در طول تاريخ همه كشورها داراي روابط خارجي بودهاند، اما همه آنها توانايي ابتكار و خلاقيت در سياست خارجي را نداشتهاند. ابتكار به معناي توانايي يك كشور در طراحي و اجراي سياستهاي خارجي در صحنه بينالمللي و منطقهاي است. اين در حالي است كه بسياري از رفتار كشورها مربوط به شرايط زماني، مكاني يا فشارهاي بيروني است. كشوري كه در روابط خارجي ابتكار عمل دارد، اقدامات او داراي ويژگيهايي است:
1- اهداف و برنامههاي ديپلماتيك خود را خودش تعيين ميكند.
2- پيشنهادهاي جديدي به ساير كشورها براي همكاري، صلح يا توافق ارايه ميدهد.
3- نقش فعالي در حل مسائل منطقهاي و بينالمللي ايفا ميكند.
4- تلاش ميكند بر روند رويدادها اثر بگذارد، نه اينكه فقط از آنها تاثير بپذيرد.
براي اينكه يك كشور بتواند در روابط خارجي خود ابتكار عمل داشته باشد، بايد مجموعهاي از توانمنديهاي داخلي و خارجي را در اختيار بگيرد. مهمترين آنها شامل موارد ذيل است:
الف- ثبات سياسي داخلي: دولتها با داشتن ثبات در داخل است كه ميتوانند در خارج از كشور خود نقش ايفا كنند. آنها علاوه بر آنكه بايد بحران و مشكلات داخلي نداشته باشند، بايد داراي نهادها و سازمانهاي كارآمد و قوي به خصوص در زمينه سياست خارجي باشند.
ب- قدرت اقتصادي: پشتوانه دولتها، اقتصاد قدرتمند آنهاست. علاوه بر آنكه يك دولت ميتواند در ساير كشورها سرمايهگذاري كرده، تجارت كرده و مشوقهاي اقتصادي را عاملي براي نفوذ خود كند.
ج- توان ديپلماتيك: سياست خارجي در زمان امروز يك امر تخصصي و پيچيده است و براي انجام آن، نياز به ديپلماتهاي متخصص و باتجربه وجود دارد. داشتن يك شبكه گسترده از سفارتخانه و نمايندگي در كشورها و سازمانهاي بينالمللي، اولين شرط تقويت توان ديپلماتيك است.
د- اعتبار و اعتماد بينالمللي: زيربناي هر حركت در روابط خارجي، ايجاد اعتماد و اعتبار است.
كشورها براي انجام هر ابتكاري بايد در درجه اول، به تعهدات و توافقات بينالمللي پايبند باشند و بدين وسيله از خود تصويري قابل اعتماد نزد ديگر كشورها بسازند و سپس با ظرايف ديپلماتيك، از آن نهايت استفاده را ببرند.
م- كمك قدرت نظامي به ديپلماسي: داشتن توان دفاعي و امنيتي مناسب با برخورداري از توان بازدارندگي، پشتوانه بزرگي براي انجام اقدامات ديپلماتيك در صحنه بينالمللي است.
ن- داشتن استراتژي و اهداف بلندمدت: براي هر اقدامي، اولين گام مشخص بودن منافع ملي و اولويتهاي سياست خارجي است. بدون يك برنامه منسجم و بلندمدت و داشتن هماهنگي ميان نهادهاي تصميمگير، نميتوان به نتيجه رسيد.
و - قدرت نرم: دنياي امروز، جهان شبكههاي مجازي و اجتماعي است كه موجب نزديكتر شدن ملتها و گردش اطلاعات است. براي آنكه بتوانيم دولتهاي ديگر را با خود همراه كنيم نياز به نفوذ فرهنگي، علمي، فناوري، رسانهاي يا آموزشي داريم. قدرت نرم و ديپلماسي عمومي ميتواند به آسان كردن اقدامات ما كمك كند.
ي- شناخت دقيق محيط بينالمللي: علاوه بر داشتن ديپلماتهاي ورزيده در كشور، شناخت درست از محيط بينالملل كه موجب تحليل درست از تحولات جهاني و منطقهاي و همچنين شناسايي فرصتها و تهديدها و اقدام به موقع ميشود، در پيشبرد اهداف ما بسيار موثر است.
در مجموع، ابتكار عمل در روابط خارجي فقط به قدرت نظامي و سياسي وابسته نيست، بلكه حاصل تركيبي از ثبات داخلي، قدرت اقتصادي، ديپلماسي حرفهاي، اعتبار بينالمللي، توان دفاعي و داشتن راهبردي روشن است. كشوري كه اين عوامل را به خوبي با هم تركيب كند، ميتواند به جاي واكنش صرف به رويدادها، در شكلدهي به آنها نقش فعال و اثرگذار داشته باشد.