صاحبنظران بر این باورند که تداوم اثرگذاری مجالس عزاداری امام حسین(ع) در گرو حفظ اصالت و صیانت از پیامهای حقیقی نهضت عاشورا است. هر اندازه که عزاداری بتواند علاوه بر ایجاد شور و محبت نسبت به اهل بیت(ع)، زمینه تعمیق معرفت، آگاهی و مسئولیتپذیری را نیز فراهم کند، به اهداف متعالی قیام امام حسین(ع) نزدیکتر خواهد بود. در مقابل، اگر مجالس عزاداری تنها به جنبههای احساسی، ظواهر و نمادهای عزاداری محدود شود و از تبیین اهداف، فلسفه و پیامهای عاشورا فاصله بگیرد، این نگرانی به وجود میآید که بخشی از ظرفیت عظیم تربیتی و فرهنگی این مراسم مغفول بماند.
از سوی دیگر، یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران حوزه معارف اسلامی قرار گرفته، آسیبشناسی مجالس عزاداری است. مسائلی همچون غلبه رویکردهای صرفا احساسی بر مباحث معرفتی، رواج برخی نقلها و روایتهای غیرمستند، کمرنگ شدن تحلیلهای تاریخی و معرفتی، فاصله گرفتن برخی مجالس از منابع معتبر و نیز کاهش توجه به پیامهای کاربردی و اجتماعی نهضت عاشورا از جمله آسیبهایی است که میتواند در بلندمدت بر کیفیت و اثرگذاری این آیین تأثیر بگذارد.
بیتردید، حفظ شور حسینی یکی از ارکان اصلی عزاداری است، اما این شور زمانی به ثمر خواهد نشست که با شعور عاشورایی همراه شود. اشک بر مصائب اهل بیت(ع) هنگامی میتواند منشأ تحول فردی و اجتماعی باشد که در کنار آن، شناخت صحیح از اهداف قیام امام حسین(ع)، درک مسئولیتهای دینی و اجتماعی، الگوگیری از سیره یاران کربلا و تلاش برای تحقق ارزشهای عاشورایی در زندگی فردی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرد.
ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف آسیبشناسی عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گفتوگو با حجتالاسلام سیدمحمدعلی ایازی، استاد حوزه و دانشگاه پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا ـ مهمترین بدعتهایی که گاهی به نام عزاداری وارد مراسم میشوند کدامند و چگونه میتوان آنها را از سنتهای اصیل تشخیص داد؟
در آغاز این پرسش برای پاسخ لازم است میان بدعت و تنوع در شیوههای عزاداری تفاوت بگذاریم. در اصطلاح دینی بدعت به معنای وارد کردن چیزی در دین به عنوان یک حکم یا شعیره دینی است؛ در حالی که هیچ مستند معتبر از قرآن، سنت معصومین(ع) یا سیره قطعی مسلمانان برای آن وجود ندارد. اما بسیاری از شیوههای عزاداری (مانند استفاده از بلندگو، فرش کردن حسینیه یا نظم خاص هیئتها) صرفا ابزار و قالب هستند، نه جزء دین؛ بنابراین بدعت محسوب نمیشوند. از طرفی رفتارهایی در عزاداری مطرح است که صورت و شکلی از عزاداری و جهتدهنده در تبیین نهضت است که باید بررسی شود، آیا با اصول و مبانی دینی سازگار و یا ناسازگار است، مثل رفتارهای خشن و نامناسب که با هنجارهای دینی مناسبتی ندارد، مثل زنجیر زدن، قمه زدن و یا روایتهایی که با نیت گریاندن مستمعین بیان میشود، اما با شخصیت امام حسین(ع) و اصحاب ایشان سازگاری ندارد. بنابراین، مهمترین مواردی که گاه به نام عزاداری وارد مراسم میشوند عبارتاند از:
نسبت دادن مطالب بیاساس به واقعه کربلا
در این زمینه آسیبهایی همچون نقل داستانها، اشعار یا کراماتی که سند معتبر تاریخی ندارند یا بیان وقایعی که صرفا برای برانگیختن احساسات ساخته شدهاند یا رفتارهای بیمعنا و خشن و موهن فرهنگ معارفی اهل بیت(ع) هم حقیقت عاشورا را مخدوش میکند و هم زمینه بیاعتمادی جامعه دینی و فرهیخته و به یژه نسل جوان را فراهم میآورد.
اعمالی که موجب وهن مذهب میشوند
منظور هر رفتار یا مراسمی است که چهرهای خشن، غیر عقلانی یا تحریفشده از اسلام و مکتب اهلبیت(ع) ارائه میکند. بسیاری از مصلحان دینی مانند شهید مطهری و بسیاری از فقهای معاصر تأکید کردهاند که اگر عملی موجب وهن مذهب باشد، مشروعیت ندارد؛ هرچند با نیت ابراز محبت به امام حسین(ع) و شوق هیجان مراسم دینی توسط افراد ناآگاه انجام شود.
غلو درباره مقام اهل بیت(ع)
مثل نسبت دادن صفات یا اختیاراتی که با آموزههای توحیدی و اعتقادات صحیح شیعه سازگار نیست. در این صورت ابراز محبت به اهل بیت(ع) باید در چارچوب معارف قرآن و سخنان خود آنان باشد.
خرافهگرایی و ترویج اموری که منطق عقلی ندارد
مثل چیزهائی با استناد به خواب یا حوادث و اتفاقاتی از واقعه عاشورا که با منطق عقلی و ناسازگار به شرایط تاریخی است. در این صورت خرافه چیزهائی است که عرف مخاطب آن را نمیپذیرد و سازگاری با تاریخ و منطق خردگرایانه ندارد. چنین نسبتهائی موجب وهن به دین و مکتب و معارف اهل بیت(ع) است. در این صورت ترویج باورهای عامیانهای که منشأ دینی ندارند برخلاف تعالیم آنان است.
تبدیل عزاداری به نمایش صرف
یکی دیگر از آسیبهای مهم در عزاداری غلبه جنبههای ظاهری، رقابتهای هیئتی، تجملگرایی یا تطبیقهای زمانی و استفادههای گروهی برای تخریب گروه مقابل یا هزینههای افراطی و ریخت و پاشهای بیهوده در مجالس در این ایام و هر وقتی است. حفظ اولویتها و ترجیح بر کارهای ضروری اصل در دینداری است. در چنین شرایطی، کارهای نمایشی بدون معنا هدف اصلی یعنی معرفت، اصلاح و تربیت اخلاقی را کمرنگ میکند.
ورود موسیقی یا سبکهایی ناسازگار با شأن عزاداری حسینی
مثل استفاده از آهنگهای نامناسب با این مجالس و استفاده از یا شیوههای اجرایی که فضای عزاداری را به مجالس سرگرمی شبیه میکند. هنر وقتی در فرهنگ دینی هنر است که مناسب با این مجالس باشد و شأن آن رعایت شود. لذا ملاک، حفظ وقار و شأن و حرمت مجلس سیدالشهدا(ع) است. بنابراین، چند معیار میتواند راهگشا برای تشخیص درست و نادرست و معیار درستی و نادرستی عزاداری باشد.
یکی از این معیارها مستند بودن است یعنی این عمل یا محتوا بر قرآن، روایات معتبر یا سیره شناختهشده اهلبیت(ع) و علمای بزرگ باشد. دوم، عدم مخالفت با احکام شرعی یعنی این رفتار مستلزم انجام حرام یا ترک واجب به ذاته نیست. سوم، همسویی با اهداف قیام امام حسین(ع) موجب افزایش معرفت، تقوا، عدالتخواهی و اصلاح اخلاق باشد یا صرفاً احساسات زودگذر را تحریک میکند؟ چهارم، پرهیز از وهن مذهب که آیا این عمل موجب بدبینی یا تمسخر دین و مذهب در نگاه خردمندان نمیشود؟ پنجم، تأیید عالمان محقق و استفاده از منابع معتبر یعنی اگر درباره عملی اختلاف وجود دارد، مراجعه به نظر فقهای آگاه و متخصصان تاریخ و حدیث ضروری است. از این رو، اصل عزاداری برای امام حسین(ع) از بزرگترین شعائر اسلامی و از سنتهای ریشهدار شیعه است؛ اما هر آنچه به نام عزاداری انجام میشود، لزوما جزء این سنت اصیل نیست.
هرگاه محتوا بیپایه، عمل خلاف شرع، موجب وهن دین یا ناسازگار با اهداف نهضت عاشورا باشد، باید با نگاه علمی و دلسوزانه اصلاح شود. در مقابل، نوآوری در شیوههای اجرا و ابزارها تا زمانی که با این معیارها تعارض نداشته باشد، در زمره بدعت قرار نمیگیرد. این تفکیک هم از تحریف عزاداری جلوگیری میکند و هم امکان حفظ پویایی و اثرگذاری این سنت بزرگ را در هر زمان و مکان فراهم میآورد.
ایکنا ـ غلو و اغراق در بیان فضائل و مصائب امام حسین چه آسیبهایی به اعتبار و اثرگذاری پیام عاشورا وارد میکند؟
غلو و اغراق در فضائل و مصائب امام حسین(ع) از مهمترین آسیبهای معرفتی و تبلیغی عزاداری است. اگرچه انگیزه این کار معمولاً اظهار محبت و تعظیم مقام سیدالشهدا(ع) است، اما از منظر قرآن، روایات و سیره اهل بیت(ع) حقیقت نباید فدای تأثیر عاطفی شود. عاشورا آنقدر عظمت و ظرفیت دارد که نیازی به افزودن مطالب غیرواقعی یا اغراقآمیز ندارد.
۱. تضعیف اعتبار تاریخی واقعه عاشورا: وقتی مطالب غیر مستند یا اغراقآمیز در کنار وقایع قطعی عاشورا نقل شود، مخاطب بهویژه نسل تحصیلکرده در صحت همه نقلها دچار تردید میشود. در نتیجه، حتی گزارشهای معتبر نیز ممکن است زیر سؤال بروند.
۲. فاصله گرفتن از سیره اهل بیت(ع): ائمه اطهار(ع) پیروان خود را از غلو برحذر داشتهاند. آنان همواره بر بیان حقیقت تأکید میکردند و غالیان را نکوهش مینمودند. بنابراین، بزرگداشت امام حسین(ع) باید در چارچوب آموزههای خود اهل بیت(ع) باشد، نه بر اساس احساسات کنترلنشده.
۳. آسیب به اصل پیام عاشورا: اگر همه توجه به نقل مصائب شگفتآور یا فضائل اغراقآمیز معطوف شود، پیامهای اصلی نهضت، مانند: تحکیم توحید، وجه عدالتخواهی نهضت، امر به معروف و نهی از منکر در شکل اصلی آن، حریت و آزادگی، مسئولیت اجتماعی، به حاشیه میروند و عاشورا بیشتر به یک واقعه صرفاً احساسی تقلیل مییابد.
۴. ایجاد زمینه برای شبههافکنی: منتقدان یا مخالفان مکتب اهلبیت(ع) معمولا همین نقلهای ضعیف و اغراقآمیز را برجسته میکنند تا کل فرهنگ عاشورا را غیرمعتبر جلوه دهند. در نتیجه، رفتارهای غیرعلمی، دستاویزی برای تخریب یک حقیقت بزرگ تاریخی و دینی میشود.
۵. کاهش اعتماد نسل جدی: امروز جامعه علمی به منابع، اسناد و استدلال اهمیت میدهند. اگر متوجه شوند بخشی از مطالبی که شنیدهاند سند محکمی ندارد، ممکن است اعتمادشان به سخنران یا حتی به اصل مجلس عزاداری آسیب ببیند.
۶. کمرنگ شدن الگوی انسانی امام حسین(ع): اگر امام حسین(ع) تنها با ویژگیهایی فراتر از دسترس انسان عادی معرفی شود، امکان الگوگیری عملی کاهش مییابد؛ در حالی که یکی از اهداف قرآن در معرفی پیامبران و اولیای الهی، ارائه الگوهای قابل اقتدا برای انسانهاست؛ یعنی انسانهایی در اوج بندگی و فضیلت، نه موجوداتی که پیروی از آنان ناممکن جلوه کند.
بنابراین، غلو و اغراق، هرچند ممکن است در کوتاهمدت احساسات مخاطب را بیشتر برانگیزد، در بلندمدت به اعتبار تاریخی عاشورا، اعتماد مخاطبان، تصویر صحیح اهل بیت(ع) و اثرگذاری تربیتی نهضت حسینی آسیب میزند. ماندگاری پیام عاشورا بیش از آنکه به اغراق وابسته باشد، به صدق، استناد و تبیین درست اهداف قیام وابسته است. همانگونه که عالمان بزرگ شیعه بارها تأکید کردهاند، حقیقت عاشورا به اندازهای عظیم و تأثیرگذار است که برای نفوذ در دلها نیازی به افزودن مطالب غیرمستند یا غلوآمیز ندارد.
ایکنا ـ چگونه میتوان میان شور و احساس در عزاداری و پایبندی به حقیقت و مستندات تاریخی تعادل برقرار کرد؟
این پرسش یکی از بنیادیترین مسائل در آسیبشناسی عزاداری حسینی است؛ زیرا عزاداری موفق نه تنها دل را متأثر میکند، بلکه عقل را نیز اقناع و اراده را برای عمل به پیروی از پیام عاشورا تقویت میسازد. شور و شعور دو رکن مکمل عزاداری هستند و هیچیک نباید فدای دیگری شود.
۱. احساس باید بر پایه حقیقت شکل بگیرد: وقتی با حقیقت میتوان احساس دینی و تأثر جامعه را برانگیخت، چه دلیلی به نقلهای بی پایه است. درست است که واکنش به مصائب اهل بیت(ع) و گریه، حزن و تأثر بر مصائب امام حسین(ع) از ارزشمندترین جلوههای محبت به اهل بیت(ع) است، اما این احساس زمانی ماندگار و سازنده خواهد بود که بر واقعیتهای تاریخی و معارف صحیح استوار باشد. تأثیر عاطفی برخاسته از حقیقت، عمیقتر و پایدارتر از احساسی است که بر نقلهای ضعیف یا ساختگی بنا شده باشد. حادثه کربلا با آنچه در منابع معتبر نقل شده، چنان عظیم و جانسوز است که نیازی به افزودن مطالب غیرمستند ندارد. وفاداری یاران، عطش کودکان، شهادت جوانان بنیهاشم، ایستادگی امام حسین(ع) و اسارت اهل بیت(ع) هر یک به تنهایی ظرفیت برانگیختن عمیقترین احساسات انسانی را دارند.
2. تفکیک «مقتلخوانی» از «مرثیهسرایی»: در مجالس عزاداری میتوان میان دو حوزه تفاوت قائل شد. مقتلخوانی باید بر منابع معتبر تاریخی استوار باشد و از نقل مطالب بیسند پرهیز کند. مرثیهسرایی و شعر از زبان هنر و احساس بهره میگیرد، اما حتی در این حوزه نیز نباید مطالب خلاف واقع یا عقاید نادرست به اهل بیت(ع) نسبت داده شود. بنابراین، بهرهگیری از زبان ادبی و تصویرسازی هنری، تا زمانی که حقیقت تاریخی را تحریف نکند، با روح عزاداری منافات ندارد.
3.توجه همزمان به معرفتزایی و عاطفه: نهضت حسینی از دو بخش منطق حرکت و احساس و شور نسبت به واقعه تشکیل شده است، مجلس عزاداری هرچه بیشتر بتواند این دو عنصر را در کنار هم قرار دهد، موفقتر خواهد بود یعنی به شناخت اهداف و فلسفه نهضت توجه کند، از طرفی محبت و تأثر قلبی نسبت به امام حسین(ع) ایجاد کند تا نتیجه برگزاری و تأکید و تعهد عملی به ارزشهای عاشورا زنده شود. اگر تنها احساس بر مجلس حاکم باشد، اثر آن ممکن است زودگذر باشد و اگر فقط مباحث علمی مطرح شود و عاطفه نادیده گرفته شود، روح حماسه و محبت عاشورایی تضعیف خواهد شد.
4.مسئولیت خطیبان و مداحان: سخنرانان و مداحان نقش تعیینکنندهای در ایجاد این تعادل دارند. آنان میتوانند از منابع معتبر تاریخی استفاده کنند و اگر درباره مطلبی اختلاف نظر وجود دارد، آن را صریحا بیان کنند یا مسئله را با اشاره به اختلاف منابع برای شنونده حساس کنند. همچنین، به جای تکیه بر داستانهای ضعیف، بر تحلیلهای معرفتی و پیامهای اخلاقی عاشورا تأکید ورزند.
بدین جهت، تعادل میان شور و حقیقت زمانی تحقق مییابد که عاطفه، بر پایه معرفت و احساس، در پرتو صداقت تاریخی شکل گیرد. عزاداری اصیل نه احساس را سرکوب میکند و نه حقیقت را قربانی احساسات میسازد، بلکه با پیوند این دو، پیام عاشورا را به گونهای منتقل میکند که هم اشک از چشم جاری شود، هم اندیشه روشن گردد و هم اراده انسان برای پیمودن راه امام حسین(ع) استوارتر شود. چنین مجلسی هم وفادار به تاریخ است و هم اثرگذار در تربیت فرد و اصلاح جامعه.

ایکنا ـ چرا گاهی عزاداری به ظواهر و نمادها محدود میشود و از اهداف اصلی قیام واقعه عاشورا فاصله میگیرد؟
این آسیب، یکی از مهمترین چالشهای فرهنگ عاشوراست. عزاداری برای امام حسین(ع) در اصل وسیلهای برای زنده نگه داشتن پیام نهضت کربلا است، نه هدف نهایی. هرگاه وسیله جای هدف را بگیرد، خطر «صورتگرایی» و غفلت از حقیقت عاشورا پدید میآید. نکته دیگر اینکه بیان ظواهر و نمادها در جوامع استبدادی آسانتر و بدون هزینه است و بیان هدف از هرکس ساخته نیست، اما بیان ظواهر از هر فرد بیسوادی ساخته است.
تبدیل برخی نمادها به هدف: بدون شک پرچم، سینهزنی، زنجیرزنی، دستههای عزاداری، نذر و اطعام، همگی از شعائر و نمادهای ارزشمند عزاداری هستند، اما ارزش آنها به این است که انسان را به پیام امام حسین(ع) نزدیک کنند. اگر این نمادها به خودی خود هدف تلقی شوند و ارتباطشان با آرمانهای عاشورا فراموش شود، کارکرد اصلی خود را از دست میدهند.
رقابتهای ظاهری: در برخی موارد، توجه بیش از حد به جلوههای بیرونی مانند جمعیت بیشتر، تجهیزات و تزئینات، هزینههای سنگین، یا رقابت میان هیئتها ممکن است اصل پیام را تحتالشعاع قرار دهد؛ در حالی که معیار موفقیت یک مجلس میزان تأثیر آن در هدایت و اصلاح انسانهاست، نه صرفاً شکوه ظاهری آن.
غفلت از پیوند عزاداری با سبک زندگی: اگر عزاداری تنها به چند روز از سال محدود شود و در رفتار فردی و اجتماعی انسان اثر نگذارد، پیوند میان مراسم و اهداف عاشورا ضعیف میشود. امام حسین(ع) برای اصلاح جامعه قیام کرد و بنابراین، عزاداری زمانی به هدف خود نزدیک میشود که در صداقت، عدالت، امانتداری، مسئولیتپذیری و دفاع از حق در زندگی عزاداران نمود پیدا کند و تبدیل به آئین تکراری و عادت بیمعنا نشود. پس محدود شدن عزاداری به ظواهر و نمادها معمولا نتیجه غلبه شکل بر محتوا، احساس بر معرفت، عادت بر آگاهی و وسیله بر هدف است؛ در حالی که فلسفه عزاداری حسینی زنده نگه داشتن آرمانهایی است که امام حسین(ع) برای آنها قیام کرد. هرچه مراسم عزاداری بتواند میان شعائر، معرفت و عمل پیوندی عمیقتر برقرار کند، به روح واقعی عاشورا نزدیکتر خواهد بود؛ روحی که نه تنها اشک بر مصیبت را ارج مینهد، بلکه انسان را به اصلاح خویش و جامعه فرا میخواند.
ایکنا ـ چه عواملی باعث رواج روایتهای ضعیف یا غیرمستند در برخی مجالس عزاداری میشود و راه مقابله با آن چیست؟
رواج روایتهای ضعیف یا غیرمستند در برخی مجالس عزاداری یکی از مهمترین آسیبهای معرفتی فرهنگ عاشوراست. این پدیده معمولا از سر محبت به اهل بیت(ع) یا با هدف تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب پدید میآید، اما در بلندمدت میتواند به اعتبار تاریخی و فرهنگی نهضت عاشورا آسیب برساند. ازاینرو، شناخت عوامل این آسیب و راههای پیشگیری از آن ضرورتی جدی است. البته با توجه به سخنان پیشین عوامل رواج روایتهای ضعیف یا غیرمستند مرکب از عواملی به شرح زیر است.
۱. غلبه احساس بر تحقیق: گاهی برای برانگیختن بیشتر احساسات برخی نقلهای مشهور اما فاقد پشتوانه تاریخی بیان میشود. در چنین مواردی تأثیر عاطفی بر دقت علمی مقدم شمرده میشود؛ در حالی که در فرهنگ اهلبیت(ع)، حقیقت هرگز فدای احساسات نمیشود.
۲. استفاده از منابع غیرمعتبر: برخی سخنرانان یا مداحان بدون بررسی اعتبار منابع مطالب را از کتابهای متأخر، فضای مجازی یا نقلهای شفاهی دریافت و بازگو میکنند. شهرت یک داستان، دلیل بر صحت آن نیست.
۳. نقل مطالب بدون بررسی سند: گاهی روضهها و داستانهایی که سالها در مجالس تکرار شدهاند، بدون ارزیابی تاریخی به عنوان واقعیت پذیرفته میشوند. تکرار یک نقل، جایگزین سند معتبر نیست.
۴. کمبود آشنایی با تاریخ و حدیث: همه خطیبان و مداحان به یک اندازه با روش نقد منابع تاریخی و حدیثی آشنا نیستند. این ضعف علمی گاه سبب نقل مطالبی میشود که از نظر پژوهشگران تاریخ عاشورا قابل اعتماد نیستند.
۵. انتظار بخشی از مخاطبان: گاهی برخی شنوندگان مجالسی را که صرفا بر نقلهای مستند تکیه دارند، کمتر از مجالسی که داستانهای احساسی و شگفتآور نقل میکنند، تأثیرگذار میدانند. این انتظار ممکن است برخی گویندگان را به استفاده از مطالب ضعیف سوق دهد.
راههای مقابله با این آسیب
همانگونه که پیش از این در پاسخ به پرسشهای قبلی مطرح شد، راه مقابله در چند مسئله مهم خلاصه میشود:
1) مراجعه به منابع معتبر یعنی خطیبان و مداحان باید نقلهای تاریخی را بر اساس منابع معتبر و تحقیقات مستند انتخاب کنند و در صورت اختلاف میان منابع، آن را برای مخاطبان توضیح دهند.
2) ارتقای آموزشهای تخصصی یعنی با برگزاری کلاسها، مداحان و سخنرانان با تاریخ عاشورا آشنا گردند.
3) صداقت علمی در بیان مطالب یعنی اگر مطلبی از نظر تاریخی قطعی نیست، شایسته است با عباراتی مانند «در برخی منابع آمده است» یا «این نقل از استحکام تاریخی کافی برخوردار نیست» بیان شود، نه به عنوان یک واقعیت مسلم.
4). تقویت فرهنگ مطالبهگری علمی یعنی فضای فرهنگی برای نقد توسط مخاطبان انجام گیرد و در نتیجه هم خطبا و مداحان مواظبت بیشتری در نقل و روایت بکار میگیرند و هم جامعه به تدریج به نقلهای مستند علاقهمند میشوند و از سخنرانان و مداحان انتظار امانتداری علمی خواهند داشت، نه صرفا داستانهای احساسبرانگیز.
پس نکته اساسی نقد رواج روایتهای ضعیف است که معمولاً افراد اهل منبر و مداحی با استفاده از شنیدهها و یا استفاده از اشعار موهن فضای غلو، تحریف و سست در مرثیه را فراهم می¬سازند. مقابله با این آسیب نیز تنها با حذف یک یا دو روایت و یا نقد یک کتاب و چند مقتل ممکن نیست، بلکه نیازمند تقویت فرهنگ امانتداری علمی، آموزش مستمر، استفاده از منابع معتبر و ارتقای ذائقه معرفتی مخاطبان است. در نهایت، بزرگترین خدمت به نهضت امام حسین(ع) آن است که حقیقت عاشورا همانگونه که رخ داده است روایت شود؛ زیرا قدرت تربیتی و ماندگاری این نهضت بیش از هر چیز در صدق، اصالت و پیام الهی آن نهفته است، نه در نقل مطالبی که پشتوانه تاریخی ندارند.
ایکنا ـ چگونه میتوان عزاداری را از یک رفتار صرفاً احساسی و مناسکی به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل به آموزههای امام حسین تبدیل کرد؟
این پرسش در حقیقت ناظر به فلسفه عزاداری حسینی است. اگر عزاداری تنها به ابراز اندوه و انجام مناسک محدود شود، بخش مهمی از رسالت خود را از دست میدهد؛ در حالی که در منطق قرآن و سیره اهل بیت(ع) هر عبادت و شعیره دینی باید به شناخت، تحول درونی و اصلاح رفتار بینجامد. عزاداری برای امام حسین(ع) برای زنده نگاه داشتن هدف و آرمان حسینی و احیای تفکر حسینی است. اشک و محبت سرمایهای ارزشمند برای پذیرش حقیقت است؛ اما این عاطفه باید با شناخت اهداف قیام همراه شود. در کنار مرثیه و مصیبت باید به پرسشهای اساسی نیز پاسخ داده شود که چرا امام حسین(ع) قیام کرد؟ با چه انحرافهایی مبارزه نمود؟ چه ارزشهایی را احیا کرد؟ این پیامها چه نسبتی با زندگی امروز ما دارند؟ وقتی مخاطب پاسخ این پرسشها را بیابد، اشک او با بصیرت همراه خواهد شد. بنابراین، مجالس عزاداری باید نشان دهند که عاشورا تنها یک حادثه تاریخی نیست، بلکه مدرسهای برای زندگی است. ارزشهایی مانند توحید و اخلاص، عدالتخواهی، آزادگی، کرامت انسانی، مسئولیتپذیری، صبر و تابآوری در برابر سخنیها و مشکلات، امر به معروف و نهی از منکر در برابر ظالمان، مفسدان باید در دستور کار این مدارس باشد.
از سوی دیگر ثمره حقیقی عزاداری، تغییر در رفتار است. هر مجلس حسینی میتواند مخاطب را به این پرسش دعوت کند که آیا پس از این مجلس در اخلاق، عبادت، صداقت، امانتداری، عدالتورزی و احترام به حقوق دیگران تغییری در من ایجاد شده است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، عزاداری به هدف تربیتی خود نزدیک شده است. هیئت حسینی تنها محل برگزاری مراسم نیست؛ بلکه میتواند کانونی برای آموزش معارف دینی، پاسخ به پرسشهای اعتقادی، تربیت اخلاقی، خدمترسانی به نیازمندان، تقویت روحیه همدلی و مسئولیت اجتماعی باشد. در این صورت، محبت به امام حسین(ع) در عرصه عمل نیز جلوه پیدا میکند.
نکته آخر اینکه شناخت عاشورا تنها با شنیدن مصائب کامل نمیشود. لازم است شخصیت امام حسین(ع) به عنوان الگویی در عبادت، اخلاق، خانواده، تعامل با مردم، وفاداری به عهد، شجاعت در دفاع از حق نیز معرفی شود تا مخاطب بتواند آن حضرت را در زندگی خود الگو قرار دهد. به همین دلیل موفقترین مجالس آنهایی هستند که شنونده پس از پایان آنها هم متأثر شده باشد، هم آگاهتر و هم برای عمل به آموزههای حسینی مصممتر. اگر ارتباط انسان با امام حسین(ع) تنها به ایام محرم و صفر محدود شود، آثار تربیتی آن نیز محدود خواهد بود. مطالعه مستمر سیره امام(ع)، مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه، اهتمام به نماز، عدالت، صداقت و خدمت به مردم نشان میدهد که عزاداری از یک مراسم فصلی به یک سبک زندگی تبدیل شده است.
لذا در یک جمعبندی تبدیل عزاداری از یک رفتار صرفا احساسی و مناسکی به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل زمانی امکانپذیر است که شور مقدمه شعور و شعور مقدمه عمل باشد. اشک بر امام حسین(ع) ارزشمند است، اما کمال آن در این است که به شناخت عمیقتر، انتخاب آگاهانهتر و زندگی حسینیتر بینجامد. به تعبیری میتوان گفت که هدف نهایی عزاداری آن نیست که مردم تنها بر امام حسین(ع) بگریند؛ بلکه آن است که با الهام از مکتب ایشان برای حق بایستند، از باطل دوری کنند و در اخلاق و رفتار آیینهای از ارزشهای عاشورا باشند. در چنین صورتی، عزاداری نه فقط یادآور یک واقعه تاریخی، بلکه نیرویی زنده برای تربیت انسان و اصلاح جامعه خواهد بود.
انتهای پیام