شناسهٔ خبر: 79503103 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

چرا مذاكرات با امريكا به نتيجه نمي‌رسد؟

عارف دهقاندار

صاحب‌خبر -

مقدمه

در شرايطي كه خاورميانه درگير يكي از پيچيدهترين بحرانهاي چند دهه اخير خود است و اين درگيري با ابعاد پيچيدهاي مواجه است، ضرورت بررسي روند مذاكرات به عنوان ابزاري براي تامين منافع ملي ضروري است. جنگ تحميلي امريكا و اسراييل عليه كشورمان در دو نوبت و تحولات پس از آن نشان از پيچيده و پر فراز و نشيب بودن مسير دارد. در چنين بستري، ديپلماسي پنهان و ميانجيگري كشورهايي نظير عمان، نشان از حساسيت و اهميت و نگراني اين دست كشورها از افزايش سطح تنش ميان ايران و امريكا دارد. آنچه در اين يادداشت مورد بررسي قرار ميگيرد، نه صرفا شرح روند مذاكرات  طي ماههاي گذشته، بلكه واكاوي رويكرد دو طرف و بهويژه تبيين اين واقعيت است كه با وجود پيشرفتهاي چشمگير در مذاكرات ايران و امريكا، اين واشنگتن است كه با فشار لابي صهيونيسم و هيات حاكمه اسراييل جنگ عليه ايران تحميل کرده و اكنون به دنبال فشار و تحريم حداكثري و محاصره عليه ايران است. ايران اما با اتكا به توانمندي نظامي و تاكيد بر اصل «ديپلماسي عزتمندانه»، نشان داده كه هرگز تسليم زورگويي نخواهد شد و مذاكره را نه بهمعناي تسليم، بلكه ابزاري براي تأمين حقوق ملت خود ميداند.

روند مذاكرات عمان؛ از مسقط تا ژنو

نخستين دور مذاكرات ايران و امريكا در ۶ فوريه ۲۰۲۶ در مسقط، پايتخت عمان برگزار شد. اين دور از گفتوگوها كه با ميانجيگري وزير امور خارجه عمان، بدر البوسعيدي، انجام گرفت، پس از ماهها تنش و توقف مذاكرات، اين نگاه در ميان برخي از كارشناسان شكل گرفته بود كه اين مذاكرات ميتواند منجر به نتيجه شود. دومين دور نيز  ۱۷ فوريه در ژنو دنبال شد و سرانجام سومين دور مذاكرات در ۲۶ فوريه ۲۰۲۶، بار ديگر در ژنو و در محل اقامت ديپلماتيك سفير عمان آغاز شد. هيات ايراني بهرياست عباس عراقچي، وزير امور خارجه و هيات امريكايي بهسرپرستي استيو ويتكاف، فرستاده ويژه ترامپ، در اين مذاكرات حضور داشتند و عمان به عنوان ميانجي، پيشنهادهاي ايران را به امريكا منتقل ميكرد. بهگفته وزير امور خارجه عمان، مذاكرهكنندگان «گشودگي بيسابقهاي به ايدهها و راهحلهاي جديد و خلاقانه» نشان دادند و به عبارتي همهچيز ميتوانست مهياي يك توافق شود.  در اين مرحله از مذاكرات، ايران امتيازات بسياري را به طرف مقابل داد و پذيرفت كه مواد هستهاي لازم براي ساخت بمب را در اختيار نداشته باشد. بهعبارتي، ايران با «انباشت صفر» اورانيوم غنيشده موافقت نمود و موافقت كرد كه ذخاير موجود خود را به پايينترين سطح ممكن كاهش داده و به سوخت تبديل كند كه اين فرآيند غيرقابلبازگشت باشد. همچنين بازرسيهاي جامع و كامل آژانس بينالمللي انرژي اتمي (IAEA) پيشبيني شده بود كه ميتواند ظرف حدود ۹۰ روز از زمان امضاي توافق نهايي اجرايي شود. البوسعيدي در مصاحبه با CBS News تأكيد كرد: «اگر هدف نهايي اين است كه براي هميشه تضمين كنيم ايران نميتواند بمب اتمي داشته باشد، فكر ميكنم ما اين مشكل را از طريق اين مذاكرات حل كردهايم». با اين حال، با وجود اين پيشرفتهاي «قابلتوجه» توافق نهايي حاصل نشد و در تاريخ 28 فوريه ائتلاف امريكايي و اسراييلي، جنگ عليه ايران را آغاز کردند  و ايران هم بر اساس وعدهاي كه داده بود، جنگ را منطقهاي كرد.

ديپلماسي عزتمندانه

اصول و   راهبرد جمهوري اسلامي ايران

در تمام مراحل اين مذاكرات، ايران بر رويكردي مبتني بر «عزت، حكمت و مصلحت» تأكيد داشته است. عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران، اصل نخست سياست خارجي جمهوري اسلامي را «عزت» دانست كه بهمعناي «حفظ استقلال، نفي سلطهپذيري و دفاع از حاكميت كشور» است. وي تأكيد كرد: «ما اهل ديپلماسي هستيم، ما اهل جنگ هم هستيم؛ نه به اين معنا كه به دنبال جنگ هستيم، بلكه آمادهايم بجنگيم تا كسي جرات جنگ با ما را نداشته باشداين رويكرد، ريشه در تجربه تاريخي ملت ايران دارد؛ همانگونه كه عراقچي در آن دوره نيز در گفتوگوها و مصاحبههاي خود تاكيد ميكرد، آنها تأسيسات هستهاي ايران را بمباران كردند اما «دانش را نميتوان با بمباران نابود كرد» و براي امريكاييها هيچ راهي جز مذاكره وجود ندارد. اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت امور خارجه، نيز صراحتا اعلام كرده بود كه «تسليم» هيچ جايگاهي در فرهنگ و ادبيات ايراني ندارد و مردم ايران خواستار «عزت، استقلال و احترام به حاكميت ملي» هستند. مسعود پزشكيان، رييسجمهور ايران، نيز در اين زمينه گفته بود كه ايران در چارچوب مذاكرات، «گامبهگام و با بهرهگيري كامل از قدرت خود، در عين حال با خرد، عزت و عملگرايي» پيش ميرود. اين نگاه، مذاكره را نه بهمعناي عقبنشيني، بلكه به عنوان ابزاري براي تحقق حقوق ملت و تعامل هوشمندانه با جهان تعريف ميكند. عراقچي در اين خصوص بهصراحت گفت: «موفقيت مذاكرات به جديت طرف مقابل و پرهيز آن از رفتارهاي متناقض و مواضع دوگانه بستگي دارد.»  اين رويكرد عزتمندانه اما صلحطلب، ريشه در عمق تاريخ و فرهنگ ايراني دارد. مرور تاريخ چندين هزارساله ايران زمين بهخوبي نشان ميدهد كه ايرانيان همواره از جنگ گريزان بودهاند و جنگ را تحميلي ناخواسته دانستهاند كه جز ويراني و عقبماندگي، حاصلي براي اين مرزوبوم نداشته است. بهجز موارد معدودي كه دفاع از كيان ايران، ايشان را ناگزير از جنگ ساخته، همواره ديپلماسي و تعامل، گزينه نخست سياستگذاران ايراني در مواجهه با بحرانها بوده است. اين خصلت تاريخي، ريشه در درك عميق ايرانيان از هزينههاي سنگين انساني، اقتصادي و اجتماعي جنگ دارد؛ هزينههايي كه بارها و بارها در طول قرون متمادي، پيشرفت و شكوفايي اين سرزمين را با مانع روبهرو ساخته است. سياست «دوري از جنگ» هرگز بهمعناي ضعف يا انفعال نبوده، بلكه انتخابي هوشمندانه براي حفظ كشور در مسير صلح و توسعه بوده است. اين سنت تاريخي گريز از جنگ، در دوران معاصر و بهويژه در دوره رهبري شهيد آيتالله خامنهاي، نيز دنبال ميشد. ايشان همواره سياست دوري از جنگ را دنبال كردند. در طول دهههاي اخير، ايشان بارها مانع از ورود ايران به جنگهاي پرهزينه شدند. اين رويكرد، نه از سرِ ضعف، بلكه بر اساس محاسبات دقيق راهبردي و با هدف حفظ منافع ملي و حراست از دستاوردهاي كشور در مسير پيشرفت بود. در حقيقت، سياست «دوري از جنگ» در انديشه شهيد آيتالله خامنهاي، نمودي از عقلانيت سياسي و مسووليتپذيري در قبال آينده ايران بود كه با توجه به سياستهاي طرف مقابل و تصميم بر تحميل جنگ عليه كشور، ديگر چارهاي جز دفاع تمام عيار در برابر تحميل جنگ وجود نداشت.

امريكا و ولع جنگ و اعمال تحريم عليه ايران

در برابر رويكرد سازنده ايران، واشنگتن همواره سياستي دوگانه در پيش گرفته است. مخصوصا در دوره ترامپ كه عملا هيچ پايبندي به اصول و هنجارها و نرمهاي جهاني ندارد. ترامپ بارها و بارها از تروريسم كلامي عليه ايران بهره برده است و با لفاظيهاي جنگطلبانه، تهديد به نابودي ايران و حتي از بين بردن تمدن آن كرده. دعوت ايران به «برافراشتن پرچم سفيد» و اظهارات نماينده ويژه امريكا درباره اينكه چرا ايران هنوز تسليم نشده، نشان ميدهد كه منظور واشنگتن از مذاكره، گفتوگويي برابر نيست؛ بلكه تسليم ايران و پذيرش تمامي خواستههاي امريكاست و اين رويكرد از سوي دولت ترامپ كماكان ادامه دارد. امريكا و اسراييل در آستانه دورهاي مهم مذاكرات، دو جنگ را به ايران تحميل كردند؛ اقدامي كه نشان داد واشنگتن همزمان با ادعاي ديپلماسي، از جنگ و فشار نظامي به عنوان ابزار اصلي خود استفاده ميكند. تكرار جنگافروزي در ميانه مذاكرات ثابت كرد كه هدف امريكا توافقي متوازن نيست، بلكه وادار كردن ايران به تسليم كامل است و اكنون نيز به بهانه بنبست مذاكرات به دنبال تحميل فشار و محاصره حداكثري  و  بيسابقه  عليه  ايران  است.

نتيجهگيري

بررسي روند مذاكرات ايران و امريكا در سال ۲۰۲۶، تصويري روشن از دو رويكرد متضاد ارائه ميدهد. ايران با تكيه بر «ديپلماسي عزتمندانه» و با پذيرش گامهاي عملي نشان داده كه بهطور جدي به دنبال توافقي عادلانه و متوازن است. اما در سوي مقابل، امريكا با رويكردي سرشار از تناقض - تهديد به جنگ در كنار ابراز تمايل به ديپلماسي، اصرار بر «تسليم» ايران در كنار ادعاي مذاكره، تحميل دو جنگ همزمان با مذاكرات و حتي تهديد ميانجي مذاكرات - نشان داده كه نهتنها ارادهاي براي توافق ندارد، بلكه عاملي بازدارنده در مسير حل و فصل ديپلماتيك است. اين مساله نشان ميدهد كه ديپلماسي به عنوان يك ابزار تا يك جايي كار ميكند و وقتي طرف مقابل به دنبال فشار و تحميل جنگ عليه شماست. باید طور ديگري عمل کرد و با تمام توان در ميدان در برابر طرف متخاصم از كيان كشور دفاع نمود و هزينههاي سنگيني را به  او و متحدان او تحميل كرد.  

       پژوهشگر  امنيت   بينالملل