شناسهٔ خبر: 79081203 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دانشجو | لینک خبر

گزارش|

چرخه پوچِ نظارتی در نمایش خانگی؛ روی نام نیک یوسفی در «شاه‌گل» ایستاد!

کوچ از فیلیمو به فیلم‌نت؛ چگونه فراموشیِ عمدی، مهره‌های حاشیه‌ساز را به چرخه تولید بازمی‌گرداند؟

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، رونمایی از تیزر گیم‌شوی «شاه‌گل» و درج نام «نیک یوسفی» به عنوان طراح و کارگردان این اثر، فراتر از یک تغییر پلتفرم ساده، نقاب از چهره کریهِ یک «چرخه‌ی معیوب و پوچ نظارتی» برمی‌دارد.

اگر برای ناظران شبکه نمایش خانگی نظیر ساترا این جابجایی تداعی‌گر فراموشیِ خودخواسته و بازی با افکار عمومی است، اما برای جامعه‌ای که هنوز داغ فجایع و نفاق‌افکنی‌های سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را به خاطر دارد، یادآور خطای استراتژیک دستگاه‌های تنظیم‌گری است که در برابر چهره‌های سیاسیِ زاویه‌دار با نظام و ارزش‌ها، چشم بر سوابق سیاه می‌بندند.

از «گل یا پوچ» فیلیمو تا «شاه‌گل» فیلم‌نت؛ مکانیزم پاک کردن صورت‌مسئله وقتی برای نخستین بار نام نیک یوسفی به عنوان کارگردان مسابقه «گل یا پوچ» با اجرای مهران مدیری در پلتفرم «فیلیمو» مطرح شد، موجی از اعتراضات مردمی و رسانه‌ای به دلیل مواضع جنجالی و ساختارشکنانه او در ناآرامی‌های سال ۱۴۰۱ به راه افتاد. در آن مقطع، فشار‌های افکار عمومی و ابعاد رسانه‌ای پرونده به قدری سنگین شد که نهاد‌های نظارتی ناچار به ورود شدند. در پی هماهنگی ساترا با فیلیمو، نام این کلیپ‌ساز و فعال مجازیِ حاشیه‌ساز به طور رسمی از تیتراژ، تبلیغات شهری و سایت فیلیمو حذف شد تا اصطلاحاً «آب‌ها از آسیاب بیفتد» و سرمایه‌گذار و پلتفرم زمین نخورند.

اما این اقدام نه حل مسئله، بلکه کپسول اکسیژنی برای خواباندن موقت التهابات بود. امروز شاهد همان سناریوی تکراری، اما در بستری جدید هستیم؛ این بار در پلتفرم «فیلم‌نت» و با گیم‌شوی «شاه‌گل». نام نیک یوسفی بدون هیچ‌گونه مانع‌تراشی بازگشته و در تیتراژ و تبلیغات این اثر خودنمایی می‌کند. این کوچ آرام از فیلیمو به فیلم‌نت، پیام ناگواری دارد: پلتفرم‌ها به پشتوانه سرمایه‌های کلان، به راحتی قوانین و حساسیت‌های ملی را دور می‌زنند و نهاد‌های تنظیم‌گر نیز در این بازیِ «گم‌وگور کردن نام‌ها» مشارکت ناخواسته یا مصلحتی دارند.

بازگشت جنجالی نیک یوسفی با «شاه‌گل» و سکوت معنادار ساترا

یادآوری به ناظران خواب‌آلود: نیک یوسفی تنها یک کلیپ‌ساز تبلیغاتی ساده نیست؛ او کسی است که کارنامه‌اش در فضای مجازی پر از توهین صریح به شهدای خدمت، انتشار توییت‌های وقیحانه درباره عدم مشارکت در انتخابات، و ابراز آشکار علاقه به انتقام‌گیری از جمهوری اسلامی است. چطور ممکن است فردی با چنین پرونده سنگین سیاسی و امنیتی، دوباره در رأس پروژه‌های سرگرمی بنشیند؟

این پرسش کلیدی در ذهن هر شهروند دغدغه‌مندی شکل می‌گیرد که چگونه دستگاه‌های نظارتی سوابق افراد را به این سادگی از یاد می‌برند؟ ساخت کلیپ‌های تبلیغاتی و پروژه‌های پردرآمد نمایش خانگی آن‌قدر جذاب و سودآور است که امثال نیک یوسفی با وجود پرونده‌های پرهزینه برای امنیت روانی جامعه، بار دیگر سر از برنامه‌های پرمخاطب درمی‌آورند. سرمایه‌های هنگفت مالی و وقت مردم صرف اشخاصی می‌شود که کمترین تعهدی به چارچوب‌های قانون اساسی و ارزش‌های ملی از خود نشان نداده‌اند.

مسئولیت زمین‌مانده ساترا؛ چرا نهاد تنظیم‌گر چشم خود را بسته است؟

نمایش خانگی در سال‌های اخیر به‌ویژه در برخی پلتفرم‌ها به مرز‌های نگران‌کننده‌ای از انحراف محتوایی و افتادن در چرخه‌های ضد فرهنگی رسیده است. در این میان، نقش نهاد تنظیم‌گر (ساترا) و دادستانی‌ها به عنوان مدعی‌العموم چیست؟ آیا نظارت فقط به حذف موقت یک نام در تیتراژ هنگام اوج‌گیری بحران‌ها خلاصه می‌شود تا پس از فروکش کردن جو رسانه‌ای، همان فرد با نام و نشان کامل به رأس کار بازگردد؟

این چرخه پوچ نظارتی نشان می‌دهد که یا نوعی آلزایمر سازمانی و فراموشیِ مفرط در بدنه نظارتی کشور حاکم است یا مکانیسم‌های پشت‌پرده‌ای وجود دارد که پلتفرم‌ها را بر قوانین ترجیح می‌دهد. اگر نهاد‌های نظارتی به وظیفه ذاتی خود در صیانت از حریم فرهنگی کشور عمل نکنند، فردا روزی باید پاسخگوی عادی‌سازی حضور مهره‌های ساختارشکن در کلیدی‌ترین ارکان رسانه‌های کشور باشند.

بازگشت نیک یوسفی با «شاه‌گل» در فیلم‌نت، بیش از آنکه یک اتفاق هنری باشد، آزمونی جدی برای نهاد‌های نظارتی است. جامعه ایرانی انتظار ندارد که خون شهدا و آرامش روانی کشور مایه ابزار دست کاسبان رسانه‌ای و پلتفرم‌های سودجو شود. تا زمانی که نظارت‌ها نمایشی، مقطعی و مصلحتی باشد، چرخه پوچ تولیدات مسئله‌دار نیز به حیات خود ادامه خواهد داد. وقت آن رسیده است که دستگاه‌های مسئول به جای پاک کردن صورت‌مسئله، صریح، قاطع و شفاف به وظیفه نظارتی خود عمل کنند.