در بیانات رهبر شهید ملت ایران، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای(ره) تبیین دقیق منظومه فکری و مبانی معرفتی امام خمینی(ره) به عنوان یکی از حیاتیترین نیازهای امروز جامعه و مسیر آینده ملت ایران مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان با هدایت اذهان به سمت اصول محوری مکتب امام(ره)، بر این حقیقت پای میفشارند که این گزارهها، مسائلی سلیقهای یا تفاسیری شخصی نیستند، بلکه شالوده نظام فکری و هندسه انقلاب اسلامی را تشکیل میدهند. این گزارش به تشریح تفصیلی ۶ اصل استخراجشده از بیانات ایشان در حرم مطهر امام خمینی(ره) بهمناسبت ششمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ بیان شده، میپردازد؛ در ادامه مشروح این بیانات آمده است.
هندسه معرفتی اسلام ناب
در فرازهای نخست بیانات رهبر شهید ملت ایران، مرزبندی روشن میان قرائت اصیل اسلامی و نسخههای بدل و تحریفشده آن، به عنوان نخستین و مهمترین شاخصه مکتب امام خودنمایی میکند. رهبر شهید ملت ایران آیتالله العظمی سید علی خامنهای با بازخوانی این مرزبندی، به تفکیک بنیادینی که امام راحل میان «اسلام ناب» و «اسلام آمریکایی» ایجاد کردند، پرداخته و ماهیت پویای این دوگانه را تحلیل میکنند. از نظرگاه ایشان، اسلام تحمیلی و ساخته دستگاههای غربی محدود به یک زمان خاص نیست و امروز نیز در پهنه جهان اسلام به وضوح قابل شناسایی است: «اولین مطلبی که در [مکتب] امام وجود دارد، اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی است. امام، اسلام ناب را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی چیست؟ اسلام آمریکایی در زمان ما و در زمان امام و در همه زمانها... دو شاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار، یکی اسلام متحجر؛ لذا امام، آنکسانی را که تفکر سکولاری داشتند... همواره در ردیف کسانی گذاشت که نگاه متحجرانه به دین داشتند».
این بخش از بیانات نشان میدهد چگونه تفکر سکولار که دین را از ساحت حیات اجتماعی بشر خلع ید میکند، با تفکر متحجر که قدرت فهم نیازهای زمانه را ندارد، در نهایت به یک سرمنزل واحد میرسند. ایشان با تبیین شرایط استنباط صحیح در مکتب امام، تأکید میکنند فهم اسلام ناب، امری بیضابطه نیست بلکه متکی بر روششناسی دقیق و زمانآگاهی است.
راهبرد اتکال به قدرت الهی و نفی خوشبینی به دشمن
در ادامه، بیانات رهبر شهید ملت ایران در مورد نحوه تعامل ملت ایران با جهان است. در مکتب امام خمینی(ره)، سیاستورزی بدون اتکا به توحید و وعدههای صریح الهی فاقد ارزش و کارآمدی است. رهبر شهید ملت ایران با ارجاع به سیره عملی امام، ریشه شجاعت صریح ایشان در مواجهه با فشارهای بینالمللی را همین باور راستین به نصرت پروردگار معرفی میکنند: «یکی از اصول امام اتکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده الهی و نقطه مقابل، بیاعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزای مکتب امام است... این اتکال به قدرت پروردگار و اعتماد به او موجب میشد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد. امام با صراحت صحبت میکرد؛ آنچه را مورد اعتقاد او بود صریح بیان میکرد». در ادامه، ایشان بیان میکنند امام ضمن حفظ ارتباطات دیپلماتیک متعارف و مؤدبانه با دنیا، هرگز فریب وعدههای مالی و سیاسی دشمنان مقتدر زمانه مانند ریگان را نخوردند و همواره اتکال به پروردگار را در صدر راهبردهای عملی کشور قرار دادند.
مردمباوری راستین
یکی از پایههای تحلیلی مهم در بیانات رهبر شهید ملت ایران، بازخوانی نگاه امام خمینی(ره) به نقش تودههای مردم در اداره کشور است. برخلاف الگوهای شرقی و غربی که مردم را ابزار قدرت یا تماشاگران ادواری صندوقهای رأی میدانند، در منطق امام(ره)، اراده مردم ستون اصلی خیمه نظام است. رهبر شهید با نقد رویکردهای انحصارگرایانه اقتصادی و اداری دولتی، هشدار مکرر امام در این زمینه را یادآور کرده و میفرمایند: «اعتقاد به اراده مردم و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی؛ این از جمله خطوط اصلی حرکت امام است. در آنروزها سعی میشد بهخاطر یک برداشت نادرست، همه کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول و وابسته شود؛ امام بارها و بارها هشدار میداد... که این مسائل را به مردم بسپارید». این باور عمیق به مردم در تمامی بخشها تجلی یافت؛ از تأسیس نهادهای مردمی همچون بسیج و جهاد سازندگی گرفته تا پافشاری بر اجرای بیوقفه انتخابات در بحرانیترین شرایط نظامی و امنیتی کشور: «در تمام طول این مدت... که شاید در حدود ۱۰ انتخابات در کشور انجام گرفت، انتخاباتهای گوناگون یک روز از تاریخ مقرر خودش عقب نیفتاد؛ در همه مراحل، در همه احوال، در همه شرایط، امام بزرگوار اصرار داشت که انتخابات در وقت مقرر خود انجام بگیرد... امام یک روز حالت فوقالعاده اعلام نکرد».
عدالتخواهی ساختاری و مبارزه بیامان با خوی اشرافیگری
در بعد مسائل داخلی، اصلیترین شاخصه تداوم انقلاب اسلامی، برپایی عدالت اجتماعی و پشتیبانی همهجانبه از محرومان است. رهبر شهید ملت ایران، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای(ره) در این بخش از تحلیل خود، موضع تند و آشتیناپذیر امام با فقر، تکاثر ثروت و اشرافیگری مسئولان را بازنمایی کرده و میفرمایند: «امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدت و حدت رد میکرد؛ اشرافیگری را با تلخی رد میکرد؛ به معنای واقعی کلمه امام طرفدار عدالت اجتماعی بود؛ طرفداری از مستضعفان شاید یکی از پرتکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیاناتشان گفتند». ایشان در ادامه با هشدار نسبت به خطرات رسوخ رفاهزدگی و خوی کاخنشینی در میان مدیران نظام، طبقات محروم را وفادارترین حامیان کشور در تنگناها میدانند: «تأکید مکرر میکرد بر اینکه به وفاداری طبقات ضعیف اعتماد کنید؛ این را امام مکرر میگفت که این کوخنشیناناند، این فقرایند، این محروماناند که این صحنهها را با وجود محرومیتها پر کردهاند... بر مصرف درست بیتالمال تأکید میکرد، بر پرهیز کردن از اسراف تأکید میکرد».
ایستادگی در جبهه مظلومان در برابر جهانخواران
بسیاری از رهنمودهای بیبدیل قائد شهید ملت ایران در سیاست خارجی انقلابی در نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی براساس اصول روشنی چون نفی استکبار و دفاع بیقیدوشرط از مظلومان جهان شکل یافته است. ایشان با اشاره به اصطلاح ماندگار «شیطان بزرگ» که توسط امام ابداع شد، آن را مبنای یک دستگاه معرفتی بزرگ برای تنظیم مناسبات خارجی معرفی میکنند: «امام صریحاً در جبهه مخالف قلدران بینالمللی و مستکبران قرار داشت، هیچ ملاحظهای نمیکرد. این است که امام در مقابله میان قلدران و مستکبران و قدرتهای زورگوی عالم با مظلومان، در جبهه مظلومان بود... واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود. امتداد معرفتی و عملی این تعبیر شیطان بزرگ خیلی زیاد است».
این رویکرد فراملی بهگونهای طراحی شده بود که مصلحتاندیشیهای دیپلماتیک مانع ابراز موضع صریح نظام در برابر ظلم به ملتهای مظلوم نظیر فلسطین، افغانستان و لبنان نمیشد.
صیانت از اتحاد ملی در برابر تفرقهافکنی خارجی
در بخش پایانی در نظام اندیشهای بنیانگذار تئوریهای انقلاب اسلامی ایران دو ستون حفظ حاکمیت ملی یعنی «استقلال حقیقی» و «وحدت درونی» مورد بحث قرار میگیرد. در گام اول، استقلال به عنوان حق آزادی در مقیاس ملی تعریف شده و تئوریهایی که استقلال را معادل انزوا قلمداد میکنند، محکوم میشوند. رهبر شهید ملت ایران در قسمت بعدی بیانات خود میفرمایند: «استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت... امام معتقد به استقلال کشور بود، معتقد به رد سلطه [بر] کشور بود. دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعالیتهایی که علیه کشور ما و ملت ما کرده است برای این بود که خدشه در استقلال بهوجود بیاورد؛ چه تحریم، چه تهدید، اینها استقلال را هدف گرفتهاند».
در کنار استقلال، وحدت میان آحاد ملت و مذاهب مختلف اسلامی به عنوان شاهکلید خنثیسازی توطئههای بیگانگان تبیین میشود.