شناسهٔ خبر: 79471289 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

نسلِ آلفا و دولتِ ناديده

سپيده ملازاده

صاحب‌خبر -

هر سال با فرا رسيدن هفته دولت، رسانه‌هاي كشور انبوهي از گزارش‌ها، آمارها و تصاويرِ افتتاحيه را به خوردِ مخاطب مي‌دهند، اما پرسش اينجاست: اين حجم از اطلاع‌رساني، چقدر به قلب و ذهنِ نوجوانان و جواناني مي‌نشيند كه روزانه ساعت‌ها در فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي غرق هستند؟ نسلي كه نه فقط مخاطبِ منفعلِ اخبار، كه «ساختارشكن» و «پرسشگرِ» اصلي فضاي رسانه‌اي شده است. تجربه سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه روش‌هاي كلاسيك اطلاع‌رساني، نه تنها تاثيرِ چنداني بر اين نسل ندارد، بلكه گاه به شكافِ عميق‌ترِ نسلي دامن مي‌زند. يادداشتِ پيشِ رو، با نگاهي جامعه‌شناختي و رسانه‌اي، به بررسي دلايلِ اين ناكارآمدي و ارايه راهكارهايي براي تحولِ شيوه روايتِ دستاوردهاي نظام، به ويژه در هفته دولت، مي‌پردازد.
چالشِ اصلي: مخاطبي كه ديگر «مخاطب» نيست- جامعه‌شناسان، نسل آلفا را نسلي تعريف مي‌كنند كه از ابتداي زندگي با فناوري‌هاي ديجيتال عجين شده و «بومي ديجيتال» محسوب مي‌شود. اين نسل، برخلاف نسل‌هاي پيشين كه با رسانه‌هاي جمعي يكسويه (تلويزيون، راديو و روزنامه) خو گرفته‌اند، در فضايي متكثر، تعاملي و لايه‌لايه از پيام‌هاي رسانه‌اي رشد كرده است. آنها به «مونولوگ» عادت ندارند؛ «گفت‌وگو»، «چالش» و «پرسشگري» را جزيي از فرآيندِ دريافتِ اطلاعات مي‌دانند. همين ويژگي، بزرگ‌ترين چالشِ پيشِ روي رسانه‌هاي رسمي كشور است كه همچنان بر «تك‌گويي» خبري و روايتِ خطي دستاوردها اصرار دارند. نكته حائزاهميت آن است كه اين نسل، لزوما مخالفِ نظام يا بي‌تفاوت نيست، بلكه بيشتر از هر چيز، «ناديده‌گرفته ‌شده» است. يك نوجوانِ ۱۵ ساله كه روزانه ده‌ها پيامِ تصويري، كليپ و اينفوگرافيك از سراسر جهان دريافت مي‌كند، چگونه مي‌تواند با يك گزارشِ ۲۰ دقيقه‌اي از صداوسيما كه در آن، يك مقامِ رسمي از كنار يك پروژه عبور مي‌كند، ارتباط برقرار كند؟ 

ناديده ‌گرفتنِ «زبانِ بصري مدرن» و «روايتِ انسان‌محور» در كنارِ انبوهي از آمارهاي خشك، بزرگ‌ترين آفتِ اطلاع‌رساني امروز است. رسانه‌ها عمدتا به جاي «انتقالِ معنا» به «انتقالِ خبر» مي‌پردازند؛ غافل از اينكه نسلِ جديد، به دنبالِ «داستان» است نه صرفا «خبر».
نسلِ روياپرور و مدينه فاضله مجازي- يكي از نتايجِ همين ناديده‌ گرفته ‌شدن، شكل‌گيري نسلي است كه گاه به جاي شناختِ داشته‌ها، به دنبالِ آرمان‌شهري در فضاي مجازي مي‌گردد. اين نسل، اغلب با «روايت‌هاي رقيب» مواجه مي‌شود كه با زباني جذاب‌تر، تصويري از «مدينه فاضله» مي‌سازند؛ مدينه‌اي كه هيچ‌گاه در واقعيت تحقق نيافته، اما به دليلِ همسطح بودنِ روايت با ذائقه جوان، باورپذيرتر از گزارشي رسمي به نظر مي‌رسد. بايد پذيرفت كه مخالفت يا بي‌تفاوتي اين نسل، ريشه در ناداني مطلق ندارد؛ اين وضعيت، حاصلِ «خلأِ روايتي» معتبر و ملموس است. وقتي جواني از «دستاوردهاي انقلاب» سخني مي‌شنود، اما هيچ تصويرِ عيني‌اي از تاثيرِ آن بر زندگي روزمره‌اش (مثلا بهبودِ زيرساختِ اينترنتِ مدرسه‌اش يا كيفيتِ داروهاي بيمارستانِ محلي) نمي‌بيند، به‌ طور طبيعي، آن روايت برايش بي‌معنا مي‌شود. اينجاست كه شكاف بين «واقعيتِ پيشرفت» و «ادراك عمومي» عميق‌تر مي‌شود.
راهكارها: از تك‌گويي تا گفت‌وگوي نسلي- راهِ برون‌رفت از اين وضعيت، نه در افزايشِ حجمِ اطلاع‌رساني كه در تغييرِ «نوعِ روايت» است. متوليانِ رسانه‌اي كشور بايد بپذيرند كه نسلِ Z و آلفا، مخاطباني «چندوجهي» و «نقاد» هستند و نيازمندِ رويكردهايي نوين‌اند: 
۱. بازتعريفِ «قهرمانِ» روايت: به جاي تمركزِ صرف بر مقامات و مسوولان، «داستانِ زندگي» يك مهندسِ جوان، يك معلمِ روستايي يا يك پرستار را روايت كنيم كه نقشِ خود را در پيشرفتِ يك پروژه ايفا كرده است. اين «انسان‌محوري»، پيوند عاطفي با مخاطب برقرار مي‌كند.
۲. ترجمه آمار به زبانِ تصوير:  يك پل يا يك جاده، براي نسلِ جوان، نه يك عددِ بودجه كه كاهشِ زمانِ سفرِ روزانه پدر يا مادرش است. تبديلِ آمارهاي انتزاعي به روايت‌هاي زندگي واقعي، نخستين گامِ موثر است.
۳. اعتماد به «سفيرانِ جوان»:  از ظرفيتِ خودِ نوجوانان به عنوان «خبرنگارِ افتخاري» استفاده كنيم. اجازه دهيم آنها با گوشي همراهشان، از يك پروژه عمراني گزارش تهيه كنند و آن را در شبكه‌هاي اجتماعي خود به اشتراك بگذارند. اين روش، نه تنها هزينه پاييني دارد، بلكه به دليل «همراستايي» روايت با ذائقه مخاطب، تاثيرگذاري عميق‌تري دارد.
۴. شكستنِ انحصارِ محتوا:  به جاي اصرار بر پخشِ صرفا تلويزيوني يا خبرگزاري‌هاي رسمي، محتواي مرتبط با هفته دولت را در پلتفرم‌هاي محبوبِ نسلِ جديد (مانند اينستاگرام، آپارات و...) با فرمت‌هاي كوتاه، پويا و تعاملي توليد كنيم. «اينفوگرافيك متحرك»، «كليپِ ۶۰ ثانيه‌اي» و «پرسش‌ و پاسخِ زنده» ابزارهايي هستند كه مي‌توانند جاي گزارش‌هاي خشك و طولاني را بگيرند.
هفته دولت؛ فرصتي براي تغييرِ روايت- هفته دولت، نه فقط يادآورِ خاطره دولتمردانِ شهيد كه فرصتي مغتنم براي بازنگري در «شيوه ارتباطِ دولت با نسلِ آينده‌سازِ كشور» است. اين هفته مي‌تواند به عنوانِ يك «پايلوتِ آزمايشي» براي اجراي رويكردهاي نوينِ اطلاع‌رساني درنظر گرفته شود. اگر رسانه رسمي، در اين هفته، روايتِ «ما موفق شديم» را به «چگونه با شما به موفقيت مي‌رسيم» تبديل كند، گامِ بلندي در جهتِ پر كردنِ شكافِ نسلي برداشته است. نسلِ امروز، از دولت، «قهرمان» نمي‌خواهد؛ «همسفر» و «همزبان» مي‌خواهد. او مي‌خواهد بداند كه اين «دولتِ» چگونه به «زندگي» عيني او معنا مي‌بخشد. تا زماني كه روايتِ رسمي، با زباني متفاوت از زبانِ روزمره جوانان سخن بگويد، اين نسل، همچنان در جست‌وجوي پاسخِ پرسش‌هاي بي‌پاسخِ خود، به سوي «روايت‌هاي رقيب» خواهد رفت. تغييرِ روايت، نه يك انتخابِ زينتي كه يك ضرورتِ اجتناب‌ناپذير براي حفظِ پيوندِ نسلِ آينده با هويتِ ملي و انقلابي‌اش است.
كارشناس ارشد مديريت