شناسهٔ خبر: 78582500 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

روايت پيروزي ديپلماسي بازدارنده ايران

عليرضا رجايي

صاحب‌خبر -

در تاريخ ديپلماسي ايران، نقطه ‌عطفي فراتر از «پذيرش حق غني‌سازي» توسط قدرت‌هاي جهاني وجود ندارد. اين گزارش نشان مي‌دهد كه چگونه جمهوري اسلامي ايران با راهبرد «ديپلماسي بازدارنده» و پشتوانه قدرت ميداني، نه تنها ميز مذاكره را ترك نكرد، بلكه امريكا را وادار به پذيرش اصلي‌ترين خواسته خود نمود. در اين مسير، پاكستان با ايفاي نقش يك ميانجي فعال و حرفه‌اي - علي‌رغم برخي موانع اجرايي در روابط دوجانبه- سهم خود را در تحقق اين صلح تاريخي ايفا كرد. نتيجه: شكست كامل پروژه «صفر غني‌سازي»، تحقير لابي صهيونيستي و تثبيت جايگاه ايران به عنوان قدرت مسلط ديپلماتيك منطقه. دست‌مريزاد بر ديپلمات‌هاي سربلند ايران.
مقدمه: پايان يك معماي استراتژيك- سال‌ها بود كه غرب و به ويژه رژيم صهيونيستي، روياي «توقف كامل غني‌سازي در ايران» را در سر مي‌پروراندند. تحريم‌هاي فلج‌كننده، تهديد نظامي، ترور دانشمندان هسته‌اي و فشارهاي سياسي، همه و همه با يك هدف طراحي شده بودند: ايران بدون چرخه سوخت هسته‌اي. اما هفته‌هاي اخير، نقطه پايان اين رويا رقم خورد. براساس گزارش‌هاي متعدد رسانه‌اي و تاييد رسمي مقامات ارشد ايران و پاكستان، غني‌سازي نه تنها متوقف نشده، بلكه به عنوان يك حق مسلم ايران توسط طرف امريكايي پذيرفته شده است. اين يك دستاورد ديپلماتيك ساده نيست. اين يك پيروزي راهبردي است كه معادلات قدرت در غرب آسيا را براي دهه‌هاي آينده تغيير خواهد داد.
پذيرش غني‌سازي، سند افتخار ايران- طي روزهاي ۱۰ تا ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، منابع مختلف خبري ازجمله روزنامه‌هاي پاكستان (نيشن، اكسپرس تريبون، جنگ)، مقامات ارشد اسلام‌آباد و درنهايت بيانيه‌هاي غيرمستقيم واشنگتن، همگي بر يك نكته اتفاق نظر داشتند: متن نهايي توافق ايران و امريكا، حق غني‌سازي ايران را به رسميت مي‌شناسد. نخست‌وزير پاكستان، شهباز شريف، در بيانيه‌اي رسمي اعلام كرد كه «توافق صلح تاريخي» با ميانجيگري كشورش به دست آمده و مراسم امضاي آن، روز جمعه ۲۹ خرداد در سوييس برگزار خواهد شد. اما فراتر از اين اعلاميه‌ها، آنچه اهميت دارد، محتواي توافق است: 
٭تداوم غني‌سازي در داخل ايران.
٭عدم تعطيلي هيچ تاسيسات هسته‌اي.
٭نظارت‌هاي پادماني در چارچوب NPT، نه فراتر از آن.
٭ لغو  تدريجي تحريم‌ها بدون اخلال در برنامه موشكي و حقوق دفاعي ايران. اين همان چيزي بود كه ايران سال‌ها بر آن تاكيد داشت.
شكست تاريخي پروژه «صفر غني‌سازي»- براي درك عمق اين پيروزي، بايد به عقب برگرديم. پس از برجام، امريكا با خروج يك‌طرفه، نشان داد كه به هيچ توافقي پايبند نخواهد ماند. هدف واشنگتن واضح بود: رساندن ايران به نقطه شكنندگي اقتصادي و سپس وادار كردن آن به پذيرش تعليق كامل غني‌سازي. اما محاسبه امريكا اشتباه از آب درآمد.
۱- ديپلماسي بازدارنده: ايران بدون توقف يك روزه غني‌سازي، پاي ميز مذاكره نشست. پيام روشن بود: «مي‌آييم مذاكره كنيم، اما هيچ‌كس نمي‌تواند حق مسلم ما را بگيرد.»
۲- پشتوانه ميداني: قدرت موشكي ايران، حمايت از محور مقاومت و بازدارندگي نظامي، برگ برنده‌اي بود كه هيچ ديپلماتي بدون آن نمي‌توانست چنين امتيازي بگيرد.
۳- شكاف در ائتلاف غرب: اروپا كه از سياست «فشار حداكثري» ترامپ خسته شده بود، اين‌بار مسير متفاوتي را در پيش گرفت. ميانجيگري پاكستان نيز در اين فضا معنا پيدا كرد.
نتيجه: امريكا به جاي «صفر غني‌سازي»، «غني‌سازي با نظارت» را پذيرفت. اين بزرگ‌ترين شكست استراتژيك واشنگتن در قبال ايران از زمان پيروزي انقلاب اسلامي است.
نقش پاكستان: ميانجي در خدمت صلح- در اين ميان، نمي‌توان نقش اسلام‌آباد را ناديده گرفت. پاكستان با وجود تمام فشارها – وابستگي به نهادهاي مالي بين‌المللي، مشكلات امنيتي در بلوچستان، رقابت با هند – جرات كرد وارد ميدان شود و نقش يك تسهيلگر را ايفا كند. بر اساس گزارش نيويورك تايمز و تاييد سناتور فيصل وادا، فرمانده ارتش پاكستان (فيلد مارشال عاصم منير) شخصا مذاكرات را مديريت كرده و متن پيش‌نويس توافق زيرنظر او نگارش شده است. همچنين وزير خارجه سويس رسما از «نقش پيشرو و ميانجيگرانه پاكستان» قدرداني كرد. اما نكته كليدي اين است: ميانجي هر قدر هم فعال باشد، بدون اراده سياسي ايران به نتيجه نمي‌رسيد. پاكستان كانال بود، اما مغز متفكر و اراده فولادين، از آنِ تهران بود.

شواهد ميداني: قفل‌ها نه شكست كه محدوديت‌هاي موقتي- منتقدان مي‌گويند: «چگونه كشوري كه در تجارت مرزي با مشكل مواجه است، مي‌تواند ميانجي خوبي باشد؟» پاسخ ساده است: ديپلماسي كلان با مديريت اجرايي روزمره تفاوت دارد. بله، در گذرگاه 

گبد-ريمدان تاخيرهايي رخ داده است. بله، پروژه خط لوله صلح به دليل تحريم‌هاي امريكا با كندي پيش مي‌رود. بله، مدرسه ايراني در بلوچستان مدتي تعطيل بوده است. اما كدام‌يك از اين موارد، به دليل بدعهدي پاكستان است؟

    تاخيرهاي گمركي، بخشي از اصلاحات ساختاري براي مبارزه با قاچاق بوده است.

    توقف لوله صلح، مستقيما ناشي از تهديد امريكا به قطع خطوط اعتباري پاكستان است.

   مشكلات مرزي، عمدتا ريشه در ناامني‌هاي ناشي از گروه‌هاي مسلح دارد.

پاكستان در اين موارد قرباني فشارهاي خارجي بوده، نه عامل آن و با اين حال، در بالاترين سطح ديپلماتيك، نقش يك ميانجي موثر را ايفا كرده است. اين يعني «تفكيك هوشمندانه سطوح»، نه «شكاف ميان ادعا و عمل.»

نبرد با تخريب‌چي‌ها: شكست جريان تند و لابي صهيونيستي- يكي از مهم‌ترين درس‌هاي اين رويداد، شكست آشكار پروژه تخريب ديپلماسي ايران بود. از همان روزهاي نخست، برخي جريان‌هاي تندرو -كه برخي تحليل‌ها آنها را هماهنگ با «صداي عناصر تند اسراييل» مي‌دانند‌-  دست به كار شدند تا فضاي بي‌اعتمادي ايجاد كنند.

تيترهايي از قبيل: ميانجي در محاق؛ شكاف ميان حرف و عمل؛ قفل‌شدگي ميداني؛ ديپلماسي بي‌نتيجه؛ همه و همه، تلاش براي القاي ناكارآمدي ديپلماسي ايران بود، اما چه شد؟ توافق بسته شد. غني‌سازي پذيرفته شد. تحريم‌ها در حال لغو شدن هستند. جريان‌هاي تند بي‌منطق و همسو با اسراييل، اين‌بار هم بازنده ميدان بودند. دست‌مريزاد بر بصيرت ملت ايران و تيم ديپلماتيك كه اجازه ندادند اين توطئه‌ها به هدف برسد.

چرا اين پيروزي تاريخي است؟- پيروزي در هر ميز مذاكره‌اي، زماني ارزشمندتر مي‌شود كه بدانيم چه موجي از تخريب و دشمني وجود داشته است. در اين مورد خاص: 

   رسانه‌هاي غربي تلاش كردند نقش ايران را كمرنگ جلوه دهند.

    برخي كشورهاي منطقه، پشت پرده سنگ‌اندازي كردند.

     لابي اسراييل مستقيما وارد عمل شد تا توافق را نابود كند.

    حتي برخي جريان‌هاي داخلي منطقه، ناآگاهانه يا آگاهانه، در اين مسير حركت كردند.

اما نتيجه چه بود؟ موفقيت كامل ديپلماسي ايران و نه هر موفقيتي، بلكه موفقيتي كه هسته اصلي برنامه هسته‌اي ايران (غني‌سازي) را به عنوان يك حق تثبيت كرد. دست‌مريزاد بر ديپلماسي سربلند ايران. در پايان، قدرداني وظيفه انساني و ملي است. دست‌مريزاد بر وزير امور خارجه ايران و تيم حرفه‌اي ايشان كه نشان داديد ديپلماسي مي‌تواند مسلحانه، بازدارنده و در عين حال مقتدرانه باشد. دست‌مريزاد بر تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي كه هيچ‌گاه خط قرمزها را فراموش نكردند. دست‌مريزاد بر نيروهاي مسلح ايران كه پشتوانه اين ديپلماسي بودند. دست‌مريزاد بر پاكستان و ديپلمات‌هايش كه نقش يك ميانجي صادق و موثر را ايفا كردند. دست‌مريزاد بر ملت ايران كه هرگز باور نكرد غني‌سازي حق او نيست. امروز، اين باور به واقعيت تبديل شد.

يك جمله، يك فتح- «غني‌سازي پذيرفته شد» اين جمله كوتاه، بلندترين فرياد پيروزي ديپلماسي ايران است. اين يعني: 

٭ امريكا عقب‌نشست. تحريم‌ها شكست خوردند. حق هسته‌اي ايران به رسميت شناخته شد. محور مقاومت قدرتمندتر از قبل شد و پاكستان به عنوان يك ميانجي منطقه‌اي تثبيت شد. معماي ديپلماسي بازدارنده حل شد: مي‌شود در اوج تحريم، توافق كرد. مي‌شود با دشمن قسم‌خورده مذاكره كرد و پيروز شد. مي‌شود نقش ميانجي را به رسميت شناخت، اما ستاره ميدان خود بود. اين هنر ديپلماسي ايراني است. اين سربلندي ايران است.

كارشناس ارشد روابط بين‌الملل