گروه اجتماعی – سعید تهرانی: تهران، شهری با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیت در محدوده شهری و با میلیونها نفر جمعیت شناور، سالهاست روی مجموعهای از گسلهای فعال زندگی میکند. گسلهایی که بارها درباره احتمال فعال شدن آنها هشدار داده شده است. دانشمندان هنوز قادر به پیشبینی دقیق زمان وقوع زلزله نیستند، اما میتوانند درباره میزان خطر، نقاط آسیبپذیر و راهکارهای کاهش خسارت هشدار دهند. به همین دلیل، کارشناسان همواره تأکید میکنند که شهروندان باید کیف نجات آماده داشته باشند، محل قطع گاز و برق منزل را بشناسند، مسیرهای خروج اضطراری را تمرین کنند و در برابر شایعات و اخبار نادرست پس از وقوع زلزله هوشیار باشند. شاید هیچکس نداند زلزله بزرگ تهران چه زمانی رخ خواهد داد، اما یک نکته روشن است و آن میزان خسارتی است، بیش از آنکه به قدرت زمین وابسته باشد، به آمادگی شهری بستگی دارد که روی گسل زندگی میکند.
بررسی ابعاد فاجعه در ونزوئلا نشان میدهد، شمار بالای کشتهها و مصدومان تنها به بزرگی زمینلرزه مربوط نبوده، بلکه مجموعهای از عوامل دست به دست هم دادهاند تا زلزله به یک بحران انسانی تبدیل شود. مهمترین عامل، فروریختن ساختمانهای قدیمی و سازههایی بود که مطابق آییننامههای مقاومسازی لرزهای ساخته نشده بودند. بسیاری از ساختمانها روی خاکهای نرم و رسوبی قرار داشتند، خاکهایی که امواج زلزله را تقویت میکنند و شدت لرزش را افزایش میدهند. از سوی دیگر، وقوع دو زمینلرزه قدرتمند در فاصله زمانی بسیار کوتاه باعث شد ساختمانهایی که در لرزش نخست آسیب دیده بودند، در لرزش دوم به طور کامل فرو بریزند. کارشناسان همچنین از ضعف در کیفیت ساخت، وجود طبقات همکف باز (پارکینگ)، فرسودگی سازهها، کمبود تجهیزات امداد و نجات و کندی عملیات امدادرسانی به عنوان عوامل افزایش تلفات یاد کردهاند.
*تهران؛ کلانشهری روی گسل
تهران یکی از معدود پایتختهای جهان است که در مجاورت چند گسل فعال قرار گرفته است. گسل شمال تهران، مشا، ری، کهریزک و چندین گسل فرعی، سالهاست موضوع مطالعات زمینشناسان و زلزلهشناسان هستند.در طول دهههای گذشته بارها زمینلرزههای کوچک در اطراف تهران رخ داده است، اگرچه خسارت گستردهای نداشتهاند، اما همواره یادآور این واقعیت بودهاند که انرژی در این گسلها در حال انباشته شدن است. از سوی دیگر، جمعیت چند میلیونی تهران و استانهای همجوار باعث شده هرگونه بحران احتمالی ابعادی بسیار فراتر از یک حادثه محلی پیدا کند.کارشناسان تأکید دارند، عمق زمینلرزه، فاصله آن تا مناطق مسکونی، کیفیت ساختوساز، نوع خاک، تراکم جمعیت و میزان آمادگی دستگاههای امدادی، همگی در تعیین ابعاد بحران و شدت خسارت نقش دارند.
*نخستین دقیقه؛ زمانی که شهر از حرکت میایستد
اگر زمینلرزهای بزرگ تهران را بلرزاند، نخستین پیامد آن احتمالاً توقف ناگهانی زندگی روزمره خواهد بود. متروها، بزرگراهها، تونلها، پلها، خطوط انتقال برق، سامانههای مخابراتی و بخشهایی از شبکه حملونقل ممکن است با اختلال یا آسیب روبهرو شوند.در همان دقایق ابتدایی، میلیونها نفر تلاش خواهند کرد از ساختمانها خارج شوند و شهری مثل تهران با خیابانهای پرتردد و بافتهای متراکم میتواند به ازدحام شدید و دشواری عملیات امدادی منجر شود.در چنین شرایطی، زمان طلایی برای نجات مصدومان بسیار محدود خواهد بود و هرگونه انسداد معابر یا قطع ارتباطات میتواند روند امدادرسانی را کندتر کند.
یکی از مهمترین نگرانیها، وضعیت ساختمانهای قدیمی و فرسوده در بخشهایی از پایتخت است. هرچند طی سالهای گذشته مقررات ساختوساز سختگیرانهتر شده، اما هنوز هزاران ساختمان مسکونی، تجاری و اداری با استانداردهای قدیمی در سطح شهر وجود دارند.کارشناسان معتقدند در صورت وقوع یک زمینلرزه شدید، بیشترین آسیب متوجه ساختمانهایی خواهد بود که بدون رعایت اصول مقاومسازی ساخته شدهاند یا در طول سالها دچار فرسودگی شدهاند.با فروریختن ساختمانها عملیات جستوجو و نجات با دشواری روبهرو می شود و احتمال گرفتار شدن افراد زیر آوار را افزایش میدهد و نمی توان فقط از دید خسارت مالی به موضوع نگاه کرد.
*بحران پس از زلزله
تجربه زلزلههای بزرگ جهان نشان میدهد که بخش قابل توجهی از خسارتها پس از پایان لرزش زمین رخ میدهد. شکستگی خطوط گاز و وقوع آتشسوزی، قطع برق، اختلال در شبکه آب، از کار افتادن سامانههای مخابراتی، کمبود سوخت و دشواری توزیع اقلام ضروری، میتواند شرایط را پیچیدهتر کند.در شهری مانند تهران که وابستگی زیادی به زیرساختهای شهری دارد، اختلال همزمان در چند شبکه حیاتی میتواند زندگی روزمره را برای روزها، هفتهها و حتی ماه ها تحت تأثیر قرار دهد.از سوی دیگر، برخی بیمارستانها و مراکز درمانی با وجود اینکه ممکن است خود آنها دچار آسیب یا محدودیت خدمات شوند، با موج بزرگی از مصدومان مواجه خواهند شد.
یکی از مهمترین چالشهای تهران پس از یک زمینلرزه بزرگ، دسترسی نیروهای امدادی به مناطق آسیبدیده خواهد بود.تراکم خودروها، خیابانهای باریک در برخی محلههای قدیمی، احتمال تخریب پلها یا انسداد مسیرها، میتواند سرعت رسیدن آتشنشانان ها، اورژانس و نیروهای هلال احمر را کاهش دهد.در کنار این موضوع، اسکان اضطراری میلیونها شهروند نیز به یکی از بزرگترین عملیاتهای مدیریت بحران کشور تبدیل خواهد شد. عملیاتی که نیازمند فضاهای باز، امکانات بهداشتی، آب آشامیدنی، مواد غذایی و مدیریت منسجم است.
*تابآوری؛ حلقهای که باید تقویت شود
در سالهای اخیر اقداماتی مانند مقاومسازی برخی مدارس و بیمارستانها، تدوین برنامههای مدیریت بحران، ایجاد سامانههای هشدار و برگزاری مانورهای امدادی انجام شده است، اما بسیاری از متخصصان بر این باورند که این اقدامات برای شهری با ابعاد تهران کافی نیست.آنها بر نوسازی بافتهای فرسوده، مقاومسازی ساختمانهای حیاتی، افزایش فضاهای امن شهری، آموزش همگانی و ارتقای آمادگی خانوادهها تأکید دارند.به گفته کارشناسان، تجربه کشورهای زلزلهخیز نشان میدهد که تفاوت میان یک فاجعه و یک بحران قابل مدیریت، بیش از هر چیز به میزان آمادگی پیش از وقوع حادثه بستگی دارد.طرح این پرسش که «اگر زلزله ونزوئلا در تهران رخ دهد چه میشود؟» نباید به ایجاد هراس عمومی منجر شود. هدف از چنین سناریوهایی، یادآوری این واقعیت است که مدیریت بحران پیش از وقوع حادثه آغاز میشود، نه پس از آن.
بررسی ابعاد فاجعه در ونزوئلا نشان میدهد، شمار بالای کشتهها و مصدومان تنها به بزرگی زمینلرزه مربوط نبوده، بلکه مجموعهای از عوامل دست به دست هم دادهاند تا زلزله به یک بحران انسانی تبدیل شود. مهمترین عامل، فروریختن ساختمانهای قدیمی و سازههایی بود که مطابق آییننامههای مقاومسازی لرزهای ساخته نشده بودند. بسیاری از ساختمانها روی خاکهای نرم و رسوبی قرار داشتند، خاکهایی که امواج زلزله را تقویت میکنند و شدت لرزش را افزایش میدهند. از سوی دیگر، وقوع دو زمینلرزه قدرتمند در فاصله زمانی بسیار کوتاه باعث شد ساختمانهایی که در لرزش نخست آسیب دیده بودند، در لرزش دوم به طور کامل فرو بریزند. کارشناسان همچنین از ضعف در کیفیت ساخت، وجود طبقات همکف باز (پارکینگ)، فرسودگی سازهها، کمبود تجهیزات امداد و نجات و کندی عملیات امدادرسانی به عنوان عوامل افزایش تلفات یاد کردهاند.
*تهران؛ کلانشهری روی گسل
تهران یکی از معدود پایتختهای جهان است که در مجاورت چند گسل فعال قرار گرفته است. گسل شمال تهران، مشا، ری، کهریزک و چندین گسل فرعی، سالهاست موضوع مطالعات زمینشناسان و زلزلهشناسان هستند.در طول دهههای گذشته بارها زمینلرزههای کوچک در اطراف تهران رخ داده است، اگرچه خسارت گستردهای نداشتهاند، اما همواره یادآور این واقعیت بودهاند که انرژی در این گسلها در حال انباشته شدن است. از سوی دیگر، جمعیت چند میلیونی تهران و استانهای همجوار باعث شده هرگونه بحران احتمالی ابعادی بسیار فراتر از یک حادثه محلی پیدا کند.کارشناسان تأکید دارند، عمق زمینلرزه، فاصله آن تا مناطق مسکونی، کیفیت ساختوساز، نوع خاک، تراکم جمعیت و میزان آمادگی دستگاههای امدادی، همگی در تعیین ابعاد بحران و شدت خسارت نقش دارند.
*نخستین دقیقه؛ زمانی که شهر از حرکت میایستد
اگر زمینلرزهای بزرگ تهران را بلرزاند، نخستین پیامد آن احتمالاً توقف ناگهانی زندگی روزمره خواهد بود. متروها، بزرگراهها، تونلها، پلها، خطوط انتقال برق، سامانههای مخابراتی و بخشهایی از شبکه حملونقل ممکن است با اختلال یا آسیب روبهرو شوند.در همان دقایق ابتدایی، میلیونها نفر تلاش خواهند کرد از ساختمانها خارج شوند و شهری مثل تهران با خیابانهای پرتردد و بافتهای متراکم میتواند به ازدحام شدید و دشواری عملیات امدادی منجر شود.در چنین شرایطی، زمان طلایی برای نجات مصدومان بسیار محدود خواهد بود و هرگونه انسداد معابر یا قطع ارتباطات میتواند روند امدادرسانی را کندتر کند.
یکی از مهمترین نگرانیها، وضعیت ساختمانهای قدیمی و فرسوده در بخشهایی از پایتخت است. هرچند طی سالهای گذشته مقررات ساختوساز سختگیرانهتر شده، اما هنوز هزاران ساختمان مسکونی، تجاری و اداری با استانداردهای قدیمی در سطح شهر وجود دارند.کارشناسان معتقدند در صورت وقوع یک زمینلرزه شدید، بیشترین آسیب متوجه ساختمانهایی خواهد بود که بدون رعایت اصول مقاومسازی ساخته شدهاند یا در طول سالها دچار فرسودگی شدهاند.با فروریختن ساختمانها عملیات جستوجو و نجات با دشواری روبهرو می شود و احتمال گرفتار شدن افراد زیر آوار را افزایش میدهد و نمی توان فقط از دید خسارت مالی به موضوع نگاه کرد.
*بحران پس از زلزله
تجربه زلزلههای بزرگ جهان نشان میدهد که بخش قابل توجهی از خسارتها پس از پایان لرزش زمین رخ میدهد. شکستگی خطوط گاز و وقوع آتشسوزی، قطع برق، اختلال در شبکه آب، از کار افتادن سامانههای مخابراتی، کمبود سوخت و دشواری توزیع اقلام ضروری، میتواند شرایط را پیچیدهتر کند.در شهری مانند تهران که وابستگی زیادی به زیرساختهای شهری دارد، اختلال همزمان در چند شبکه حیاتی میتواند زندگی روزمره را برای روزها، هفتهها و حتی ماه ها تحت تأثیر قرار دهد.از سوی دیگر، برخی بیمارستانها و مراکز درمانی با وجود اینکه ممکن است خود آنها دچار آسیب یا محدودیت خدمات شوند، با موج بزرگی از مصدومان مواجه خواهند شد.
یکی از مهمترین چالشهای تهران پس از یک زمینلرزه بزرگ، دسترسی نیروهای امدادی به مناطق آسیبدیده خواهد بود.تراکم خودروها، خیابانهای باریک در برخی محلههای قدیمی، احتمال تخریب پلها یا انسداد مسیرها، میتواند سرعت رسیدن آتشنشانان ها، اورژانس و نیروهای هلال احمر را کاهش دهد.در کنار این موضوع، اسکان اضطراری میلیونها شهروند نیز به یکی از بزرگترین عملیاتهای مدیریت بحران کشور تبدیل خواهد شد. عملیاتی که نیازمند فضاهای باز، امکانات بهداشتی، آب آشامیدنی، مواد غذایی و مدیریت منسجم است.
*تابآوری؛ حلقهای که باید تقویت شود
در سالهای اخیر اقداماتی مانند مقاومسازی برخی مدارس و بیمارستانها، تدوین برنامههای مدیریت بحران، ایجاد سامانههای هشدار و برگزاری مانورهای امدادی انجام شده است، اما بسیاری از متخصصان بر این باورند که این اقدامات برای شهری با ابعاد تهران کافی نیست.آنها بر نوسازی بافتهای فرسوده، مقاومسازی ساختمانهای حیاتی، افزایش فضاهای امن شهری، آموزش همگانی و ارتقای آمادگی خانوادهها تأکید دارند.به گفته کارشناسان، تجربه کشورهای زلزلهخیز نشان میدهد که تفاوت میان یک فاجعه و یک بحران قابل مدیریت، بیش از هر چیز به میزان آمادگی پیش از وقوع حادثه بستگی دارد.طرح این پرسش که «اگر زلزله ونزوئلا در تهران رخ دهد چه میشود؟» نباید به ایجاد هراس عمومی منجر شود. هدف از چنین سناریوهایی، یادآوری این واقعیت است که مدیریت بحران پیش از وقوع حادثه آغاز میشود، نه پس از آن.