شناسهٔ خبر: 79313798 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

کتاب «پنج سِفْر»؛ سفری از خوی به ضاحیه‌ بیروت

تهران- ایرنا- نویسنده در کتاب «پنج سِفْر» درباره سفری که از شهر خوی به قلب ضاحیه‌ بیروت برای حضور در تشییع شهیدان سید حسن نصرالله(ره) و سید هاشم صفی‌الدین(ره) رفته، پرداخته است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، کتاب «پنج سِفْر» حرکت یک راوی ایرانی را از شهر خوی به قلب ضاحیه‌ بیروت دنبال می‌کند؛ حرکتی که انگیزه‌ اصلی آن حضور در تشییع شهیدان سید حسن نصرالله (ره) و سید هاشم صفی‌الدین (ره) است. حسین شرفخانلو از تردید اولیه، گفت‌وگو با دوست منتقد و رفتن به مزار پدر شهیدش آغاز کرده و سپس جزئیات سفر زمینی تا مرز، عبور از رازی و کاپی‌کوی، پرواز به وان و استانبول و توقف چندساعته در این شهر را روایت کرده است. در کتاب پنج سفر، ترکیه به‌عنوان سرزمینی پرتناقض تصویر می‌شود.

راوی سپس وارد بیروت می‌شود، از خان‌های مختلف سفر می‌گذرد، به محل شهادت سید در دل آوار برج مسکونی می‌رسد، خاک مقتل را برمی‌دارد، از مجمع امام‌ خمینی (ره) و محل آماده‌سازی مزار سید بازدید می‌کند و با فعالان آموزشی و فرهنگی حزب‌الله و جنبش امل گفت‌وگو می‌کند. دغدغه‌ اصلی کتاب «پنج سِفْر» فهم بیداری اسلامی، مقاومت و نسبت فرد ایرانی با این جبهه است.

کتاب «پنج سِفْر» در بستر ادبیات بیداری به مفهومی ذیل اندیشه‌ استکبارستیزی امام‌ خمینی (ره) و بیداری اسلامی توضیح داده شده است. این اثر یکی از محصولات دفتر هنر و ادبیات بیداری است که ماموریت خود را گردآوری و نشر روایت‌های بیداری متاثر از انقلاب اسلامی در فراسوی مرزها معرفی کرده است. این کتاب در امتداد ادبیاتی قرار می‌گیرد که مبارزه با سلطه، هویت اسلامی و نسبت ملت‌ها با آمریکا و صهیونیسم را پی می‌گیرد.

این کتاب ساختاری روایی‌ـ‌سفرنامه‌ای دارد و حسین شرفخانلو مسیر خود را در قالب پنج «سِفْر» تقسیم‌بندی کرده است: سرعت‌گیر، مقتل، مشاهد، تشییع و شیرینی دیر. هر سِفر یک گام به‌سوی تشییع عظیم دو دبیرکل شهید حزب‌الله لبنان برمی‌دارد. متن از «قبل سفر» در خوی آغاز می‌شود؛ از تردیدهای شخصی نویسنده، گفت‌وگو با دوست منتقد، زیارت مزار پدر شهیدش و تصمیم نهایی برای رفتن. سپس خان‌های مختلف سفر، از خانه‌ی خودشان تا مرز رازی، پایانه‌ی کاپی‌کوی، فرودگاه وان، فرودگاه صبیحای استانبول، میدان تقسیم، ایاصوفیه، فرودگاه استانبول و در نهایت فرودگاه رفیق حریری بیروت، به‌تفصیل روایت شده است.

در ادامه‌، شرفخانلو وارد ضاحیه و فضای مقاومت می‌شود؛ از محل شهادت سید حسن نصرالله (ره)، آوار برج مسکونی و دژ زیرزمینی حزب‌الله تا مجمع امام‌ خمینی (ره)، محل آماده‌سازی مزار سید، مدارس المهدی (عج) و محله‌های وابسته به جنبش امل. او هم‌زمان به تناقض‌های ترکیه، ساختار سیاسی لبنان، نسبت رسانه و افکار عمومی، تحریم فرهنگی و جغرافیایی ایران و جزئیات زندگی روزمره‌ مردم در شهر جنگ‌زده می‌پردازد. این کتاب ترکیبی از مشاهده‌ میدانی، تامل سیاسی‌ـ‌اجتماعی و خاطره‌ی شخصی است.

قسمتی از متن کتاب

علی لبنانی با اینکه رسماً عرب است، در مسیر که می‌رویم، یک دور تمام مداحی‌های روزِ مهدی رسولی و نریمان و بنی‌فاطمه و حسین طاهری را با لحنی خوش و به فارسی فصیح مرور می‌کند و هفت جدم که حین گنگستربازی‌های او حین موتور راندن آمده‌اند دور سرم، در لذت شنیدن سرودهای انقلابی ماد حین فوق‌الذکر، شریک فیض می‌شوند!

علی لابه‌لای سرودهای فارسی‌ای که می‌خواند، این گلایه را هم می‌کند که «سید پناهیان را ما خیلی دوست داریم. اما او در این یک‌ونیم سال نیامده به ما سری بزند...» درددل است و فکر می‌کنم خودش هم می‌داند که من کاره‌ای نیستم و دسترسی به آقای پناهیان ندارم که گلایه را به حضرتشان برسانم... .»

مُجمّع پر از آدم است و به غایت، زیبا و ساده ساخته شده است. نکتۀ مشترک در معماری مُجمّع‌ها این است که سرویس‌های بهداشتی و وضوخانه‌ها، فقط از داخل عمارت دسترسی دارند؛ یعنی باید حین ورود کفش‌هایت را بِکَنی و بگذاری در جاکفشی و برای ورود به سرویس‌های بهداشتی و وضوخانه، از داخل حوضچۀ کوچک و کم‌عمقی که آب سرد همیشه در آن جریان دارد، بگذری. این کار عملاً پاهایت را شست‌وشسو می‌دهد و این طوری بوی بد پا، کسی را حین نماز و دعا و عبادت نمی‌آزارد.

علی در راه این را هم گفت که این مُجمّع تنها مُجمّع و مسجدی بود که در جنگ ۳۳ روزه تخریب نشد و سالم ماند و گفت که گوشۀ سمت چپ محراب، پاتوق و محل خلوت و عبادت شهید فواد شکر بود. جالب است که در جنگ سال ۲۰۰۶، مساجد و حسینیه‌ها تخریب شده‌اند و در معرکۀ ۲۰۲۴، هیچ آسیبی به محل‌های عبادی نرسیده است؛ یعنی که پروتکل‌های جنگی رژیم بعد از هر جنگی، آسیب‌شناسی و به‌روزرسانی می‌شوند. (صفحه ۱۴۰ و ۱۴۱)

کتاب «پنج سِفْر»؛ سفری از خوی به ضاحیه‌ بیروت جلد کتاب

کتاب «پنج سِفْر» نوشته حسین شرفخانلو در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالکی، ۲۴۲ صفحه مصور، با شمارگان ۳۰۰ نسخه در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.