شناسهٔ خبر: 78918129 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بولتن‌نیوز | لینک خبر

پایان لیندسی گراهام، یکی از معماران فشار حداکثری علیه ایران، آرزوی فروپاشی ایران را به گور برد

عمو لیندسی پهلویچی‌ها رفت به درک

لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه ایالت کارولینای جنوبی، برای بسیاری از آمریکایی‌ها سیاستمداری شناخته می‌شد که سیاست خارجی را از دریچه قدرت نظامی می‌دید لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه ایالت کارولینای جنوبی، برای بسیاری از آمریکایی‌ها سیاستمداری شناخته می‌شد که سیاست خارجی را از دریچه قدرت نظامی می‌دید

صاحب‌خبر -

گروه بین الملل لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه ایالت کارولینای جنوبی، برای بسیاری از آمریکایی‌ها سیاستمداری شناخته می‌شد که سیاست خارجی را از دریچه قدرت نظامی می‌دید؛ اما در حافظه سیاسی ایرانیان، نام او بیش از هر چیز با دفاع از تحریم‌های فلج‌کننده، حمایت از گزینه حمله نظامی و تلاش مستمر برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی گره خورده است. مرگ او، پایان زندگی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های جناح موسوم به «شاهین‌های واشنگتن» است؛ جریانی که طی دو دهه گذشته، در اغلب بحران‌های بین‌المللی نسخه افزایش فشار و استفاده از زور را تجویز کرده است.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از صبح نو،گراهام از سال ۲۰۰۳ و هم‌زمان با آغاز جنگ عراق، به یکی از مدافعان سرسخت مداخلات نظامی آمریکا تبدیل شد. او از عملیات نظامی در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه حمایت کرد و در سال‌های بعد نیز بارها خواستار برخورد سخت‌تر با ایران شد. از نگاه او، تحریم تنها ابزار مهار تهران نبود و بارها تأکید کرده بود که آمریکا باید گزینه حمله نظامی را نیز روی میز نگه دارد. گزینه‌ای که از ابتدای سال گذشته از زبان اسراییل، پهلوی و حامیان‌ش و سایر دشمنان قسم‌خورده ایران مکررا شنیده شد.

در پرونده هسته‌ای ایران، گراهام از مخالفان جدی توافق برجام بود. او نه تنها از خروج دولت ترامپ از این توافق حمایت کرد، بلکه از معماران سیاسی سیاست «فشار حداکثری» نیز به شمار می‌رفت. در سال‌های بعد، تقریباً هر بسته تحریمی مهم علیه ایران با حمایت یا همراهی او در سنا مواجه شد و در مقاطع مختلف نیز از حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران که قانون جنایت جنگی محسوب می‌شد، حمایت کرد.

یکی از ویژگی‌های مهم کارنامه سیاسی گراهام، نزدیکی کم‌سابقه او به دولت‌های مختلف اسرائیل، به‌ویژه بنیامین نتانیاهو بود. او در اغلب سفرهای منطقه‌ای، از مواضع تل‌آویو درباره ایران دفاع می‌کرد و معتقد بود امنیت اسرائیل باید محور سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا باشد. همین نزدیکی باعث شد در بسیاری از رسانه‌ها، از او به عنوان یکی از مهم‌ترین حامیان اسرائیل در کنگره آمریکا یاد شود. در واقع او یکی از ستون‌های تحکیم تصمیم‌سازی‌های واشنگتن به نفع اسرائیل بود.

با این حال، زندگی سیاسی گراهام تنها به سیاست خارجی محدود نبود. شاید یکی از مهم‌ترین تناقض‌های کارنامه او، رابطه‌اش با دونالد ترامپ باشد. گراهام در انتخابات ۲۰۱۶ از تندترین منتقدان ترامپ بود و حتی او را فاقد صلاحیت ریاست‌جمهوری می‌دانست؛ اما پس از ورود ترامپ به کاخ سفید، به یکی از نزدیک‌ترین متحدان او تبدیل شد. این چرخش، بارها از سوی رسانه‌ها و تحلیلگران آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفت و نشانه‌ای از عمل‌گرایی سیاسی او -بخوانید فرصت‌طلبی و تزویر او- دانسته شد.

در داخل آمریکا نیز گراهام همواره شخصیتی دوگانه داشت. حامیانش او را سیاستمداری با تجربه، مدافع امنیت ملی و متحد قابل اعتماد ارتش آمریکا می‌دانستند که نشان می‌دهد تا چه اندازه ساختار سیاسی آمریکا، بر نگرشی در تایید انثال گراهام استوار است. همان جمعی که پس از مرگ او نیز در سنا، به عزاداری و مویه بر این حذف ناگهانی پرداختند. اما منتقدانش او را نماد سیاست خارجی مداخله‌گرای آمریکا، نزدیک به لابی‌های دفاعی و از چهره‌هایی می‌دانستند که راه‌حل بسیاری از بحران‌ها را در افزایش فشار و قدرت نظامی جست‌وجو می‌کرد.

کارنامه لیندسی گراهام بیش از هر چیز با سال‌هایی پیوند خورده است که سیاست تحریم، فشار اقتصادی و تهدید نظامی به یکی از ارکان روابط تهران و واشنگتن تبدیل شد. او از معدود سناتورهایی بود که تقریباً در همه مراحل تشدید فشار علیه ایران، از تصویب تحریم‌های جدید گرفته تا حمایت از گزینه اقدام نظامی، حضوری فعال و اثرگذار داشت.

با پایان زندگی او، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جریان امنیت‌گرای آمریکا از صحنه سیاست کنار می‌رود؛ جریانی که اگرچه با رفتن یک فرد پایان نمی‌یابد، اما دست‌کم نامی که برای بسیاری از ایرانیان همچنان یادآور سیاست فشار حداکثری است، پایان خود را به دست قدرت خداوند نوید می‌دهد

برچسب‌ها: