شناسهٔ خبر: 78708394 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» عجله تندروها برای بازگشایی فوری مجلس را بررسی میکند

دغدغه تقنین یا عطش تریبون؟ - مردم سالاری آنلاين

گروهی از نمایندگان مجلس با صدور بیانیه، تهدید به تحصن و اعلام حضور در ساختمان بهارستان، خواستار بازگشایی فوری مجلس شدند. ماجرا زمانی ابعاد تازه‌تری پیدا کرد که حمید رسایی روز گذشته (شنبه) اعلام کرد اگر مجلس در یکشنبه (امروز) بازگشایی نشود، آنها مقابل ساختمان مجلس با مردم جلسه برگزار خواهند کرد.

صاحب‌خبر - گروه سیاسی-مانیا شوبیری : در نگاه نخست، مطالبه بازگشایی مجلس ممکن است خواسته‌ای طبیعی و در چارچوب وظایف نمایندگی به نظر برسد. مجلس نهاد قانون‌گذاری کشور است و تعطیلی طولانی‌مدت آن نیز قابل دفاع نیست. اما وقتی ترکیب امضاکنندگان بیانیه، سوابق سیاسی آنان و نوع ادبیات به‌کاررفته در این مطالبه مورد توجه قرار می‌گیرد، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شود: چرا بخشی از نمایندگان که نامشان همواره در رادیکال‌ترین مواضع سیاسی سال‌های اخیر دیده شده، تا این اندازه برای بازگشایی فوری مجلس عجله دارند؟ آیا مسئله صرفاً دفاع از جایگاه پارلمان است یا تلاش برای بازگرداندن یک جریان سیاسی خاص به مرکز تحولات کشور؟

همان چهره‌های همیشگی
نگاهی به اسامی امضاکنندگان بیانیه نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از آنها همان چهره‌هایی هستند که در سال‌های گذشته در مخالفت با مذاکرات هسته‌ای، حمله به دولت‌های میانه‌رو، مخالفت با رویکردهای دیپلماتیک و دفاع از سیاست‌های تقابلی نقش فعالی داشته‌اند.
در واقع بسیاری از نام‌هایی که امروز پای بیانیه بازگشایی فوری مجلس دیده می‌شود، پیش از این نیز در صف اول مخالفت با برجام، حمله به مذاکرات و مخالفت با هرگونه تنش‌زدایی در سیاست خارجی قرار داشتند. رد پای این نمایندگان در طرح های چون عفاف و حجاب و صیانت از فضای مجازی نیز به چشم می خورد. همین سابقه باعث شده است که منتقدان، تحرکات اخیر را صرفاً یک مطالبه پارلمانی ندانند و آن را در امتداد همان رویکرد سیاسی گذشته تحلیل کنند.

مجلس دوازدهم مهم‌ترین تریبون سیاسی تندروها
شاید مهم‌ترین پاسخ به چرایی این اصرار را باید در اهمیت تریبون مجلس جست‌وجو کرد. برای جریان‌های رادیکال، مجلس فقط محل قانون‌گذاری نیست؛ بلکه مهم‌ترین بلندگوی رسمی کشور برای اثرگذاری بر فضای سیاسی و رسانه‌ای است. صحن علنی مجلس این امکان را فراهم می‌کند که نمایندگان از جایگاهی رسمی سخن بگویند، دولت را تحت فشار قرار دهند، فضای رسانه‌ای ایجاد کنند و دستور کار سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار دهند.
در هفته‌های گذشته و در شرایطی که بخش عمده توجه کشور معطوف به مسائل امنیتی، بازسازی خسارت‌ها و تلاش برای مدیریت بحران بوده است، این تریبون عملاً از دسترس جریان‌های تندرو خارج شده بود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند آنچه این نمایندگان را نگران کرده، نه تعطیلی چندروزه مجلس، بلکه دور ماندن از مهم‌ترین ابزار اثرگذاری سیاسی‌شان است. به بیان دیگر، مسئله اصلی برای این جریان شاید خود مجلس نباشد، بلکه از دست رفتن فرصت حضور در مرکز توجهات سیاسی و رسانه‌ای باشد.

از مطالبه پارلمانی تا فشار سیاسی
یکی از نکات قابل توجه در ماجرای اخیر، شیوه مطالبه‌گری این نمایندگان است. در حالی که زمان آغاز به کار مجلس در اختیار هیات‌رئیسه قرار دارد، برخی از امضاکنندگان بیانیه نه تنها به تصمیم رسمی هیات‌رئیسه تمکین نکردند، بلکه از تحصن، تجمع و حتی برگزاری جلسه مقابل ساختمان مجلس سخن گفتند. اما ایا هدف، دفاع از جایگاه مجلس است یا اعمال فشار بر سازوکارهای قانونی؟
اگر مسئله صرفاً بازگشایی مجلس باشد، این مطالبه می‌تواند در چارچوب گفت‌وگو با هیات‌رئیسه و مسیرهای قانونی دنبال شود. اما وقتی پای تهدید به تجمع و تحصن به میان می‌آید، موضوع از یک مطالبه اداری و پارلمانی فراتر رفته و به یک کنش سیاسی تبدیل می‌شود.
رفتاری که یادآور همان الگوی آشنای جریان‌های رادیکال است، الگویی که در آن هرگاه روندهای رسمی مطابق خواست آنان پیش نرود، تلاش می‌شود با فشار رسانه‌ای و سیاسی معادله تغییر کند.

نگرانی از فعال شدن دیپلماسی
یکی دیگر از فرضیه‌هایی که در تحلیل رفتار این طیف مطرح می‌شود، نگرانی از ادامه فعالیت مسیرهای دیپلماتیک است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بخش مهمی از جریان تندرو اساسا نگاه مثبتی به مذاکره، تنش‌زدایی و راه‌حل‌های دیپلماتیک ندارد. از مخالفت با برجام گرفته تا حمله به مذاکره‌کنندگان و مخالفت با هرگونه گفت‌وگو، همگی بخشی از کارنامه سیاسی این جریان محسوب می‌شود.
اکنون نیز پس از پایان مرحله نظامی، طبیعی است که دستگاه دیپلماسی تلاش کند از طریق گفت‌وگو، رایزنی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و مدیریت تنش‌ها، شرایط کشور را تثبیت کند.
در این میان تلاش برای بازگشایی فوری مجلس می‌تواند تریبونی رسمی برای حمله به چنین رویکردهایی فراهم کند تریبونی که از آن برای افزایش هزینه سیاسی هرگونه تصمیم دیپلماتیک استفاده شود. بر همین اساس، برخی ناظران معتقدند بخشی از این عجله نه به خاطر دغدغه قانون‌گذاری، بلکه به دلیل نگرانی از اتخاذ تصمیماتی است که ممکن است با رویکرد ایدئولوژیک این جریان سازگار نباشد.

رقابت برای تصاحب گفتمان انقلابی‌گری
نباید از یک عامل مهم دیگر نیز غافل شد،‌ رقابت درون‌جناحی. جریان‌های رادیکال سال‌هاست که تلاش می‌کنند خود را تنها نمایندگان انقلابی‌گری در ساختار سیاسی کشور معرفی کنند. در این چارچوب، هرگونه میانه‌روی، مذاکره یا واقع‌گرایی سیاسی با برچسب‌هایی نظیر سازش‌کاری یا عقب‌نشینی مواجه می‌شود.
بازگشایی مجلس در چنین شرایطی فرصتی برای این طیف فراهم می‌کند تا بار دیگر خود را در جایگاه نیروهای مطالبه‌گر و پیشرو نشان دهند و از طریق نطق‌ها، تذکرها و جنجال‌های رسانه‌ای، گفتمان مورد نظرشان را بازتولید کنند.
به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند ماجرای اخیر بیش از آنکه به دغدغه‌های تقنینی مربوط باشد، با رقابت‌های سیاسی و تلاش برای حفظ جایگاه در معادلات قدرت ارتباط دارد.

نیاز کشور آرامش است، نه رادیکالیسم
در شرایطی که کشور از یک بحران مهم عبور کرده و بیش از هر زمان دیگری به انسجام داخلی، عقلانیت سیاسی و مدیریت کم‌هزینه چالش‌ها نیاز دارد، بازگشت ادبیات رادیکال به عرصه عمومی می‌تواند پیامدهای منفی فراوانی به همراه داشته باشد.
تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که رادیکالیسم سیاسی اگرچه ممکن است برای مدتی کوتاه توجه رسانه‌ها را جلب کند، اما در نهایت هزینه‌های آن متوجه کل کشور خواهد شد. از افزایش تنش‌های خارجی گرفته تا محدود شدن فرصت‌های دیپلماتیک و تشدید شکاف‌های سیاسی در داخل. از همین رو، نگرانی اصلی نه بازگشایی مجلس، بلکه تبدیل شدن دوباره صحن علنی به عرصه‌ای برای تسویه‌حساب‌های سیاسی و حمله به هرگونه رویکرد مبتنی بر گفت‌وگو و عقلانیت است. طیفی که بعد از امضای توافق وزیر خارجه را تهدید به استیضاح کرده اند، حالا برای عملی کردن این تهدید لحظه شماری می کنند.
اصرار طیفی از نمایندگان تندرو برای بازگشایی فوری مجلس را نمی‌توان صرفا در چارچوب دفاع از جایگاه پارلمان تحلیل کرد. شواهد موجود، سوابق سیاسی امضاکنندگان بیانیه و نوع رفتار آنان نشان می‌دهد که این مطالبه ابعاد سیاسی گسترده‌تری دارد.
بازگشت به تریبون رسمی کشور، اثرگذاری بر فضای سیاسی، فشار بر روندهای دیپلماتیک، حفظ نقش‌آفرینی در تحولات جاری و جلوگیری از حاشیه‌نشینی سیاسی، مهم‌ترین دلایلی است که می‌توان برای این عجله برشمرد.
شاید به همین دلیل باشد که پرسش اصلی امروز نه این است که چرا مجلس تعطیل بوده، بلکه این است که چرا برخی نمایندگان برای پایان این تعطیلی تا این اندازه بی‌تابی می‌کنند؛ بی‌تابی‌ای که از نگاه فعالان سیاسی، بیش از آنکه ریشه در دغدغه‌های ملی داشته باشد، به نیاز یک جریان سیاسی برای بازگشت به مرکز صحنه قدرت و رسانه شباهت دارد.
 

برچسب‌ها: