شناسهٔ خبر: 78610926 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

لالایی در سوگِ گلِ پرپر

طنینِ زمزمه‌های مازندرانی در رثای شش‌ماهه کربلا فضا مازندران را معطر به نام علی اصغر(ع) کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، در نخستین جمعه ماه محرم، دیار علویان یک‌سره رنگ عزا به خود می‌گیرد. گویی عطرِ گل‌های محمدی و بویِ اسپند در فضای مصلای بزرگ مرکز مازندران در هم می‌آمیزد تا مادران، بار دیگر دست در دستِ حضرت رباب (س)، ناله‌های جان‌سوز خود را برای طفل شش‌ماهه کربلا به آسمان بفرستند.

 اینجا همایش «شیرخوارگان حسینی» نه یک تجمع، که یک میعادگاه عاطفی میان مادران مازندرانی و خورشید کوچک دشت نینواست.

صدای  گریه، فضای مصلای ساری را پر کرده است. مادران، فرزندان خود را که لباس‌های سبز و سفید بر تن دارند، روی دست گرفته‌اند و با هر تکان‌دادنِ دست، گویی در حال گهواره‌گردانی برای علی‌اصغر (ع) هستند.

 در این میان، زمزمه‌های محلی با سوز و گداز خاصی به گوش می‌رسد؛ مادران مازندرانی با لهجه شیرین طبری، کلماتی را زیر لب تکرار می‌کنند که ترجمان همان داغ عظیم است.

 داغی که کهنه نمی‌شود

«فاطمه»، مادر 30 ساله‌ای که فرزند شش‌ماهه‌اش را در آغوش فشرده و اشک‌هایش بر صورت نوزاد می‌چکد، می‌گوید: «از سالی که فرزند اولم به دنیا آمد، نذر کردم او را با یاد حضرت علی‌اصغر (ع) بزرگ کنم. وقتی در این مراسم شرکت می‌کنم، به چشمان مادرانِ دیگر نگاه می‌کنم؛ همه ما در یک چیز مشترکیم؛ اینکه دلمان می‌سوزد برای مادری که حتی یک قطره آب هم نصیب طفلش نشد.»

در گوشه‌ای دیگر، پیرزنی که چادرش را با دندان گرفته تا صدای گریه‌اش بلند نشود، می‌گوید: «در مازندران ما، به طفل معصوم خیلی اهمیت می‌دهیم. وقتی فکر می‌کنم آن روز در کربلا، امام حسین (ع) با چه حالی فرزندش را روی دست گرفت، قلبم می‌ایستد. این مادران جوان اینجا، همان‌قدر که برای طفل خود می‌لرزند، برای علی‌اصغرِ کربلا ضجه می‌زنند. هنوز عشق به اهل‌بیت (ع) در رگ‌های مردم جاری است.»

عاشقانه‌ای به رنگ لالایی

مداح مجلس با صدایی لرزان، نوحه‌ای به زبان مازندرانی آغاز می‌کند. مادران هم‌صدا با او، با ناله‌ای هماهنگ، گهواره را در میان مجلس تکان می‌دهند. یکی از مادران که فرزندش را در آغوش دارد، می‌گوید: «ما اینجا برای علی‌اصغر کربلا، لالایی‌های قدیمی‌مان را می‌خوانیم؛ لالایی‌هایی که مادربزرگ‌هایمان به ما یاد دادند. وقتی می‌گوییم "لالا لالا"، انگار داریم با بی‌بی رباب هم‌دردی می‌کنیم که در آن گرمای کربلا، فرزندش را آرام می‌کرد.»

خورشید که از خزر بر فراز مصلای شهر می‌تابد، هزاران دست کوچک برافراشته به آسمان، گواهی می‌دهند که نسل نو، با محبت اهل‌بیت (ع) گره خورده است. در همایش شیرخوارگان مازندران، گویی زمان متوقف شده است. اینجا مادران، فرزندانشان را نه برای خود، که برای سربازی در راه حق و برای یادآوری مظلومیت طفلی که بزرگترین فاجعه تاریخ را با خون پاکش رقم زد، نذر کربلا کرده‌اند.

امروز، هوای مازندران نه از شرجی همیشگی، که از باران اشک‌های مادرانی لبریز است که در سوگ کوچک‌ترین سرباز کربلا، بزرگ‌ترین درس عشق و ایثار را مشق می‌کنند.

انتهای پیام/