به گزارش ایسنا، روزنامه «آرمان امروز» نوشت: شهادت رهبر شهید را نمیتوان صرفاً در چارچوب فقدان یک چهره سیاسی و مذهبی تحلیل کرد. آنچه امروز پیشروی افکار عمومی، نخبگان و تاریخ معاصر ایران قرار دارد، بیش از هر چیز، بازخوانی میراث فکری و راهبردی شخصیتی است که در چند دهه گذشته نقشی تعیینکننده در بازتعریف مفهوم امنیت ملی، ارتقای جایگاه منطقهای ایران و تقویت اعتماد به نفس ملی ایفا کرد. در این چارچوب، سخن گفتن از رهبر شهید، تنها یادآوری یک فقدان نیست، بلکه تلاشی برای فهم ابعاد الگویی است که امنیت، عزت و استقلال کشور را نه در اتکا به بیرون، بلکه در پیوندی همزمان میان مردم، عقلانیت، ایمان و مجموعه مؤلفههای قدرت ملی جستوجو میکرد.
یکی از مهمترین ابعاد این میراث را میتوان در پاسخ به یک دغدغه تاریخی جستوجو کرد؛ دغدغهای که از ابتدای سده نوزدهم میلادی و پس از شکستهای ایران در جنگهای قفقاز، به یکی از نگرانیهای پایدار سیاستورزی در ایران بدل شد: چگونه میتوان از تمامیت ارضی، استقلال و امنیت کشور در برابر فشار، مداخله و تهدید قدرتهای بزرگ صیانت کرد؟ این پرسش، در دورههای مختلف تاریخی، همواره در برابر دولتهای ایرانی قرار داشت و هر دوره کوشید با تکیه بر الگوها و راهبردهای خاص خود، پاسخی برای آن بیابد.
در طول بیش از دو قرن گذشته، راهحلهای گوناگونی برای عبور از این نگرانی تاریخی آزموده شد؛ از اتکا به سازش و مصالحه با قدرتهای خارجی گرفته تا نوسازی ساختارهای نظامی و امید بستن به ائتلافهای بینالمللی. با این حال، تجربه تاریخی ایران نشان داد که هیچیک از این مسیرها نتوانست بهطور کامل دغدغه مزمن ناامنی، تهدید خارجی و امکان تحمیل اراده بیگانگان را از ذهن و زندگی سیاسی ایرانیان حذف کند. همین تجربه انباشته تاریخی، زمینه را برای شکلگیری رویکردی متفاوت در فهم و تأمین امنیت ملی فراهم کرد؛ رویکردی که در دوران رهبری رهبر شهید، صورتی منسجمتر و راهبردیتر به خود گرفت.
در این الگو، امنیت ملی مفهومی صرفاً نظامی یا دفاعی تلقی نشد، بلکه بهمثابه محصولی برآمده از همافزایی چند مؤلفه اصلی تعریف شد؛ مؤلفههایی همچون توان دفاعی، انسجام اجتماعی، اتکا به ظرفیتهای داخلی، حضور مردم، دیپلماسی فعال و نگاه واقعبینانه به تحولات منطقهای و جهانی.
در این چارچوب، امنیت نه از مسیر انفعال و عقبنشینی، بلکه از رهگذر افزایش قدرت بازدارندگی، حفظ انسجام داخلی و تقویت قدرت تصمیمگیری مستقل معنا پیدا میکرد. این نگاه، در عمل به بازسازی تصویری از ایران انجامید که میکوشید در برابر تهدید، منفعل نباشد و در برابر فشار، قدرت پاسخگویی و مدیریت بحران داشته باشد. در همین منظومه فکری، سیاست خارجی نیز بر پایه سهگانه «عزت، حکمت و مصلحت» معنا یافت؛ سه مؤلفهای که در کنار یکدیگر، چارچوبی برای تنظیم نسبت ایران با جهان، نحوه مواجهه با تهدیدها و چگونگی پیگیری منافع ملی فراهم کردند. بر اساس این رویکرد، دیپلماسی و مذاکره نه بهعنوان جایگزین اقتدار، بلکه بهعنوان ابزارهایی در امتداد قدرت ملی تعریف شدند؛ ابزارهایی که باید در خدمت حفظ عزت کشور، صیانت از منافع ملی و تأمین مصلحت عمومی قرار گیرند. از همین منظر، سیاست خارجی در این دوره کوشید میان مقاومت در برابر فشار، تعامل در عرصه بینالمللی و پاسداری از منافع ملی، نوعی توازن راهبردی برقرار کند.
در چنین شرایطی، امنیت دیگر صرفاً یک آرزو یا مطالبه تاریخی نبود، بلکه به دستاوردی تبدیل شد که بر پایه خودباوری، تقویت توان داخلی و ارتقای قدرت بازدارندگی قابل تعریف بود. همین تغییر، احساس اعتماد به نفس ملی و باور به امکان اتکا به ظرفیتهای درونی را در سطحی گستردهتر تقویت کرد.
بر همین اساس، یاد رهبر شهید نه فقط با بزرگداشت نام و خاطره او، بلکه با شناخت دقیق این منظومه فکری و استمرار همان نگاه راهبردی ماندگار خواهد شد؛ نگاهی که امنیت و استقلال ایران را حاصل جمع میان مردم، خرد، ایمان و قدرت ملی میدانست. این میراث، بیتردید در حافظه تاریخی ایران معاصر جایگاهی ماندگار خواهد داشت و در داوری نسلهای آینده، بهعنوان یکی از مهمترین تجربههای سیاسی و راهبردی کشور مورد توجه قرار خواهد گرفت.
محمدنادر شاهینفر، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با آرمان امروز با اشاره به ابعاد مختلف میراث رهبر شهید، تأکید کرد که مهمترین ویژگی این میراث، ارائه الگویی از حکمرانی و سیاستورزی است که در آن، میان امنیت ملی، مشارکت مردم، اقتدار دفاعی، عقلانیت در تصمیمسازی و دیپلماسی فعال، نوعی توازن پایدار برقرار شده بود. به گفته او، اگر قرار باشد از ادامه راه رهبر شهید سخن گفته شود، نخستین گام آن است که این منظومه فکری بهدرستی فهم شود؛ چراکه بدون درک دقیق مبانی این نگاه، هرگونه سخن گفتن از تداوم راه، به سطحی از شعار و کلیگویی تقلیل پیدا خواهد کرد.
او همچنین با اشاره به جایگاه دیپلماسی در این منظومه فکری اظهار کرد که سیاست خارجی در این نگاه، نه بر اساس انفعال و عقبنشینی، بلکه بر پایه عزت، حکمت و مصلحت تنظیم شده بود. به گفته شاهینفر، ادامه راه رهبر شهید در حوزه سیاست خارجی به این معناست که کشور همزمان بتواند از منافع ملی خود صیانت کند، از ظرفیت تعامل و مذاکره بهره ببرد و در عین حال، اقتدار و استقلال خود را نیز حفظ کند. او تأکید کرد که دیپلماسی زمانی میتواند موفق باشد که بر پشتوانه قدرت ملی استوار باشد و این قدرت نیز تنها در حوزه نظامی معنا پیدا نمیکند، بلکه محصول پیوند میان اقتصاد، انسجام داخلی، اعتماد عمومی و ثبات سیاسی است.
این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد که یکی دیگر از مؤلفههای مهم ادامه این مسیر، توجه به مسئله خودباوری ملی و اعتماد به ظرفیتهای داخلی است. به اعتقاد او، رهبر شهید در طول سالهای رهبری خود کوشید این باور را در ساختار سیاسی و افکار عمومی تقویت کند که ایران میتواند با اتکا به ظرفیتهای انسانی، علمی، دفاعی و تمدنی خود، مسیر پیشرفت و استقلال را دنبال کند. شاهینفر بر این باور است که تداوم این نگاه، نیازمند آن است که کشور در حوزههای مختلف، از اقتصاد و فناوری تا فرهنگ و مدیریت، به سمت تقویت بنیه داخلی و کاهش وابستگی حرکت کند. او هشدار داد که هرگونه غفلت از این اصل، میتواند کشور را بار دیگر در معرض آسیبپذیریهای تاریخی قرار دهد.
شاهینفر با اشاره به شرایط حساس منطقه و جهان، تصریح کرد که ادامه راه رهبر شهید صرفاً به معنای تکرار برخی گزارهها یا بازگویی مفاهیم گذشته نیست، بلکه مستلزم بازخوانی خلاقانه همان اصول در متن تحولات جدید است.
انتهای پیام