گراهام، که سالها لابیگر اصلی صهیونیستها در کنگره بود، نماد سیاستهای تجاوزکارانه واشنگتن علیه محور مقاومت بهشمار میرفت. این سناتور جنگطلب، که میلیاردها دلار از لابیهای صهیونیستی و صنایع تسلیحاتی دریافت کرده بود، همواره بر آتش جنگ در غربآسیا میدمید. او در حمایت از رژیم اشغالگر، بارها فریاد زد: «من تا آخرین روز زندگی با اسرائیل هستم» و حتی طرح «توافق دفاعی متقابل» با اسرائیل را پیشکشید تا آمریکا بهجای آنها وارد جنگ شود. گراهام، رژیمصهیونیستی را «متحد ابدی» میدانست و در برابر هر صدای مخالفتی با اسرائیل در آمریکا، موضع خصمانه اتخاذ میکرد. او همچنین از حامیان سرسخت اپوزیسیون ضدایرانی بود. در نشستهای بینالمللی ازجمله مونیخ، گراهام علنا از سلطنتطلبان حمایت کرد. همچنین در جریان کودتای دیماه به تروریستهای آمریکایی ــ صهیونی وعده داد که «کمک در راه است» و سقوط جمهوری اسلامی ایران به نفع منافع آمریکا خواهد بود. او وقیحانه میپنداشت که ایران اسلامی دوام نمیآورد؛ اما ایران برجا ماند و او به اعماق دوزخ سقوط کرد.
کارنامه سیاه
سناتور لیندسی گراهام از ابتدای ورود به عرصه سیاست، بهعنوان یکی از تندروترین سناتورهای آمریکایی، دشمنی آشکار خود با ایران را نشان داد. او از دهه ۱۹۹۰ در مجلس نمایندگان و سپس در سنای آمریکا، همواره بر لزوم مهار و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تأکید داشت. او بارها خواستار تشدید تحریمها و فشار حداکثری بر ایران شد تا اقتصاد و توان دفاعی کشور فلج شود.در سالهای اخیر، گراهام به لابیگر اصلی صهیونیستها برای حمله به ایران تبدیل شد. او از ترور دانشمندان هستهای و فرماندهان مقاومت حمایت کرد. این سناتور جنگطلب، حامی اصلی سیاستهای ترامپ در خروج از برجام و ترور شهید سلیمانی بود و همواره بر گزینه نظامی علیه تأسیسات هستهای و نظامی ایران پافشاری میکرد. او کمکهای میلیاردی به اسرائیل را در جنگ با ایران موجه جلوه میداد. گراهام تا واپسین روزها، در زمره سرسختترین طرفداران تغییر رژیم در ایران باقی ماند و سقوط نظام سیاسی ایران را «لحظه فروریزی دیوار برلین» توصیف میکرد. گراهام حتی پیشنهاد کنترل تنگه هرمز و نابودی کامل ایران در صورت مقاومت را مطرح کرد. این سناتور جنگطلب، پهلوی را بهعنوان «چهرهای قابلقبول برای تغییر رژیم در ایران» معرفی و در نشستهای بینالمللی مانند کنفرانس امنیتی مونیخ، علنا از او حمایت کرد. گراهام در دیدارها و مصاحبهها، پهلوی را فردی «مدرن و دموکرات» جلوه میداد که میتواند جایگزین جمهوری اسلامی شود، درحالیکه این حمایت بخشی از استراتژی گستردهتر واشنگتن برای تجزیه و نابودی ایران بود. او بارها با پهلوی عکس و ویدئو منتشر کرد و وعدههای مالی و سیاسی به او داد. این دشمن قسمخورده ملت ایران، سرانجام بدون دستیابی به آرزوی شوم خود، در ۱۱ جولای (۲۰ تیر) براثر بیماری ناگهانی و مشکوک درگذشت.
پایان مدافع صهیونیسم
سقوط عضو جنگطلب ساختمان کاپیتول، رژیم صهیونی را از داشتن یکی از مهرههای پرنفوذ خود در سپهر سیاستگذاری آمریکا محروم کرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سوشال تروث گفت: «یکی از بزرگترین افراد و سناتورهایی که تابهحال میشناختم، درگذشت. او همیشه در حال کار بود و یک وطنپرست واقعی آمریکایی بهشمار میرفت.» بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیمصهیونیستی نیز پیام تسلیت فرستاد و گفت که اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داده است. لورا لومر، خبرنگار نزدیک به ترامپ ضمن گرفتن انگشت اتهام بهسوی ایران و روسیه نوشته سناتور گراهام چند روز در منطقه جنگی روسیه و اوکراین حضور داشته و کمتر از یک روز پس از بازگشت از سفر به آمریکا، خبر مرگ وی اعلام شده و احتمال مسمومیت وی باید بررسی شود. در همین راستا، وزیر تندروی امنیت داخلی رژیمصهیونیستی، ایتامار بنگویر دیروز در ایکس بهسرعت به اعلام خبر مرگ سناتور جمهوریخواه آمریکایی حامی این رژیم واکنش نشان داد و ضمن ابراز تاسف گفت: «امروز اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داد.» اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور رژیمصهیونی نیز با انتشار بیانیهای از شنیدن خبر مرگ گراهام ابراز شگفتی و اندوه فراوان کرد. او در این پیام، گراهام را میهنپرستی بزرگ برای آمریکا، دوستی وفادار برای اسرائیل و رفیقی عزیز برای خود توصیف کرد. همچنین یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیمصهیونیستی، با صدور بیانیهای اعلام کرد این سناتور ایالت کارولینای جنوبی در سختترین لحظات کنار اسرائیل ایستاد. او در ادامه پیام خود افزود گراهام برای تقویت اتحاد راهبردی میان تلآویو و واشنگتن خستگیناپذیر تلاش کرد و همواره صدایی استوار در حمایت از امنیت اسرائیل و حق دفاع از خود بود.
خاموشی بلندگوی فشار حداکثری
مرگ لیندسی گراهام، تلآویو را از یکی از پرنفوذترین و قاطعترین حامیان سنتی خود در نهاد قانونگذاری آمریکا محروم میسازد. او همواره نقش محوری در اجماعسازی میان دو حزب اصلی برای تضمین تداوم کمکهای مالی و تسلیحاتی به اسرائیل ایفا میکرد. غیبت این سناتور تندرو، توانایی لابیهای صهیونیستی را برای بسیج سریع حمایتهای بیقیدوشرط سیاسی و نظامی در مواقع بحرانی به شدت تضعیف خواهد کرد. در جبهه جنگ اوکراین، مرگ گراهام ضربه سختی به جریان حامی تداوم کمکهای نظامی واشنگتن به کییف وارد میآورد. او برخلاف بسیاری از همحزبیهای انزواطلب خود در جناح راست، بر ضرورت شکست استراتژیک روسیه پافشاری میکرد و تصویب بودجههای تسلیحاتی سنگین را به سرانجام میرساند. بدون نفوذ و اصرار مداوم او، جمهوریخواهان مخالف جنگ احتمالا دست بالاتری را در توقف یا کاهش چشمگیر حمایتها از اوکراین به دست میآورند. گراهام همواره اصلیترین محرک قانونگذاری در راستای اعمال سیاست فشار حداکثری و اتخاذ گزینههای سختگیرانه علیه ایران بهشمار میرفت. با نبود او، گفتمان مواجهه نظامی با محور مقاومت در واشنگتن، یکی از رساترین و سرسختترین بلندگوهای عملیاتی خود را در مسیر پیشبرد تنشها از دست داده است.
کارنامه سیاه
سناتور لیندسی گراهام از ابتدای ورود به عرصه سیاست، بهعنوان یکی از تندروترین سناتورهای آمریکایی، دشمنی آشکار خود با ایران را نشان داد. او از دهه ۱۹۹۰ در مجلس نمایندگان و سپس در سنای آمریکا، همواره بر لزوم مهار و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تأکید داشت. او بارها خواستار تشدید تحریمها و فشار حداکثری بر ایران شد تا اقتصاد و توان دفاعی کشور فلج شود.در سالهای اخیر، گراهام به لابیگر اصلی صهیونیستها برای حمله به ایران تبدیل شد. او از ترور دانشمندان هستهای و فرماندهان مقاومت حمایت کرد. این سناتور جنگطلب، حامی اصلی سیاستهای ترامپ در خروج از برجام و ترور شهید سلیمانی بود و همواره بر گزینه نظامی علیه تأسیسات هستهای و نظامی ایران پافشاری میکرد. او کمکهای میلیاردی به اسرائیل را در جنگ با ایران موجه جلوه میداد. گراهام تا واپسین روزها، در زمره سرسختترین طرفداران تغییر رژیم در ایران باقی ماند و سقوط نظام سیاسی ایران را «لحظه فروریزی دیوار برلین» توصیف میکرد. گراهام حتی پیشنهاد کنترل تنگه هرمز و نابودی کامل ایران در صورت مقاومت را مطرح کرد. این سناتور جنگطلب، پهلوی را بهعنوان «چهرهای قابلقبول برای تغییر رژیم در ایران» معرفی و در نشستهای بینالمللی مانند کنفرانس امنیتی مونیخ، علنا از او حمایت کرد. گراهام در دیدارها و مصاحبهها، پهلوی را فردی «مدرن و دموکرات» جلوه میداد که میتواند جایگزین جمهوری اسلامی شود، درحالیکه این حمایت بخشی از استراتژی گستردهتر واشنگتن برای تجزیه و نابودی ایران بود. او بارها با پهلوی عکس و ویدئو منتشر کرد و وعدههای مالی و سیاسی به او داد. این دشمن قسمخورده ملت ایران، سرانجام بدون دستیابی به آرزوی شوم خود، در ۱۱ جولای (۲۰ تیر) براثر بیماری ناگهانی و مشکوک درگذشت.
پایان مدافع صهیونیسم
سقوط عضو جنگطلب ساختمان کاپیتول، رژیم صهیونی را از داشتن یکی از مهرههای پرنفوذ خود در سپهر سیاستگذاری آمریکا محروم کرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سوشال تروث گفت: «یکی از بزرگترین افراد و سناتورهایی که تابهحال میشناختم، درگذشت. او همیشه در حال کار بود و یک وطنپرست واقعی آمریکایی بهشمار میرفت.» بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیمصهیونیستی نیز پیام تسلیت فرستاد و گفت که اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داده است. لورا لومر، خبرنگار نزدیک به ترامپ ضمن گرفتن انگشت اتهام بهسوی ایران و روسیه نوشته سناتور گراهام چند روز در منطقه جنگی روسیه و اوکراین حضور داشته و کمتر از یک روز پس از بازگشت از سفر به آمریکا، خبر مرگ وی اعلام شده و احتمال مسمومیت وی باید بررسی شود. در همین راستا، وزیر تندروی امنیت داخلی رژیمصهیونیستی، ایتامار بنگویر دیروز در ایکس بهسرعت به اعلام خبر مرگ سناتور جمهوریخواه آمریکایی حامی این رژیم واکنش نشان داد و ضمن ابراز تاسف گفت: «امروز اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داد.» اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور رژیمصهیونی نیز با انتشار بیانیهای از شنیدن خبر مرگ گراهام ابراز شگفتی و اندوه فراوان کرد. او در این پیام، گراهام را میهنپرستی بزرگ برای آمریکا، دوستی وفادار برای اسرائیل و رفیقی عزیز برای خود توصیف کرد. همچنین یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیمصهیونیستی، با صدور بیانیهای اعلام کرد این سناتور ایالت کارولینای جنوبی در سختترین لحظات کنار اسرائیل ایستاد. او در ادامه پیام خود افزود گراهام برای تقویت اتحاد راهبردی میان تلآویو و واشنگتن خستگیناپذیر تلاش کرد و همواره صدایی استوار در حمایت از امنیت اسرائیل و حق دفاع از خود بود.
خاموشی بلندگوی فشار حداکثری
مرگ لیندسی گراهام، تلآویو را از یکی از پرنفوذترین و قاطعترین حامیان سنتی خود در نهاد قانونگذاری آمریکا محروم میسازد. او همواره نقش محوری در اجماعسازی میان دو حزب اصلی برای تضمین تداوم کمکهای مالی و تسلیحاتی به اسرائیل ایفا میکرد. غیبت این سناتور تندرو، توانایی لابیهای صهیونیستی را برای بسیج سریع حمایتهای بیقیدوشرط سیاسی و نظامی در مواقع بحرانی به شدت تضعیف خواهد کرد. در جبهه جنگ اوکراین، مرگ گراهام ضربه سختی به جریان حامی تداوم کمکهای نظامی واشنگتن به کییف وارد میآورد. او برخلاف بسیاری از همحزبیهای انزواطلب خود در جناح راست، بر ضرورت شکست استراتژیک روسیه پافشاری میکرد و تصویب بودجههای تسلیحاتی سنگین را به سرانجام میرساند. بدون نفوذ و اصرار مداوم او، جمهوریخواهان مخالف جنگ احتمالا دست بالاتری را در توقف یا کاهش چشمگیر حمایتها از اوکراین به دست میآورند. گراهام همواره اصلیترین محرک قانونگذاری در راستای اعمال سیاست فشار حداکثری و اتخاذ گزینههای سختگیرانه علیه ایران بهشمار میرفت. با نبود او، گفتمان مواجهه نظامی با محور مقاومت در واشنگتن، یکی از رساترین و سرسختترین بلندگوهای عملیاتی خود را در مسیر پیشبرد تنشها از دست داده است.