به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مسعود براتی/// «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم…». این نخستین بار است که با چنین صراحت و آشکاری، تمایزی میان نظر رهبر انقلاب و نظر کارگزاران سیاسی- نظامی ترسیم میشود. در سابقهٔ زعامت امام شهید و همچنین دوران رهبری آیتالله خامنهای، همواره تلاش بر همپیوستگی و پرهیز از نشان دادن هرگونه فاصله بوده است؛ تا جایی که پیشتر تنها از رهگذر تحلیل و کنار هم گذاشتن نکات پراکنده میتوانستیم تفاوت نظر را در موضوعاتی مانند شروط پایان جنگ دریابیم. اما در این پیام، بدون هیچ نیاز به تفسیر، صریحاً رهبر انقلاب اعلام میکنند که نظر دیگری داشتهاند. از این منظر پیام اخیر یک پیام تاریخی است.
وقتی رهبر انقلاب میفرمایند «نظر دیگری» داشتهاند، معنای آن چیست؟ برای پاسخ، باید به مجموعهٔ پیامهای ایشان از ۱۹ فروردین (زمان پذیرش آتشبس) تاکنون مراجعه کرد. در آن پیامها، شروطی ترسیم شده که مطلوبِ نظر ایشان را نشان میدهد: تعقیب متجاوزان (رژیم صهیونیستی و آمریکا)، غرامت، مدیریت بر تنگهٔ هرمز، یکپارچگی جبههٔ مقاومت، اخراج نظامی آمریکا از منطقه، انتقام و غیرقابلمذاکره بودن موضوع هستهای.
حال اگر این شروط را با آنچه در تفاهمنامهٔ فعلی که روی کاغذ آمده مقایسه کنیم، فاصله آشکار است. از میان شروط یادشده، تنها «یکپارچگی محور مقاومت» در متن تفاهمنامه گنجانده شده است. اما در عمل، رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر نشان داده که به آن پایبند نیست و در تلاش است خطوط قرمز خود را تثبیت کند. حملات مستمر رژیم به جنوب لبنان در همین روزهای اخیر سبب شهادت تعداد زیادی شده است. همچنین به بحث غرامت هیچ اشارهای نشده، مسئلهٔ تنگهٔ هرمز با محاصرهٔ دریایی آمریکا معادلسازی شده که خود نقض آشکار آتشبس است، اخراج نظامی آمریکا فقط بهصورت بسیار کمرنگ و با افقی نامشخص (۳۰ روز پس از توافق نهایی) مطرح شده، و موضوع خونخواهی نیز تا زمانی که تفاهمنامه برقرار است، قابل پیگیری نیست.
طبیعتاً کارگزاران سیاسی در پاسخ به این فاصله، به کاستیها و ناتوانیها در حصول بیشتر اشاره خواهند کرد. برای نمونه، آقای قالیباف یک شب پیش از پیام رهبری، در صداوسیما به تفصیل دربارهٔ تفاهمنامه سخن گفت و مسئولیت آن را پذیرفت. ایشان همچنین دربارهٔ موضوع هستهای توضیح داد که در مذاکرات اسلامآباد، چندین بار آمریکاییها خواستند آن را مطرح کنند اما تیم ایرانی اعلام کرد اجازهٔ بحث دربارهٔ آن را ندارد؛ با این حال، اکنون میبینیم که این موضوع بهطور جدی در دستورکار قرار گرفته است.
روز گذشته حجت الاسلام نبویان در شبکه خبر با اطلاعاتی که در اختیار داشت درباره تعاملات کارگزاران و رهبر انقلاب درباره مذاکرات توضیحاتی دادند که بسیار مهم بود. این توضیحات به خوبی تفاوت رویکرد و نظر رهبر انقلاب با کارگزاران را آشکار میکرد. رهبر انقلاب در نامهنگاریهای خود با شورای عالی امنیت ملی به دقت تمام خطوط قرمز و شرایط را بیان کردند و متاسفانه بخش زیادی از آنها محقق نشده است. لذا طبیعی است که در پیام تصریح کنند که نظر دیگری داشتند. اگر چنین تصریحی نبود، مردم مبعوث شده متوجه رویکرد درست رهبر انقلاب نمیشدند و پیگیری حقوق به درستی صورت نمیگرفت.
اما چرا تفاهمنامه نتوانسته است شروط را محقق کند؟ در پاسخ این سوال باید تاکید کرد که کارگزاران ما زحمات زیادی کشیدند. اما نتوانستند. ناتوانی در تحقق شروط به اصل مسیر انتخاب شده مرتبط است. مسیر مذاکره به همراه پذیرش آتشبس از ۱۹ فروردین آغاز شد. ما در آن زمان دستِ برتر را در میدان داشتیم و دشمن تحت فشار بود – هم فشار نظامی و هم فشار اقتصادی بر حوزهٔ انرژی – اما با پذیرش آتشبس، به او کمک کردیم تا از فشار خارج شود. خود رهبر انقلاب نیز در این پیام اشارهای لطیف به این مطلب دارند که «رئیسجمهور آمریکا از روی استیصال از انواع اهرمها استفاده میکرد».
بنابراین، تفاوت نظر رهبری در موضوع تفاهمنامه، در حقیقت به نادرستیِ مسیر مذاکره با آمریکا با هدف تحقق اهداف و منافع مردم ایران برمیگردد؛ مسیری که عزیزان گمان میکردند میتواند حقوق ما را محقق کند، اما تحلیل غلطی بود. برخی از افراد تیم مذاکره کننده اینگونه بیان میکردند که در ۱۹ فروردین در موقعیتی بودیم که با تکیه بر قدرت و دستِ برتر خود میتوانستیم از آمریکا امتیازهای جدی بگیریم. در صورتیکه که مذاکره با آمریکا بنبست محض است و محاسبات مسئولان اشتباه بوده است. نتیجهٔ آن را در تفاهمنامهای میبینیم که حاصلِ همین مسیر غلط است. تفاوت نظر رهبری نیز ناشی از همین نادرستیِ مسیر است و این نکتهای است که باید به آن توجه جدی کرد.
همانطور که در پیام ۱۴ خرداد، رهبر انقلاب تاکید کردند که دستگاه محاسباتی مسئولین مورد هدف دشمن است، مشاهده میشود که خطای دستگاه محاسباتی کارگزاران سیاسی سبب شده تا نظر نهایی رهبر انقلاب با نظر آنها متفاوت باشد. باید گفت که رویکرد رهبر انقلاب با رویکرد کارگزاران تفاوت جدی دارد.
مردم مبعوث شده همان نظر رهبر انقلاب را دارند و در کنار رهبر انقلاب تحقق شروط و منافع ایران و محور مقاومت را از کارگزاران سیاسی مطالبه میکند. این نقشی موثر در ادامه مسیر است.
مسعود براتی؛
رمزگشایی از «علیالاصول»
وقتی رهبر انقلاب میفرمایند «نظر دیگری» داشتهاند، معنای آن چیست؟ برای پاسخ، باید به مجموعهٔ پیامهای ایشان از ۱۹ فروردین (زمان پذیرش آتشبس) تاکنون مراجعه کرد. در آن پیامها، شروطی ترسیم شده که مطلوبِ نظر ایشان را نشان میدهد: تعقیب متجاوزان (رژیم صهیونیستی و آمریکا)، غرامت، مدیریت بر تنگهٔ هرمز، یکپارچگی جبههٔ مقاومت، اخراج نظامی آمریکا از منطقه، انتقام و غیرقابلمذاکره بودن موضوع هستهای.
صاحبخبر -
∎