آثاری بودند که در میان بقایای کتابخانه پدر دیده می‌شدند.

در کنار این آثار فارسی، کتاب‌هایی به زبان ترکی آذری نیز وجود داشت؛ از جمله تفسیری از قرآن و آثاری درباره تاریخ اسلام و جنگ‌های صلیبی. موحد بعدها دریافت که همین کتاب‌ها و نشریات، نشانه‌ای از ارتباط پدرش با جریان‌های فکری و اجتماعی روزگار خود بوده‌اند.

مدرسه در برابر مکتب‌خانه

دوران کودکی موحد همزمان با دوره‌ای بود که مدرسه‌های جدید در حال گسترش بودند، اما مکتب‌خانه‌های سنتی همچنان بخش مهمی از نظام آموزشی جامعه را تشکیل می‌دادند.

او از تقابل میان «مسجد و مدرسه» سخن می‌گوید؛ تقابلی که صرفاً آموزشی نبود، بلکه بخشی از جامعه سنتی در برابر هر پدیده تازه‌ای مقاومت می‌کرد.

به روایت موحد، پیش از مشروطه حتی ایجاد مدرسه جدید با دشواری‌های فراوان روبه‌رو بود و برخی چهره‌های پیشرو برای راه‌اندازی مدرسه تلاش کردند، اما در نهایت ناچار شدند از این کار صرف‌نظر کنند و به کتاب‌فروشی روی بیاورند.

با این حال، در دوره رضاشاه شمار مدارس جدید افزایش یافت و مکتب‌خانه‌ها به تدریج رو به افول گذاشتند.

کلاس‌های کوچک، صف نماز و تنبیه‌های سخت

خاطرات موحد از مدرسه، تنها به درس و کتاب محدود نیست. او از کلاس‌های شلوغ، امکانات محدود و حتی صف‌های طولانی دانش‌آموزان برای استفاده از تنها دو مستراح مدرسه یاد می‌کند.

تنبیه بدنی نیز بخشی از نظام آموزشی آن روز بود؛ هرچند به گفته او، مدارس جدید در مقایسه با مکتب‌خانه‌ها شیوه‌های ملایم‌تری داشتند.

او همچنین از مکتب‌خانه‌ای در بازار شیشه‌گرخانه و آخوندی به نام میرزا محمدحسین یاد می‌کند که به خشونت اش در تنبیه دانش‌آموزان شهرت داشت. خاطرات موحد از فلک بستن دانش‌آموزان و مجازات‌های سخت، تصویری از فضای آموزشی سنتی آن دوره ارائه می‌کند.

تبریز مذهبی در سال‌های رضاشاه

موحد فضای اجتماعی تبریز در دوران رضاشاه را آکنده از حضور مذهب توصیف می‌کند. به روایت او، محدودیت‌های سیاسی موجب شده بود گفت‌وگوهای سیاسی آشکار کمتر شود و بخش زیادی از انرژی اجتماعی در مناقشات مذهبی و اختلافات سنتی صرف شود.

او در عین حال تأکید می‌کند که علاقه به تاریخ و شناخت گذشته با «زندگی کردن در گذشته» تفاوت دارد و معتقد است جامعه سنتی گاه به جای پرداختن به مسائل روز مانند عدالت اجتماعی، حقوق فردی و مسئولیت حکومت، گرفتار منازعاتی می‌شد که ریشه در گذشته داشت.

خاطره‌ای از قیام تبریز علیه رضاشاه

یکی از خاطرات مهم موحد به دوران کودکی و قیام تبریز علیه سیاست‌های رضاشاه بازمی‌گردد؛ زمانی که مسائلی همچون الزام به گرفتن شناسنامه و اجرای نظام وظیفه با مقاومت بخش‌هایی از جامعه روبه‌رو شده بود.

موحد که در آن زمان کودکی بیش نبود، به یاد می‌آورد که یک روز مدرسه تعطیل شد و مردم به خیابان‌ها ریختند. او نیز همراه جمعیت حرکت کرد، اما از ترس گم شدن، مسیر را برگشت و به خانه بازگشت.

این حوادث در ادامه با تشدید برخورد دولت با روحانیان و سپس اجرای سیاست‌هایی مانند کشف حجاب، به تقابل جدی‌تر حکومت و بخش‌هایی از جامعه مذهبی انجامید.

پدر، قرآن و شعر

در خانه موحد، مذهب حضوری دائمی داشت. پدرش در سال‌های پایانی عمر تقریباً از همه چیز بریده و بخش عمده وقت خود را صرف قرآن، نماز، کتاب‌های دعا و رساله‌های عملیه کرده بود.

با این حال، او تنها با متون مذهبی مأنوس نبود. شعر نیز جایگاه ویژه‌ای در زندگی او داشت. موحد از علاقه پدرش به شعر حافظ و نیز اشعار ترکی راجی یاد می‌کند و می‌نویسد برخی ابیات شعر چنان در ذهن پدرش نشسته بود که بارها آنها را زمزمه می‌کرد.

همین پیوند میان سنت مذهبی، ادبیات فارسی و ترکی و کتاب‌های تاریخی و اجتماعی، فضای فرهنگی خانه‌ای را شکل می‌داد که موحد در آن رشد کرد.

نخستین جرقه‌های نویسندگی

علاقه موحد به نوشتن نیز از همان سال‌های کودکی آشکار شد. او در کلاس چهارم یا پنجم ابتدایی همراه یکی از دوستانش، کاغذها را به شکل دفترچه درمی‌آوردند و برای خود کتاب شعر می‌ساختند؛ شعرها را موحد می‌سرود و دوستش تصویرگری می‌کرد.

این تجربه ابتدایی بعدها به انتشار رساله منظوم «پیرایه‌های اسلام» در سال ۱۳۲۱ و ترجمه کتابی درباره قرآن از نویسنده‌ای ترک انجامید.

موحد در روایت زندگی خود، این مسیر را جدا از فضای کودکی‌اش نمی‌بیند؛ فضایی که در آن کتاب‌های پراکنده پدر، درس‌های عربی، قرآن، شعر، مدرسه جدید، مکتب‌خانه سنتی و تحولات اجتماعی تبریز، هر یک بخشی از ذهن و شخصیت او را شکل دادند.

از تبریزِ سنتی تا اندیشه‌ای فراتر از مرزهای زمان

شاید مهم‌ترین بخش این خاطرات، نه صرفاً توصیف خانه و مدرسه و بازار تبریز، بلکه نشان دادن چگونگی شکل‌گیری یک ذهن جست‌وجوگر باشد؛ ذهنی که از دل جامعه‌ای سنتی، با قرآن و ادبیات کلاسیک آغاز کرد، با آثار سیدجمال‌الدین اسدآبادی و دیگر متفکران زمان آشنا شد و بعدها راه خود را در پژوهش تاریخی، ادبی و عرفانی ادامه داد.

موحد در بخشی از خاطراتش، آشنایی و انس با قرآن را از مؤثرترین عوامل شکل‌گیری افکار خود می‌داند؛ اما آنچه از روایت کودکی او برمی‌آید، این است که این انس در کنار کتابخانه پراکنده پدر، فضای فرهنگی تبریز، آموزش مدرسه‌ای و مواجهه با تحولات اجتماعی و سیاسی زمانه، مجموعه‌ای پیچیده از تجربه‌ها را ساخت که بعدها در اندیشه و آثار او بازتاب یافت.

تبریز برای محمدعلی موحد فقط محل تولد نبود؛ شهری بود که در کوچه‌ها، مسجدها، مدرسه‌ها، بازارها و خانه‌هایش، نخستین فصل شکل‌گیری ذهن و زبان نویسنده‌ای رقم خورد که سال‌ها بعد، خود به یکی از چهره‌های اثرگذار فرهنگ و پژوهش ایران تبدیل شد.

کتاب «آنچه نامد در کتاب و در خطاب» اثری در توصیف و تبیین احوال، اندیشه و آثار دکتر محمدعلی موحد به قلم سیروس علی‌نژاد است که امسال از سوی انتشارات «ققنوس» روانه بازار نشر شده و در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسیده است.

محتوای این کتاب حاصل سال‌ها نشست و برخاست، گفت‌وگو و آشنایی نزدیک سیروس علی‌نژاد با محمدعلی موحد است که نویسنده با صرف وقت و تلاش فراوان، خاطرات، گفت‌وگوها و روایت‌های مربوط به زندگی و فعالیت‌های فرهنگی و فکری این پژوهشگر برجسته را گردآوری، تدوین و تنظیم کرده است.

بخش‌هایی از کتاب، روایت دست اولی از کودکی و نوجوانی موحد، فضای فرهنگی و مذهبی تبریز، خانواده، تحصیلات و نخستین مواجهه‌های او با کتاب، شعر، دین و جریان‌های فکری و اجتماعی زمانه ارائه می‌کند.

... ادامه دارد