به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، نهم محرم الحرام، روزی است که تاریخ در برابر عظمت یک انسان به زانو در میآید. روزی که نه تنها در تقویم محرم، بلکه در صحیفه جانهای شیفتگان ولایت، به نام «تاسوعا» ثبت شده است؛ روزی که خورشید کربلا در اوج غربت، درخشانترین ستاره منظومه ایثار را در کنار خود میبیند. تاسوعا، روز عباس است؛ روزی که تمام واژههای وفا، شجاعت و ادب در محضر ابوالفضل العباس معنا مییابند.
وقتی سخن از تاسوعا به میان میآید، پیش از هر چیز، سیمای بلند بالای علمدار دشت نینوا در ذهن مجسم میشود. کسی که با وجود تواناییهای خارق العاده جسمانی و دلیری بیبدیل، تمام هستی خود را در برابر امام زمان خویش، حسین بن علی، ناچیز میشمرد. ادب عباس در برابر حسین، بیش از شجاعت او در میدان نبرد، درس آموز است. او که همه «عباس» صدایش میکردند، در محضر برادر، هیچگاه خود را «برادر» خطاب نکرد، بلکه همواره با واژه «سیدی» و «مولای» از امام خویش یاد میکرد. این یعنی اوج شناخت جایگاه امامت و سرسپردگی محض در برابر حق.
یکی از درخشانترین و تامل برانگیزترین صحنههای تاسوعا، ماجرای «امان نامه» است. دشمن که ناتوانی خود را در برابر منطق و ایمان اصحاب حسین دریافته بود، دست به نیرنگ زد و اماننامهای برای فرزندان امالبنین فرستاد. تصور کنید! در اوج تنهایی لشکر حق، پیشنهاد امنیت، مال و مقام. اما عباس کیست؟ او فرزند علی است؛ کسی که در مکتب «هیهات منا الذله» پرورش یافته است. پاسخ او به فرستاده دشمن، پاسخی نبود که تنها از سر خشم باشد، بلکه از سر بصیرتی عمیق بود: «لعنت خدا بر تو و امان نامهات. آیا به ما امان میدهید در حالی که فرزند رسول خدا در امان نیست؟» این جمله، منشور وفاداری در تمام اعصار است. تاسوعا به ما میآموزد که در طوفانهای فتنه، آنکس که قطبنمای ولایت را گم نکند، هرگز به بیراهه نخواهد رفت.
تاسوعا، روز سکوت پیش از طوفان عاشورا است. خیمهها در محاصرهاند، صدای چکاچک شمشیرها و رجزخوانیهای سپاه کفر شنیده میشود، اما در خیمهگاه اباعبدالله، آرامشی حاکم است که جز با ایمان به وعده الهی قابل تفسیر نیست. تاسوعا، فرصتی است برای بازخوانی مفهوم «بصیرت». عباس در تاسوعا، تنها یک سرباز نبود؛ او یک استراتژیست بصیر بود که میدانست تا زمانی که او هست، حریم ولایت دستنیافتنی است. او تا آخرین لحظه، علم را به دست داشت و تا آخرین نفس، سپر بلای حرم اهلبیت بود.
امروز، در جایجای ایران اسلامی، به ویژه در پایتخت شور و شعور حسینی، زنجان، وقتی نام تاسوعا میآید، دلها به لرزه میافتد. مردم با پای برهنه، با چشمانی اشکبار و با قلبی آکنده از غم علمدار، به خیابانها میآیند. این حضور، تنها یک آیین نمایشی نیست؛ یک «عهد» است. عهدی که مردم با اباالفضل بستهاند تا نشان دهند در مسیر حق، وفاداری هزینه دارد و آنها آماده پرداخت این هزینه هستند. پابرهنگی در کوچههای عزای عباس، نماد شکستن غرور و تواضع در برابر سقای تشنه کام است.
در جهان مدرن امروز، که وفاداری به اصول و ارزشها به کالایی نایاب تبدیل شده است، تاسوعا یادآور این حقیقت تلخ و شیرین است که «حق» تنها در سایه «ایثار» زنده میماند. اگر عباس در تاسوعا، جان خود را سپر ولایت نمیکرد، امروز نامی از حقیقت باقی نمانده بود.
ما در تاسوعا، تنها به یاد یک قهرمان تاریخ نمیگرییم؛ ما به یاد «میثاقنامه»ای میگرییم که عباس با خون خود امضا کرد. تاسوعا، آینه تمامنمای مردانگی است؛ مردانگی نه به معنای قدرت بازو، بلکه به معنای ایستادن بر سر عهد و پیمان تا پای جان.
بیایید در این روز، از ابوالفضل بیاموزیم که «ادب» یعنی رعایت حرمت امام، «وفا» یعنی رها نکردن دست ولی، و «بصیرت» یعنی شناخت راه، حتی وقتی دشمن، زیباترین و فریبندهترین پیشنهادها را روی میز میگذارد. تاسوعا به ما یاد میدهد که میان «امنیت شخصی» و «حیثیت دین»، باید دومی را انتخاب کرد، حتی اگر به قیمت قطع شدن دستها و شکافته شدن فرق سر تمام شود.
عطر تاسوعا، عطر وفاداری است. باشد که در این روز، جانهای ما نیز با عطر علمدار کربلا معطر شود و در مسیر دشوار حق، قدمهایمان استوار بماند. چرا که راه حسین، بی رهرو نخواهد ماند، تا وقتی که فرهنگ عباس در رگهای غیرتمندان این سرزمین جاری است. صلوات خدا بر قمر بنی هاشم، که در تاسوعا، درس بندگی را به تمام انسانهای آزاده تاریخ داد.
انتهای پیام/