با تصمیم الکسیس سیپراس، نخستوزیر یونان، مردم این کشور برای سومینبار در هشت ماه گذشته به پای صندوقهای رأی میروند. شاید برگزاری سه انتخابات فقط در هشت ماه، مورد خوبی برای ثبت در کتاب رکوردها باشد؛ اما واقعیت این است که این رأیگیریها نسبت چندانی با دموکراسی ندارند.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد حزب سیریزا به رهبری الکسیس سیپراس شانهبهشانه حزب راستگرای افراطی دموکراسی نوین (ND) حرکت میکند؛ البته این رقابت نزدیک نه بهدلیل عملکرد خوب حزب راستگراها، بلکه بیانگر ناامیدی رأیدهندگان از عملکرد سیریزا در دوره زمامداریاش است. بخشی از این نارضایتی شاید به دلیل مذاکره حزب حاکم یونان با بستانکاران اروپایی و پذیرش ریاضتهای اقتصادیای است که سیپراس در رقابتهای انتخاباتی به مردم یونان وعده داده بود زیر بار اجرای آنها نخواهد رفت.
اما اشتباه نکنید. شکست سیریزا -حتی اگر اعضای رادیکال آن پیش از انتخابات تصفیه شوند- تأثیر کمی بر مسیر آینده این کشور خواهد داشت؛ چراکه هر دو حزب تقریبا نسخههای متفاوتی از یک رژیم قدیمی مشابه را نمایندگی میکنند: هر دو خستهاند، هر دو فاسد هستند و هر دو عاری از ایدههای جدید هستند. اما در مقابل آنچه واقعا متفاوت بهنظر میرسد، اطمینان حزب دموکراسی نوین از نوعی بازگشت به طبقه متوسط زخمخورده است. در هر صورت، محتملترین سناریو در فردای روز رأیگیری، توافق دو حزب برای تشکیل یک دولت ائتلافی است. آیا این خبر بدی برای توافق با طلبکاران است؟ نه چندان. هر دو حزب در نظر دارند این برنامه را اجرا کنند، زیرا اکنون دیگر میدانند که این برنامه و توافق غیرقابل تغییر است. یونان برای اروپا، تا حدودی، یک نمونه از مشکلی حادتر است؛ اروپایی که واکنشهای ضد ریاضت اقتصادی بارها در آن به اجرا گذاشته شده و شکست خورده است. این برای حزب پودموس در اسپانیا، حداقل برای آیندهای نهچنداندور، خبر خوشی نیست.
بااینحال جالبترین مسئله درباره تحولات اخیر این است که ما درحالحاضر شاهد پایان نبرد میان ریاضت و جنبشهای ضدریاضتی هستیم؛ نبردی که در پنج سال گذشته بحث غالب در فضای سیاسی یونان و دیگر کشورهای اروپایی بوده و باعث شده است دوگانگی کلاسیک حزبی چپ و راست به فراموشی سپرده شود. همزمان، سیاست در یونان و دیگر دموکراسیهای غربی بیش از هر زمانی شکننده و تکهتکه شده است و ما آثار این شکنندگی را در فرازونشیبهای جهانیشدن و بازارهای آزاد مشاهده میکنیم. حال که به نظر میرسد سیاست در یونان در حال بازگشت به حالت عادی است، پنج نکتهای که در ماههای آینده باید مراقب آنها بود، عبارتند از:
1- به احتمال 90 درصد نتیجه انتخابات زودهنگام در یونان رویکارآمدن دولتی ائتلافی با حضور دموکراسی نوین و سیریزاست. با بازگشت به قدرت حزب راستگرای دموکراسی نوین، سیریزا ممکن است برای جلوگیری از پرداخت هزینههای سیاسی همکاری با دموکراسی نوین، تلاش کند کنارهگیری کند، گرچه این مخالفت با همکاری سیاسی احتمالا فقط میتواند باعث آسیب بیشتر به حزب و سیپراس شود.
2- ترکیب جدید دولت یونان هر چه باشد، برنامه اصلاحی توافقشده با طلبکاران خارجی احتمالا بهصورت کامل اجرا خواهد شد. مهمترین دلیل برای این مدعا این است که در پی تحولات دردناک پس از کنترل سرمایه و سیاستهای اقتصادی دولت سیریزا ذهنیت مردم کاملا تغییر کرده است.
3- روزهای خوش سیریزا به پایان رسیده است. رأیدهندگان اکنون سرخورده شاهد این هستند که سیاستهای فعلی سیریزا ترکیبی از بدترین عناصر حزب قدیمی سوسیالیستی «پاسوک» است که محبوبیت چندانی هم ندارد.
4- یونان قطعا نیازمند اصلاحات سیاسی است، اصلاحاتی هم در حوزه قانون اساسی و هم قوانین انتخاباتی. بعدها شاید یک سیستم مبتنی بر اکثریت نسبی بتواند ثباتی ایجاد کند که سیستم مجروح یونان برای ترمیم زخمهایش به آن نیاز دارد: زخمهای حاصل از رکود بزرگ 2015-2010 میلادی.
5- سیپراس نباید از دولت ائتلافی آینده کنار گذاشته شود. مهم است که او مسئولیت توافقی را که با طلبکاران امضا کرده است، برعهده بگیرد. چه کسی میداند، شاید او حتی قادر باشد به احیای دوباره چپها در یونان کمک کند.
واقعیت این است که یونان برای مدتی طولانی باید در فضای سیاسی خود سیستم دوحزبی را پیاده کند تا کشور بتواند به ریل ثبات سیاسی و رشد اقتصادی بازگردد. شاید نخستین گام درست در این مسیر را رأیدهندگان یونانی در انتخابات بیستم سپتامبر بردارند.