صاحبخبر - این روزها که بحث کودتای آمریکایی انگلیسی ۲۸ مرداد بر علیه دولت دکتر مصدق مورد بررسی قرار میگیرد بیشتر یاد کودتای مجدد آمریکایی صهیونی در دی ماه ۱۴۰۴ میافتیم که نقطه مشترک هردو کودتا هدف غرب برای استعمار ایران بوده است همانطور که امام شهیدمان فرمودند آمریکا میخواهد ایران را ببلعد اما مردم و انقلاب اسلامی مانع او شدهاند.
آری نفت ایران و موقعیت ژئوپلتیکیاش و منابع طبیعی ایران آنقدر برای آمریکا و غرب و اروپا و کشورهای حاشیه خلیج فارس وسوسه انگیز است که با بهانههای مختلف مثل بمب اتمی به ایران حمله کنند یا درصورت شکست نظامی با محاصره نفتی یا تحریم اقتصادی یا محاصره خاکی همراه با مذاکره در نقش پلیس خوب و پلیس بد و میانجیگر امتیازی مثل جزیره خارک که نفت خیز است را بگیرند.
امام شهیدمان حضرت آیت الله خامنهای آشوبهای دی ماه گذشته را کودتا نامیدند درواقع اشاره ایشان به اقدامات عوامل تحت امر آمریکایی، صهیونی بود زیرا کودتای دی ماه ۱۴۰۴ نیز بخشی از پازل حمله نظامی آمریکا در روز نهم اسفند ماه محسوب میشد تا در نقش نجات دهنده ای که خودش مخمصه آشوب دی ماه را برپا کرده به ایران حمله کند،مثل سال ۱۳۳۲ که چند ماه قبل از کودتای ۲۸ مرداد آمریکا در نقش میانجیگر بین انگلستان و ایران وارد مذاکرات شد و پیشنهاد بانک جهانی را به دولت مصدق داد که تا پایان قرارداد ۵۰ ساله ای که رضا شاه پهلوی با شرکت نفت انگلستان امضا کرده است سود فروش نفت در جیب انگلستان و ایران نرود و در حساب بانک جهانی تحت تصرف آمریکا واریز شود!
اما نکته جالب توجه و نقطه قابل تقارن در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای دی ماه ۱۴۰۴ طمع انگلستان قرن بیستم و آمریکای قرن بیست و یکم به بلعیدن ایران و نفت جزایر ایران است.
این روزها که آمریکا حرف از محاصره ببشتر ایران در خلیج فارس و حتی محاصره خاکی ایران میزند متوجه میشوم که استعمار کاری به نوع حکومت ندارد و در هر دوره ای به دنبال منافع خویش از غرب و شرق آسیاست که به قول امام شهیدمان غربیها خودشان را مرکز دنیا میدانند و سایر دنیا را خاور دور و خاور نزدیک و خاورمیانه تعریف میکنند.
اما آنچه که باعث شده جمهوری اسلامی ایران بر خلاف دولت مصدق در مقابل تحریم و محاصره و کودتای آمریکایی صهیونی آسیب نبیند حضور مردم مبعوث شده در خیابانهاست زیرا در کودتای آمریکایی انگلیسی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خبری از حضور مردم در صحنه نبود و مصدق متعجب بود که چرا مردمی که در چهارده ماه قبل یعنی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در خیابانها کفن پوش برای دفاع از وی به خیابانها آمده بودند و شعار یا مرگ یا مصدق سر میدادند دیگر در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خیابانها را رها کرده اند تا خیابان جولانگاه آشوبگرانی همچون شعبان بیمخها شود.
شاید مصدق نمیدانست مردم و میدان و روابط بین المللی سه بازوی یک کشور در برابر انگلستان است شاید بعد از ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ دکتر مصدق به این فکر می کرد که حال دست استعماری انگلستان را از نفتهای آقاجاری و خارک بریده و باید به مارکسیستها در دولتش بیشتر فرصت دهد تا متعاقبا قرارداد نفتی جدیدی با شوروی به امضا برساند هرچند این یک حدس و فرضیه است اما حضور کمونیستها در دولت مصدق باعث شد شعبان بی مخها مساجد و تکایا را آتش بزنند و به مردم القا کنند که این نتیجه حضور کمونیستها در دولت مصدق است که این خود موجب ایجاد فاصله بین مصدق و مردم شده بود و از طرفی دیگر مصدق ملی شدن نفت را مرهون فقط طرح مکتوب دکتر فاطمی میدانست یا شاید روحانیت را برای دوران گذار از دیکتاتوری پهلوی و ملی شدن نفت کافی میدانست و از جایگاه روحانیت و مرجعیت در بین مردم غافل شد که این هم علتی دیگر بر ایجاد فاصله بین دکتر مصدق و ایت الله کاشانی شده بود.
محمدرضا پهلوی و دربار وی که متوجه شده بودند دکتر مصدق و دکتر فاطمی طرح ایجاد جمهوریت و دولتی برآمده از رای مردمی را در سر دارند در سمت انگلستان ایستادند و دولت بریتانیا را برای تحریم اقتصادی و محاصره دریایی دولت دکتر مصدق ترقیب میکردند همچون کودتای دی ماه ۱۴۰۴ که ربع پهلوی به دیدار نتانیاهو میرفت که زودتر به ایران حمله کن و همراه با سلطنت طلبها توییت میزد که ترامپ زودتر مدرسه میناب و زیرساختهای ایران را بمباران کن و منتظر آن لحظه بمباران ایران و مردم کشورشان بودند که ترامپو نتانیاهو تاج شاهی را به قیمت شهادت کودکان بی گناه میناب تقدیم شان کند!
پهلوی اول نیز قبل از کودتا به آمریکا گریخته بود و ترقیب کننده تنگتر کردن محاصره دریایی دولت مصدق شده بود تا محاصره دریایی آنقدر از لحاظ اقتصادی به مردم فشار بیاورد تا مردم دیگر در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همچون ۳۰ تیر ۱۳۳۱ کفن پوش به حمایت از مصدق به خیابانها حضور پیدا نکنند.
آری محاصره دریایی و عدم فروش نفت آنقدر فشار اقتصادی بر دولت مصدق و مردمایران وارد کرد که تورم و رکود بر کشور سایه افکند و مردم تحت فشار اقتصادی در ۲۸ مرداد حضور خیابانی نداشتند و خیابانهای تهران تحت اشغال شعبان بیمخها و آشوبگران قرار گرفت همانگونه که طرفداران ربع پهلوی در کودتای ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ مردممبعوث شده را از حضور در خیابانها منع میکردند تا خیابانها جولانگاه اغتشاشگران شود اما به قول امام شهیدمان مردم را خدا مبعوث کرد تا کار را تمام کنند و قریب دویست شب در خیابانها لبیک یا خامنه ای سردهند و به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله سید مجتبی خامنهای که تذکر دادند خیابان و تنگه هرمز که امروز تنگه احد است را رها نکنید مردم گوش به فرمان بودند تا پازل آمریکا که یک ضلعاش کودتای دی ماه و ضلع دیگرش مسلح کردن گروهکهای تروریستی و حمله نظامی به ایران و شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران بود ناقص بماند.
در پایان قرن بیستم غربیها به سمت جایگزین ذغال سنگ یعنی نفت رفته بودند و دارسی یکی از کارآفرینها (آنتروپرونرهایی) بود که در زمان قاجار نفت ایران را اکتشاف و استخراج و تسویه و به فروش میرساند و دولت قاجار اجازهای نداشت با این استعمار مخالفت کند زیرا طبق قرارداد مذکور فقط حق دریافت سود مشخصی از تجارت نفت ایران را داشت زیرا دارسی ادعا میکرد ایرانیها نه تنها علم استخراج و تسویه نفت و حتی حسابداری و اداره پالایشگاه را ندارند بلکه میگفت مگر دولتهای قاجاری و پهلوی در سالها ضرر و زیان شرکت دارسی که هنوز نفت ایران را استخراج نکرده بودند شریک بوده که حالا در سودش شریک باشند و چاههای نفت را ما انگلیسیها کشف کردهایم با این ادعا استعمار بریتانیا ادامه داشت و در دوره پهلوی اول در برابر افزایش سود ناچیز ،انگلستان موظف شد دانشگاه نفت آبادان را برای ایران بسازد اما در مقابل رضا پهلوی پنجاه سال دیگر قرارداد استعماری دارسی را برای بریتانیا تمدید کرده بود درواقع این قرارداد استعماری تا دهه شصت شمسی تاریخ انقضا داشت هرچند بیاعتبار بود اما ظهور انقلاب اسلامی موجب شده بود دیگر خبری از حکومتهای فشل و واداده شاهنشاهی نباشد که بخاطر حفظ تاج و تخت شاهی خویش نفت ایران را به غربیها و بحرین را عروس آمریکاییها کند و از طرفی همچون رضاشاه پهلوی توسط آمریکاییها تبعید و همجون محمدرضا پهلوی فرار کند یا حتی همچون احمدشاه قاجار فرنگ گردی کند و همچون محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ ببندد و فقط شعارهای پان ایرانیسم بدهد.
آری برکت انقلاب اسلامی شهادت طلبی مقام معظم رهبری شهید و فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای بوده که موجب بعثت مردم ایران شده است.
اما در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ملی شدن نفت برابر شد با تبعید دکتر مصدق و تیرباران دکتر فاطمی و بازگشت دیکتاتوری پهلوی به ایران و شاید ترامپ دیر متوجه شد ملتی که رهبرش مثلی لایبایع مثل یزید سر دهد ملت مبوث شدهای است که تنگه هرمز و خیابان و میدان را به کودتاچیان آمریکایی و انگلیسی و صهیونی و سلطنت طلب نمیدهد.
∎