سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): اردبیل به عنوان یکی از کهنترین کانونهای ارادت به اهلبیت(ع) در ایران، سابقهای طولانی در روایت و بازخوانی حماسه عاشورا دارد. از شاعران و مرثیهسرایان گرفته تا پژوهشگران تاریخ و فرهنگ. بسیاری از نویسندگان این استان کوشیدهاند ابعاد مختلف نهضت امام حسین(ع) را در قالب کتاب، مقاله و آثار ادبی به نسلهای بعد منتقل کنند. نگاهی به کارنامه نشر استان نشان میدهد که عاشورا تنها یک موضوع مذهبی نیست، بلکه به مثابه یک جریان فرهنگی و هویتی، سهمی چشمگیر در تولیدات مکتوب نویسندگان اردبیلی داشته و بستری برای خلق آثاری در حوزه تاریخ، ادبیات آیینی، پژوهشهای دینی و مردمشناسی فراهم کرده است.
روایت و داستانهای عاشورایی از دیرباز یکی از راههای انتقال پیام قیام امام حسین (ع) بوده است و نویسندگان بسیاری با بهرهگیری از قدرت قلم خود به بازنمایی این واقعه پرداختهاند چرا که بخشی از زندگی هر فرد ایرانی از بدو تولد با خاطرات دهه محرم و آیینهای این ماه عجین شده است.
یکی از این افراد، نویسنده پر کار اردبیلی، ساسان ناطق است که دو رمان چاپ شده از او یعنی «اعترافات کاتب کشته شده» و «مردهای کوچه عنایت» به وضوح به عاشورا و تعزیه در اردبیل میپردازند.
او با بازگویی یکی از همین خاطرات برای نوشتن رمان خود گفت: پدرم به رسم هر سال ما را برای عزاداری در دهه اول محرم به روستایشان میبرد، روستایی که به سنت گذشتهشان شبیهخوانی را در داخل مسجد قدیمیشان برگزار میکردند، آنجا همیشه برایم سوال بود، چرا آنهایی که لباس قرمز تنشان است به خیمه سبزپوشان حمله میکنند؟ اما پدرم در جوابم برایش سوال بود که چرا من برای تعزیه گریه نمیکنم. او این موضوع را با شیخ روستا در میان گذاشت. گفتم: «حاجی من نمیدانم این شمشیر بدستها کیاند و چرا همدیگر را میکشند. شیخ گفت: شناخت اولین قدم در مسیر عبور آدمی از ظاهر به باطن و از خیال به واقعیت است. بخوان و بدان.» از آن زمان به بعد خواندم تا اینکه سال ۸۳ شناختنامهای با عنوان «با کاروان شهادت» نوشتم که هیچ وقت قانعم نکرد تا اینکه رمان «اعترافات کاتب کشته شده» را برای ادای دین به امام حسین (ع) و مردمی که حضرت را دوست دارند، به قلم آوردم.

روایت کاتبان کربلا در یک رمان
ناطق در مورد این رمان بیان کرد: قصه این رمان روایت نیمروز عاشوراست. این اثر روایت واقعه کربلا از درون خیمه کاتبان است. جوان چوپانی که پدرش روزی کاتب اعظم دربار معاویه و یزید بوده، صبح روز عاشورا به خیمه کاتبان در کربلا میرسد و قصه از چشم و زبان او و کاتبان خیمه روایت میشود.
وی اضافه کرد: کتاب اعترافات کاتب کشته شده حاصل دو سال تحقیق و مطالعه مقتلهای معروف و ۴۲ کتاب از آثار شیعیان و اهل سنت است و رمان از دل تاریخ بیرون آمده است.
این نویسنده گفت: در بخشی از رمان آمده: «از وقتی به یاد داشتم، شمسالله یکچشم، شمر تعزیهمان بود. چشمش عیب و ایرادی نداشت، اما پلک چشم چپش پایین میافتاد و مردم فکر میکردند سنگکپز محل یک چشم دارد. چند سال پیش در محل چو افتاده بود در دعوا چند نفر را لتوپار کرده و آنها هم با تیزی زدهاند رگ پلک چشمش را پاره کردهاند. شمسالله یک شمشیر واقعی داشت که تا صبح روز عاشورا آن را از غلاف درنمیآرود. هر کس به سنگکی میرفت شمشیر را روی دیوار بالکن نانوایی میدید. شمسالله شب و روزش را در همان بالکن میگذراند و صبح روز عاشورا با شمشیر و چکمه قرمزش جلوی مردم راه میرفت و با ریتم و آهنگ طبل و شیپور داد میزد «نه من شمرم نه این خنجر، نه اینجا دشت کربلا باشد؛ غرض، مقصود ما این است در این مجلس بُکا باشد.» این حرف را طوری میزد که همان اول کار با رقص شمشیر و پلک چشم افتادهاش، زهره زن و بچه مردم را میترکاند.»
ناطق با معرفی کتاب دیگری که برگرفته از آیین عزاداری در خطه اردبیل است، گفت: رمان «مردهای کوچه عنایت» اثر معاصر و تجربه زندگی زیسته خودم از برگزاری تعزیه، جنگ و همچنین سفر یکی از دوستانم به اروپاست. در اصل رمان مهاجرت است.

تجریه زیستی نویسنده از محرم در قالب رمان
وی ادامه داد: قصه این رمان چنین است؛ دو دوست تصمیم میگیرند برای رسیدن به زندگی بهتر به اروپا بروند و در این راه سختیهای زیادی متحمل میشوند. قصه از زبان سیروس و هدایت از آتن و اردبیل روایت میشود. عنایت برادر هدایت است که هر سال در تعزیه نقش و شبیه حضرت ابوالفضل(ع) را بازی میکرد ولی عنایت در عملیات کربلای۴ شهید شده و هدایت میخواهد جای برادرش را در تعزیه پر کند.
این نویسنده با بیان بخشی کوتاهی از رمان مردهای کوچه عنایت بیان کرد: «برادرزاده ابنملجم به شتاب رفت کنار شبان و پیشکار پیر ایستاد و چشم به میدان جنگ دوخت. نوجوانی لاغر، اِزار به پا و عمامه به سر، سوار بر اسبی به سپیدی سَحر، با صورتی به درخشندگی قرص قَمر، آمده و چون طاووسی زیبا جلو سپاهیان ایستاده بود. علیبن قرظه به سختی روی پا ایستاد. پلکهای نیمه بازش را گشود و تصویر تار سواری را دید که مقابل سپاهیان ایستاده است. نعمان نشسته سرک کشید. به چهره سوار که نگریست، گمان کرد انعکاس نور آفتاب در سپر و شمشیر سپاهیان روی صورت نوجوان افتاده است. چشم مالید و گفت: میبینید، کار حسین به جایی رسیده که دیگر بچهها را به میدان میفرستد»!
ناطق با بیان اینکه بخش زیادی از ادبیات پایداری به محرم اختصاص دارد، اظهار کرد: هر رزمندهای که عاشق امام حسین (ع) بود، دوست داشت ایام محرم را در جمع عزاداران حسینی محله خود باشد. هر چند در جبهه نیز برنامههای ماه محرم به زیبایی توسط رزمندگان برگزار میشد. ولی یک اردبیلی دلش برای حال و هوای شهرش تنگ میشد چون بدون شک نقش مهمی در دستهجات عزاداری داشت.
وی همچنین با اشاره به اینکه کتاب «برادران قاسم» هم یک کتاب ادبیات پایداری است، اضافه کرد: در این کتاب در کنار خاطرات سرهنگ میرزاعلی برمکی از عملیات والفجر۸ به مراسم طشتگذاری و عزاداری مردم محله آقاکاظم اردبیل و رزمندگان گردان قاسم از لشکر عاشورا قبل از عملیات والفجر۸ پرداخت شده است.
این نویسنده گفت: در بخشی از کتاب برادران قاسم نیز آمده است: « خانهمان پر از نوار کاست و کتاب نوحه بود. پدرم سردسته زنجیرزنان محلهمان آقاکاظم بود و پیراهنهای مشکی و زنجیرهای عزاداران با کتابهای نوحهخوان مسجد تا چند روز قبل از ماه محرم خانه ما میماند و عزاداران یک روز قبل از مراسم طشتگذاری میآمدند و آنها را میبردند. کتابها مال عسگر عزیزیکیا نوحهخوان مسجد آقاکاظم بود. آن روزها کلاس چهارم دبستان بودم و گاهی از سر کنجکاوی کتابهایش را برمیداشتم و میخواندم. خواندن متن ترکی برایم سخت بود اما آنقدر تمرین کردم تا توانستم بخوانم. گاهی لحن و حالت عزیزیکیا در پشت تریبون مسجد را به خودم میگرفتم و میخواندم: «یا حسین ایله نظر غمیاولان حالیمیزه؛ اولماسا مرحمتون، وای بیزیم احوالیمیزه.»
مرور آثار مکتوب نویسندگان اردبیل نشان میدهد که عاشورا در این استان تنها یک واقعه تاریخی یا مناسبت مذهبی نیست، بلکه سرچشمهای ماندگار برای اندیشه، پژوهش و آفرینش ادبی به شمار میرود. استمرار نگارش و انتشار کتابهایی با محوریت قیام امام حسین(ع)، گواه آن است که فرهنگ عاشورایی همچنان در میان اهالی قلم این دیار زنده و پویاست. ظرفیتی که از یک سو به حفظ و انتقال میراث معنوی و آیینی منطقه کمک میکند و از سوی دیگر، روایتهای تازهای از پیامها و آموزههای عاشورا را پیش روی مخاطبان امروز قرار میدهد.