شناسهٔ خبر: 78998193 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

صاعقه شانزدهم

«اعتماد» از دهمين روز نبرد و شكست بازدارندگي امريكا گزارش مي‌دهد

صاحب‌خبر -

گروه سياسي| در ادامه پاسخ‌هاي ايران به تجاوزات امريكا،  مجموعه‌‌اي از حملات متقابل، هشدارهاي امنيتي، تحركات ديپلماتيك و مواضع سياسي در تهران، واشنگتن، تل‌آويو، امان، قاهره و منامه، چشم‌انداز امنيتي خاورميانه را وارد مرحله‌اي تازه كرده است. همزمان با گزارش‌هايي از حمله مجدد جنگنده‌هاي امريكايي به مناطقي در قشم و هدف قرار گرفتن پايگاه‌هاي امريكا در اردن، مقام‌هاي ايراني از تداوم عمليات پاسخ‌‌محور و در سطح سياسي نيز بر ضرورت «اتحاد مقدس» و انسجام داخلي تاكيد مي‌كنند. در همين حال، مصر، اردن و ديگر بازيگران منطقه‌اي نيز براي جلوگيري از گسترش بحران، تحركات ديپلماتيك و امنيتي خود را افزايش داده‌‌اند. آخرين اخبار حاكي از سفر قريب‌الوقوع نخست‌وزير پاكستان براي احياي دوباره تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است. در حالي كه تحولات ميداني دهمين روز نبرد با امريكا پرده از رويارويي مستقيم و تمام‌‌عيار ميان ايران و امريكا برداشته، آنچه بيش از هر چيز در بطن اين وقايع خودنمايي مي‌كند، تغيير بنيادين در موازنه قدرت منطقه‌اي است. ايران نه تنها در ميدان رزم، با وارد كردن ضربات دقيق به زيرساخت‌‌هاي استراتژيك واشنگتن پيشروي مي‌كند، بلكه در عرصه ديپلماسي و مديريت كلان اقتصاد جنگي نيز ابتكار عمل را در دست گرفته است. برخلاف تصور اوليه اتاق‌هاي فكر غربي، ماشين جنگي امريكا در برابر استراتژي «بازدارندگي فعال» ايران زمين‌گير شده و تحولات اخير، پيامي روشن براي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي دارد: دوران يكه‌تازي واشنگتن در خاورميانه به سر آمده و نظم امنيتي منطقه، ديگر بدون در نظر گرفتن نقش‌آفريني تهران قابل ترسيم نيست. اما براي درك آنچه در عرصه منطقه‌اي به وقوع پيوسته بايد قطعات مختلف پازل تحولات اخير را كنار هم قرار دهيم تا تصويري از منطق راهبردي دو‌طرف روشن شود.
فروپاشي هيمنه پدافندي امريكا در ميدان رزم
آنچه طي24ساعت گذشته رخ داد، فراتر از يك درگيري محدود بود. عملياتي كه به تعبير ناظران نظامي، «تغيير پارادايم» در جنگ‌هاي مدرن محسوب مي‌شود. حمله پهپادي و موشكي به پايگاه استراتژيك «موفق السلطي» در اردن و كشته شدن 3سرباز امريكايي، نقطه عطفي بود كه افسانه شكست‌ناپذيري سامانه‌هاي پدافندي امريكا را در هم شكست. گزارش‌هاي واصله از كشته شدن سه نظامي امريكايي (2كشته و 1مفقودي بر اساس گزارش سنتكام)، جراحت ده‌ها تن و نابودي آشيانه‌هاي بالگردها و هواپيماهاي جنگي در اين پايگاه، نشان داد كه لايه‌هاي دفاعي امريكا در منطقه، در برابر «موج حملات تركيبي» ايران ناتوان است. كانال ۱۳ اسراييل پس از اين حمله خبر داد« هواپيماهاي سوخت‌رسان امريكايي پس از حمله به عقبه در اردن، از فرودگاه رامون تخليه شدند.» به گزارش «اعتماد» در سوي ديگر ميدان، در جبهه جنوبي ايران، ارتش ايالات متحده با گشودن جبهه قشم و شادگان و دارخوين سعي در ايجاد تنش داشت، اما واكنش قاطع و هوشمندانه پدافند هوايي ايران، سناريوي واشنگتن را به بن‌بست كشاند. انهدام پهپاد فوق ‌پيشرفته ‌mq9 در آسمان اهواز و ساقط كردن پرنده‌اي ديگر در دهلران، نه يك اتفاق، بلكه نشان‌دهنده اشراف كامل شبكه يكپارچه پدافند كشور بود. اجراي مرحله شانزدهم عمليات «صاعقه» عليه انبار مهمات «العديري» و رادارهاي پاتريوت در پايگاه «علي ‌السالم» كويت، آخرين ميخ را بر تابوت فرضيه «برتري تكنولوژيك» غرب زد. ديروز نيروي دريايي سپاه پاسداران با در دست داشتن كنترل كامل تنگه هرمز و مديريت تردد كشتي‌هاي متخلف، ثابت كرده است كه ايران مي‌تواند رگ حياتي انرژي جهان را بر اساس منافع ملي خود مديريت كند. يك منبع مطلع در نيروي دريايي سپاه اعلام كرد: « تا زمان ادامه شرارت‌هاي امريكا تنگه هرمز مسدود خواهد ماند و هرگونه تلاش براي عبور با برخورد نيروهاي مسلح روبه رو مي‌شود.»
ديپلماسي قدرت، وقتي معادلات تغيير مي‌كند
يكي از تحولات مهم در عرصه تحولات به گفت‌وگوي ديروز سيد عباس عراقچي با موگويي باز مي‌گشت. وزير خارجه كشورمان، در تحليل اين شرايط بر نكته‌اي كليدي دست گذاشت: «تحول ساختار امنيتي منطقه به نفع ايران». اين جمله، نه يك شعار سياسي، بلكه اعتراف به واقعيتي است كه متحدان عرب واشنگتن نيز به آن پي برده‌اند. وقتي مجموعه كشورهايي هدف حمله ايران قرار مي‌گيرند و نمي‌توانند پاسخ دهند، بازدارندگي آن قدرت فرو مي‌پاشد. بر اساس اعلام عراقچي ديپلماسي ايران اكنون از موضع قدرت در حال ترسيم خطوط قرمز جديد است. در همين راستا، شاهد يك چرخش راهبردي در مواضع منطقه‌اي هستيم. قاهره در يك حركت واقع‌بينانه، در حال احياي كانال‌هاي ارتباطي با انصارالله براي مهار بحران درياي سرخ است. چرا كه مصر به‌خوبي مي‌‌داند سرنوشت اقتصاد كانال سوئز به ثبات اين مسير گره خورده و كليد اين ثبات در دستان تهران و متحدان منطقه‌اي اوست. هم‌زمان، سفر وزير كشور به پاكستان براي رايزني‌هاي امنيتي، نشان‌دهنده فعال شدن ديپلماسي همسايگي در بحبوحه جنگ است. اين يعني ايران در اوج تنش، نه‌تنها منزوي نشده، بلكه به قطب رايزني‌هاي امنيتي تبديل شده است.
اقتصادِ جنگ؛ مديريت عقلاني در ميانه فشار
برخلاف پروپاگانداي رسانه‌هاي غربي كه سعي در القاي فروپاشي اقتصادي ايران دارند، عملكرد دولت چهاردهم و داده‌هاي واقعي حكايت از انعطاف‌پذيري شگفت‌انگيز «اقتصادِ مقاومت» دارد. دولت چهاردهم از يك طرف، با تامين اقلام اساسي و سوخت مورد نياز مردم و از سوي ديگر با شفاف‌سازي اخبار نبرد تلاش مي‌كند تا تاب‌آوري داخلي را در برابر فضاسازي‌ها و حاشيه‌سازي‌هاي خارجي افزايش دهد. گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه دولت چهاردهم توانسته با هوشمندي از فضاي آتش‌‌بس‌هاي تاكتيكي، براي صادرات بيش از ۷۰ ميليون بشكه نفت به چين استفاده كند. اين يعني جريان ورودي ارز به كشور، حتي در شرايط جنگي، متوقف نشده است. در همين زمينه، ديدگاه‌هاي كارشناسانه نيز بر ضرورت بازآرايي ساختار اقتصادي تأكيد دارند. محمود خاقاني، از كارشناسان برجسته انرژي معتقد است كه ايران قادر است ظرفيت‌ها و زيرساخت‌هاي آسيب ديده در اثر حملات امريكا را به سرعت بازسازي و باز‌آفريني كند. خاقاني در گفت‌وگو با تعادل تاكيد كرد بايد از تجربه متخصصان داخلي كه پروژه‌هاي عظيمي نظير «برج ميلاد» را با استانداردهاي جهاني پيش بردند، براي بازسازي و حفاظت از زيرساخت‌‌هاي آسيب ديده و حياتي در برابر حملات استفاده كرد. از سوي ديگر علي شمس اردكاني نيز در گفت‌وگو با «اعتماد» به اين واقعيت اشاره دارد كه تحريم نفتي ايران با توجه به شرايط جغرافيايي و ژئواستراتژيك ايران ممكن نيست و ايران قادر است راهبردهاي امريكا براي فشار اقتصادي و ارزي را مهار سازد. به اعتقاد شمس اردكاني اگر همه اجزاي كشور شامل نظام سياست‌گذاري و تصميم‌سازي در راستاي يك هدف حركت كنند و انسجام مردم نيز چاشني آن شود با تدابير‌موثر دولت فرآيند عبور از تله تحريم و محاصره با موفقيت اجرايي مي‌شود.
اتحاد مقدس؛ ستون فقرات مقاومت
در حالي كه واشنگتن و تل‌آويو ميلياردها دلار هزينه مي‌كنند تا از طريق جنگ رواني و عمليات‌‌هاي نفوذ (مانند كارزار ۵۰ ميليون دلاري اسراييل براي بهبود وجهه خود در امريكا)، شكاف داخلي در ايران ايجاد كنند، مسوولان ارشد نظام بر «اتحاد مقدس» به عنوان استراتژي پيروزي تأكيد دارند. اظهارات سرلشكر عبداللهي (فرمانده قرارگاه خاتم) و محمدباقر قاليباف (رييس مجلس) نشان مي‌دهد كه مجموعه حاكميت و نهادهاي اجرايي، به درستي درك كرده‌اند كه «جبهه داخلي» به اندازه «جبهه نظامي» اهميت دارد. سخنان عراقچي درباره وجود «كد ۱۱۰» در جلسات راهبردي براي بررسي بدترين سناريوها (احتمال شهادت رهبري)، نشان از عمق آمادگي و مسووليت‌پذيري در ساختار تصميم‌گيري دارد. اين شفافيت در مواجهه با واقعيت‌ها و عدم قمار بر سر سرنوشت كشور، همان چيزي است كه دشمن را نااميد كرده است. دشمن مي‌بيند كه سيستم تصميم‌گير در ايران نه تنها هراسي به دل راه نداده، بلكه با خونسردي در حال پيشبرد اهداف راهبردي است.
تقابل فرسايشي به نفع كيست؟
اما پرسشي كه با اين توضيحات به ذهن خطور مي‌كند آن است كه اين حملات بيشتر به نفع كدام طرف است؟ آيا مردم امريكا از اين حملات سود مي‌برند؟ مردم منطقه؟تحليلگران معتقدند تنش‌‌ها وارد مرحله «فرسايشي» شده است. در اين مرحله، پيروز نبرد طرفي نيست كه بيشترين بمب را مي‌ريزد، بلكه كسي است كه «استقامت سياسي» و «تاب‌آوري اقتصادي» بيشتري دارد. امريكا با ورود به اين تنش، در تله‌‌اي گرفتار شده كه راه خروج از آن برايش بسيار پرهزينه است. دونالد ترامپ، با اصرار بر عمليات نظامي عليه ايران، عملا در حال اتلاف سرمايه سياسي خود است، چرا كه افكار عمومي امريكا ديگر تمايلي به ماجراجويي‌هاي جديد در خاورميانه ندارد.در مقابل، ايران با حفظ جريان صادرات نفت، كنترل تنگه هرمز و ضربات دقيق نظامي، ثابت كرده كه قواعد بازي را تغيير داده است. در نهايت اينكه تحولات روزهاي اخير يك پيام واضح را مخابره كرد و آن اينكه: ايران ديگر آن بازيگري نيست كه بتوان با فشار يا تهديد به عقب‌نشيني وادارش كرد. تهران با بهره‌‌گيري از يك دولت پاي كار، انسجام داخلي، مديريت عقلاني اقتصاد در شرايط بحراني و برتري ميداني، ابتكار عمل را در منطقه به دست گرفته است. جنگ البته هزينه‌هاي خاص خود را دارد و هيچ‌ كس از آن استقبال نمي‌كند، اما ايران نشان داد كه در صورت تحميل اراده دشمن، «موضع قدرت» را به خوبي مي‌شناسد و از آن كوتاه نخواهد آمد. آنچه در پايان اين تقابل باقي خواهد ماند، تثبيت جايگاه ايران به عنوان بازيگر اصلي نظم نوين خاورميانه است. نظمي كه در آن، منافع ملت‌هاي منطقه، بر بلندپروازي‌هاي استعماري قدرت‌هاي فرامنطقه‌‌اي ارجحيت دارد. همانطور كه رييس‌جمهور و وزير خارجه تاكيد كرده‌اند: «نمي‌توان با سرنوشت كشور قمار كرد»، و امروز مشخص است كه اين سرنوشت، با دستاني توانمند و در سايه «اتحاد مقدس» تعيين و مديريت مي‌شود.