شناسهٔ خبر: 79013657 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

خوانشي جامعه‌شناختي از پايان جام 2026

علي ميرزامحمدي

صاحب‌خبر -

جام جهاني ۲۰۲۶ فوتبال با قهرماني اسپانيا به پايان رسيد. اين رويداد، در سطح جامعه‌شناختي، متني فشرده از مناسبات هويت، رسانه، حافظه جمعي، قدرت نمادين و نابرابري بود؛ متني كه در آن، فوتبال به عرصه‌اي براي بازنمايي جهان معاصر تبديل شد.  در سطح نخست، جام جهاني را مي‌توان نوعي آيين جمعي جهاني دانست. مسابقات بزرگ ورزشي، لحظه‌هايي از همزماني عاطفي مي‌آفرينند كه در آن افراد پراكنده در نقاط مختلف جهان، در تجربه‌اي مشترك سهيم مي‌شوند. فينال اسپانيا و آرژانتين نيز چنين وضعيتي داشت كه در آن ميليون‌ها نفر در يك زمان واحد درگير هيجان، اضطراب و انتظار شدند. با اين حال، اين همبستگي ظاهرا فراگير، يكنواخت نبود؛ براي اسپانيا نشانه تثبيت برتري بود، براي آرژانتين تجربه فقدان و پايان و براي ديگر جوامع، فرصتي براي بازخواني مسائل خود از خلال يك رويداد جهاني. از منظر هويت ملي، فوتبال در جام جهاني صحنه‌اي براي نمايش ملت‌هاست. تيم ملي در اينجا، فقط يك مجموعه ورزشي نيست، بلكه صورت نمادين يك ملت است. قهرماني اسپانيا علاوه بر ارزش فني، تصويري از نظم، كارآمدي، نوسازي و تداوم نهادي را بازتوليد كرد. در مقابل، آرژانتين با بار عاطفي سنگين چهره‌هايي چون مسي، بيش از آنكه نماينده اكنون پيروز باشد، حامل حافظه‌اي تاريخي و احساسي بود. اين دوگانه ميان «آينده‌مندي» اسپانيا و «خاطره‌مندي» آرژانتين، يكي از مهم‌ترين لايه‌هاي فرهنگي فينال بود. در اين ميان، مفهوم حافظه جمعي اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. شكست آرژانتين صرفا شكست در يك بازي نبود، بلكه گسست در يك روايت عاطفي و تاريخي بود كه بخش بزرگي از هواداران خود را با آن تعريف مي‌كردند. اشك‌هاي مسي و واكنش‌هاي گسترده به پايان اين مسير، نشان مي‌دهد كه اسطوره‌هاي ورزشي صرفا بازيكناني موفق نيستند؛ آنها حامل معنا، تعلق و خاطره‌اند. از اين رو، پايان جام ۲۰۲۶ براي بسياري از مخاطبان، پايان يك چرخه نمادين نيز بود.
بعد ديگر جام جهاني، رسانه است. جام جهاني امروز بدون رسانه‌هاي جمعي و شبكه‌هاي اجتماعي قابل فهم نيست. در گذشته، مسابقه ورزشي رخدادي بود كه گزارش مي‌شد؛ اما امروز، خود مسابقه از ابتدا در منطق رسانه‌اي ساخته مي‌شود. 

در فينال ۲۰۲۶، نتيجه فقط يكي از عناصر روايت بود؛ چهره بازيكنان، اشك‌ها، واكنش‌ها، قاب‌هاي تصويري، مراسم و حتي حذف يا برجسته‌سازي برخي لحظات، همگي به اندازه خود بازي معنا توليد مي‌كردند. در اينجا مي‌توان از مفهوم جامعه نمايشي بهره گرفت كه در آن واقعيت اجتماعي از خلال تصوير فهم و مصرف مي‌شود. از منظر اقتصاد سياسي، جام جهاني يكي از روشن‌ترين جلوه‌هاي پيوند ورزش و سرمايه‌داري متأخر است. فينال ۲۰۲۶ همزمان دو تصوير متضاد را آشكار كرد: از يك‌سو شكوه جهاني، برندها، تبليغات، بليت‌هاي گرانقيمت و گردش عظيم سرمايه و از سوي ديگر، توده‌هاي گسترده تماشاگراني كه اين رويداد را در بستر زندگي روزمره‌اي همراه با فشار اقتصادي و نابرابري دنبال مي‌كردند.
 اين شكاف فقط اقتصادي نيست، بلكه شكافي در امكان مشاركت نيز هست. همه تماشاگرند، اما همه به يك شكل در تجربه جام جهاني سهيم نيستند. از سوي ديگر، فوتبال به عنوان آينه‌اي از تنش‌هاي دروني جوامع نيز عمل مي‌كند. واكنش‌ها به وضعيت تيم ملي ايران در جام جهاني، بحث درباره جوان‌گرايي، مديريت فني، هزينه‌ها و پاسخگويي، نشان داد كه فوتبال در ايران صرفا يك سرگرمي نيست، بلكه به ميدان بيان نارضايتي‌هاي اجتماعي تبديل شده است. افكار عمومي از خلال فوتبال درباره كارآمدي، عدالت، شفافيت و مسووليت‌پذيري سخن مي‌گويد. در اين معنا، نقد فوتبال ايران بخشي از نقد مناسبات نهادي و شيوه حكمراني است. پايان جام ۲۰۲۶ همچنين از منظر جامعه‌شناسي نسل‌ها معنادار است. حضور چهره‌هاي جوان در تركيب اسپانيا و همزمان برجسته شدن پايان يك دوره براي ستارگاني چون مسي، نشان‌دهنده نوعي جابه‌جايي نسلي است؛ انتقال مشروعيت، اعتبار و تخيل آينده از نسلي به نسل ديگر. چنين لحظاتي فقط تغيير چهره‌ها نيستند، بلكه تغيير الگوهاي اميد، قهرماني و تعلق‌اند. پايان جام ۲۰۲۶ را مي‌توان لحظه‌اي دانست كه جهان معاصر خود را در آينه فوتبال ديد. قهرماني اسپانيا، شكست آرژانتين، اشك‌ها، تصاوير و واكنش‌ها، همگي اجزاي روايتي بودند كه نشان مي‌دهد ورزش مدرن يكي از فشرده‌ترين اشكال زندگي اجتماعي امروز است. از همين رو، فهم اين پايان فقط با زبان فني فوتبال ممكن نيست، بلكه نيازمند نگاهي جامعه‌شناختي است كه بتواند در يك مسابقه، ردپاي هويت، قدرت، رسانه، سرمايه، نسل و حافظه را همزمان ببيند.