شناسهٔ خبر: 79507614 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: اعتماد آنلاین | لینک خبر

چرا مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نمی‌رسد؟

بررسي روند مذاكرات ايران و امريكا در سال ۲۰۲۶، تصويري روشن از دو رويكرد متضاد ارائه مي‌دهد. ايران با تكيه بر «ديپلماسي عزتمندانه» و با پذيرش گام‌هاي عملي نشان داده كه به‌طور جدي به دنبال توافقي عادلانه و متوازن است. اما در سوي مقابل، امريكا با رويكردي سرشار از تناقض - تهديد به جنگ در كنار ابراز تمايل به ديپلماسي، اصرار بر «تسليم» ايران در كنار ادعاي مذاكره، تحميل دو جنگ همزمان با مذاكرات و حتي تهديد ميانجي مذاكرات - نشان داده كه نه‌تنها اراده‌اي براي توافق ندارد، بلكه عاملي بازدارنده در مسير حل و فصل ديپلماتيك است.

صاحب‌خبر -
چرا مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نمی‌رسد؟
کد خبر: 788251
|
۱۴۰۵/۰۶/۰۵ ۱۲:۵۰:۴۱

«چرا مذاکرات با امریکا به نتیجه نمی‌رسد؟» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم عارف دهقاندار است که در آن آمده؛ در شرایطی که خاورمیانه درگیر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های چند دهه اخیر خود است و این درگیری با ابعاد پیچیده‌ای مواجه است، ضرورت بررسی روند مذاکرات به عنوان ابزاری برای تامین منافع ملی ضروری است. جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل علیه کشورمان در دو نوبت و تحولات پس از آن نشان از پیچیده و پر فراز و نشیب بودن مسیر دارد. در چنین بستری، دیپلماسی پنهان و میانجیگری کشورهایی نظیر عمان، نشان از حساسیت و اهمیت و نگرانی این دست کشورها از افزایش سطح تنش میان ایران و امریکا دارد. آنچه در این یادداشت مورد بررسی قرار می‌گیرد، نه صرفا شرح روند مذاکرات  طی ماه‌های گذشته، بلکه واکاوی رویکرد دو طرف و به‌ویژه تبیین این واقعیت است که با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در مذاکرات ایران و امریکا، این واشنگتن است که با فشار لابی صهیونیسم و هیات حاکمه اسراییل جنگ علیه ایران تحمیل کرده و اکنون به دنبال فشار و تحریم حداکثری و محاصره علیه ایران است. ایران اما با اتکا به توانمندی نظامی و تاکید بر اصل «دیپلماسی عزتمندانه»، نشان داده که هرگز تسلیم زورگویی نخواهد شد و مذاکره را نه به‌معنای تسلیم، بلکه ابزاری برای تأمین حقوق ملت خود می‌داند.

روند مذاکرات عمان؛ از مسقط تا ژنو

نخستین دور مذاکرات ایران و امریکا در ۶ فوریه ۲۰۲۶ در مسقط، پایتخت عمان برگزار شد. این دور از گفت‌وگوها که با میانجیگری وزیر امور خارجه عمان، بدر البوسعیدی، انجام گرفت، پس از ماه‌ها تنش و توقف مذاکرات، این نگاه در میان برخی از کارشناسان شکل گرفته بود که این مذاکرات می‌تواند منجر به نتیجه شود. دومین دور نیز  ۱۷ فوریه در ژنو دنبال شد و سرانجام سومین دور مذاکرات در ۲۶ فوریه ۲۰۲۶، بار دیگر در ژنو و در محل اقامت دیپلماتیک سفیر عمان آغاز شد. هیات ایرانی به‌ ریاست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و هیات امریکایی به ‌سرپرستی استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، در این مذاکرات حضور داشتند و عمان به عنوان میانجی، پیشنهادهای ایران را به امریکا منتقل می‌کرد. به ‌گفته وزیر امور خارجه عمان، مذاکره‌کنندگان «گشودگی بی‌سابقه‌ای به ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید و خلاقانه» نشان دادند و به عبارتی همه ‌چیز می‌توانست مهیای یک توافق شود.  در این مرحله از مذاکرات، ایران امتیازات بسیاری را به طرف مقابل داد و پذیرفت که مواد هسته‌ای لازم برای ساخت بمب را در اختیار نداشته باشد. به‌عبارتی، ایران با «انباشت صفر» اورانیوم غنی ‌شده موافقت نمود و موافقت کرد که ذخایر موجود خود را به پایین‌ترین سطح ممکن کاهش داده و به سوخت تبدیل کند که این فرآیند غیرقابل ‌بازگشت باشد. همچنین بازرسی‌های جامع و کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) پیش‌بینی شده بود که می‌تواند ظرف حدود ۹۰ روز از زمان امضای توافق نهایی اجرایی شود. البوسعیدی در مصاحبه با CBS News تأکید کرد: «اگر هدف نهایی این است که برای همیشه تضمین کنیم ایران نمی‌تواند بمب اتمی داشته باشد، فکر می‌کنم ما این مشکل را از طریق این مذاکرات حل کرده‌ایم». با این حال، با وجود این پیشرفت‌های «قابل‌توجه» توافق نهایی حاصل نشد و در تاریخ 28 فوریه ائتلاف امریکایی و اسراییلی، جنگ علیه ایران را آغاز کردند  و ایران هم بر اساس وعده‌ای که داده بود، جنگ را منطقه‌ای کرد.

دیپلماسی عزتمندانه اصول و   راهبرد جمهوری اسلامی ایران

در تمام مراحل این مذاکرات، ایران بر رویکردی مبتنی بر «عزت، حکمت و مصلحت» تأکید داشته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اصل نخست سیاست خارجی جمهوری اسلامی را «عزت» دانست که به ‌معنای «حفظ استقلال، نفی سلطه‌پذیری و دفاع از حاکمیت کشور» است. وی تأکید کرد: «ما اهل دیپلماسی هستیم، ما اهل جنگ هم هستیم؛ نه به این معنا که به دنبال جنگ هستیم، بلکه آماده‌ایم بجنگیم تا کسی جرات جنگ با ما را نداشته باشد.» این رویکرد، ریشه در تجربه تاریخی ملت ایران دارد؛ همان‌گونه که عراقچی در آن دوره نیز در گفت‌وگوها و مصاحبه‌های خود تاکید می‌کرد، آنها تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کردند اما «دانش را نمی‌توان با بمباران نابود کرد» و برای امریکایی‌ها هیچ راهی جز مذاکره وجود ندارد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز صراحتا اعلام کرده بود که «تسلیم» هیچ جایگاهی در فرهنگ و ادبیات ایرانی ندارد و مردم ایران خواستار «عزت، استقلال و احترام به حاکمیت ملی» هستند. مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران، نیز در این زمینه گفته بود که ایران در چارچوب مذاکرات، «گام‌به‌گام و با بهره‌گیری کامل از قدرت خود، در عین حال با خرد، عزت و عمل‌گرایی» پیش می‌رود. این نگاه، مذاکره را نه به ‌معنای عقب‌نشینی، بلکه به عنوان ابزاری برای تحقق حقوق ملت و تعامل هوشمندانه با جهان تعریف می‌کند. عراقچی در این خصوص به‌ صراحت گفت: «موفقیت مذاکرات به جدیت طرف مقابل و پرهیز آن از رفتارهای متناقض و مواضع دوگانه بستگی دارد.»  این رویکرد عزتمندانه اما صلح‌طلب، ریشه در عمق تاریخ و فرهنگ ایرانی دارد. مرور تاریخ چندین هزارساله ایران زمین به‌خوبی نشان می‌دهد که ایرانیان همواره از جنگ گریزان بوده‌اند و جنگ را تحمیلی ناخواسته دانسته‌اند که جز ویرانی و عقب‌ماندگی، حاصلی برای این مرزوبوم نداشته است. به‌جز موارد معدودی که دفاع از کیان ایران، ایشان را ناگزیر از جنگ ساخته، همواره دیپلماسی و تعامل، گزینه نخست سیاستگذاران ایرانی در مواجهه با بحران‌ها بوده است. این خصلت تاریخی، ریشه در درک عمیق ایرانیان از هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و اجتماعی جنگ دارد؛ هزینه‌هایی که بارها و بارها در طول قرون متمادی، پیشرفت و شکوفایی این سرزمین را با مانع روبه‌رو ساخته است. سیاست «دوری از جنگ» هرگز به‌ معنای ضعف یا انفعال نبوده، بلکه انتخابی هوشمندانه برای حفظ کشور در مسیر صلح و توسعه بوده است. این سنت تاریخی گریز از جنگ، در دوران معاصر و به‌ویژه در دوره رهبری شهید آیت‌الله خامنه‌ای، نیز دنبال می‌شد. ایشان همواره سیاست دوری از جنگ را دنبال کردند. در طول دهه‌های اخیر، ایشان بارها مانع از ورود ایران به جنگ‌های پرهزینه شدند. این رویکرد، نه از سرِ ضعف، بلکه بر اساس محاسبات دقیق راهبردی و با هدف حفظ منافع ملی و حراست از دستاوردهای کشور در مسیر پیشرفت بود. در حقیقت، سیاست «دوری از جنگ» در اندیشه شهید آیت‌الله خامنه‌ای، نمودی از عقلانیت سیاسی و مسوولیت‌پذیری در قبال آینده ایران بود که با توجه به سیاست‌های طرف مقابل و تصمیم بر تحمیل جنگ علیه کشور، دیگر چاره‌ای جز دفاع تمام عیار در برابر تحمیل جنگ وجود نداشت.

امریکا و ولع جنگ و اعمال تحریم علیه ایران

در برابر رویکرد سازنده ایران، واشنگتن همواره سیاستی دوگانه در پیش گرفته است. مخصوصا در دوره ترامپ که عملا هیچ پایبندی به اصول و هنجارها و نرم‌های جهانی ندارد. ترامپ بارها و بارها از تروریسم کلامی علیه ایران بهره برده است و با لفاظی‌های جنگ‌طلبانه، تهدید به نابودی ایران و حتی از بین بردن تمدن آن کرده. دعوت ایران به «برافراشتن پرچم سفید» و اظهارات نماینده ویژه امریکا درباره اینکه چرا ایران هنوز تسلیم نشده، نشان می‌دهد که منظور واشنگتن از مذاکره، گفت‌وگویی برابر نیست؛ بلکه تسلیم ایران و پذیرش تمامی خواسته‌های امریکاست و این رویکرد از سوی دولت ترامپ کماکان ادامه دارد. امریکا و اسراییل در آستانه دورهای مهم مذاکرات، دو جنگ را به ایران تحمیل کردند؛ اقدامی که نشان داد واشنگتن همزمان با ادعای دیپلماسی، از جنگ و فشار نظامی به عنوان ابزار اصلی خود استفاده می‌کند. تکرار جنگ‌افروزی در میانه مذاکرات ثابت کرد که هدف امریکا توافقی متوازن نیست، بلکه وادار کردن ایران به تسلیم کامل است و اکنون نیز به بهانه بن‌بست مذاکرات به دنبال تحمیل فشار و محاصره حداکثری  و  بی‌سابقه  علیه  ایران  است.

نتیجه‌گیری

بررسی روند مذاکرات ایران و امریکا در سال ۲۰۲۶، تصویری روشن از دو رویکرد متضاد ارائه می‌دهد. ایران با تکیه بر «دیپلماسی عزتمندانه» و با پذیرش گام‌های عملی نشان داده که به‌طور جدی به دنبال توافقی عادلانه و متوازن است. اما در سوی مقابل، امریکا با رویکردی سرشار از تناقض - تهدید به جنگ در کنار ابراز تمایل به دیپلماسی، اصرار بر «تسلیم» ایران در کنار ادعای مذاکره، تحمیل دو جنگ همزمان با مذاکرات و حتی تهدید میانجی مذاکرات - نشان داده که نه‌تنها اراده‌ای برای توافق ندارد، بلکه عاملی بازدارنده در مسیر حل و فصل دیپلماتیک است. این مساله نشان می‌دهد که دیپلماسی به عنوان یک ابزار تا یک جایی کار می‌کند و وقتی طرف مقابل به دنبال فشار و تحمیل جنگ علیه شماست. باید طور دیگری عمل کرد و با تمام توان در میدان در برابر طرف متخاصم از کیان کشور دفاع نمود و هزینه‌های سنگینی را به  او و متحدان او تحمیل کرد.