اسپانیا سالهاست با یک امضا شناخته میشود؛ پاس، صبر و کنترل. فلسفهای که روزی این تیم را به قهرمانی جهان رساند و هنوز هم در دیانای لاروخا جریان دارد. نسل طلایی ژاوی، اینیستا و بوسکتس دیگر روی سکوها یا نیمکتها بازی را دنبال میکنند اما جانشینانشان همچنان با همان نسخه، حریفان را خسته میکنند، توپ را میچرخانند، فضا میسازند و درست در لحظهای که مدافعان تمرکزشان را از دست میدهند ضربه نهایی را میزنند.
در طرف مقابل، بلژیک داستان دیگری دارد؛ تیمی که سالها با «نسل طلایی» خود تا یکقدمی افتخار پیش رفت اما هرگز جام بزرگی را بالای سر نبرد. حالا با چهرههایی تازه دنبال آن است تا ثابت کند پایان دوران ستارههای قدیمی، پایان جاهطلبی شیاطین سرخ اروپا نیست. آنها شاید کمتر از اسپانیا توپ را در اختیار داشته باشند اما کافی است یک پاس اشتباه یا یک لحظه غفلت ببینند. ضدحملهای که در چند ثانیه شکل میگیرد، میتواند سرنوشت بازی را عوض کند.
جالب اینکه تاریخ تقابلهای دو تیم نیز همیشه با برتری مطلق یکی همراه نبوده است. تیم ملی اسپانیا در مجموع نتایج بهتری گرفته اما بلژیک بارها نشان داده مقابل تیمهایی که مالکیت توپ را دوست دارند خطرناکتر میشود. چون دقیقا همان فضایی را پیدا میکند که برای ضدحمله به آن نیاز دارد. اسپانیا در شش بازی اخیر خود مقابل بلژیک شکست نخورده است. حاصل این دیدارها پنج برد و یک تساوی برای لاروخا بوده است. با این حال، بدون شک بازی جمعه شب یادآور مصاف دو تیم در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک خواهد بود؛ جایی که دو تیم در مرحله یکچهارم پس از تساوی ۱-۱ به ضربات پنالتی رفتند و بلژیک با پیروزی ۵ بر ۴، اسپانیا را حذف کرد؛ تنها باری که بلژیکیها در جامجهانی موفق به کنار زدن لاروخا شدهاند.
شاید تعیینکنندهترین نبرد این مسابقه جایی باشد که کمتر دیده میشود؛ میانه میدان. اگر اسپانیا بتواند ریتم بازی را در اختیار بگیرد، احتمالا جریان مسابقه را نیز کنترل خواهد کرد اما اگر بلژیک موفق شود این نظم را بر هم بزند، هر توپگیری میتواند آغاز یک حمله مرگبار باشد.
این مسابقه فقط برای رسیدن به نیمهنهایی نیست؛ جدال دو فلسفه فوتبالی است. در پایان ۹۰دقیقه، شاید نه فقط یک تیم بلکه یک سبک فوتبال برنده از زمین خارج شود.
در طرف مقابل، بلژیک داستان دیگری دارد؛ تیمی که سالها با «نسل طلایی» خود تا یکقدمی افتخار پیش رفت اما هرگز جام بزرگی را بالای سر نبرد. حالا با چهرههایی تازه دنبال آن است تا ثابت کند پایان دوران ستارههای قدیمی، پایان جاهطلبی شیاطین سرخ اروپا نیست. آنها شاید کمتر از اسپانیا توپ را در اختیار داشته باشند اما کافی است یک پاس اشتباه یا یک لحظه غفلت ببینند. ضدحملهای که در چند ثانیه شکل میگیرد، میتواند سرنوشت بازی را عوض کند.
جالب اینکه تاریخ تقابلهای دو تیم نیز همیشه با برتری مطلق یکی همراه نبوده است. تیم ملی اسپانیا در مجموع نتایج بهتری گرفته اما بلژیک بارها نشان داده مقابل تیمهایی که مالکیت توپ را دوست دارند خطرناکتر میشود. چون دقیقا همان فضایی را پیدا میکند که برای ضدحمله به آن نیاز دارد. اسپانیا در شش بازی اخیر خود مقابل بلژیک شکست نخورده است. حاصل این دیدارها پنج برد و یک تساوی برای لاروخا بوده است. با این حال، بدون شک بازی جمعه شب یادآور مصاف دو تیم در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک خواهد بود؛ جایی که دو تیم در مرحله یکچهارم پس از تساوی ۱-۱ به ضربات پنالتی رفتند و بلژیک با پیروزی ۵ بر ۴، اسپانیا را حذف کرد؛ تنها باری که بلژیکیها در جامجهانی موفق به کنار زدن لاروخا شدهاند.
شاید تعیینکنندهترین نبرد این مسابقه جایی باشد که کمتر دیده میشود؛ میانه میدان. اگر اسپانیا بتواند ریتم بازی را در اختیار بگیرد، احتمالا جریان مسابقه را نیز کنترل خواهد کرد اما اگر بلژیک موفق شود این نظم را بر هم بزند، هر توپگیری میتواند آغاز یک حمله مرگبار باشد.
این مسابقه فقط برای رسیدن به نیمهنهایی نیست؛ جدال دو فلسفه فوتبالی است. در پایان ۹۰دقیقه، شاید نه فقط یک تیم بلکه یک سبک فوتبال برنده از زمین خارج شود.