شناسهٔ خبر: 79536714 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

نویسنده کتاب «آنک آن یتیم نظرکرده» در گفت‌وگوی اختصاصی با ایرنا:

چرا در نوشتن داستان زندگی پیامبر(ص) ۲۳ سال فاصله افتاد؟

تهران- ایرنا- نویسنده کتاب «آنک آن یتیم نظرکرده» گفت که موضوع‌هایی همچون معراج رسول اکرم(ص) باعث شد تا ۲۳ سال در نوشتن این کتاب فاصله بیافتد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار معارف ایرنا، امروز یکشنبه هشتم شهریور مصادف با هفدهم ربیع‌الاول و هزار و پانصدمین سالروز میلاد آخرین پیامبر خداست؛ پیامبری که در قرآن به عنوان بهترین الگو و سرمشق برای مسلمانان معرفی شده است. داستان زندگی پیامبر اعظم(ص) را می‌توان تاریخ صدر اسلام دانست که برخی نویسندگان مسلمان و حتی غیرمسلمان، دست به قلم شده و زندگی آن حضرت را بر اساس روایات تاریخی و دینی در قالب‌های مختلف ارائه داده‌اند.

برخی در قالب داستان زندگی پیامبر را نوشتند؛ از مریم راهی که کتاب «به امین بگو دوستش دارم» را نوشته تا ابراهیم حسن‌بیگی که داستان «محمد(ص)» را از خود به یادگار گذاشته یا نقی سلیمانی که در چند جلد کتاب «پیامبر» را با زبانی ساده نوشته است. حسن رحیم‌پور ازغدی هم کتاب «محمد پیامبری برای همیشه» را تالیف کرده است. از نویسندگان خارجی هم می‌توان به کتاب «محمد رسول خدا» به قلم خانم آنه ماری شیمل اندیشمند آلمانی یا کتاب «محمد (ص) زندگی‌نامه پیامبر اسلام» نوشته خانم کارن آرمسترانگ نویسنده انگلیسی اشاره کرد.

برخی نویسندگان نیز کتاب‌هایی را برای کودکان نوشتند؛ مثل «محمد (ص) مثل گل بود» به قلم غلامرضا حیدری‌ابهری یا «هفت حکایت از بچه‌ها و پیامبر» نوشته مصطفی رحماندوست یا مجموعه ۱۰ جلدی «قصه‌هایی از حضرت محمد(ص)» به قلم محمدرضا سرشار معروف به رضا رهگذر اما سرشار که بیشتر به گوینده «قصه ظهر جمعه» شناخته شده، ۲۳ سال است که مشغول نوشتن داستان زندگی حضرت ختمی مرتبت با عنوان «آنک آن یتیم نظرکرده» برای نسل جوان و بزرگسال است ولی به گفته خودش طی این سال‌ها فقط توانسته زندگی آن حضرت را تا زمان هجرت به مدینه در چهار جلد بنویسد و امیدوار است روزی بقیه این داستان توسط خودش یا دیگر نویسندگان خوش‌ذوق به پایان برسد.

سرشار در گفت و گو با ایرنا گفت که نوشتن درباره زندگی پیامبر(ص) را از سال ۱۳۵۹ در دو جلد شروع کرده و در سال ۶۷، «یثرب، شهر یادها و یادگارها» را نوشته ولی گرفتاری‌های شغلی و زندگی و همچنین ترس از دشواری‌ها و اهمیت کار، باعث شد نتواند جلدهای بعدی آن را منتشر کند تا این که در سال ۱۳۷۳ یک برنامه‌ نمایشی رادیویی راجع به زندگی پیامبر(ص) تولید کرد و داستان زندگی پیامبر در ۷۷ برنامه‌ نیم‌ساعته‌ به صورت یک روایت نمایش رادیویی به نام «از سرزمین نور» به روی آنتن رفت که بعدا تبدیل به ۱۴ جلد کتاب‌های «از سرزمین نور» برای نوجوانان، و چهار جلد رمان آنک‌آن یتیم نظرکرده برای بزرگسالان شد.

چرا در نوشتن داستان زندگی پیامبر(ص) ۲۳ سال فاصله افتاد؟

البته به گفته سرشار، رهبر شهید انقلاب در سال ۷۵ انتقادی به نثر عمومی این داستان داشتند که «نثر کتاب، نثر خوبی است اما برای مخاطب عام، قدری دشوار است» و همین مساله باعث شد تا این نویسنده در انتشار به صورت کتاب، نثر آن را ساده‌تر کند. حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در ۲۲ تیر ۱۳۷۳ در تجلیل از برنامه رادیویی از سرزمین نور فرمود: اگر ما یک آقای رهگذری داشته باشیم و جزء این یک کار در ظرف بیست سی سال هیچ کار دیگری انجام نداده باشد، این کارِ بزرگی است؛ کار کوچکی نیست. آثار بسیاری از این نویسنده‌های بزرگ دنیا - این قصه‌نویس‌ها و تاریخ‌نویس‌ها - مال بیست سال و سی سال و این‌هاست و این خیلی اثر خوبی خواهد شد».

این نویسنده و منتقد ادبی گفت: کتاب‌های متعددی درباره پیامبر برای کودکان و نوجوانان نوشته‌ام، که مهمترینش مجموعه از سرزمین نور است و کتاب «آنک آن یتیم نظرکرده» را که چهار جلد آن حدود هزار صفحه شده، برای بزرگسالان نوشته‌ام و درباره زندگی رسول اکرم(ص) از قبل از تولد تا زمان هجرت آن حضرت به مدینه است و اگر خدا توفیق دهد امیدوارم بتوانم این کتاب را به پایان برسانم.

وی افزود: تاکنون آثار متعددی به عنوان داستان و رمان راجع به پیامبر توسط نویسندگان مسلمان شیعه یا اهل سنت و حتی نویسندگان غیرمسلمان نوشته شده و بسیاری از این کتاب ها هم به فارسی ترجمه شده است. غیر از ساختار و پرداخت، یک تفاوت آنها هم در محتواست. سمت و سوی کتاب‌های براداران اهل سنت مطابق با روایات و احادیث و سیره‌های خودشان است، نویسندگان ما نیز عمدتا مطابق با سیره بزرگان شیعه نوشته‌اند.

کتابی به دور از تعصب نوشتم

سرشار ادامه داد: از نظر شکلی جای بحث در این زمینه، زیاد است ولی از نظر محتوایی من سعی کردم کتابی بنویسم که از تعصب‌های غلط به دور باشد. یعنی حقیقتی را پنهان نکنم، از نظر محتوایی خلاف مسلمات تاریخی ننویسم و بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی بی‌جا هم نکنم و به عنوان نویسنده سعی کنم در اثر، بی‌طرف به نظر برسم.

وی افزود: یکی از مشکلات نویسندگان فرقه‌های مختلف دینی در نگارش تاریخ اسلام این است که اغلب آن‌ها دچار تعصب می‌شوند.چون یا تحقیقات کافی نمی‌کنند یاشاید انصاف بخرج نمی‌دهند. چون داستان تاریخی باید ساختار کاملی داشته باشد تا خواننده بتواند داستان را صرف نظر از این که زندگی یک شخصیت واقعی است یا نه، بخواند و از آن لذت ببرد ولی نویسندگان معمولا اسیر ساختار خطی تاریخ می‌شوند. بنابراین اهتمام من این بود که قبل از هرچیز به این ساختار توجه کنم و آن محتوا را در قالب یک ساختار داستانی کامل بریزم، تا خواننده، فبل از هر چیز، آن را به عنوان داستان را بخواند.

در داستان‌نویسی از فضاسازی غافل نشویم

وی درباره ویژگی کتابش گفت: وجه برجسته این کار نسبت به آثار مشابه ایرانی و غیرایرانی این است که فضا در آن مورد توجه خاص قرار گرفته است. یکی از مشکلات بعضی آثار داستانی تاریخی این است که از عنصر فضاسازی غافل می‌مانند. وقتی داستان را می‌خوانید در آن غرق نمی‌شوید و به آن زمان تاریخی منتقل نمی‌شوید. متاسفانه این، با درجاتی، تقریبا ضعف همه آثاری است که تاکنون خوانده‌ام. من سعی کردم بر این ضعف غلبه کنم و کسانی هم که کتاب را خوانده‌اند، آن را از این نظر موفق می‌دانند.

سرشار افزود: افراد اهل فن و داستان‌نویسان می دانند که دستیابی به چنین فضاسازی مشکل است. چون داستان مربوط به هزار و ۴۰۰ سال پیش است و مردم آن زمان، در نگارش سیره‌ها و تاریخ، اغلب وارد توصیف و معرفی برخی مسائل نمی‌شدند تا به صورت جزیی‌نگرانه، بدانیم در آن زمان، مثلا معماری شهر مکه و نقشه آن چگونه بوده است؛ اگر چه اطلاعات کمی در این زمینه وجود دارد.

وی ادامه داد: از طرف دیگر داستان رسول خدا(ص) در یک کشور عربی بوده و من یک نویسنده ایرانی هستم. کسی که خود اهل عربستان و مکه است، گاهی بدون داشتن این اطلاعات هم شاید بتواند به رنگ و بویی از فرهنگ کشور خود در گذشته‌های دور دست پیدا کند ولی این کار برای ما آسان نیست. با این حال یک جلد از این کتاب به عربی ترجمه و در بیروت منتشر شد و بازتاب آن این بود که خوانندگان عرب، کار را از این جهت پذیرفته‌اند و این، یک امتیاز برای این اثر است.‌

چرا در نوشتن داستان زندگی پیامبر(ص) ۲۳ سال فاصله افتاد؟

این نویسنده با بیان این نکته که نوشتن رمان «آنک آن یتیم نظرکرده» را از سال ۷۳ شروع کرده، اظهار کرد: جزیی‌نگری‌هایی در این کار وجود دارد که بخشی از آن باعث فضاسازی قوی‌تری شده است. من وارد عوالمی در این داستان شدم که به طور نسبی با استفاده از منابع قرآن و حدیث بوده و ندیدم که بقیه وارد این جزییات شوند یا اگر وارد شده با شند، موفق بیرون آمده باشند. به عنوان مثال روایت معراج، یک حالتی هست که فقط پیغمبر خدا آن را درک کردند. یعنی هیچ فرشته یا پیامبری قبل از رسول اکرم(ص) هم به این درجه نرسیدند. از طرف دیگر پیامبر نیز همه آن جزییات سفر معراج را برای اطرافیان و اصحاب نگفتند و حتی در قرآن از معراج به عنوان سفر زمینی پیامبر یاد شده که از مسجدالحرام آغاز می‌شود و به مسجد الاقصی می‌رسد.

چرا ۲۳ سال فاصله افتاد

سرشار گفت: وقتی جلدهای ۱ و ۲ را منتشر کردم و به این قسمت که رسیدم، قلم را زمین گذاشتم و متوقف شدم؛ به دلیل اطلاعات کمی که از معراج در سیره‌ها و کتاب‌های تاریخی بود و همچنین به این دلیل که مراتبی از عالم وجود در آن بود که صرفا به مدد تخیل، گفتنی نبود. بنابراین نزدیک ۲۳ سال بین نوشتن جلد یک و دو و جلدهای سه و چهار فاصله افتاد که یکی از دلایل آن چنین مسائلی بود یا مواردی مثل شق‌القمر. به هرحال بعد از ۲۳ سال وقتی در سال ۱۳۹۹ جلد سوم را نوشتم، هم بر این ترس غلبه کردم و هم توفیقی بود که در حد توانم برایم ایجاد شد.

وی افزود: آن دسته از نویسندگانی که کار را به اندازه کافی بزرگ نمی‌شمارند، به راحتی می‌نویسند و گاهی پرحجم هم می‌نویسند ولی ما نمی‌توانیم. چون این نوشته برای من به اندازه خود زندگی جدی و مهم است. به عنوان مثال من، در اغلب مجالسی که دعوت می‌کنند، سعی می‌کنم فراز معراج را نخوانم. چون خودم منقلب می‌شوم. در واقع یک ارتباط وجودی خاص بین اثر و مخاطب اهل دل ایجاد می‌شود. یا هرجا که فراز فوت حضرت آمنه را خوانده‌ام، عده‌ای از مخاطبان، منقلب شده و گریه کرده‌اند. یکبار که در جمعی از گروه اساتید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی این بخش را خواندم، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، بعد از اتمام خواندن من گفت «اگر خواندن را ادامه می‌دادید حالم بد می‌شد».

این نویسنده ادامه داد: رهبر شهید انقلاب یکبار برای تقدیر از برنامه رادیویی «از سرزمین نور» دعوت کردند و در کنار تقدیر، این جمله را گفتند که عمق یتیمی پیامبر(ص) را با این داستان درک کردند. بزرگان دیگری نیز که کتاب را خوانده بودند، نکاتی را بیان کردند که نشان می‌داد این کتاب در حد بضاعت ما و توقع مخاطبان، تقریبا کار موفقی بوده است؛ هرچند هیچ کاری با هر اندازه از قوت، نمی‌تواند حق چنین مطلبی را ادا کند ولی حکایت «آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید» است که من هم سعی کردم در این زمینه، رسالت خود را تا جایی که می‌توانستم انجام دادم.

وی با اشاره به ترجمه این کتاب به زبان‌های دیگر، گفت: یک بار در بیروت از ترجمه این کتاب رونمایی شد و آن گونه‌ای با استقبال مردم روبرو شد که در ایران ندیدم. در بعلبک هم حدود ۱۲۰ نفر در مراسم رونمایی آن حضور پیدا کردند و مخاطبان پس از خزید کتاب، برای گرفتن امضا از نویسنده صف کشیده بودند. امام جمعه بعلبک هم که کتاب را خوانده بود، در آن مراسم درباره ویژگی‌های آن، سخنرانی کرد.

سرشار گفت که دو جلد اول کتاب «آنک آن یتیم نظرکرده» به زبان ترکی استانبولی ترجمه و منتشر شده و یکی از کسانی که از ترکیه آمده بود، گفت که هر روز بخشی از ترجمه آن، در یکی از کانال‌های تلویزیونی ترکیه خوانده می‌شد. یک پرفسور آمریکایی نیز این کتاب را به زبان انگلیسی ترجمه کرده ولی نتوانست یک ناشر برای چاپ کتاب در آمریکا پیدا کند و در نهایت آن را در سکوی آمازون قرار داد.

گفت و گوی ما به پایان رسید و بسیاری از نکات گفتنی باقی ماند ولی سرشار گفت: همانگونه که امام شهید در آن ملاقات تاکید کردند که ماجراهای زندگی رسول اکرم(ص) از زمان هجرت به بعد بیشتر است و بخش ۱۰ سال زندگی پیامبر در مدینه به ویژه جنگ‌ها و مسائل مربوط به منافقان و یهودیان پرماجراتر از دوران ۱۳ ساله اسلام در مکه است، تعداد جلدهای کتاب «آنک آن یتیم نظرکرده» ممکن است به بیش از دو برابر تعداد فعلی منتشرشده از آن برسد و امیدوارم بتوانم آن را به پایان برسانم ولی اگر موفق به این کار نشدم، امیدوارم نویسندگان خوش ذوق توانا، دست به قلم شوند و این کار را ادامه دهند.