به گزارش ایلنا، پس از اظهارات جنجالی علیرضا بیرانوند درباره علی دایی، صفحه منتسب به خانواده شهریار فوتبال ایران با انتشار پیامی مفصل، از جایگاه و شخصیت اسطوره فوتبال کشور دفاع کرد.
محمد دایی، دستیار سالهای گذشته علی دایی، در واکنش به سخنان علیرضا بیرانوند در صفحه اینستاگرامی خود نوشت:
«بعضی نامها را نمیتوان با حرف، استوری، طعنه و توهین کوچک کرد. وقتی بزرگی از سمت خدا و مردم باشد، با سنگ پراکنی و حرفهای واهی تخریب نمیشود. تاریخ خودش گواه است چه فردی برای سربلندی این مردم و ایران تلاش کرده و جنگیده و پروندهی هر فردی مشخص است.
بزرگی سراسر به گفتار نیست
دوصد گفته چون نیم کردار نیست
علی دایی یک نام نیست، بخشی از تاریخ فوتبال ایران است و فوتبال جهان او را با افتخاراتش میشناسد. قلهها را نمیتوان با سنگ پراکنی پایین آورد، بلکه فقط جایگاه سنگانداز را نشان میدهد.
شما که با تعریف و تمجید و ساخت مجسمه و حتی نوشتن از دیگران در تلاش برای ابقای جایگاه خود هستی از وارسته بودن سخن مگو.
شجاعت آن است که آدمها حرفشان را خودشان بزنند، نه اینکه شما را واسطه و وسیله و ابزار کنند تا موضوعات سفارشی و واهی را به زبان بیاوری. که هر ابزاری تاریخ انقضا و زمان استفاده دارد.
کنار مردم بودن و معترض به حق مردم بودن راه و روش بسیار دارد که اگر تاریخ بخوانیم، میتوانیم متوجه این گوناگونی روشهای وطن پرستی و مردم دوستی بشویم…
تایید وطن پرستی و مردم دوستی علی دایی هم از جانب شما نه اهمیتی ندارد و نه میزان و مقیاسی محسوب میشود. شما که خود سمت درست مردم نبودین و فقط انتظار تایید و تشویق و تحسین دارین و توانایی شنیدن کوچکترین انتقادی را ندارین، و هر آنکه منتقد به عملکرد این تیم شود، آیا وطن فروش میشود؟!
در کدام جلسات آنالیز فوتبال را اینگونه به شما آموختند؟!
عیار وطن پرستی و مردم دوستی علی دایی توسط مردم تایید شده و این یک اتفاق قلبی است، نه چون شما باب میل و سلیقه عدهای قلیل که بیشتر عوام فریبی است. رانت، واژه بیگانهای برای علی دایی است که به لطف خدا و همت خود و حمایت مردم و مهر خانواده از دیار مادری و آذری زبان به بلندترین نقطه فوتبال ایران و دنیا رسید. رانت، مناسب آنان است که برای بودن و ماندن در این فوتبال دست به هر کاری میزنند و بنده پول و قدرتاند و دنبال تخریب انسانهای بزرگ میگردند.
در خاتمه عروسک خیمه شب بازی دیگران بودن هنر نیست، چون اگر آنها به حرفهایشان اطمینان داشتند، خودشان زبان بازمیکردند.»
