به گزارش ایسنا، اگر میخواهید از میزان عذابی که وزوز گوش بر افراد تحمیل میکند، مطلع شوید، با فردی که مبتلا به این درد است، صحبت کنید. از هر ۱۰ نفر، بیش از یک نفر با صداهای زنگ، کلیک، وزوز یا هیس مداوم و غیرقابل کنترلی که فقط خودشان میتوانند بشنوند، در حال زندگی است و هیچ درمان قابل اعتمادی برای کمک به آنها در ساکت کردن این صداها وجود ندارد.
اکنون طبق یک بررسی جدید منتشر شده در مجله Hearing Research، سیلوسایبین(psilocybin) که ترکیبی است که در قارچهای جادویی یافت میشود، میتواند به راهی جدید برای کمک به کاهش این صداها اشاره کند.
هرچند غیرمعمول به نظر میرسد، اما این اثر بالقوه در واقع هیچ ارتباطی با جنبه روانگردانی این ماده ندارد.
شواهد اولیه نشان میدهد که سیلوسایبین میتواند سلولهای مغزی که صدا را پردازش میکنند، دوباره متعادل کند.
به طور قابل توجهی، محققان کانادایی در یک آزمایش در سال ۲۰۲۴ که در انتظار بررسی همتا است، دوزی از سیلوسایبین را به موشها دادند و تأثیر صدا را بر سلولهای مغزی آنها بررسی کردند.
وقتی به موشها سیلوسایبین داده شد، آنها به خوبیِ حالت عادی یاد نگرفتند که صداهای آشنا را «حذف» کنند که نشاندهنده تأثیر مستقیم سیلوسایبین بر مسیری است که گمان میرود در وزوز گوش مختل میشود.
محققان در مقاله پیش از چاپ خود نوشتند: با تحقیقات بیشتر میتوان از تأثیرات روانگردانها بر بازنماییهای حسی برای هدف قرار دادن پردازش حسی ناسازگار در شرایطی مانند وزوز گوش استفاده کرد.
البته قبل از اینکه جلوتر برویم، باید یک قدم به عقب برداریم و به آنچه تاکنون در مورد وزوز گوش میدانیم، نگاهی بیندازیم.
وزوز گوش یا تینیتوس(tinnitus) وضعیتی است که در آن فرد صدایی شبیه به زنگ زدن یا انواع مختلفی از صداها را میشنود، در حالی که هیچ صدای خارجی متناظری وجود ندارد و افراد دیگر نیز نمیتوانند آن را بشنوند. کلمه وزوز گوش از کلمه لاتین tinnire به معنای «زنگ زدن» گرفته شده است.
وزوز گوش معمولاً با کاهش شنوایی و کاهش درک گفتار در محیطهای پر سر و صدا همراه است. این عارضه، شایع است و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. اکثر افراد آن را به خوبی تحمل میکنند و این مشکل تنها در ۱ تا ۲ درصد از افراد یک مشکل قابل توجه (شدید) است. این وضعیت میتواند باعث ایجاد واکنش ستیز یا گریز شود، زیرا مغز ممکن است آن را خطرناک و مهم تلقی کند.
وزوز گوش بیش از آنکه یک بیماری باشد، نشانهای است که ممکن است ناشی از علل زمینهای مختلفی باشد و میتواند در هر سطحی از سیستم شنوایی و همچنین خارج از آن سیستم ایجاد شود. شایعترین علل آن آسیب شنوایی، کاهش شنوایی ناشی از سر و صدا یا کاهش شنوایی مرتبط با سن است که بهعنوان «پیرگوشی» شناخته میشود.
دیگر علل شامل عفونت گوش، بیماریهای قلب یا عروق خونی، تومورهای مغزی، نورومهای آکوستیک(تومورهای روی اعصاب شنوایی گوش)، میگرن، اختلالات مفصل گیجگاهی فکی، مواجهه با داروهای خاص، سابقه آسیب به سر و جرم گوش است.
در برخی افراد، این وضعیت در تمرکز، اختلال ایجاد میکند و میتواند با اضطراب و افسردگی همراه باشد. ممکن است بهطور ناگهانی در طول یک دوره استرس عاطفی بروز کند. همچنین در افراد مبتلا به افسردگی شایعتر است.
تشخیص وزوز گوش معمولاً بر اساس توصیف بیمار از نشانههایی که تجربه میکند، صورت میگیرد. چنین تشخیصی معمولاً با انجام نوار گوش و معاینه گوش و حلق و بینی و معاینه نورولوژیک پشتیبانی میشود.
اینکه وزوز گوش چقدر در زندگی فرد اختلال ایجاد میکند، ممکن است با پرسشنامهها تعیین شود. در صورت مشاهده مشکلات خاص، تصویربرداری پزشکی مانند تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) میتواند انجام شود.
تستهای دیگر زمانی مناسب هستند که وزوز گوش با ریتمی مشابه ضربان قلب رخ دهد. این صدا به ندرت ممکن است توسط شخص دیگری غیر از بیمار با استفاده از گوشی پزشکی شنیده شود که در این صورت بهعنوان «وزوز گوش عینی» شناخته میشود. گاهی، امواج اتواکوستیک خودبهخودی یعنی صداهایی که بهطور معمول توسط گوش داخلی تولید میشوند، ممکن است منجر به وزوز گوش شوند.
اقدامات لازم برای پیشگیری از وزوز گوش شامل اجتناب از مواجهه با صداهای بلند بهصورت مزمن یا طولانیمدت و محدود کردن قرار گرفتن در معرض داروها و مواد مضر برای گوش است. اگر علت زمینهای وجود داشته باشد، درمان آن علت ممکن است منجر به بهبودی شود. در غیر این صورت، معمولاً مدیریت وزوز گوش شامل آموزش روانی یا مشاوره، مانند گفتاردرمانی است. دستگاههای تولیدکننده صدا یا سمعکها نیز میتوانند مفید باشند. ضمن اینکه هیچ دارویی مستقیماً وزوز گوش را هدف قرار نمیدهد.
در حالی که این بیماری همچنان یک راز است و هیچ درمان مستقیمی برای آن در دسترس نیست، دانشمندان شواهدی دارند که نشان میدهد مشکل در گوشها نیست، بلکه در مغز است.
تحقیقات نشان داده است که وزوز گوش پیوندهای مهمی با خواب و انتقالدهنده عصبی سروتونین دارد که بیشتر به خاطر نقشش در تنظیم خلق و خو شناخته میشود.
بهترین درک ما از وزوز گوش این است که به نوعی در افراد مبتلا به این بیماری، مغز به جای یادگیری حذف صدای خیالی، آن را جدید و مهم تلقی میکند.
این ما را به مطالعه موشها در کانادا بازمیگرداند، جایی که محققان دانشگاه مکگیل نشان دادند که سیلوسایبین بر همان مسیر در مغز تأثیر میگذارد، اما در این مورد، سیلوسایبین مغز را از انجام کاری که دانشمندان آن را «عادت» مینامند، بازداشت؛ جایی که مغز چیزی را به عنوان نویز پسزمینه ذخیره میکند و دیگر به آن توجه نمیکند.
در عوض، در موشهایی که از نظر ژنتیکی مهندسی شده بودند تا نورونهایشان هنگام فعالیت زیر میکروسکوپ مخصوص روشن شوند، محققان مشاهده کردند که سیلوسایبین از وقوع آن عادت جلوگیری میکند.
هنگامی که به موشها سیلوسایبین داده شد، آنها هر صدایی را طوری شنیدند که انگار برای اولین بار است و حساسیت آنها به صداهای با شدت کم همچنان بالا باقی ماند. در حالی که وقتی موشها فقط محلول نمکی به عنوان کنترل دریافت کردند، مغز آنها صداهای تکراری را فیلتر کرد و نسبت به آنها کمتر توجه کرد.
یک نکته مهم وجود دارد؛ هیچ مدرکی وجود نداشت که نشان دهد سیلوسایبین تأثیرات گستردهتری بر پردازش صدا دارد. به نظر نمیرسد که این روانگردان مسیرهای پردازش صدا در مغز را «سیمکشی مجدد» کند، بلکه بر صداهایی که مغز فیلتر میکند یا به آنها توجه میکند، تأثیر داشته است.
البته این تنها یک مطالعه روی موشها است و هنوز مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است، اما طبق بررسی اخیر منتشر شده در مجله تحقیقات شنوایی که دهها مقاله را برای ارزیابی تأثیر بالقوه سیلوسایبین بر علائم وزوز گوش بررسی کرده است، این پیوندی است که ارزش بررسی بیشتر را دارد.
دانشمندان چینی نیز چندین مکانیسم را که سیلوسایبین و وزوز گوش در مغز با هم همپوشانی دارند، بررسی کردند.
یکی از قانعکنندهترین آنها نقش گلوتامات (یک انتقالدهنده عصبی که سلولهای مغزی را تحریک میکند) و GABA (یک انتقالدهنده عصبی که مغز را آرام میکند) است.
تحقیقات قبلی وزوز گوش را به عدم تعادل سیستم «هیجان/آرامش» در مغز مرتبط دانسته است. اساسا GABA به اندازه کافی برای آرام کردن مغز وجود ندارد و به فعالیتهای تحریکی اجازه میدهد تا افزایش یابند. این بدان معناست که نورونهای مرتبط با شنوایی میتوانند بدون هیچ صدای واقعی که آنها را تحریک کند، به خودی خود شروع به شلیک کنند و مغز آن صدای داخلی را به عنوان یک صدای واقعی تفسیر میکند.
در میان مکانیسمهای دیگر، محققان خاطرنشان میکنند که سیلوسایبین نیز به ایجاد اختلال در این مسیر شناخته شده است، اما سیلوسایبین به جای گیر افتادن با دکمه افزایش صدا، منجر به افزایش گلوتامات میشود که باعث آزاد شدن بیشتر GABA میشود و اساساً این سیستم را مجدداً تنظیم میکند.
همه اینها منجر به این میشود که مغز کمتر در مسیرهای خود گیر کند؛ اثری که به طور بالقوه میتواند مانع از گیر افتادن مغز افراد مبتلا به وزوز گوش روی یک صدای خیالی شود.
البته باید گفت که هیچ یک از این کارآزماییهای بالینی نمیگویند که سیلوسایبین قطعاً به وزوز گوش کمک میکند، بلکه این یک بررسی مهم از تحقیقات تاکنون است که دانشمندان را تشویق میکند تا به تحقیق درباره این ارتباط ادامه دهند.
محققان میگویند: ما از طریق این تحقیقات میتوانیم پتانسیل درمانی سیلوسایبین را بهتر درک کنیم و زمینههای علمی را برای توسعه پروتکلهای درمانی جدید و ارائه گزینههای درمانی مؤثرتر برای بیماران وزوز گوش فراهم کنیم.
این مهم است. در حال حاضر، بهترین دارویی که اکثر مبتلایان به وزوز گوش میتوانند به آن امیدوار باشند، ترکیبی ناقص از داروهای ضد افسردگی، ضد تشنج یا گشادکنندههای عروق است که داروهایی هستند که عوارض جانبی واقعی دارند و فقط گاهی اوقات مؤثر هستند.
از سوی دیگر، سیلوسایبین در حال حاضر در آزمایشهای انسانی برای افسردگی، اضطراب و اعتیاد که در آنها دوزهای واحد میتوانند اثرات ماندگاری داشته باشند، نویدبخش بوده است.
اگر شواهد بیشتری ببینیم که این ترکیب میتواند نحوه تصمیمگیری مغز در مورد ارزش گوش دادن را تغییر دهد، میلیونها نفر که با وزوز گوش زندگی میکنند، ممکن است سرانجام یک قدم به شیرینترین صدای ممکن برای خود که شاید همان صدای سکوت باشد، نزدیک شوند.
انتهای پیام