اروپاييهاي غربي پس از دوره استعماريشان ديگر هرگز نتوانستند به احوال عادي بازگردند و خود را همتراز مردم ديگر جهان ببينند. اصلا فراموش كردند كه آنچه به انقلاب صنعتي در اروپا و اشغال و استثمار كشورهاي ديگر جهان انجاميد، غارت ثروتهاي سرزمينهاي دور و به بردگي بردن نيروي كار آنها بود. نزد بسياري از سياستمداران غربي، انسان غير سفيد و غير مسيحي و غير يهودي اسراييلي، نه تنها فاقد حقوق طبيعي انساني است، بلكه اصلا و اساسا فاقد مهارتهاي لازم براي پيشرفت و توسعه و توليد دانش است. به همين دليل و پس از گذشت بيش از دو دهه از افول و انحطاط قطعي قدرت اروپا، بسياري از رهبران اين كشورها كماكان با ادبيات دوران استعماري، ملل آسيايي و آفريقايي و امريكاي جنوبي را خطاب قرار ميدهند و براي آنها تعيين تكليف ميكنند.
دنياي غرب با اكراه و از سر اجبار از دهه ۱۹۶۰ به اين سو، ناگزير و اندك اندك ژاپن را به عنوان كشوري داراي فناوري و صنعت پذيرفت. غرب چنين واكنشي در قبال چين داشت و دارد. معروف است كه پس از حملات دقيق و حساب شده ژاپن به امريكا در اثناي جنگ جهاني دوم، روسا و فرماندهان امريكايي، باور نميكردند كه ملتي غير سفيد بتواند چنين كاري انجام دهد و يقين داشتند كه دستي در كار است.
واكنش اين كشورها در مقابل دفاع شجاعانه و متكي بر فناوريهاي بومي ايراني نيز چنين بوده است و پس از سپري شدن يك سال از آغاز جنگ هنوز هم رسانهها و مقامات غربي دنبال روسيه و چين و محمولههاي ارسالي سلاح و مهمات از سوي آنان به ايران هستند و در باورشان نميگنجد كه ايرانيان چنان توانا و هوشمند باشند كه بتوانند بدون اتكا به خارجي چنين مقاومتي از خود نشان دهد و سلسلهجنبان جنبشي عظيم هم بشوند.
از اينها كه بگذريد، هفتاد سال است كه جامعه غربي مدعي ارايه بالاترين سطح كيفي زندگي به شهروندان است. در نمايشي پوچ و توخالي براي مردم ديگر دنيا، ظواهر زندگي بيدغدغه، رفاه، خدمات وسيع درماني و پشتيبانيهاي مختلف دولتي از مردمشان را به رخ ميكشند. در فيلمهاي هاليوودي، خانهها مرتب و منظم، بازيگران غالبا آراسته و متمدن و رفتارها درست و به قاعده است. پليس و قانون و حقوق شهروندي و خدمات بيمه و درمان در بالاترين سطح نشان داده ميشود، اما بيشتر اينها دروغ و پروپاگاندا هستند. غربيها و به ويژه كشورهاي اروپاي غربي تلاش دارند، جسمي كهنه و ناكارآمد و بيمار را به مدد تبليغات و القاي زندگي سعادتمندانه برپا نگاه دارند.
در حقيقت اروپاي امروز بهشدت درگير بحرانهايي در امور اوليه زندگي شهروندانش است. بانكها، بيمهها، شركتهاي خصوصي انرژي و ارتباطات، دزدان و جانيان يقه سفيدي هستند كه زندگي مردم را به تباهي ميكشانند تا سود سهام شركتهايشان را بالاتر و بالاتر ببرند. ابر شركتهاي ديگر سر افسار تمامي شؤون زندگي جامعه را در دست دارند و آنها هستند كه حكمفرمايي ميكنند. در واقعيت همان شرايط قرن نوزدهم و سرمايهداري بيرحم برقرار است با پوششي ظريفتر، با تبليغات پر زرق و برق و با به كارگيري ابزارهاي دقيق و شيوههاي نوين اقناع تك به تك افراد جامعه.
نظام آموزشي، بنگاه تجاري بزرگي است كه براي صنايع و سرمايهداري بزرگ «نيروي كار» تربيت ميكند. آنها را به نظمي آهنين و تخطيناپذير عادت ميدهد تا ياد بگيرند كه خدا سرمايهدار و سرمايه است. بنگاههاي آموزشي، پولهاي كلاني براي آموزش دريافت ميكنند تا امكان راهيابي جوانان طبقه متوسط را به بازار كار و محيطهاي ويژه باز كنند. افرادي كه در دانشگاههاي رايگان و دولتي و عادي تحصيل ميكنند در نهايت به پيچ و مهرههاي خوبي در نظام مبدل ميشوند.
تمامي ساز و كارهاي دولتي بسيار پر پيچ و خم و ناكارآمد و وقتگير است. بوروكراسي و كاغذبازي بيداد ميكند. سيستم درمان به كلي فلج و كند و بيدانش است. مردم طبقات متوسط كه با بيمههاي دولتي و فراگير به بيمارستانها مراجعه ميكنند به ناچار با فرآيندي پرخطا و بسيار وقتگير مواجه ميشوند. انجام يك معاينه ساده توسط متخصص يا انجام اعمال تشخيصي چون امآراي يا حتي يك آزمايش ساده خون هفتهها يا ماهها وقت نياز دارد و گاه متاسفانه بسيار دير انجام ميشود.
سطح كيفي خدمات ارايه شده آنلاين اداري و بانكي در ايران و همينطور كيفيت پزشكي و دسترسي به محصولات و خدمات درماني در هيچ سطحي با آنچه در اروپا ارايه ميشود قابل مقايسه نيست. رسانهها و به خصوص رسانههاي دشمن ايران و ايراني، ميخواهند كه ما خود را بدبخت و بيچارهتر از همه دنيا به حساب آوريم.
مسلم است كه كيفيت زندگي محدود به سرعت ارايه خدمات در بانك و بيمارستان نيست و ابعاد متنوع و متكثر ديگري دارد. در اين عرصهها هم ايران پيشرفتهاي بسياري دارد كه با سختي تمام و در زير شديدترين تحريمها حاصل آمده است.
ما كجا آنجا كجا؟
نيوشا طبيبي
صاحبخبر -
∎