در میان همه درسهای این مکتب، وفاداری حضرت عباس بن علی(ع) به امام حسین(ع) جایگاهی ویژه دارد؛ وفاداریای که فراتر از پیوندهای خویشاوندی، بر پایه «شناخت»، «بصیرت» و «تعهد به حقیقت» شکل گرفته بود. در حالی که حکومت بنی امیه مرجع تولید «گفتمان شبه علم» و گسترش دهنده «جنگ روایتها» بود و تصمیمگیری خردمندانه در برابر چنین حکومتی بسیار سخت بود.
پژوهشگران حوزه مدیریت دانش بر این «باورِ صادقِ موجه» هستند که در هرم «مدیریت دانش»، در بالاترین جایگاه و پس از «داده»، «اطلاعات»، «دانش»، «علم»، «خرد» و «حکمت»، «بصیرت» قرار دارد. در واقع وفاداری حضرت عباس (ع)، متأثر از سطح بالای بلوغ دانشی و دستیابی به جایگاهِ بصیرت بود.
اهل قلم و پژوهشگران بیش از هر گروه دیگری نیازمند تأمل در این الگوی ماندگار هستند. حضرت عباس(ع) در شرایطی که میتوانست راهی آسانتر را برگزیند، آگاهانه در کنار امامِ زمان خویش ایستاد و تا آخرین لحظه از آرمان حق دفاع کرد. او نشان داد که وفاداری، صرفاً همراهی در روزهای آرامش نیست، بلکه مقاومت، پایداری و تاب آوری بر سر اصول در سختترین آزمونهاست.
پژوهشگران و اهل قلم نیز در میدان علم و اندیشه و در «جنگ روایتها»، با آزمونهای گوناگونی روبرو میشوند؛ آزمون قدرت، شهرت، منفعت و مصلحتاندیشیهای زودگذر. درس حضرت عباس(ع) آن است که حقیقت نباید قربانی منفعت شود و قلم نباید در برابر فشارها از مسیر انصاف و صداقت، دچار تحریف و فراموشی شود؛ زیرا که تحریف و فراموشی و جهل و خرافات از جمله فرزندان شبه علم هستند.
همانگونه که علمدار کربلا پرچم حق را بر زمین نگذاشت، اهل قلم نیز باید پرچم حقیقت را در عرصه اندیشه و پژوهش برافراشته نگه دارند و در مسیر علم و پژوهش گام بردارند و قرار گرفتن زیر خیمه شبه علم خودداری کنند. همچنین وفاداری حضرت عباس(ع)، یادآور «مسئولیت اجتماعی» دانشمندان، پژوهشگران و اهل قلم است.
دانش و قلم زمانی ارزشمند خواهند بود که متعهدانه در خدمت آگاهیبخشی، عدالت و کرامت انسانی قرار گیرند. پژوهشگری که به حقیقت وفادار است، روایتها را تحریف نمیکند، اسناد را گزینشی نمیبیند و در برابر جهل وتحریف سکوت اختیار نمیکند، در مسیر دستیابی به «بصیرت» گام برمیدارد.
تاسوعا و عاشورا فرصتی است تا جامعه علمی و فرهنگی کشور بار دیگر با این پرسش مواجه شوند که وفاداری ما به حقیقت، اخلاق علمی و مسئولیت اجتماعی و گام برداشتن در مسیر علم و پرهیز از شبه علم تا چه اندازه است؟ حضرت عباس(ع) به ما میآموزد که ارزش انسان نه صرفاً در دانستن، بلکه در خردمندی و انطباق علم و عمل و پایبندی به آنچه حق میداند آشکار میشود.
امروز نیز جامعه به قلمهایی نیاز دارد که همچون علمدار کربلا، امانتدار حقیقت باشند؛ قلمهایی که نه با طوفان حوادث بشکنند و نه با جاذبه منافع از مسیر عدالت و صداقت فاصله بگیرند. این بزرگترین درس وفاداری حضرت عباس(ع) برای اهل اندیشه و پژوهش است؛ وفاداری به حقیقت، حتی زمانی که هزینه دارد.
از جمله رویدادهایی که نیازمند حضور اثربخش اهل قلم و پژوهشگران است، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان است. این جنگ نیازمند روایتهای صحیح و به دور از «تحریف» و «فراموشی» و تجزیه و تحلیل مناسب است. هنوز مظلومیت شهدای کودک و نوجوان و زنان این سرزمین که ناجوانمردانه گرفتار حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا شدند، به صورت کامل ثبت، ضبط و مستندسازی نشده است.
هنوز رشادتهای آرش گونه فرزندان این سرزمین اهورایی به خوبی تبیین نشده است. هنوز درس آموخته های این جنگها در تصمیمسازی و تصمیمگیری ها در فرایند مدیریت دانش در عرصه حکمرانی به صورت کامل جاری و ساری نشده است و ده ها «هنوزِ دیگر» عرصه کنشگری وفادارانه اهل قلم به «گفتمان علم» در برابر «گفتمان شبه علم» را مشخص می کند.
اینها فقط بخشهایی از حوزههای فعالیت وفادارانه اهل قلم و پژوهشگران و دانشگران به حقیقت است.سخن آخر اینکه فراموش نکنیم که وفاداری جزئی مهم از شرافت انسانی محسوب می شود و این بخش مهم باید در همه ارکان زندگی اهل قلم قابل مشاهده باشد.
در میان همه درسهای این مکتب، وفاداری حضرت عباس بن علی(ع) به امام حسین(ع) جایگاهی ویژه دارد؛ وفاداریای که فراتر از پیوندهای خویشاوندی، بر پایه «شناخت»، «بصیرت» و «تعهد به حقیقت» شکل گرفته بود. در حالی که حکومت بنی امیه مرجع تولید «گفتمان شبه علم» و گسترش دهنده «جنگ روایتها» بود و تصمیمگیری خردمندانه در برابر چنین حکومتی بسیار سخت بود.
پژوهشگران حوزه مدیریت دانش بر این «باورِ صادقِ موجه» هستند که در هرم «مدیریت دانش»، در بالاترین جایگاه و پس از «داده»، «اطلاعات»، «دانش»، «علم»، «خرد» و «حکمت»، «بصیرت» قرار دارد. در واقع وفاداری حضرت عباس (ع)، متأثر از سطح بالای بلوغ دانشی و دستیابی به جایگاهِ بصیرت بود.
اهل قلم و پژوهشگران بیش از هر گروه دیگری نیازمند تأمل در این الگوی ماندگار هستند. حضرت عباس(ع) در شرایطی که میتوانست راهی آسانتر را برگزیند، آگاهانه در کنار امامِ زمان خویش ایستاد و تا آخرین لحظه از آرمان حق دفاع کرد. او نشان داد که وفاداری، صرفاً همراهی در روزهای آرامش نیست، بلکه مقاومت، پایداری و تاب آوری بر سر اصول در سختترین آزمونهاست.
پژوهشگران و اهل قلم نیز در میدان علم و اندیشه و در «جنگ روایتها»، با آزمونهای گوناگونی روبرو میشوند؛ آزمون قدرت، شهرت، منفعت و مصلحتاندیشیهای زودگذر. درس حضرت عباس(ع) آن است که حقیقت نباید قربانی منفعت شود و قلم نباید در برابر فشارها از مسیر انصاف و صداقت، دچار تحریف و فراموشی شود؛ زیرا که تحریف و فراموشی و جهل و خرافات از جمله فرزندان شبه علم هستند.
همانگونه که علمدار کربلا پرچم حق را بر زمین نگذاشت، اهل قلم نیز باید پرچم حقیقت را در عرصه اندیشه و پژوهش برافراشته نگه دارند و در مسیر علم و پژوهش گام بردارند و قرار گرفتن زیر خیمه شبه علم خودداری کنند. همچنین وفاداری حضرت عباس(ع)، یادآور «مسئولیت اجتماعی» دانشمندان، پژوهشگران و اهل قلم است.
دانش و قلم زمانی ارزشمند خواهند بود که متعهدانه در خدمت آگاهیبخشی، عدالت و کرامت انسانی قرار گیرند. پژوهشگری که به حقیقت وفادار است، روایتها را تحریف نمیکند، اسناد را گزینشی نمیبیند و در برابر جهل وتحریف سکوت اختیار نمیکند، در مسیر دستیابی به «بصیرت» گام برمیدارد.
تاسوعا و عاشورا فرصتی است تا جامعه علمی و فرهنگی کشور بار دیگر با این پرسش مواجه شوند که وفاداری ما به حقیقت، اخلاق علمی و مسئولیت اجتماعی و گام برداشتن در مسیر علم و پرهیز از شبه علم تا چه اندازه است؟ حضرت عباس(ع) به ما میآموزد که ارزش انسان نه صرفاً در دانستن، بلکه در خردمندی و انطباق علم و عمل و پایبندی به آنچه حق میداند آشکار میشود.
امروز نیز جامعه به قلمهایی نیاز دارد که همچون علمدار کربلا، امانتدار حقیقت باشند؛ قلمهایی که نه با طوفان حوادث بشکنند و نه با جاذبه منافع از مسیر عدالت و صداقت فاصله بگیرند. این بزرگترین درس وفاداری حضرت عباس(ع) برای اهل اندیشه و پژوهش است؛ وفاداری به حقیقت، حتی زمانی که هزینه دارد.
از جمله رویدادهایی که نیازمند حضور اثربخش اهل قلم و پژوهشگران است، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان است. این جنگ نیازمند روایتهای صحیح و به دور از «تحریف» و «فراموشی» و تجزیه و تحلیل مناسب است. هنوز مظلومیت شهدای کودک و نوجوان و زنان این سرزمین که ناجوانمردانه گرفتار حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا شدند، به صورت کامل ثبت، ضبط و مستندسازی نشده است.
هنوز رشادتهای آرش گونه فرزندان این سرزمین اهورایی به خوبی تبیین نشده است. هنوز درس آموخته های این جنگها در تصمیمسازی و تصمیمگیری ها در فرایند مدیریت دانش در عرصه حکمرانی به صورت کامل جاری و ساری نشده است و ده ها «هنوزِ دیگر» عرصه کنشگری وفادارانه اهل قلم به «گفتمان علم» در برابر «گفتمان شبه علم» را مشخص می کند.
اینها فقط بخشهایی از حوزههای فعالیت وفادارانه اهل قلم و پژوهشگران و دانشگران به حقیقت است.سخن آخر اینکه فراموش نکنیم که وفاداری جزئی مهم از شرافت انسانی محسوب می شود و این بخش مهم باید در همه ارکان زندگی اهل قلم قابل مشاهده باشد.