به گزارش روز چهارشنبه ایرنا از روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، آیین یادبود نخستین سالگرد درگذشت موسی اسوار، چهارشنبه، چهارم شهریورماه ۱۴۰۵، با حضور جمعی از استادان، صاحبنظران و علاقهمندان به ادبیات در تالار استاد مینوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد.
اسوار در ادبیات کهن و معاصر، استاد بود
نخستین سخنران این جلسه، غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی با اشاره به جایگاه علمی و ادبی موسی اسوار گفت: «اسوار در تسلط به زبان و ادبیات عرب، یگانه بود.» افزود: شناخت هویت فرهنگی ایرانی بدون آشنایی با زبان عربی، به طور قطع ناقص خواهد ماند. زبان عربی در این بخش از جهان که ما زندگی میکنیم، بیش از هزار سال، زبان دین، علم و زندگی بوده و مردم ایران به شکلهای گوناگون با این ادبیات درگیر بودند؛ حتی در استفاده از کلمههای سادهای که به آن حرف میزنند. فرهنگ ایرانی و زبان فارسی هم در عالم اسلام و هم در جهان عرب، تاثیر بسیار گذاشته است. به همین دلیل، حضور افرادی مانند موسی اسوار در فرهنگستان که به زبان عربی و فارسی مسلط بود، غنیمت بود.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: پس از درگذشت عبدالحمید آیتی، از اعضای قدیمی و پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شایستهترین فرد در این حوزه که توانست جای خالی او را پر کند، موسی اسوار بود. اسوار به دلیل آنکه در کربلا متولد شده بود، زبان عربی را مانند زبان مادری صحبت میکرد. او گفتار روزمره را در محیط یاد گرفته بود و در نتیجه امکان برقراری ارتباط ادبی- فرهنگی او با کشورهایی مانند عراق، لبنان و مصر آسان بود. از سوی دیگر، او به زبان فارسی نیز تسلط کامل داشت و جمع شدن این دو ویژگی در اسوار، او را در جایگاه ویژهای به لحاظ علمی قرار داده بود. اسوار به ادبیات کهم و معاصر عرب تسلط کامل داشت و به همین دلیل او را میتوان پل مطمئنی بین زبان و ادبیات فارسی امروز و ادبیات عرب دانست.
حداد عادل با اشاره به ویژگیها شخصیتی موسی اسوار گفت: جنبههای انسانی شخصیت موسی اسوار نیز مانند جنبه علمی او پررنگ و اثرگذار بود. به همین دلیل توجه ویژهای به ادبیات مقاومت با تمرکز بر فلسطین داشت. دلیل آن نیز، ظلم روا داشته شده به مردم این سرزمین بود. موسی اسوار به صفای باطن و ادب ذاتی آراسته بود و انسانی پاکیزه طبع و پاکیزه خوی بود.
او در پایان از استادان بهویژه دوستان نزدیک استاد اسوار در فرهنگستان زبان و ادب فارسی درخواست کرد تا یادنامهای را با تمرکز بر آثار و فعالیتهای او در زمینههای مختلف، گردآوری کنند تا فرهنگستان منتشر کند.
او روی کتیبه مینوشت
حسین معصومی همدانی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی از دوستان نزدیک موسی اسوار، با اشاره به قدمت دوستی خود با اسوار گفت: از اوایل دهه شصت، با اسوار آشنا شدم و تا لحظه درگذشت او، این دوستی و همکاری ادامه داشت.
او با اشاره به ویژگیهای شخصیتی موسی اسوار در کار توضیح داد: اگرچه شورایِ انتشارات سروش را افراد صاحبنامی تشکیل میدادند اما موسی اسوار، دبیر و محور اصلی این جلسهها بود. این بخشی از کارهای او بود. در همان زمان، او در شورای عالی زبان فارسی در صدا و سیما فعالیت داشت؛ تشکلی که گرچه فعالیت به ظاهر آشکاری نداشت، اما اثرهای آشکار آن را میشد در برنامههای مختلف صدا و سیما بهویژه در برنامههای رسمی مانند بخشهای خبری دید.
معصومی همدانی با اشاره به فعالیت موسی اسوار در بخش مطبوعات گفت: ارتباط با مطبوعات کشور لبنان و انتشار ویژهنامهای برای شعر معاصر فارسی و عربی، بخش دیگری از فعالیتهای ادبی- فرهنگی اسوار بود. این باعث شد تا برای نخستین بار، شعرهایی از شاعران معاصر ایران و عرب، همراه با تحلیل در اختیار علاقهمندان به ادبیات فارسی معاصر در جهان عرب قرار گیرد.
معصومی همدانی در پایان صحبتهایش گفت: «کمتر کسی در ایرانِ امروز، ادبیات معاصر عرب را چنین درخشان ترجمه کرده است. او قلمانداز نداشت و انگار روی کتیبه مینوشت.

اسوار یگانه بود
مرتضی هاشمیپور، پژوهشگر گروه پژوهشهای ادبی فرهنگستان با اشاره نظم موسی اسوار در کارهایش، صحبتهای خود را آغاز کرد و گفت: گذشته از اشراف موسی اسوار بر ادبیات فارسی و عربی و نوشتههای سخته و ترجمههای ستوده او از ادبیات کلاسیک و مدرنِ جهان عرب، به نظرم باید انضباط را ویژگی ممتاز شخصیّت او دانست. انضباط فکری، انضباط در نوشتن و نحوة پرداختن به موضوعاتی که در مقدمههای آثار خود طرح کرده است. این انضباط را در آراستگی و شیکپوشی او نیز میتوانستیم ببینیم. وقار در راهرفتن، تأنی و صراحت هنگام سخن گفتن و محاورات روزانه. بر این انضباط باید دقت را نیز اضافه کرد. دقت او در انتخاب کلمهها در ترجمه و بهخصوص ترجمه شعر ــ از متنبی تا ادونیس.
او ادامه داد: دانش و دقت و انضباط او موجب شد که نشریه ادبیات تطبیقی فرهنگستان در دوران سردبیری او متحول شود. مقایسة این نشریه قبل از سردبیری موسی اسوار و بعد از آن گواهی بر این سخن است. گزاف نیست اگر نشریه ادبیات تطبیقی فرهنگستان را امروز بهترین نشریه این حوزه در میان مجلههای دانشگاهی قلمداد کنیم. خوشبختانه این نشریه امروز در دست با کفایت آبتین گلکار به راه خود ادامه میدهد.
هاشمیپور درباره طرح پرسشی از موسی اسوار درباره اهمیّت مقدمهنویسی بر آثار ترجمه گفت: از او درباره اهمیت مقدمهنویسی مترجم بر ترجمهاش پرسیدم. پاسخ او جالب و آموزنده است؛ دادن اطلاعات مهم به خواننده و آماده کردن او برای ورود به متن. اصولاً اگر مترجم همیشه خود را به جای خواننده بگذارد، بخش اعظم مشکلات حل میشود. خوانندهای که نام صاحب اثر را نخستین بار میشنود، یا حتی اگر از قبل با او آشنا باشد، چگونه میتواند با حال و هوای اثر، ظرایف و دقایق و اشارات اثر، و هزار و یک نکتة نهفته در اثر و حواشی اثر چه با مهارتها و شگردها و خصلتها و خصایص هنری و زبانی و ادبی نویسنده مربوط باشد چه به متن و جلوهها و وجوه متنوع آن مرتبط باشد، پیوند برقرار کند؟ کمترین تعهد مترجم روشنگری مقدماتی درباره متن و موضوع است تا خواننده با تصوری روشن و ذهنی آگاه و جستوجوگر با متن تعامل کند.
هاشمیپور سخنان خود را با اشاره به جملهای از امام محمد غزالی پایان داد و گفت: هر وقت عزیزی از میان ما میرود، در هر سنّ و سال، اندوهی بزرگ بر جان ما مینشیند. جایش همواره خالی است. در این مواقع این سخن امام محمد غزالی در نصیحتةالملوک میتواند تسکیندهنده باشد؛ چنین گویند که یادکردِ آزادمردان از پسِ ایشان زندگانی دوم باشد اندر دنیا.
جای خالی اسوار
الوند بهاری، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، سخنان خود را با خواندن شعری از موسی اسوار که هفده سال پیش در مجلهای به چاپ رسیده بود، آغاز کرد و گفت: یک سال گذشت، یک سال آزگار. اما با همۀ اندوهمان خوشحالیم که در این ۳۶۵ روزِ درد، او نبود. به قول آندره ژید؛ حالا بیشتر احساس میکنیم که او چقدر یگانه بود.
بهاری در ادامه گفت: وقتی میگوییم جای موسی اسوار خالی است؛ یعنی جای چه چیزهایی خالی است؟ این پرسشی است که از خودم میپرسم و به این پاسخها میرسم که جای سختگیری و صراحت اسوار خالی است؛ اینکه او مرعوب هیچکسی و هیچ چیزی در جهان نبود و با کسی تعارف نداشت. جای او خالی است برای یافتن نام نویسنده، مفهوم و منظور و مضمون شعری که از متنی مهجور به آن برمیخوریم. جای او در آزمودن مدعیان خالی است. جای او برای اظهارنظر درست درباره مترجمان خالی است.
او ادامه داد: جای اسوار برای متانت و سکوت، که غایت کار مترجم و ویراستار است، خالی است. جای او برای عجله نداشتن در سخن گفتن و نظمِ ذهنی خالی است.

اسوار، مترجمِ جان دو فرهنگ بود
در پایان این آیین، صدف چیذری، خواهرزاده موسی اسوار متنی خواند. در متن او آمده بود: در مجلسی که نامِ موسی اسوار بر صدرِ آن نشسته است، سخن گفتن آسان نیست، زیرا چگونه میتوان از مردی سخن گفت که خود، سالیان دراز با کلمه زیست و به آن جان بخشید. موسی اسوار، عمرِ خویش را در خدمتِ زبان و ادب گذاشت، نه با هیاهوی نام که با خاموشیِ کار.
او ادامه داد: امروز، در نخستین سالگردِ خاموشیِ موسی اسوار، ما در برابر فقدانِ مردی ایستادهایم که نبودنش، تنها غیبت یک استاد، یک مترجم یا یک همکارِ فرهیخته نیست، غیبتِ یک قامت فرهنگی است؛ غیبتِ ذهنی است که با زبان میاندیشید، با کلمه زندگی میکرد و در برابر حرمتِ سخن، وسواسی ستودنی داشت. او در میانِ دو زبانِ بزرگِ فارسی و عربی، تنها مترجمِ واژهها نبود، مترجمِ جانِ دو فرهنگ بود. فرهنگستان زبان و ادبِ فارسی، برای موسی اسوار، یکی از مهمترین عرصههای سالهای پایانیِ فعالیّتِ علمیِ او بود و امروز، برای خانوادۀ ما، این خانه، بیش از هر چیز با خاطرۀ حضور او پیوند خورده است. خانهای که او در آن بخشی از دانش و تجربه خود را در خدمت زبان و ادب فارسی گذاشت و اکنون، در میانِ این جمع، جای او خالی است.
چیذری در پایان این متن آورده بود: امروز، در میانِ استادان و همکارانی که سالها با او همنفس و همراه بودهاند، احساس میکنیم که او هنوز به این جمع تعلق دارد؛ خاطره شما در کتابهایی که با نامِ او ماندهاند، در واژههایی که با وسواس و عشق برگزید و در آن جایِ خالیِ آرام و سنگینی که در این خانه از خود برجای گذاشت. باشد که یادِ موسی اسوار، نه فقط به عنوانِ نامِ یک استادِ ازدسترفته، که به عنوانِ نمادی از نجابتِ علمی، عشق به زبان و وفاداری به فرهنگ، در خاطرِ این سرزمین باقی بماند.
در این برنامه، چند نماهنگ به یاد موسی اسوار پخش شد و نمایشگاهی از آثار او نیز به همّت کتابخانۀ مرکزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برپا شد.