شناسهٔ خبر: 79090261 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

نیما در ایران مال؛ ما این خبر را خوردیم!

تهران- ایرنا- همزمان که افکار عمومی هر روز اخبار جنگ، مذاکره، تورم، بحران آب و برق و مشکلات اقتصادی را دنبال می‌کند، زیر پوست کلانشهر تهران خبرهای دیگری هم هست؛ خبرهایی که محور آن نوجوانانی هستند که فارغ از این هیاهوها، در دنیای دیگری زندگی می‌کنند.

صاحب‌خبر -

شاید یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که بی‌سروصدا در حال وقوع است، بی‌خبری ما از نسل جدید باشد؛ نسلی که ساعت‌های طولانی از زندگی خود را در فضای مجازی سپری می‌کند و با یوتیوبرها و اینفلوئنسرها بزرگ می‌شود و گاه بیش از خانواده، مدرسه و کتاب، از محتوای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی تأثیر می‌پذیرد؛ مثل اتفاق اخیر در ایران مال و حضور یک بلاگر به نام نیما رضایی، مشهور به تکیدو؛ خبری که ایرنای تهران هم مثل خیلی دیگر از رسانه‌ها به آن نپرداخت و اصطلاحا «خبر را خورد»!

خبر این بود:

ازدحام هزاران نوجوان برای دیدار با یک یوتیوبر در مجموعه بلک‌باکس ایران‌مال

در پی فراخوان یک یوتیوبر مشهور به «نیما تکیدو» برای دیدار با علاقمندانش، ۵هزار بلیت رایگان به سرعت رزرو می‌شود تا نوجوانان ظهر جمعه در ایران مال با این نوجوان دیدار کنند؛ اما جمعیت آنقدر زیاد می‌شود که مراسم به هم می‌خورد، پای او در ازدحام جمعیت آسیب می‌‎بیند و نیما ناگزیر به ترک محل می‌شود تا بسیاری از نوجوانان که از شهرهای مختلف برای دیدن یوتوبر محبوبشان آمده بودند، بدون دیدن او برگردند.

انواع ویدئوهای ازدحام و ابراز احساسات نوجوانان دختر و پسر برای نیما منتشر می‌شود. پیگیری خبرنگار ایرنا از مسئولان ایران مال حاکی است، در این روز اکثر پارکینگ‌های مجتمع بزرگ ایران مال پر شده و بسیاری از رستوران‌های آن در شرایط کنونی، روز پررونقی را گذرانده اند.

این خبر و تصاویرش که ما آن را نزدیم و حالا با تاخیر دو روزه به آن می‌پردازیم، در نگاه اول تنها یک خبر پربازدید در فضای مجازی بود، اما پشت آن، پرسشی مهم‌تر نهفته است: آیا ما از نسلی که آرام‌آرام مرجعیت فکری و الگوهای خود را در فضای مجازی جست‌وجو می‌کند، غافل مانده‌ایم؟ مسئله فقط یک یوتیوبر یا یک رویداد نیست؛ مسئله نسلی است که ساعت‌های طولانی از شبانه‌روز را در شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کند، اینفلوئنسرها را دنبال می‌کند و بیش از گذشته از آنها تأثیر می‌پذیرد، آن هم از کسانی که حتی ما خبرنگاران اهل فضای مجازی هم اسمشان را نشنیده‌ایم و زیبایی و جذابیت فوق العاده ای هم ندارند!

جالب آن که محل فعالیت نیما و امثال او، فضاهایی است که فیلتر است؛ اما برای این نسل این نوع موانع چندان موضوعیت ندارد.

شبیه این ماجرا، اوایل دهه ۹۰ در تشییع مرتضی پاشایی و بعد تجمع اسکیت بازان دهه نودی در بلوار شهید چمران شیراز یا تجمع در کوروش مال هم رخ داده، اما هنوز آن گونه که باید این واقعیتهای جامعه امروز دیده نشده و جدی گرفته نمی‌شود.

اگر خانواده، مدرسه و نهادهای فرهنگی نتوانند همپای تحولات فضای مجازی حرکت کنند، تغییر مرجعیت نسل جدید می‌تواند پیامدهای فرهنگی و اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

گفت‌وگوی خبرنگار ایرنا با تعدادی از والدین نیز از نگرانی‌های مشابهی حکایت دارد. آنها می‌گویند فرزندانشان ساعت‌های زیادی را با تلفن همراه سپری می‌کنند، گفت‌وگوهای خانوادگی کمتر شده، مطالعه جای خود را به تماشای ویدئوهای کوتاه داده و بسیاری از نوجوانان آرزو دارند روزی خود نیز به یک اینفلوئنسر یا تولیدکننده محتوای پرمخاطب تبدیل شوند.

مساله حذف یا ممنوعیت فضای مجازی نیست؛ بلکه گسست و ایجاد فاصله بین نسل‌هاست؛ طوری که چندان ادبیات و تمایلات هم را نمی‌فهمند. در این میان افزایش سواد رسانه‌ای، تقویت نقش خانواده، مدرسه و تولید محتوای جذاب و سالم برای نسل جدید بسیار حائز اهمیت است. نوجوان امروز در دنیایی زندگی می‌کند که هر روز صدها محتوا برای جلب توجه او تولید می‌شود و اگر قدرت تحلیل نداشته باشد، به‌راحتی تحت تأثیر هر جریان پرمخاطبی قرار می‌گیرد.

شاید امروز مهم‌ترین پرسش این نباشد که چرا یک یوتیوبر صدهاهزار هوادار دارد؛ بلکه این باشد که چرا بخشی از نسل آینده کشور، هویت، علایق و آرزوهای خود را بیش از هر زمان دیگری در این گونه شخصیت ها جست‌وجو می‌کند. شاید مهم‌ترین اتفاق این روزهای جامعه، نه آن چیزی باشد که هر روز در تیتر اخبار می‌خوانیم؛ بلکه آن چیزی باشد که کمتر درباره آن حرف می‌زنیم؛ نسلی که آرام‌آرام در حال تغییر است و اگر امروز آن را نشناسیم، فردا برای شناختنش دیر خواهد بود.