به گزارش ایرنا زندگی- اهالی فریم این بازی را فوتشال مینامند، فوتبالی که در دل شالیزار شکل میگیرد. چند سالی است که این رسم میان کشاورزان شمال جا افتاده و به نمادی برای آغاز فصل کشاورزی تبدیل شده است. پیش از آنکه نشاها در زمین کاشته شوند و کار سخت ماههای آینده آغاز شود، کشاورزان عاشق فوتبال برای ساعتی زمین را به میدان بازی بدل میکنند. تماشاگران کم نیستند. چند نفر در حاشیه شالیزار ایستادهاند، بعضی روی خاکریزها نشستهاند و با هر گل و هر سر خوردن بازیکنان صدای خنده و تشویق بلند میشود. توپ که شوت میشود، گاهی در گل میماند و گاهی با جهشی کوتاه از میان آب و گل عبور میکند.
در دشت فریم، این بازی فقط یک مسابقه نیست، شروعی برای فصل تازه است. بعد از پایان بازی، همین زمین باید میزبان نشاهای برنج شود و کشاورزان روزهای طولانی کار را در آن بگذرانند. شاید به همین دلیل است که پیش از آغاز کار، چند دقیقهای با توپ و خنده، شالیزار را به میدان شادی تبدیل میکنند.
مجموعه مستند تصویری کامل « فوتبال در شالیزار » را اینجا ببینید.

استادیومی به وسعت یک شالیزار
در روستای فریم کشاورزان، پیش از آنکه دست به زانو بگذارند و کمر برای نشاکاری خم کنند، قد راست میکنند تا با توپ به استقبال فصل سبز بروند. شالیزار نه یک زمین کشاورزی، که یک استادیوم بیادعاست که تنها خطکشیاش رد پاهای فرو رفته در گل است.
به دروازهی چوبی و دستسازی نگاه کنید که با تنه درختان بنا شده است. دروازهای که شاید هیچ شباهتی به استانداردهای فیفا نداشته باشد اما برای این مردان، به اندازه ورزشگاه آزادی بزرگ و پرشکوه است. بازیکنان، با لباسهایی که حالا بخشی از هویت خاکی زمین را به خود گرفتهاند، در کنار هم ایستادهاند. رد گل بر پاها و پیراهنها، امضای این بازی است، نشانی از جدالی سنگین که در آن شوت زدن نیازمند قدرتی مضاعف و دویدن مستلزم مبارزه با گل چسبناکی است که زمین را به تسخیر خود درآورده است.
در پسزمینه تصویر، کوههای مهآلود و آسمان ابری دودانگه، قاب طبیعی این مسابقه را تکمیل کردهاند، گویی طبیعت نیز در این جشن پیش از کار سخت، شریک شده است. به چهرهها نگاه کنید، لبخندها در میان این همه تلاش و سختی، پیروز اصلی میدان هستند. این مردان، پیش از آنکه ماهها در سکوت و تنهایی شالیزار، با آب و خاک دستوپنج نرم کنند، اینجا و در کنار هم با فوتشال به زندگی سلامی دوباره میکنند. این قاب، نه فقط تصویر چند فوتبالیست آماتور، که ثبت لحظهی باشکوه همبستگی مردمی است که میدانند چگونه سختی کار را با طعم شیرین بازی و رفاقت، قابلتحمل کنند.

رقابتی به رنگ خاک و عشق
اینجا میدان نبرد رفاقت است. جایی که هیچکس حریف گلهای چسبناک نمیشود، اما کسی هم قصد تسلیم شدن ندارد. در این قاب، لحظهای از اوج تکاپو در فوتشال ثبت شده است، جایی که بازیکنان با لباسهایی که حالا دیگر رنگ اصلی خود را با خاک زمین عوض کردهاند و در گیرودار یک حمله برای رسیدن به توپ هستند.
پرچم کوچکی که کنار زمین است، انگار نمادی از عشق اهالی دودانگه به این خاک و این آیین است. پرچمی که در تلاطم بازی، بالاتر از گل و لای، همچنان استوار مانده است. در این فضای مملو از آب و گل، هر قدمی که برداشته میشود، صدای شیرجه رفتنها و برخورد توپ با سطح گلآلود، سمفونی شروع فصل برنج است.
این تصویر به ما میگوید که کشاورزی در اینجا، فقط یک شغل نیست، یک سبک زندگی است که با بازی، با خنده و با پیوند عمیق با زمین آغاز میشود. اینجا، در دشت فریم، برنده اصلی این رقابت گلی، همان روح همدلی است که میان این مردان سختکوش در جریان است.

وقتی شالیزار صحنه نمایش میشود
توپ برای لحظهای از شالیزاری که دیگر فقط گل و آب نیست، بلکه صحنهی یک حرکت آکروباتیک است از زمین جدا شده است. در این قاب، بازیکنی با پیراهن نارنجی، بدنش را به هوا سپرده تا ضربهای تماشایی بزند؛ ضربهای که در زمینی خشک شاید عادی باشد، اما اینجا، در دل شالیزار، به نمایشی جسورانه تبدیل میشود. پاها از گل کنده شدهاند و بدن در برابر جاذبه و زمینِ لیز، مقاومت میکند.
پشت سر او، دروازهای ساده و بازیکنانی که تا زانو در گِل فرو رفتهاند، با چشمانی دوخته به توپ، لحظه را دنبال میکنند. هیچکس مطمئن نیست توپ به تور مینشیند یا در آب فرو میافتد؛ اما همین بلاتکلیفی، هیجان بازی را دوچندان کرده است. آب شالیزار با هر فرود، موج برمیدارد و گل، رد این تلاش را برای همیشه ثبت میکند.
آسمان ابری و دشت سبز اطراف قاب این لحظه کوتاه اما پرمعنا را کامل کردهاند. لحظهای که نشان میدهد فوتشال فقط فوتبال در گل نیست، بلکه جسارت بازی در دل طبیعت است. این تصویر اوج شور بازی پیش از آغاز فصل کار است، فریادی بیصدا که میگوید زندگی حتی در سختترین زمینها، جای پرواز دارد.

دروازه رویای دستیافتن گلی
اینجا نقطهی اوج فوتشال است جایی که قوانین فیزیک در گل شالیزار به چالش کشیده میشود. دروازه درست در مقابل چشم است اما رسیدن به آن، خود فتح یک قله است. بازیکنان با پیراهنهای خیس از گل، در حال کشمکش برای تصاحب توپ هستند. یکی در حال شوت زدن است و گلولهای از آب و گل را به هوا پرتاب کرده و دیگران برای دفاع یا حمله، در میان این گرداب گلی، هر کدام به سمتی کشیده میشوند. زمین بازی، دیگر فقط یک زمین نیست، یک عنصر فعال است که بازیکنان را به درون خود میکشد. هر قدم، هر چرخش، هر تکل، با صدایی شبیه به مکیدن گل همراه است. دروازهبان، باید آمادهی شیرجهای برای گرفتن توپ و نجات جان خودش از فرو رفتن عمیقتر در گل باشد.
این فوتشال نه فقط یک سرگرمی، که نمادی از پیوند عمیق انسان با طبیعت و توانایی او برای یافتن شادی و نشاط در دل دشواریها است. این عکس، فریاد بلند زندگی است که از میان گل و آب، به گوش میرسد.

حماسه پاهای گلی
اینجا مرز میان بازی و تلاش محو شده است. لحظهای نفسگیر از درگیری بازیکنان در دل شالیزار است. جایی که بدنها در تقلا برای کنترل توپ، به دل گل سرد و سنگین زدهاند. صدای برخورد بدنها با آب و گل و فریادهای مشتاقانه را در ذهن طنینانداز میکند. بازیکنی که روی زمین است، انگار میخواهد با تمام وجود راه را بر حریف ببندد و آن که ایستاده با تمرکزی دقیق، توپ را در میان این آشوب گلی هدف گرفته است.
قطرات گل که به اطراف پاشیده شدهاند، مانند ستارههایی در آسمان ابری این دشت میدرخشند و حرکت بازی را به تصویر میکشند. اینجا فوتشال دیگر فقط یک سرگرمی نیست، میدانی برای سنجش استقامت و ارادهی مردانی است که در میان دشواری زمین، راه رسیدن به گل و شادی را جستوجو میکنند.برای اهالی دودانگه، بهار و فصل برنج، تنها با کار و کشاورزی شناخته نمیشود بلکه با بازیهایی اینچنینی به جشنی برای حیات و همدلی بدل میگردد.

یادگاری از روزی گلی و پرلبخند
گل هنوز بر تنها نشسته اما لبخندها از هر چهرهای پیدا است. بازیکنان خسته و گلی در خط جلو ایستادهاند و یا بر لبهی شالیزار نشستهاند. توپ زرد میانشان تنها نشانهی رنگی است که از دل این میدان گلآلود بیرون زده است. پشت سر آنها، جمعی از اهالی، بزرگان روستا و تماشاگران با لباسهای تمیز و مرتب صف کشیدهاند و تضادی که بهخوبی فاصلهی زمین بازی و حاشیه امن تماشا را نشان میدهد.
آسمان ابری و مهگرفته، شالیزار خیس و چهرههای گلی بازیکنان، در کنار لبخندهای آرام کسانی که در پسزمینه ایستادهاند، این عکس را به یادگاری مشترک از یک روز خاص تبدیل کرده است. روزی که در آن فوتشال فقط یک بازی نبود، بهانهای بود برای دور هم بودن، برای خندیدن و برای آغاز فصل کشاورزی با یک خاطرهی جمعی. اینجا هیچکس برنده و بازنده نیست و همه در کنار هم ایستادهاند تا ثبت کنند که آغاز فصل برنج، با گل و لبخند و رفاقت گره خورده است.

اهتزاز پرچم ایران بر پهنهی شالیزار
بازی تمام شده و بازیکنان و تماشاچیان همه عرصه را ترک کرده اند اما تنها چیزی که باقی مانده، پرچم ایران بر فراز تکهای چوب استوار شده است. این پرچم، تنها ناظر خاموش فوتشال نیست بلکه نشانی از پیوند عمیق این آیین محلی با هویت ملی است. پرچم در باد ملایم کوهستانی میرقصد و در پسزمینهی آن، دروازههای سادهی چوبی که با ذوق و سلیقه برای این بازی برپا شدهاند، دیده میشوند.
پرچم، بر فراز آب و گلی که تا چند روز دیگر به رنگ سبز نشاها در میآید، یادآور این است که این زمین، تنها منبع معیشت نیست، بلکه بخشی از سرزمینی است که با عشق و امید کشاورزان، به حیات خود ادامه میدهد. در اینجا، زیر آسمان ابری و در میان کوههای مه گرفته، این پرچم سه رنگ است که بر پهنهی آرام شالیزار، شکوه زندگی و کار را فریاد میزند.