ثبت جهاني مجموعه «قلعههاي الموت و استحكامات وابسته» در فهرست ميراث جهاني يونسكو، صرفا افزوده شدن نام يك اثر تاريخي به فهرستي بينالمللي نيست؛ اين رخداد را بايد رويدادي تمدني دانست؛ لحظهاي كه بخشي از حافظه تاريخي ايران، در حافظه مشترك بشريت نيز جاي گرفت. در روزگاري كه جهان بيش از هر زمان ديگري درگير شتاب تحولات سياسي و فناوري است، چنين رويدادهايي فرصتي براي بازگشت به ريشهها و بازخواني سرمايههاي ماندگار تمدن انساني فراهم ميآورند. ميراث فرهنگي، تنها روايت گذشته نيست؛ زبان مشتركي است كه ملتها از طريق آن با جهان سخن ميگويند و هويت خود را در گستره تاريخ معنا ميكنند. ايران، يكي از معدود سرزمينهايي است كه رشته پيوسته تمدن در آن هرگز گسسته نشده است. از فلات ايران تا كرانههاي خليجفارس، از دامنههاي زاگرس تا بلنداي البرز، لايههاي متعددي از فرهنگ، دانش، هنر و زيست انساني در طول هزاران سال بر يكديگر نشستهاند و يكي از غنيترين ميراثهاي تمدني جهان را پديد آوردهاند. آنچه ايران را در تاريخ متمايز ميكند، تنها قدمت آثار و بناهايش نيست؛ بلكه تداوم فرهنگي و توانايي اين سرزمين در بازآفريني خويش در گذر قرون است. در اين ميان، قزوين جايگاهي ممتاز و كمنظير دارد. اين سرزمين نه در حاشيه تاريخ، بلكه در متن تحولات بزرگ ايران قرار داشته است. قزوين چهارراه تلاقي فرهنگها، مسير پيوند شرق و غرب و يكي از مهمترين كانونهاي شكلگيري هويت ايراني بوده است. از روزگار كهن تا دوران صفوي كه به پايتختي ايران رسيد، قزوين همواره نقشي فراتر از يك جغرافيا ايفا كرده و به بستري براي توليد انديشه، هنر، دانش و فرهنگ تبديل شده است. الموت نيز بخشي درخشان از همين روايت بزرگ است. برخلاف تصور رايج كه آن را تنها با يك قلعه تاريخي ميشناسد، الموت در حقيقت نمادي از نسبت خلاقانه انسان و طبيعت است...
سرزميني كه در آن دانش، تدبير، مهندسي و سازگاري با محيط در سختترين شرايط جغرافيايي به شكلي شگفتانگيز در هم آميختهاند. در بلنداي كوهستانهاي البرز، انسان ايراني توانسته است الگويي از زيست پايدار، مديريت منابع آب، سازمان اجتماعي و بهرهگيري هوشمندانه از طبيعت را به نمايش بگذارد؛ الگويي كه همچنان براي جهان امروز الهامبخش است.
اهميت ثبت جهاني الموت، تنها در حفاظت از سنگها، ديوارها و چشماندازهاي تاريخي آن نيست. آنچه به ثبت رسيده، روايتي از ظرفيتهاي تمدني ايران است؛ روايتي كه نشان ميدهد اين سرزمين چگونه در طول تاريخ توانسته ميان قدرت و فرهنگ، ميان طبيعت و توسعه، و ميان سنت و نوآوري تعادل برقرار كند.
از منظر اجتماعي نيز ميراث فرهنگي صرفا يادگاري از گذشته نيست؛ سرمايهاي براي آينده است. ملتها حافظه تاريخي خود را در آثار فرهنگي و تاريخي بازمييابند و از طريق همين حافظه است كه احساس تعلق، همبستگي و اعتماد اجتماعي شكل ميگيرد. هر اثر تاريخي كه حفظ ميشود، در واقع پلي است ميان نسلهاي گذشته، امروز و فردا. ثبت جهاني الموت، همچنين يادآور نقش مردمان اين سرزمين است؛ مردمي كه قرنها پيش از شكلگيري نهادهاي بينالمللي ميراث فرهنگي، پاسداران واقعي اين ميراث بودهاند. اگر امروز نام الموت در فهرست ميراث جهاني قرار گرفته، پيش از هر چيز بايد از مردمان نجيب و فرهنگدوست اين منطقه و استان قزوين ياد كرد كه اين امانت تاريخي را از نسلي به نسل ديگر منتقل كردهاند.
جهاني شدن الموت را نبايد پايان يك مسير دانست. اين رخداد آغاز مسووليتي تازه است؛ مسووليتي براي حفاظت بهتر، پژوهش عميقتر، معرفي شايستهتر و بهرهگيري خردمندانهتر از ظرفيتهاي فرهنگي و تاريخي اين منطقه. همچنين فرصتي است براي گسترش گفتوگوي فرهنگي ميان ملتها؛ زيرا ميراث فرهنگي بيش از هر ابزار ديگري قادر است زبان مشترك تفاهم و همزيستي را در جهان تقويت كند.
امروز كه نام الموت در كنار برجستهترين ميراثهاي بشري قرار گرفته است، بار ديگر ميتوان به اين حقيقت انديشيد كه تمدنها نه با قدرت نظامي و اقتصادي، بلكه با تواناييشان در توليد فرهنگ، دانش و معنا ماندگار ميشوند. ثبت جهاني الموت در حقيقت ثبت بخشي از شكوه تمدن ايراني در حافظه جهان است؛ تمدني كه قرنها بر پايه دانش، گفتوگو، خلاقيت و احترام به انسان و طبيعت استوار بوده و همچنان ميتواند براي آينده جهان الهامبخش باشد. الموت اكنون جهاني شده است؛ اما بيش از آن، اين تمدن ايراني است كه بار ديگر فرصت يافته تا صداي خود را در گستره جهان طنينانداز كند.
استاندار قزوين