خبرگزاری حوزه | ماه محرم که میآید، انگار دل ها، رنگ دیگری به خود میگیرند؛ رنگی از جنس عشق، اندوه، دلتنگی برای حقیقتی ابدی که در سرزمین کربلا و در یک زمان معدود جاودانه، در جریده تاریخ مانا شد.
ماه محرم، فقط آغاز یک ماه نیست؛ آغاز بیدارشدن، شناختن و به سوگ نشستن زخمی کهنه در سینه تاریخ است، که اشکها از عمق جان میجوشاند و دلها را به سوی مجالس و محافل روضه می کشاند، به سمت نامی که با شنیدنش، دل بیاختیار میشکند، روان مکدر می گردد، غم فرو می رود و نگرانی وجود را فرامی گیرد: یعنی حسین(ع)...!
حقیقت ماه محرم را بایست در کوچه پس کوچه های سیاهپوش محل ها و بالای مأذنه و مناره های شهر دید، در صدای سنج، طبل و نوحه، در پرچمهایی که با باد همراه می شوند، غمی مقدس جاری می گردد؛ غمی که روح و روان را میلرزاند و آدمی را به تأملی عمیق در معنای شجاعت، وفاداری، مظلومیت، ایثار، ایمان، آزادگی و... میبرد.
روایت بر جان گرفته محرم، واقعیت غربت، عطش و مردانگی در اوج تشنگی و اقیانوس بیکران ایمان بود. روایت کودکانی می باشد، که با لبهای خشکیده، درس صبوری، استقامت و پایداری به تاریخ دادند، در این میانه سوزناک نام عطش زده اصغر(ع) بر دستان پدر بزرگوارش، چه غوغایی دارد...!
در آخرین صحنه مصیبت زده عاشورا نقش برجسته زینب(س) نمایان می شود، که با قامت استوارش، سخنان با صلابتش و شجاعت علویش اجازه نداد حقیقت کربلا در هیاهوی ظلم و ستم پیشگان آسیب ببیند و یا با القای توهمات گم گردد، بلکه با سینه ای پر غم و مصیبت عَلم افتاده امام زمانش را به دوش می کشد و کاری می کند، کارستان... .
در واقع چه راز بزرگی در حماسه کربلا نهفته است، که قرنها از آن گذشته، اما در صحیفه تاریخ هنوز با شنیدن «یا حسین(ع)»، «یا غریب» و « یا مظلوم» چشمها بارانی میشود و دلها پناه میبرند به بدن های ارباً اربا شده نقش بر زمین، به خیمههای سوخته عشق، به ناله های کودکان عطش زده و به دستان افتاده بر زمین که همگان را مجذوب و مفتون خود کرده اند.
ماه محرم و عزاداری شیعیان
ماه محرم فقط آغاز سال قمری نیست، بلکه نماد آگاهی، ایستادگی، عدالتخواهی و وفاداری به حقیقت است؛ ماهی که یادآور قیام امام حسین(ع) و ماندگاری ارزشهای انسانی در برابر اوج ظلم و ستم است.
ماهیت ماه محرم در سوگواری و ماتم زدگی صرف نیست؛ بلکه ماه بیداری وجدانهاست، ماه سنجش انسان با حقیقت ها و واقعیت ها درون و بیرونش می باشد، که در آن «دین مداری»، «آزادگی»، «حق طلبی» و «استقامت» معنایی دوباره پیدا میکند، که تلالؤی واژگان والا را با مصداق هایی شرح حال و راستی آزمایی می نماید.
حقیقت درک شده از حماسه کربلا و اشک بر حسین(ع) زبان مشترک همه دلهای شکسته آزادگان دنیاست و محرم می تواند فصل بازخوانی مسئولیت انسان در برابر ظلم، بیتفاوتی و انحراف های فردی و اجتماعی باشد؛ فرصتی در این ماه دست می دهد، که از واقعه عاشورا فقط یاد غمگینانه نکنیم و لباس مشکی نپوشیم، بلکه پیام آن را در زندگانی امروزین درک واقعی نماییم و سعادتمندی خویش را با درس های برگرفته از آن بیامیزیم، چراکه نگاه انگیزشی به ماه محرم، فرهنگِ مقاومت اخلاقی ـ انسانی را تقویت می کند، فرهنگی که به انسان یاد میدهد در سختترین شرایط هم میتوان شرافت، ایمان و حقطلبی را حفظ کرد و این مسئله اکنون در میان مردمان ایران زمین می جوشد و در برابر دشمنان بشریت موج می زند و خود اسوه و الگوی جهانیان شدند.
آنچه در آثار مکتوب از ماه محرم داریم، این که نخستین ماه از ماههای دوازدهگانه قمری و یکی از ماههای حرام است، که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شدهبود. البته این ماه برای شیعیان بسیار مقدس میباشد، زیرا در دهم این ماه حسین بن علی(ع) امام سوم آنان کشته شده است و برای گرامی داشتن یاد آن امام(ع)، شیعیان در دهه نخست این ماه به سوگواری می پردازند و مراسم هایی از مرثیه خوانی، سینه زنی و تعزیه خوانی بر پا می کنند.
در این باره امام رضا(ع) می فرماید: «چون ماه محرم فرا میرسید، کسی پدرم امام کاظم(ع) را خندان نمیدید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز عاشورا ...آن روز، روز مصیبت، حزن و گریه او بود و میگفت: امروز روزی است که حسین(ع) شهید شده است.»۱
یا در روایتی به ریان بن شبیب می فرماید: «... ای پسر شبیب، به راستی محرم همان ماهی است، که اهلِ جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را به خاطر احترامش در آن حرام میدانستند و این امت، نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت پیامبرش را، در این ماه ذریّه او را کشتند و زنانش را اسیر کردند و داراییاش را غارت کرد .خدا هرگز این گناه آنان را نیامرزد... ای پسر شبیب، اگر برای چیزی گریان شدی، برای حسین(ع) گریه کن، که او را سر بریدند، همانگونه که گوسفند را سر میبرند و هجده کس از خاندانش(ع) با او کشته شدند که روی زمین مانندی نداشتند. آسمانهای هفتگانه و زمینها برای کشتهشدن او گریستند و چهارهزار فرشته برای یاریش به زمین آمدند و دیدند که ایشان کشته شدهاند. پس بر سر قبرش ژولیده و خاکآلود میباشند تا قائم(عج) قیام کنند و یاریش کنند و شعار آنها « یا لِثاراتَ الحسین علیهالسّلام؛ ای خونخواهان حسین(ع) است... .»۲
اهمیت حماسه کربلا را هیچ گاه نمیشود در نوشتار نویسندگان و در گفتار سخنرانان درک واقعی نمود، بلکه بایست با همه وجود حس کرد و آموخت، که می¬توان تنها و مظلوم بود، اما جاودانه شد و در تاریخ درخشید و قلوب را تسخیر کرد. رسول بزرگوار اسلام(ص) چه زیبا فرمودند: « اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فی قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً؛۳ برای شهادت حسین(ع)، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است، که هرگز سرد و خاموش نمیشود.»
و یا می فرماید: « یا فاطِمَةُ، کُلُّ عَیْنٍ باکِیَةٌیَوْمَ اَلْقِیَامَةِ إِلاَّ عَیْنٌ بَکَتْ عَلَی مُصابِ اَلْحُسَینِ فَإِنَّهَا ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ اَلْجَنَّةِ؛۴ ای فاطمه، روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمت های بهشتی مژده داده میشود.»
اگر ای دوست تو را عقده عالم به گلوست
داستان تو و غم، آینه سنگ و سبوست
آستانبوس حرم باش و بپرس از در دوست
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
پی نوشت:
۱. شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۲۸: «کَانَ أَبِی (ع) إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا یُرَی ضَاحِکاً وَ کَانَتِ الْکِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتَّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَیَّامٍ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْعَاشِرِ کَانَ ذَلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصِیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکَائِهِ وَ یَقُولُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ(ع).»
۲. شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۹۲ و بحارالأنوار، ج۴۴، ص ۲۸۳: «... ابن شبیب، إن المحرم هو الشهرالذی کان أهل الجاهلیة فیما مضی یُحرّمون فیه الظلم والقتال لحرمته، فما عرفت هذه الأمّة حرمة شهرها و لاحرمة نبیها، لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته، و سبوا نسائه و انتهبوا ثقلة، فلا غفر الله لهم ذلک أبدا...»
۳. مرحوم آیت الله حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱۲، ص۵۵۶.
۴. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۹۳.
حجت الاسلام محمدجواد مصطفوی