* دکتر حوریه یحیایی
در نگاه بسیاری از مردم، نقطه آغاز هر کسبوکار موفق، سرمایه مالی است. این تصور تا اندازهای طبیعی به نظر میرسد، زیرا راهاندازی یک فعالیت اقتصادی بدون حداقلی از منابع مالی دشوار است. اما بررسی زندگی بسیاری از کارآفرینان موفق جهان و حتی نمونههای داخلی نشان میدهد که سرمایه اولیه، اگرچه مهم است، اما تعیینکنندهترین عامل موفقیت نیست. آنچه یک ایده را به یک کسبوکار پایدار تبدیل میکند، بیش از آنکه پول باشد، نوع نگاه، شیوه تفکر و ذهنیت کارآفرینانه است. سرمایه میتواند ابزار حرکت باشد، اما این ذهنیت کارآفرین است که مسیر را انتخاب میکند، موانع را پشت سر میگذارد و از فرصتهای پنهان، ارزش خلق میکند. به همین دلیل است که بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران حوزه کارآفرینی معتقدند ، تفاوت میان افرادی که تنها رؤیای راهاندازی کسبوکار را در سر دارند و کسانی که واقعاً به موفقیت میرسند، بیش از هر چیز در الگوهای فکری، نگرشها و مهارتهای روانشناختی آنها نهفته است. ذهنیت کارآفرینانه پیش از آنکه به راهاندازی یک شرکت یا ایجاد یک محصول جدید مربوط باشد، نوعی نگرش به زندگی است. فردی که این ذهنیت را دارد، جهان را مجموعهای از فرصتها میبیند، نه مجموعهای از محدودیتها. او در دل مشکلات، امکان خلق راهحل را جستوجو میکند و به جای آنکه منتظر تغییر شرایط بماند، تلاش میکند خود شرایط را تغییر دهد. این شیوه نگرش باعث میشود حتی در دشوارترین موقعیتهای اقتصادی نیز بتواند ایدههای تازهای برای خلق ارزش پیدا کند. در مقابل، افرادی که تنها به کمبود سرمایه، نبود امکانات یا شرایط نامساعد فکر میکنند، معمولاً پیش از آنکه اقدامی انجام دهند، خود را شکستخورده میدانند.
یکی از مهمترین ویژگیهای ذهنیت کارآفرینانه، باور به یادگیری مستمر است. کارآفرینان موفق هرگز تصور نمیکنند که همه چیز را میدانند. آنها دائماً مطالعه میکنند، آموزش میبینند، از تجربه دیگران استفاده میکنند و اشتباهات خود را به فرصتی برای رشد تبدیل میکنند. در مقابل، سرمایه مالی ممکن است در مدت کوتاهی از بین برود، اما دانشی که فرد کسب کرده و مهارتهایی که آموخته است، سرمایهای است که بارها میتواند او را به مسیر موفقیت بازگرداند. بسیاری از کارآفرینان بزرگ در طول زندگی خود شکستهای مالی سنگینی را تجربه کردهاند، اما به دلیل برخورداری از ذهنیت رشد و توانایی یادگیری، توانستهاند دوباره کسبوکارهای موفقی ایجاد کنند.
ویژگی مهم دیگر ذهنیت کارآفرینانه، تابآوری است. مسیر کارآفرینی همواره با ابهام، شکست، فشارهای مالی، رقابت و تصمیمهای دشوار همراه است. هیچ کسبوکاری از همان روز نخست به سودآوری نمیرسد و کمتر کارآفرینی وجود دارد که شکست را تجربه نکرده باشد.
تفاوت در اینجاست که افراد دارای ذهنیت کارآفرینانه شکست را پایان راه نمیدانند، بلکه آن را بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری تلقی میکنند. آنها به جای سرزنش شرایط یا دیگران، تلاش میکنند دلایل شکست را تحلیل کنند و با اصلاح مسیر، دوباره حرکت کنند. این توانایی روانشناختی گاهی ارزشی بسیار بیشتر از میلیونها تومان سرمایه دارد، زیرا سرمایه از دسترفته را میتوان دوباره به دست آورد، اما از دست دادن انگیزه و امید، حرکت را متوقف میکند. ذهنیت کارآفرینانه همچنین با مسئولیتپذیری پیوند عمیقی دارد. افراد موفق معمولاً مسئولیت تصمیمها، اشتباهات و نتایج عملکرد خود را میپذیرند. آنها به جای اینکه ناکامیهای خود را به اقتصاد، دولت، رقبا یا شرایط اجتماعی نسبت دهند، ابتدا به دنبال سهم خود در ایجاد یا حل مسئله میگردند. این نگرش باعث میشود همیشه امکان اصلاح و پیشرفت برای خود قائل باشند. در مقابل، کسانی که همه مشکلات را ناشی از عوامل بیرونی میدانند، انگیزهای برای تغییر رفتار یا یادگیری مهارتهای جدید پیدا نمیکنند.
خلاقیت نیز یکی از مهمترین اجزای ذهنیت کارآفرینانه است. بسیاری تصور میکنند خلاقیت به معنای ارائه ایدههای عجیب و بیسابقه است، در حالی که در کارآفرینی، خلاقیت اغلب به معنای نگاه متفاوت به مسائل روزمره است. یک کارآفرین ممکن است محصولی کاملاً جدید تولید نکند، اما با تغییر شیوه ارائه خدمات، بهبود تجربه مشتری یا استفاده از فناوری، ارزش تازهای خلق کند. این نوع خلاقیت بیش از آنکه به سرمایه وابسته باشد، به قدرت مشاهده، کنجکاوی و انعطاف ذهنی بستگی دارد.
از منظر روانشناسی، خودکارآمدی نیز نقش مهمی در شکلگیری ذهنیت کارآفرینانه دارد. خودکارآمدی به معنای باور فرد به توانایی خود برای انجام موفقیتآمیز یک کار است. افرادی که این باور را دارند، هنگام مواجهه با چالشها سریعتر اقدام میکنند، از شکست کمتر میترسند و تلاش بیشتری برای رسیدن به هدف انجام میدهند. در مقابل، کسانی که اعتماد کافی به تواناییهای خود ندارند، حتی اگر منابع مالی مناسبی نیز در اختیار داشته باشند، ممکن است هرگز ایدههای خود را اجرا نکنند. یکی دیگر از ویژگیهای مهم ذهنیت کارآفرینانه، تحمل ابهام است. کارآفرینان معمولاً با اطلاعات ناقص تصمیم میگیرند و هیچگاه نمیتوانند از موفقیت یک ایده صد درصد مطمئن باشند. آنها میدانند که بخشی از مسیر، همراه با عدم قطعیت است و همین موضوع را میپذیرند. بسیاری از افراد به دلیل ترس از اشتباه یا تمایل به داشتن اطلاعات کامل، سالها اجرای ایدههای خود را به تعویق میاندازند. اما ذهنیت کارآفرینانه بر اقدام آگاهانه، یادگیری در حین عمل و اصلاح مستمر تأکید دارد. ارتباطات انسانی نیز بخش جداییناپذیر این ذهنیت است. کارآفرین موفق میداند که موفقیت یک کسبوکار نتیجه تلاش یک فرد نیست، بلکه حاصل همکاری تیمی، اعتمادسازی، شبکهسازی و ایجاد روابط حرفهای مؤثر است. او برای یادگیری از دیگران، جذب همکاران توانمند و استفاده از تجربیات متخصصان ارزش قائل است. حتی جذب سرمایه نیز معمولاً برای افرادی آسانتر است که توانایی برقراری ارتباط مؤثر، انتقال چشمانداز و جلب اعتماد دیگران را دارند. به بیان دیگر، بسیاری از سرمایهگذاران پیش از آنکه روی یک ایده سرمایهگذاری کنند، روی شخصیت، نگرش و تواناییهای بنیانگذار سرمایهگذاری میکنند.
نکته مهم دیگر این است که ذهنیت کارآفرینانه یک ویژگی ذاتی و تغییرناپذیر نیست، بلکه مهارتی قابل یادگیری و تقویت است. آموزش، تجربه عملی، مطالعه زندگی کارآفرینان موفق، حضور در محیطهای نوآورانه، پذیرش مسئولیت و تمرین حل مسئله، همگی میتوانند این نوع نگرش را در افراد پرورش دهند. به همین دلیل بسیاری از دانشگاهها و مراکز آموزشی معتبر جهان، در کنار آموزش مدیریت و اقتصاد، بر توسعه مهارتهای روانشناختی مانند تابآوری، خلاقیت، تفکر انتقادی، هوش هیجانی و کار تیمی نیز تأکید میکنند. کارآفرینی پیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، شیوهای از اندیشیدن، یاد گرفتن، تصمیم گرفتن و مواجهه با چالشهاست. هر فردی که بتواند این نگرش را در خود پرورش دهد، حتی اگر امروز سرمایه اندکی در اختیار داشته باشد، شانس بیشتری برای ساختن آیندهای موفق خواهد داشت؛ زیرا بزرگترین سرمایه هر کارآفرین، نه موجودی حساب بانکی او، بلکه ذهنی است که فرصتها را میبیند، از شکستها درس میگیرد و با امید، خلاقیت و پشتکار، ارزشهای تازهای برای جامعه خلق میکند.